بتشکنی تماشاگران
دنیای اقتصاد : در هفتههای اخیر سه پروژه تصویری از سه چهره نام آشنا به نمایش درآمد و علاقه مندان آثار این چهرهها را به شکل عجیبی ناامید کرد. شکست سنگین مهران مدیری با «مرد سههزارچهره»، حمید نعمتالله با «بت» و سروش صحت با «استخر» گویای این است که نسخههای قدیمی ستارههای سابق سینما و تلویزیون دیگر جوابگو نیست. این سه پروژه با تبلیغات گسترده در دسترس مخاطبان قرار گرفتهاند اما کیفیت پایین آنها باعث شده تا در کمترین زمان موج منفی درباره شان شکل بگیرد. البته این سه پروژه از نظر سرنوشت تولید و نمایش یکسان نیستند. «مرد سههزارچهره» از آنتن شبکه ۳ پخش میشود، «استخر» و «بُت» روی پرده سینما میزبان تماشاگران بودهاند. بنابراین بحث اصلی دیگر صرفا دشواری تولید نیست؛ مساله مهمترآزمون کیفیت و توانایی این آثار در جلب رضایت مخاطب است.
مهران مدیری در دام تکرار
بازگشت مهران مدیری با «مرد سههزارچهره» یکی از اتفاقات مورد انتظار تلویزیون در سال ۱۴۰۵ بود. بازگشت مسعود شصتچی پس از حدود ۱۷سال، بهطور طبیعی انتظارات زیادی ایجاد کرد. دو مجموعه قبلی این شخصیت، بهویژه «مرد هزارچهره»، از نمونههای موفق طنز موقعیت در تلویزیون ایران بودند و همین سابقه، کار مدیری را دشوارتر میکرد.
اما قسمتهای ابتدایی فصل جدید نشان دادند که محبوبیت شخصیت شصتچی لزوما به معنای موفقیت ادامه داستان او نیست.
انتقادهای رسانهای از همان قسمت نخست آغاز شد. ریتم کند، طولانی شدن معرفی شخصیتها و استفاده از شوخیهایی که به فضای کمدی سالهای گذشته شباهت دارند، از مهمترین نقاط ضعف مجموعه عنوان شدند. در این گزارش حتی به نمونههایی مانند برخوردهای فیزیکی شصتچی با وسایل اداره، ورق زدن کاغذ و شوخیهای مبتنی بر رفتارهای اداری قدیمی اشاره شده است. مساله اصلی این است که مدیری ظاهرا بیش از اندازه به همان فرمولی تکیه کرده که زمانی برایش موفقیت به همراه آورده بود. شخصیت دستپاچه، سوءتفاهمهای پیدرپی و قرار گرفتن یک آدم معمولی در موقعیتهای غیرعادی همچنان در مرکز روایت قرار دارند؛ اما منتقدان میپرسند چه چیزی در این بازگشت واقعا تازه است؟
این پرسش در گزارش دیگری از راهبرد فردا با عنوان «مهران مدیری دیگر مثل گذشته نمیخنداند؟» نیز مطرح شده است. در این گزارش، تکرار شوخیها، کندی روایت و وابستگی به خاطرات آثار قبلی از جمله دلایل واکنشهای منفی عنوان شدهاند.
حتی فرزین محدث، بازیگر مجموعه، در گفتوگو با ایسنا درباره شباهت سبک سریالسازی مدیری به آثار حدود دو دهه قبل، پاسخ قطعی را به خود کارگردان ارجاع داده و احتمال تاثیر محدودیتها و تغییر ذائقه مخاطب را مطرح کرده است. این اظهارنظر نشان میدهد مساله شباهت اثر تازه به آثار قدیمی صرفا یک بحث حاشیهای در فضای مجازی نیست و در گفتوگوهای حرفهای نیز مطرح شده است. نقدهای دیگر هم این موضوع بازگو میشود که مدیری در تولید اثری جذاب شکست خورده و در بازآفرینی موفقیت گذشته با چالشی جدی مواجه شده است.
سال افول سروش صحت
یکی از شکستخوردگان سرشناس سینما در سال ۱۴۰۵بیتردید سروش صحت است. فیلم «استخر» سومین تجربه بلند سینمایی او پس از «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافهها» است که اخیرا اکران شده و انتقادهای فراوانی را برانگیخته است. دو فیلم قبلی، بهویژه به دلیل جهان شخصی، طنز متفاوت، توجه به مرگ و تنهایی و روایت نامتعارف روابط انسانی، توانسته بودند جایگاه خاصی برای صحت ایجاد کنند.از همین رو انتظار میرفت «استخر» نیز بتواند گامی تازه در مسیر فیلمسازی او باشد. اما واکنش بخشی از منتقدان نشان داد که فیلم در تحقق این انتظار موفق نبوده است. در هفتههای گذشته بارها به ضعف شخصیتپردازی، بهخصوص در شخصیت بهار با بازی سحر دولتشاهی اشاره شده و منتقدان میگویند دلیل جدایی این شخصیت از همسرش به شکل قانعکنندهای در داستان توضیح داده نمیشود.
ضعف نویسندگی، پرداخت ناکافی شخصیتها و ناتوانی در ایجاد پیوند موثر میان ژانر کمدی و مفاهیم جدی داستان مشکلاتی هستند که در نقد این اثر تکرار شدهاند. نقدهای مطرح شده یک نقطه مشترک دارند و اینکه سروش صحت بیش از آنکه جهان سینمایی خود را گسترش دهد، به تکرار مؤلفههای آشنای آثار گذشته بازگشته است.
البته سروش صحت در سینمای خانگی هم به نوعی با انتقاد مواجه است. سریال «تاکسی» به کارگردانی حسن نوری و فیلمنامه سروش صحت در حالی پخش شده که خیلیها معتقدند با اثری به شدت ضعیف روبهرو شدهاند. فیلمنامه این اثر بر اساس کتاب «تاکسیسواری» نوشته شده که اگرچه بیش از ۵۰ بار تجدید چاپ شد اما کارشناسان نقدهای تند و تیزی درباره اش مطرح کردند و موفقیتش در فروش را فقط به شهرت نویسنده اش ربط دادند.
منتقدان میگویند این کتاب از لحاظ ادبی ضعیف است و روایتهای پیش پا افتاده اش داستانهایی جذاب را شکل نمی دهند. حالا ساختار اپیزودیک، قصههای کوتاه و حضور مسافران متفاوت در یک تاکسی، ایدهای است که در ظاهر ظرفیت زیادی برای روایتهای جذاب دارد اما به نظر میرسد هر قسمت به مجموعهای از برخوردهای کوتاه و خاطرهگوییهای پراکنده، بدون آنکه شخصیتها و موقعیتها تغییر کنند، تبدیل شده است.
«بت» حمید نعمتالله در گوشه رینگ
در میان این سه پرونده، «بُت» حمید نعمتالله با صریحترین انتقادهای رسانهای روبهرو شده است. نعمتالله پیش از این با آثاری چون «بیپولی»، «رگ خواب»،«آرایش غلیظ» و «شعله ور» جایگاه قابل اعتنایی در سینمای ایران به دست آورده بود. به همین دلیل، انتظار از فیلم جدید او بالا بود. ترکیب بازیگرانی چون لیلا حاتمی، محمدرضا فروتن، لیلی رشیدی، الناز حبیبی و نوید پورفرج نیز کنجکاوی درباره فیلم به وجود آورد اما پس از نمایش، واکنشها مثبت نبود و موج انتقاد راه افتاده است.
برخی نقدها ایرادهای تندی به ساختار اثر گرفتهاند و فیلم را فاقد انسجام روایی و گرفتار ریتم کند میدانند و معتقدند زمان ۱۴۴دقیقهای آن به درام لطمه زده است. مشکلات تدوین، طولانی بودن نماها و فقدان پیوند موثر میان تصاویر نیز نکاتی است که در نقدها به آنها اشاره شده است. همچنین انتخاب فضای شبکههای اجتماعی بهعنوان موضوع اصلی فیلم، از نگاه نویسنده به نتیجهای قانعکننده نرسیده است. نکته مهمتر، مقایسه «بُت» با کارنامه قبلی نعمتالله است. انتقاد اصلی این نیست که فیلمساز تازهکار در ارائه یک تجربه ناموفق بوده؛ بلکه این است که کارگردانی با سابقهای چون نعمتالله، اثری ساخته که از نظر برخی منتقدان فاصله محسوسی با استانداردهای مورد انتظار از او دارد.
در نقدها فروش پایین فیلم نیز بهعنوان نشانهای از استقبال محدود مخاطبان مطرح شده است هرچند برای نتیجهگیری قطعی درباره شکست تجاری، باید آمار فروش نهایی، تعداد سالنها، تعداد سانسها و مدت اکران نیز بررسی شود. البته در این میان نقدهای مثبت هم درباره فیلم جدید حمید نعمتالله وجود داشته است اما نقدهای منفی بیشتر بوده است.