خوشبینی نفت به مذاکره
دنیایاقتصاد: بهای نفت برنت دوشنبه ۲نوامبر حدود ۴دلار ریخت و به ۱۰۸دلار در بشکه رسید؛ اما این افت بیشتر شبیه آرامش پیش از توفان است تا نشانه بهبود. بازار به خبر مذاکرات قطر و ایران امیدوار شده، درحالیکه ذخایر جهان خالیتر از همیشه و انتخابات میاندورهای آمریکا امروز برگزار میشود. قیمت امروز بیش از آنکه حاصل تغییر در عرضه باشد، نتیجه یک قمار سیاسی است. بهای شاخص برنت در ماه اکتبر در بالاترین سطح ۶ماه اخیر بسته شد؛ چون نگرانی از شعلهور شدن دوباره جنگ آمریکا با ایران بالا بود. به گزارش تارنمای Tradingeconomics روز دوشنبه این روند صعودی متوقف و شکل نزولی به خود گرفت. دو عامل این سقوط ناگهانی را رقم زدند: مذاکرات مقامهای ایران و قطر برای سومین روز پیاپی ادامه یافت و آخر هفته درگیری نظامی مهمی رخ نداد. شاخص وست تگزاس اینترمدییت هم حدود ۹۹دلار معامله شد.
آمادگی برای دفاع و دیپلماسی
مذاکرهکنندگان ایرانی یکشنبه اول نوامبر دوحه را ترک کردند؛ اما به گفته یک مقام مطلع، دلیل این امر رسیدن به بنبست نبود. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، مذاکرات را «در حال پیشرفت» خواند و گفت تهران برای «دفاع و دیپلماسی» هر دو آماده است. بازار این جمله دوپهلو را به نفع خود خواند. تحلیلگران هم از رنگباختن بخشی از تب قیمتها سخن گفتند. گزارشها نیز حاکی است دونالد ترامپ مایل است پیش از تصمیم درباره از سرگیری حملات، به دیپلماسی فرصت بیشتری بدهد. نکته مهم این است که هیچیک از اینها توافق نیست. قیمت امروز بر «احتمال توافق» استوار است، نه بر بازگشایی تنگه هرمز. چنین قیمتی با یک خبر بد به همان سرعتی که ریخته است، برمیگردد.
حرکت همزمان سه ساعتشمار
بازار نفت این هفته با سه ساعتشمار همزمان سروکار دارد. اولی میز مذاکره دوحه است؛ با میانجیگری قطر و تلاش کشورهای خلیجفارس برای جلوگیری از تشدید تنش. دومی صندوق رأی آمریکاست؛ نتیجه انتخابات میاندورهای هر چه باشد، میتواند حسابوکتاب واشنگتن درباره ادامه فشار نظامی را تغییر دهد. سومی هشدار تهران است که هر حمله تازه را با پاسخ به اهداف آمریکایی در کشورهای همسایه پاسخ میدهد. نشانهای مثبت هم وجود دارد: عربستان در اکتبر با وجود حملات حوثیهای یمن به زیرساختهای انرژیاش، صادرات نفت خام را نسبت به سپتامبر افزایش داد. اوپکپلاس نیز آخر هفته سقفهای تولید را تا پایان دسامبر بدون تغییر نگه داشت. اما این دو خبر، بازار را آرام نمیکند؛ چون همزمان حملات به نفتکشهای عبوری از هرمز بالا گرفته و امنیت کشتیرانی در این آبراهه همچنان پرمخاطره است.
خرج کردن از پسانداز
از اواخر فوریه که جنگ آغاز شد، نفت حدود ۵۰درصد گرانتر شده است. اما قیمت فقط نیمی از ماجراست. در این ۸ماه، جهان نزدیک به یکمیلیارد بشکه از انبارهای خود بیرون کشیده تا شوک را بگذراند. بازار این بحران را با تولید تازه پشت سر نگذاشته، بلکه با خرج کردن پساندازش گذرانده است. پس حتی اگر فردا توافقی امضا شود، قیمتها به روزهای پیش از جنگ برنمیگردند. انبارهای خالیشده باید دوباره پر شوند و دولتها و شرکتها برای این کار به بازار برمیگردند. صلح قیمت را پایین میآورد؛ اما این تقاضای تازه مانع سقوط آن میشود.
سه پایان ممکن برای این هفته
این بخش گزارش برداشتی از دیدگاه تحلیلگران و فعالان بازار است. پایان اول: آتشبس در انتظار. اگر مذاکرات دوحه ادامه یابد، درگیری نظامی تازهای رخ ندهد و واشنگتن پس از انتخابات به دیپلماسی فرصت دهد، بسیاری از تحلیلگران انتظار دارند قیمتها حول محدوده فعلی یا کمی پایینتر بمانند. بیشتر سود را واردکنندگان میبرند و صورتحساب این وضعیت را تولیدکنندگانی می پردازند که به قیمت بالا عادت کردهاند. این روایت به این فرض تکیه دارد که اختلافها بدون حادثه دریایی تازه پشت درهای بسته حل شود. این محتملترین روایت برای کوتاهمدت به نظر میرسد.
پایان دوم: بازگشت به نقطه صفر. اگر پس از انتخابات، واشنگتن به این نتیجه برسد که دیپلماسی نتیجه نمیدهد و حملات از سر گرفته شود، تهران بنابر هشدار خود پاسخ خواهد داد و نفتکشها و زیرساختهای منطقه دوباره آماج حملات میشوند. در این حالت ذخایر کاهشیافته، قیمت را بدون هیچ سپری بالا میبرد و واردکنندگان آسیایی و اروپایی بیشترین آسیب را میبینند. احتمال این روایت کمتر از اولی، اما پیامدش سنگینتر است.
پایان سوم: صلح ناقص. اگر توافقی امضا شود اما امنیت تنگه هرمز کامل برنگردد، بخشی از ریسک جنگ در قیمت باقی میماند. موسسه مالی گلدمنساکس هشدار داده اگر تولید نفت خلیج فارس ۳.۵میلیون بشکه در روز زیر میانگین ۲۰۲۵ بماند، قیمت برنت در ۲۰۲۷ میتواند تا ۱۴۰دلار برود، یعنی حدود ۳۰درصد بالاتر از سطح امروز. این روایت به تداوم اختلال در بخشی از تولید و حمل متکی است.
آنچه پشت نمودار پنهان است
فراتر از نوسان روزانه قیمت، سه نکته آینده بازار را رقم میزند. نخست، حساسیت قیمت به خبر سیاسی بیش از هر زمان است؛ چون ذخایر کم است، هر شایعه صلح یا جنگ بزرگتر از وزن واقعیاش در قیمت اثر میگذارد. دوم، افت قیمت برای دولتهای واردکننده فرصتی برای خرید ذخیره است. اگر بخواهند از این فرصت استفاده کنند، همان تقاضا، قیمت را بالا نگه میدارد. سوم، میانجیگری قطر و حضور کشورهای خلیج فارس در مذاکرات نشان میدهد این کشورها ترجیح میدهند راهحل را خودشان بسازند و منتظر تصمیم قدرتهای بزرگ نمانند؛ این الگو احتمالا در سالهای بعد هم بازتاب خواهد یافت.
پرسش پایانی
اگر قیمت نفت امروز بیش از آنکه به بشکهها وابسته باشد به خبرهای دوحه و نتیجه انتخابات آمریکا گره خورده، آیا بازار انرژی هنوز بازاری اقتصادی است یا به صفحهای برای قمار سیاسی تبدیل شده است؟