روی خوش آقای رحمتی
دنیای اقتصاد : مراسم بزرگداشت اکبر رحمتی، بازیگر قدیمی تئاتر، سینما و تلویزیون در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد. در این مراسم چهرههای سرشناسی حضور داشتند و اسماعیل خلج، نویسنده و کارگردان تئاتر با اشاره به سالها همکاری با اکبر رحمتی گفت: «من در تمام این دوازده، سیزده سالی که با اکبر بودم، واقعا ندیدم که با کسی حرفش بشود یا با کسی دعوا کند. ابدا، ابدا! همیشه هم مثل همین الان که دارد لبخند میزند، همینطور بوده است.»
خلج با تاکید بر خوشرویی و رفتار صمیمانه رحمتی افزود که در تمام سالهای همکاری، همواره او را با همین روحیه دیده و هیچگاه شاهد بروز رفتار ناخوشایندی از سوی این بازیگر نبوده است.
او با تاکید بر نقش عشق در کیفیت فعالیتهای هنری و زندگی روزمره بیان کرد: «هیچ کاری بدون عشق ممکن نیست.» او برای توضیح این موضوع، به مثال مادری اشاره کرد که با عشق برای فرزندش غذا آماده میکند و همین محبت، آن غذا را برای کودک دوستداشتنیتر میسازد.
داریوش مودبیان، نویسنده و کارگردان نیز با اشاره به همکاریهای مشترک خود با این بازیگر پیشکسوت، از تواناییهای هنری، شناخت او از شخصیتهای ایرانی و تهرانی و همچنین روحیه مهرورزانهاش سخن گفت. او گفت: رحمتی معمولا نمیگذارد یک هفته بگذرد و تماسی نگیرد. به گفته مودبیان، این بازیگر در مناسبتهای مختلف ارتباط خود را با دوستانش حفظ میکند و همواره به یاد آنهاست؛ ویژگیای که از نظر او بسیار ارزشمند و شایسته تقدیر است.
ایرج راد بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون نیز بازی بیادعا، شناخت عمیق اکبر رحمتی از فرهنگ مردم و تواناییاش در برقراری ارتباط با مخاطب را از مهمترین ویژگیهایش دانست.
آتش تقیپور بازیگر قدیمی نیز در این مراسم از تواناییهای او در شطرنج، علاقهمندیاش به آواز سنتی و شناخت عمیقش از فرهنگ ایرانی و بهویژه فرهنگ تهران حرف زد. تقیپور همچنین شناخت رحمتی از فرهنگ ایرانی و بهویژه فرهنگ مردم تهران را از ویژگیهای برجسته او دانست و تاکید کرد که کمتر کسی تا این اندازه با جزئیات این فرهنگ آشنایی دارد.
شهره سلطانی، بازیگر هم با اشاره به دوران تحصیلش در هنرستان موسیقی و آغاز فعالیت حرفهای در عرصه هنرهای نمایشی گفت: «من در هنرستان موسیقی تحصیل میکردم و خانهمان هم در خیابان نوفللوشاتو بود. خیلی زود وارد عرصه هنرهای نمایشی شدم و در انجمن نمایش استخدام شدم. آن زمان اداره تئاتر در خیابان پارس قرار داشت و به خانه ما نزدیک بود.»
او ادامه داد: «گاهی که به هنرستان میرفتم، از آن طرف هم سری به اداره تئاتر میزدم و از خیابان خارک عبور میکردم. در آن خیابان، جایی به نام «اغذیه رحمتی» بود که آقای رحمتی عزیز آنجا ساندویچی بسیار خوشمزهای داشتند. من همیشه مشتری ثابت بورانی اسفناج آنجا بودم. خیلی وقتها هم با دوستان، همکاران یا بچههای هنرستان به آنجا میرفتیم.»
این بازیگر با تاکید بر خوشرویی و محبت اکبر رحمتی نسبت به جوانترها افزود: «روی خوش آقای رحمتی عزیز همیشه شامل حال ما هم میشد؛ ما که آن زمان جوانتر و کمسنوسالتر بودیم. در عین حال، کارهای زیبای ایشان را هم دنبال میکردم. :
رسول نجفیان، بازیگر نیز از نقش دوستی و حضور هنرمندان در ایجاد آرامش و امید در جامعه سخن گفت و تاکید کرد که هنرمندانی چون رحمتی، هم برای جامعه و هم برای دوستانشان تکیهگاهی ارزشمند هستند.
او با طرح این پرسش که چرا برخی انسانها به خوشرویی و نیکرفتاری در یادها میمانند و برخی دیگر به فراموشی سپرده میشوند، گفت: «بحث مهمی وجود دارد و آن اینکه چرا بعضیها به خوشی و خوشرویی در خاطرها میمانند و ناخوشرویان فراموش میشوند. حضور هنرمند در جامعه، مانند حضور یک رفیق در میان مردم و در جمعهای دوستانه است.»
او با اشاره به جایگاه دوستی در ادبیات فارسی و با یادآوری این مضمون از مولانا که دوستی همچون زر در آتش آزموده میشود، افزود: «دوستیهای تقلبی در بوته آزمایش خیلی زود شناخته میشوند، اما آنچه خالص و اصیل است، باقی میماند؛ درست مانند طلا که ماهیتش تغییر نمیکند. انسانهای عزیزی مثل اکبر رحمتی نیز از همین جنساند.»
نجفیان در ادامه، نقش هنرمندان را در جامعه به حضور یک دوست قابل اعتماد تشبیه کرد و گفت: «جامعه ایران و مردم جهان در دورههای مختلف تاریخ با دشواریها و بلاهای بسیاری روبهرو میشوند. در چنین شرایطی، هنرمند میتواند به مردم آرامش بدهد و برای آنها به تکیهگاهی تبدیل شود. در دوستی نیز همینطور است؛ عزیزانی مانند اکبر رحمتی چنین حضوری در زندگی اطرافیانشان دارند.»
اکبر رحمتی، بازیگر پیشکسوت، در مراسم بزرگداشت خود از همراهی همسرش در فراز و نشیبهای زندگی گفت. او با تاکید بر اینکه این قدردانی صرفا تعارف نیست، گفت: «نمیخواهم فکر کنید این حرفها را از روی ضعف میزنم؛ واقعا همسرم خیلی من را هدایت کردهاند. منظورم نوعی هدایت معنوی است. ما هنرمندان گاهی جرات نمیکنیم قدمهایی در زندگی برداریم که با ریسک همراه باشد. حتی نمیدانیم باید بیمه باشیم یا نه. خود من تا امروز بیش از صد قراردادی را که امضا کردهام، نخواندهام و اصلا نمیدانستم در آنها چه نوشته شده است؛ گاهی ممکن است سرمان هم کلاه برود.»
این بازیگر پیشکسوت در ادامه با اشاره به نقش همسرش در تصمیمگیریهای اقتصادی زندگیاش گفت: «همسرم مرا هدایت کردند و کارهای اقتصادیای را پیش پایم گذاشتند که پذیرفتنشان ریسک داشت. خدا را شکر، امروز به جایی رسیدهایم که دیگر لازم نیست به این دفتر و آن دفتر سر بزنیم و بگوییم به کار نیاز داریم یا نداریم.»