پیشبینی رشد دو برابری تقاضای مس تا ۲۰۳۵
بازار جهانی مس در آستانه یک بحران بیسابقه قرار دارد؛ بحرانی که ریشه در سرعت سرسامآور توسعه فناوری و کندی ساختاری در بخش معدن دارد. برآوردهای جدید نشان میدهد که تقاضا برای این فلز استراتژیک تا سال ۲۰۳۵ میلادی به دو برابر سطح کنونی خواهد رسید، درحالی که انتظار میرود عرضه جهانی حدود ۳۰ درصد از نیاز بازار عقب بماند. جاناتان پرایس، مدیرعامل شرکت معدنی «تکریسورسز»، در نشست اخیر فلزات و معدن روزنامه «فایننشال تایمز» در لندن، با اعلام این آمار هشدار داد که برای پر کردن این شکاف عظیم و جبران کسری عرضه، جهان به احداث حداقل ۳۰ معدن جدید در مقیاس جهانی نیاز دارد.
در سالهای اخیر، چشمانداز کمبود مس به بحث غالب در محافل صنعتی تبدیل شده است؛ چرا که روند جهانی «گذار انرژی» و برقیسازی صنایع، اشتهای بازار را برای این فلز سرخ بهشدت تحریک کرده است. اما آنچه این بحران را در مقطع کنونی تشدید میکند، ظهور پدیده هوش مصنوعی است.
بر اساس پیشبینیها، نیاز مراکز داده تا سال ۲۰۳۵ سه برابر خواهد شد که این امر تقاضا برای زیرساختهای تامین برق و فلزات مورد نیاز برای ساخت آنها را به شکلی تصاعدی افزایش میدهد. پرایس با اشاره به یک تضاد زمانی تاملبرانگیز در این باره میگوید: «ساخت یک مرکز داده هوش مصنوعی تنها حدود ۶ ماه زمان میبرد، اما کشف، اخذ مجوزها و احداث یک معدن جدید نیازمند ۱۵ سال زمان است. این یک قطع ارتباط زمانی معنادار میان سمت عرضه و تقاضاست.» به باور کارشناسان، صنعت معدن اکنون با یک عدم تطابق فزاینده میان شتاب رشد تقاضا و سرعت توسعه پروژههای جدید روبهروست. مدیرعامل تکریسورسز ریشه این چالش را در بیش از یک دهه کمسرمایهگذاری در بخش اکتشاف، افزایش سرسامآور هزینههای پروژهها، چالشهای پیچیده دریافت مجوز و دشواریهای فنی ساخت معادن میداند. او تاکید میکند که اگرچه دولتها در تلاشند تا روند صدور مجوزها را تسریع کنند، اما به مدار تولید رساندن پروژههای جدید همچنان پروسهای بسیار زمانبر و نفسگیر است. در واکنش به این چشمانداز، منطق استراتژیک جدیدی در میان غولهای معدنی در حال شکلگیری است. ایده ادغام پیشنهادی میان دو شرکت «آنگلو امریکن» و «تکریسورسز» که در نشست لندن با عنوان پروژه «آنگلو تک» از آن یاد شد دقیقا بر همین اساس استوار است. این شرکت ادغامشده قرار است با حفظ سبد سنگآهن آنگلو امریکن و داراییهای روی تکریسورسز، تمرکز اصلی و رشد خود را بر سرمایهگذاری برای خلق عرضههای جدید مس قرار دهد. در این مسیر، مقیاس و بزرگی شرکتها برای جذب سرمایهگذاران، تقویت ترازنامهها و تامین مالی پروژههای غولپیکر، اهمیت دوچندانی یافته است.
تامین برای «روز مبادا»
فراتر از معادلات بازار مس، نگاه دولتها به مقوله مواد معدنی حیاتی نیز دستخوش یک چرخش استراتژیک شده است. به گفته پرایس، سیاستگذاران اکنون بیش از گذشته امنیت عرضه را در اولویت قرار دادهاند و رویکرد زنجیره تامین از مدل اقتصادی «تامین بهموقع» به مدل محافظهکارانهتر «تامین برای روز مبادا» تغییر یافته است. این تغییر پارادایم، معادن را از قالب بنگاههای اقتصادی صرف خارج کرده و شرکتهای معدنی را در یک موقعیت کاملا استراتژیک برای حمایت از سیاستهای صنعتی دولتها، اجرای برنامههای برقیسازی و توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی قرار داده است. همانطور که پرایس تاکید کرد: «صنعت معدن هرگز تا این حد پیچیده، حیاتی و به تبع آن، جذاب نبوده است. ما اکنون بازیگرانی کاملا استراتژیک در صحنه اقتصاد جهانی هستیم.»