فرصتهای تازه ایران در بازار افغانستان/ تابآوری اقتصاد جهانی زیر فشار بدهی و تنش +فیلم
در «تیتر یک» امروز، مهمترین تحولات اقتصادی ایران و جهان بررسی میشود؛ از فشار هزینه مسکن و ریسکهای اقتصاد جهانی گرفته تا تأخیر در تحویل خودروهای وارداتی و چالش قراردادهای ۱۲۰روزه. همچنین تأثیر هوش مصنوعی بر بورس آمریکا، فرصتهای تازه ایران در بازار افغانستان و پیامدهای ترکیدن حباب صندوقهای سرمایهگذاری ترکیه بررسی شده و در پایان، کتاب «روزگار محسن» معرفی میشود.
در «تیتر یک» امروز، نگاهی داریم به مهمترین تحولات اقتصادی ایران و جهان؛ از فشار هزینههای مسکن بر بودجه خانوار تا ریسکهایی که ثبات اقتصاد جهانی را تهدید میکنند. در پرونده روز، به سراغ گزارش تازه مجمع جهانی اقتصاد رفتهایم؛ گزارشی که تصویری دوگانه از اقتصاد جهان ارائه میدهد: از یک سو نشانههایی از تابآوری و ثبات دیده میشود و از سوی دیگر، تنشهای ژئوپلیتیکی، بدهی دولتها و تکهتکه شدن اقتصاد جهانی، آینده را با ابهام روبهرو کردهاند. سؤال اصلی این پرونده این است که آیا دولتها هنوز توان نجات اقتصاد در برابر یک شوک تازه را دارند؟
در ادامه، به بازار خودرو و اعتراض خریداران بابت تأخیر در تحویل خودروهای وارداتی میپردازیم و بررسی میکنیم قراردادهای ۱۲۰روزه چه ریسکهایی برای مشتریان ایجاد میکنند.
در بازارهای جهانی هم سراغ بورس آمریکا و اثر هوش مصنوعی بر رشد شاخصها میرویم. سپس فرصت تازه ایران در بازار افغانستان را بررسی میکنیم؛ بازاری که با بازگشت میلیونها مهاجر، با موج جدیدی از تقاضا روبهرو شده است.
در ادامه، تبعات اقتصادی و سیاسی ترکیدن حباب صندوقهای سرمایهگذاری ترکیه را مرور میکنیم و در پایان، به معرفی کتاب «روزگار محسن» نوشته محسن جلالپور میپردازیم.
با «تیتر یک» یکشنبه 12 مهر 1405 همراه باشید.
هزینه مسکن خانوار در سبد هزینه 1404
در سال گذشته، ۴۲ درصد از هزینه خانوارهای شهری ایران صرف مسکن و سوخت خانگی شده است؛ سهمی که نشان میدهد مسکن همچنان یکی از سنگینترین بارهای بودجه خانوار است.
بر اساس تازهترین چکیده نتایج طرح هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی مرکز آمار ایران، متوسط هزینه سالانه یک خانوار شهری در سال گذشته با رشد ۴۵.۵ درصدی به حدود ۳۹۱.۹ میلیون تومان رسیده است. با این حساب، خانوار شهری بهطور متوسط ماهانه حدود ۱۳.۶ میلیون تومان برای مسکن، سوخت و روشنایی هزینه کرده؛ رقمی که نسبت به حدود ۹.۸ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳، نزدیک به ۳۹ درصد افزایش داشته است.
نکته قابل توجه این است که با وجود رشد هزینه مسکن، سهم آن از کل مخارج خانوار شهری نسبت به سال قبل حدود دو واحد درصد کاهش پیدا کرده؛ چراکه سایر هزینهها نیز با سرعت بالایی افزایش یافتهاند.
در مناطق روستایی، تصویر متفاوت است. ۴۱.۷ درصد از هزینه خانوار روستایی صرف خوراکیها و دخانیات میشود و مسکن، سوخت و روشنایی با سهم ۲۲.۴ درصدی در جایگاه دوم قرار دارد. با این حال، خانوارهای شهری در مجموع بیش از سه برابر خانوارهای روستایی برای مسکن هزینه کردهاند.
از سوی دیگر، الگوی مالکیت در سالهای اخیر تغییر چشمگیری نداشته است. در سال ۱۴۰۴ حدود ۷۰.۶ درصد خانوارهای شهری در مسکن ملکی و ۲۲.۷ درصد در مسکن استیجاری سکونت داشتهاند؛ در حالی که سهم مالکیت در روستاها به ۹۰.۵ درصد میرسد.
این اعداد نشان میدهد مسکن نهتنها بخش بزرگی از بودجه خانوار شهری را میبلعد، بلکه همچنان یکی از مهمترین تفاوتهای اقتصادی میان زندگی شهری و روستایی است.
پارادوکس اقتصاد جهانی؛ ثبات در دل نااطمینانی؟
اقتصاد جهانی در سپتامبر ۲۰۲۶، تصویری دوگانه دارد؛ از یک سو، نشانههایی از ثبات و تابآوری دیده میشود و از سوی دیگر، ریسکهایی در حال انباشتهشدن است که میتواند این ثبات را در معرض آزمونهای تازه قرار دهد.
۵۶ درصد از اقتصاددانان ارشد، وضعیت اقتصاد جهان را پایدار یا رو به بهبود ارزیابی کردهاند. اما در مقابل، ۹۷ درصد از آنها تنشهای ژئوپلیتیکی را مهمترین عامل ایجاد عدمقطعیت میدانند و ۷۷ درصد نیز نسبت به تکهتکه شدن اقتصاد جهانی و شکلگیری بلوکهای اقتصادی نگراناند.
این تابآوری البته بدون هزینه به دست نیامده است. در سالهای گذشته، دولتها با سیاستهای حمایتی و تزریق منابع توانستند بخشی از شوکهای اقتصادی را مهار کنند؛ اما امروز بدهیهای عمومی بالا، امکان تکرار همان نسخه را محدود کرده است. اگر شوک تازهای از مسیر جنگ، انرژی، تجارت یا زنجیره تأمین وارد شود، دولتها تا چه اندازه توان مداخله خواهند داشت؟
از طرف دیگر، فشار هزینه زندگی همچنان ادامه دارد. رشد قیمت خوراک، انرژی و حملونقل در بسیاری از کشورها باعث شده حتی در شرایطی که برخی شاخصهای کلان باثبات به نظر میرسند، این ثبات لزوماً در زندگی خانوارها احساس نشود.
در همین حال، هوش مصنوعی به یکی از مهمترین امیدهای اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ فناوریای که میتواند بهرهوری را افزایش دهد، اما همزمان به سرمایهگذاری عظیم، انرژی و زیرساخت نیاز دارد و پرسشهایی درباره بازده اقتصادی و اشتغالزایی آن ایجاد کرده است. اقتصاد جهانی شاید هنوز مقاوم باشد؛ اما آیا منابع این مقاومت رو به پایان است؟
در همین رابطه با محمدمهدی بهکیش گفتوگو کردیم و پرسیدیم:« آیا دوران نجات اقتصاد با پول دولتها به پایان رسیده است؟»
پتانسیل جرمخیزی در عدم تحویل خودرو
این روزها ویدئوهای اعتراض خریداران مقابل شرکتهای واردکننده خودرو بیشتر از گذشته دیده میشود. بخشی از تأخیرها به جنگ، محدودیتهای تجاری و اختلال در مسیر واردات نسبت داده میشود؛ اما مسئله فقط این نیست.
در بازار خودرو، قراردادهای تحویل ۱۲۰روزه به یکی از مهمترین نقاط بحث تبدیل شدهاند. واردکنندهها خودروهای جدید را با قیمتهای رقابتی عرضه میکنند و خریدار هم با امید تحویل خودرو در چند ماه آینده، بخش بزرگی از سرمایه خود را در اختیار شرکت قرار میدهد.
اما اگر خودرویی که برای آن ثبتسفارش هم انجام نشده باشد، با موعد تحویل ۱۲۰ روزه فروخته شود، ریسک اصلی متوجه خریدار است. بهخصوص در شرایطی که مسیرهای واردات با محدودیت مواجهاند.
از طرف دیگر، مفاد برخی قراردادها میتواند شرایط را برای خریدار سختتر کند؛ بهطوری که اگر خودرو تحویل نشود، شرکت با پرداخت اصل پول و جریمهای محدود، عملاً امکان انصراف را برای مشتری ایجاد کند.
مسئله مهمتر اما «هزینه فرصت» پول خریدار است. فرض کنید خودرویی را با قیمت ۶ میلیارد تومان خریداری کردهاید؛ در حالی که قیمت همان خودرو چند ماه بعد به ۱۰ یا ۱۱ میلیارد تومان رسیده است. در این فاصله، ارزش پول شما هم در برابر تورم و رشد نرخ ارز کاهش پیدا کرده است.
حالا سؤال اینجاست: اگر قرارداد ریسک اصلی را به خریدار منتقل کند، چه انگیزهای برای شرکت وجود دارد که حتماً خودرو را در موعد مقرر تحویل دهد؟ باید دید در آبانماه، خودروهای وعده دادهشده واقعاً به دست خریداران میرسند یا نه.
چرا با انتشار دادههای اقتصادی سهام آمریکا دچار نوسان نشد؟
با وجود انتشار مجموعهای از دادههای مهم اقتصاد آمریکا، بازار سهام این کشور نوسان چندانی نداشت و حتی پس از انتشار دادههای اشتغال، رشد ملموسی را ثبت کرد. اما این واکنش را نمیتوان صرفاً با وضعیت اقتصاد آمریکا توضیح داد.
به نظر میرسد بخش بزرگی از بازارهای سهام جهان همچنان تحت تأثیر یک محرک مشترک قرار دارند: موج سرمایهگذاری و خوشبینی به هوش مصنوعی. این روند فقط به آمریکا محدود نیست؛ بازارهای سهام اروپا، با وجود چشمانداز نهچندان قدرتمند اقتصاد این منطقه، همچنان از شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی و فناوری حمایت میکنند. در کره جنوبی و ژاپن هم شرکتهای نیمهرسانا و زنجیره تأمین مرتبط با AI به یکی از مهمترین محرکهای بازار تبدیل شدهاند.
اما یک نکته مهم در دل رشد شاخصهای سهام پنهان است. اگر به جای شاخص کل S&P۵۰۰، عملکرد سهمها را بهصورت هموزن بررسی کنیم، تصویر متفاوتی دیده میشود. بخش قابلتوجهی از رشد شاخص همچنان از تعداد محدودی از شرکتهای بزرگ فناوری میآید و بسیاری از بخشهای دیگر اقتصاد عملکرد مشابهی ندارند.
این همان الگویی است که میتوان آن را در قالب «اقتصاد K شکل» دید؛ بخشی از اقتصاد و بازار که به واسطه سرمایهگذاری در هوش مصنوعی و فناوری با سرعت رشد میکند، در حالی که بخشهای دیگر با فشار هزینهها، نرخ بهره بالا و رشد ضعیفتر تقاضا مواجهاند.
بنابراین، رشد شاخصهای سهام لزوماً به معنای رونق فراگیر اقتصاد نیست؛ ممکن است فقط نشاندهنده قدرت یک بخش بسیار خاص از اقتصاد باشد.
سهم ایران از بازار ۳ میلیارد دلاری افغانستان
بازگشت چند میلیون مهاجر افغان از ایران و پاکستان به افغانستان، فقط یک تحول جمعیتی نیست؛ این جابهجایی میتواند یک شوک بزرگ به تقاضای مصرفی این کشور وارد کند.
اقتصاد افغانستان در حالی با جمعیتی حدود ۴۰ میلیون نفر همچنان وابستگی بالایی به واردات دارد که تولید داخلی آن توان تأمین بخش مهمی از نیازهای اساسی را ندارد. حالا با بازگشت میلیونها مهاجر، تقاضا برای کالاهای ضروری، از غذا و دارو گرفته تا سوخت، مصالح ساختمانی و کالاهای مصرفی، افزایش پیدا کرده است.
در چنین شرایطی، افغانستان میتواند به یکی از بازارهای مهم صادراتی همسایگان خود تبدیل شود؛ بازاری که برآوردها ظرفیت جذب ۲ تا ۳ میلیارد دلار کالای ایرانی را دارد.
نکته مهم برای ایران، انطباق قابل توجه میان نیازهای وارداتی افغانستان و سبد صادراتی کشور است. ایران پیش از این نیز در تأمین فرآوردههای نفتی، مصالح ساختمانی، محصولات پلاستیکی و بخشی از کالاهای مصرفی و واسطهای افغانستان سهم داشته است.
از طرف دیگر، بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک زمینی، هزینه پایینتر حملونقل و سابقه طولانی تجارت دو کشور، مزیتهایی هستند که میتوانند بازگشت ایران به این بازار را تسهیل کنند.
در شرایطی که تجارت خارجی ایران با محدودیتهای متعددی روبهروست، شاید بازار افغانستان یکی از معدود فرصتهایی باشد که هم تقاضای واقعی دارد و هم فاصله جغرافیایی کمی با تولیدکنندگان ایرانی دارد.
سؤال اینجاست: آیا ایران میتواند این موج جدید تقاضا در افغانستان را به یک فرصت پایدار صادراتی تبدیل کند؟
رد پای سیاستمداران در ترکیدن حباب صندوقهای سرمایهگذاری ترکیه
حباب صندوقهای سرمایهگذاری در ترکیه ترکید؛ اما تبعات این بحران فقط اقتصادی نیست. ماجرا از جایی شروع شد که تورم بالا و کاهش ارزش لیر، ارزش پسانداز مردم ترکیه را کاهش داد. در این میان، صندوقهایی با وعده سودهای بالاتر از نرخهای بانکی، توانستند حجم بزرگی از سرمایه مردم را جذب کنند. برخی از این صندوقها نیز با خرید گسترده سهام شرکتهای کوچک، باعث جهش شدید قیمت این سهام و در نتیجه افزایش ظاهری ارزش داراییهایشان شدند.
اما این رشد تا زمانی ادامه داشت که سرمایهگذاران برای دریافت پول خود مراجعه نکرده بودند. با افزایش درخواستها برای خروج، صندوقها مجبور شدند سهام خود را بفروشند؛ اتفاقی که به سقوط قیمتها و آشکار شدن شکاف میان ارزش ظاهری داراییها و ارزش واقعی آنها منجر شد.
در نهایت، مقامهای ناظر ترکیه دستور انحلال ۱۳۱ صندوق با حدود ۲۰ میلیارد دلار دارایی اعلامشده و نزدیک به نیم میلیون سرمایهگذار را صادر کردند.
حالا این بحران از بازار سرمایه به سیاست رسیده است. اتهام دستکاری بازار و همچنین اتهام دسترسی برخی چهرههای سیاسی به اطلاعات و خروج زودهنگام از سرمایهگذاریها، فشار زیادی بر حزب عدالت و توسعه وارد کرده است.
در چنین شرایطی، یک سؤال مهم مطرح میشود: وقتی اعتماد مردم به بازار و نهادهای مالی از بین میرود، چه کسی هزینه آن را میپردازد؟
سرمایهگذاران، هزینه اقتصادی این اعتماد را میدهند؛ اما ممکن است حزب حاکم هم ناچار شود هزینه سیاسی بیتوجهی و اتهامات فساد را بپردازد.
روزگار محسن
«روزگار محسن» نوشته محسن جلالپور، مجموعهای از روایتها و خردهروایتهایی است که نویسنده در آن به سالهای دور زندگی خود بازمیگردد؛ به کودکی، خانواده، محله، مدرسه و بازار کرمان.
جلالپور در این کتاب تلاش کرده بخشی از جهان کودکی و نوجوانی خود را از میان خاطرات و آدمهایی که در آن سالها با آنها زیسته، بازسازی کند؛ از پدر و مادر و پدربزرگها گرفته تا همسایهها، دوستان، معلمان و بازاریانی که هرکدام بخشی از تجربه زیسته او را شکل دادهاند.
«روزگار محسن» صرفاً روایت زندگی یک فرد نیست؛ تصویری از بخشی از زندگی اجتماعی و اقتصادی کرمان در سالهای گذشته نیز در این خاطرات دیده میشود؛ جایی که خانواده، مدرسه، محله و بازار، هرکدام نقشی مهم در شکلگیری شخصیت و مسیر زندگی افراد داشتند.
چاپ نخست این کتاب با شمارگان ۶۵۰ نسخه توسط انتشارات دنیای اقتصاد منتشر شد و در مدت کوتاهی به فروش رسید. با پایان یافتن موجودی چاپ اول، چاپ دوم «روزگار محسن» نیز آماده و روانه بازار کتاب شده است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.