حکایت تجربه‌های علیرضا خمسه از سینما

او درباره اهمیت انجام کار تیمی در تولید یک اثر هنری با ذکر خاطره‌ای درباره یکی از آثار قدیمی خود گفت: خدا علی نصیریان را حفظ کند، من در کاری با ایشان هم‌بازی بودم اما کارگردان ما در آن پروژه نگاه فردمحوری داشت و فقط خودش را می‌دید، تا جایی که آقای نصیریان اواخر پروژه گفت این کار دیگر شد نمایش یک‌نفره! نه یک کار تیمی. او گفت: حواستان باشد اینگونه کار نکنید و به گروه‌تان اعتماد کنید. به تقسیم کار قائل باشید و از ظرفیت‌های یکدیگر استفاده کنید.

خمسه سپس با اشاره به شکل گیری یکی از فیلم‌های خود گفت: سال‌ها پیش من طرحی داشتم که به همراه فریدون حسن‌پور فیلمنامه آن را در قالب یک کار سینمایی نوشتیم، زنده یاد یدالله صمدی خواست پروژه را به او بدهیم تا کارگردانی کند، درحالی‌که ما خودمان می‌خواستیم، آن را بسازیم. بعد از مدتی صمدی فیلم را به داود میرباقری برای دیالوگ‌نویسی داد و آماده تولید شد، و از من هم پرسید، می‌خواهی نقش اصلی را بازی کنی؟ ولی من گفتم نه، باید از من بزرگ‌تر باشد و بهتر است مهدی‌ هاشمی آن را بازی کند. در اصل پروژه‌ای که می‌شد علیرضا خمسه نویسنده، کارگردان و بازیگر نقش اصلی آن باشد، تبدیل شد به فیلم «معجزه خنده» که کار موفقی هم بود.

این بازیگر گفت: من نمی‌خواستم نمایش یک نفره داشته باشم و کار به این صورت تولید شد. اساس کار سینما، کار گروهی است. این کار در جایی مثل ‌هالیوود مرسوم است. فرد یا افرادی هستند که مثلا به فیلم‌نامه‌های کمدی، شوخی اضافه می‌کنند و در چرخه این صنعت حضور مهمی دارند.

بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون گفت: کار کردن با موبایل و ساخت فیلم تک‌نفره کار راحتی است، اما اساس کار سینما با کار تک‌نفره فرق دارد، حتی در فیلمی که بهرام بیضایی و عباس کیارستمی هم به‌عنوان کارگردان حضور دارند، از افراد متخصصی برای پیشبرد کارشان کمک می‌گرفتند.

خمسه با ذکر خاطره‌ای از روزهای جوانی و کم تجربگی خود گفت: من زمانی که دانشجوی سینمای جهان بودم، یک فیلمساز خارجی را خیلی دوست داشتم و آثارش را دنبال می‌کردم. فیلمنامه اول من که یک کار کوتاه بود، تحت تاثیر سینما و زاویه نگاه همان شخص بود، پر از فلسفه‌ها و گره‌های ذهنی، درحالی‌که اشتباه می‌کردم و باید به مراتب ساده‌تر می‌نوشتم. در آن زمان به نظر من قصه‌های آقای کیارستمی جذاب نبود، طعم گیلاس را نمی‌فهمیدم. من آن موقع درک نمی‌کردم باید از چه زاویه‌ای مثلا به انسان‌ها نگاه کنم. درحالی‌که امروز می‌دانم باید به هر موضوعی واقعی نگاه کرد و دنبال مسائل فلسفی نبود. قصه‌ها باید ساده‌تر، سرراست‌تر و جذاب‌تر باشد.

این بازیگر پیشکسوت گفت: یکی از اساسی‌ترین مفاهیم سینمایی در همه جای دنیا مفهوم زیبایی است. شما باید بنده زیبایی باشید، حتی اگر می‌خواهید از زشتی‌ها و پلشتی‌ها و فساد بگویید باید از زیبایی بهره ببرید. عنصر زیبایی در سینما تصویر است. حتما از عنصر زیبایی در ارکان و بخش‌های مختلف فیلم استفاده کنید. زیبایی هم از منظر خودتان تعریف کنید. هنرمند باید دنبال عناصری باشد که به هنر معنا می‌دهد و عنصر اصلی آن زیبایی است. باید یاد بگیرید در هر اتفاقی که پیرامون تان می‌افتد، حتی در نگاه کردن به شخصی که کنارتان نشسته، دنبال مفهوم زیبایی باشید. هیچ‌کدام از شما ملزم نیستید با آثارتان بیانیه سیاسی، اجتماعی و فلسفی بدهید. می‌توانید همه حرف‌هایتان را با تصویر منتقل کنید و یادتان باشد از ساده‌گویی شروع کنید و قصه را به گونه‌ای تعریف کنید که برای مخاطبتان جذاب باشد.

خمسه در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اهمیت انتخاب ژانر در ابتدای راه فیلمسازی عنوان کرد: سعی کنید هرچه زودتر مسیرتان را مشخص کنید. مثلا من خودم گونه کمدی را ترجیح می‌دهم، این ژانر متشکل از زیرشاخه‌های زیادی است. کمدی سیاسی، موقعیت، دونفره، و غیره. کمدی برعکس تراژدی متعلق به جامعه است و همواره خاستگاه مردمی دارد و من این ویژگی را دوست دارم. خیلی خوب است که شما در هر ژانری کار می‌کنید، انواع آن را بدانید. مسیر درست شما همکاری است و باید از یکدیگر و افراد متخصص راهنمایی بگیرید.این الفبای کار ماست و شما باید این مساله را حتما در نظر داشته باشید.