خانواده‌ای  به نام  ایران

همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما نیز گفت: من بدون هیچ تعارفی شاگرد شما هستم. خیلی وقت‌ها به شما غبطه می‌خورم‌ زیرا در جست‌وجو در سینما جسارت دارید. از طرفی هرچه باتجربه تر شدید این جسارت بیشتر شد. اگر این جسارت در سینمای ما وجود داشت اکنون وضعیت متفاوت‌تری داشتیم. مسعود فراستی منتقد سینمای ایران نیز در این مراسم گفت: من اهل تعارف نیستم و می‌گویم که علیرضا داودنژاد جزو افتخارات کل تاریخ سینمای ایران است. او خیلی کارها کرده و یکی از فیلم‌های او با عنوان «نیاز» یکی از بهترین فیلم‌های سینمای ایران است.  او تاکید کرد: ما با کسی طرف هستیم که بدترین فیلمش نیز سینما است. او یک سینماگر واقعی است و کارهای بسیاری انجام داده است. به این سینما تبریک می‌گویم که علیرضا داودنژاد را دارد.

نیاز جامعه به بیداری

منوچهر شاهسواری تهیه‌کننده سینما نیز در ادامه مراسم گفت: هر زمان که علیرضا از مهارت‌ها صحبت می‌کند من با خودم می‌گویم که وقتی قوه خیال و مهارت در خدمت هم باشند، فوران می‌کنند. تار و پود اندیشه جزو لاینفک زیست داودنژاد است به همین دلیل او یکی از افتخارات سینمای ایران است. او از هر چیزی که می‌داند عدول می‌کند و جسارت به خرج می‌دهد.

او گفت: مولانا می‌گوید که عاشق تصویر خودش را در آب نمی‌بیند. علیرضا هم وقتی در آینه نگاه می‌کند جز تصویری از این سرزمین چیزی نمی‌بیند. عمقی که در یادداشت‌ها و سخنان او وجود دارد ریشه در عشق بزرگی دارد که به سرزمینش دارد. این جهان بی‌ما همچنان معنا دارد به شرطی که همچنان عاشق باشیم و در آب و آینه تصویر خودمان را نبینیم. این سرزمین نیازمند بیداری است و بیداری در علیرضا داودنژاد نهادینه شده است.

ابوالحسن داودی تهیه‌کننده سینما در این مراسم گفت: من بسیار از آقای داودنژاد آموختم و مدیون او هستم. در جاهایی اختلاف‌نظر و اختلافات صنفی داشتیم اما با این حال چیزهایی را از او آموختم که زندگی من را اعتلا بخشید. من در جاهای مختلف روح عارفانه‌ای را در علیرضا کشف کردم که بسیار زیباست و امیدوارم سایه او همواره بر سر سینمای ایران باشد.

علیرضا صادق‌نژاد دبیر شورای ارزشیابی هنرمندان بیان کرد: علیرضا داودنژاد فیلمساز یک خانواده است؛ خانواده‌ای به نام ایران. اهدای نشان درجه یک هنری افزودن یک عنوان به کارنامه هنری استاد نیست بلکه قدردانی از سال‌ها تلاش ایشان برای هنر ایران است. سعید مطلبی فیلم‌نامه‌نویس قدیمی نیز پیام ویدئویی ارسال کرده بود که در آن گفت: علیرضا داودنژاد در تمام این دهه‌ها مجنون سینما بود و اوست که به عناوین شرف می‌بخشد. وجودش برای سینما مغتنم است و به سینما برای حضور عاشقانی چون داودنژاد تبریک می‌گویم. منوچهر محمدی تهیه‌کننده سینما نیز گفت: من و آقای داودنژاد امکان این را داشتیم که با مرحوم علی صفایی همکاری کنیم و قطعا روی فیلم‌های ما تاثیر داشته است. داودنژاد عاشق سینماست و روح تجربه‌گری دارد. وقتی فهمیدم او مشغول ساخت فیلمی با کمک هوش مصنوعی است بسیار خوشحال شدم و برایش آرزوی سلامتی دارم. روح‌الله حسینی معاون توسعه فناوری و مطالعات سینمایی توضیح داد: وقتی می‌خواهند درباره انسان‌های بزرگی مانند علیرضا داودنژاد صحبت کنند معمولا به فیلم‌ها و کارنامه بلند و بالای وی اشاره می‌کنند اما به عقیده من ادای احترام به هنرمندانی مانند داودنژاد این است که فهم کنیم او چگونه فیلم ساخته است. من به نمایندگی از تمام کسانی که با فیلم‌های آقای داودنژاد متاثر شدند، از ایشان سپاسگزارم. علیرضا رئیسیان کارگردان سینما نیز عنوان کرد: آقای داودنژاد مانند نقطه پرگار وسط دایره است و در مدار او موضوعات، آدم‌ها و فیلم‌های خوب وجود دارند. او سینما را با تمام وجودش درک می‌کرد و کار سختی است که شما هم حرفه‌ای باشید و هم تجربه‌گرا و این کار از هر کسی برنمی‌آید.

وجه مشترک داودنژاد و آوینی

در ادامه مراسم محمدعلی فارسی مستندساز نیز بیان کرد: وجه مشترکی میان علیرضا داودنژاد و مرتضی آوینی وجود دارد وقتی با آقای داودنژاد در شیراز بودیم پسر ایشان عمل کرده و منتظر پیوند بود. علیرضا به من گفت که چرا خدا من را در موقعیتی قرار داده که باید کسی بمیرد تا بچه من نجات پیدا کند. در آنجا متوجه شدم جفت این آدم‌ها سینماگر هستند اما مهم‌تر اینکه هر دوی آنها آدم هستند. محمدرضا داودنژاد بازیگر سینما و تلویزیون و برادر کارگردان پیشکسوت گفت: علیرضا از بچگی مانند استاد بزرگ‌تر من بود و فارغ از سینما در زندگی نیز از او آموخته‌ام. مهم‌ترین درس او عشق، معرفت و مرام بود چیزهایی که متاسفانه این روزها کمتر شده است. امیدوارم این مراسم بیشتر برای استادان سینما برگزار شود و بتوانند کمی چراغ عشق و معرفت را در دل سینما زنده نگه دارند.

او تاکید کرد: من بازیگر هستم اما علیرضا به من گفت یا فاتحه بازیگری در سینما را بخوان یا باید سیستم استانیسلاوسکی را یاد بگیری. من عاشق سینما بودم و ۳-۴ سال طول کشید تا این سیستم را بیاموزم. امیدوارم بتوانم این فن را به بازیگران جوان بیاموزم و بازیگران بتوانند مقابل دوربین زندگی کنند.

زمانه را به چالش می‌کشد

رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی در این مراسم گفت: سینما بخش لاینفک هویت ملی و فرهنگی کشور است. آقای داودنژاد یک فیلمساز تجربه‌گرا است یعنی از پناهگاه خود بیرون می‌آید و در مسیر خلق اثر دست به تجربه می‌زند. او فرزند زمانه خود نیست بلکه زمانه را به چالش می‌کشد. در اتفاقات اخیر کشور به من زنگ زدند و گفتند که فیلم «خلع سلاح» را ببین زیرا فیلم امروز ما است. او افزود: آقای داودنژاد به هوش مصنوعی می‌گوید همدم و در زمانی که خیلی هوش مصنوعی فراگیر نبود او از این امکان به خوبی بهره می‌برد.  فریدزاده گفت: زمانی که خبر فوت آقای بیضایی را گفتند او با بغض به من گفت کاری کنید که آقای بیضایی برگردد زیرا او درد فقدان را می‌دانست. خانه فرهنگ و هنر ما از روح بلند هنرمندان دارد تهی می‌شود. من گفتم هر کاری از دستمان بربیاید انجام می‌دهیم درحالی‌که خانواده وی قبول کنند.

سینما ورشکسته است

علیرضا داودنژاد بعد از دریافت اهدای نشان درجه یک هنری در سخنانی گفت: مشکل تاریخی سینمای ایران سانسور و ناامنی بازار است. فاصله انداختن میان سینما و زندگی باعث می‌شود که این سینمای بریده از زندگی در یک بازار ناامن رها شود. سینمای ما امروز ورشکسته است، در تلویزیون هم خبر خاصی نیست و سینما در مقابل ورزش و علم و … عقب مانده است. او افزود: وقتی مردم به سینما نمی‌روند نشان می‌دهد که فیلم‌ها را برای خودشان نمی‌دانند. من ۶ فیلم ساخته‌ام اما پس از اکران هیچ درآمدی از آنها حاصل نمی‌شود. سینمای ما باید از ورشکستگی نجات و امنیت پیدا کند زیرا باید خودمان را زجر بدهیم تا فیلم بسازیم و درنهایت آدم فراری می‌شود. داودنژاد گفت: من باید بتوانم تجربه زیسته‌ام را در سینما به تصویر بکشم. مسلما شرایط ایران را درک می‌کنم اما اگر قرار باشد منظومه هنری-رسانه‌ای قوی داشته باشیم باید اجازه دهیم رابطه‌ای میان زندگی ایرانی و سینمای ایرانی باشد. این کارگردان گفت: مهم‌تر از علاقه ما به سینما نقش سینما در جهان امروز است. زمانی مدرسه ملی سینما را ایجاد کردیم اما زیرابش را زدند و بسته شد.

روایت دختر از پدر

زهرا داودنژاد دختر علیرضا داودنژاد هم در این مراسم یادداشتی خواند که در بخشی از آن آمده بود: «فکر می‌کنم پدر شدن، به نوعی سخت‌تر از مادر شدن است. برای زنان و مادران، فداکاری، گذشت، مهربانی و تعهد به خانواده تا حد زیادی در خلقت و طبیعت آنها نهادینه شده است، اما برای مردان شاید این‌گونه نباشد.به همین دلیل، پدرانی که با نهایت تعهد و پایداری، فرزندانشان را در اولویت زندگی خود قرار می‌دهند، شایسته ستایش و سپاسند؛ چرا که آگاهانه و با اراده خود، مهرورزی و مهر بخشیدن را سرلوحه زندگی‌شان قرار داده‌اند.»