دمای بالای بیسابقه در اروپا را مردم چگونه میتوانند تحمل کنند؟
راهکارهای غلبه بر گرما
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-حسین موسوی؛ زندگی در مناطق گرم، بدن ما را برای مقابله با گرما آماده میکند؛ اما بخش مهمی از این سازگاری، نه فیزیولوژیک، بلکه روانی و رفتاری است. این بخشی از مقاله مجله نیوساینتیست برای این هفته است. آلیس کلاین در این مجله نوشت: در تماسهای ویدیویی اخیرم با همکارانم در بریتانیا، یک وجه مشترک به چشم میخورد: گونههای سرخ، موهای خیس و چسبیده به پیشانی و آههای مکرر. تابستان بیسابقه گرم اروپا حسابی آنها را از پا انداخته است. با لحنی گلایهآمیز از من میپرسند: «تو چطور در استرالیا زندگی میکنی؟»
اوایل تابستان امسال، دمای هوا در بریتانیا به ۳۸ درجه سانتیگراد رسید؛ رکوردی برای ماه ژوئن که حالوهوای خیلیها را هم تحت تاثیر قرار داد. اما برای کسی که در استرالیا بزرگ شده، این دما چندان عجیب نیست. تابستانهای استرالیا معمولا دمای بالای ۴۰ درجه دارند و حتی یادم میآید در سیدنی روزهایی را تجربه کردهام که دما از ۴۵ درجه هم بالاتر رفته بود.
البته من هم از روزهای سوزان تابستان لذت نمیبرم، اما گرما چندان اذیتم نمیکند؛ حتی با اینکه از خانه و در یک اتاق کوچک و بدون سیستم تهویه مطبوع کار میکنم. همین موضوع باعث شد با همکارانم درباره این صحبت کنیم که چرا گرما روی بدن ما تاثیر متفاوتی میگذارد. من اصالتا استرالیایی نیستم و ریشههای بریتانیایی و آلمانی دارم؛ بنابراین از نظر ژنتیکی هیچ مزیت ویژهای برای تحمل گرمای استرالیا ندارم.
یک احتمال این است که قرار گرفتن مکرر در معرض گرما از دوران کودکی، به نوعی بدنم را برای مقابله بهتر با آن آماده کرده باشد. اما واقعیت جالب اینجاست که همکارانم در بریتانیا از نظر فیزیولوژیک به همان اندازه من توانایی سازگاری با گرما را دارند. مزیت بزرگ شدن در استرالیا بیشتر «روانی و رفتاری» است.
البته روشهایی هم وجود دارد که همه ما میتوانیم با استفاده از آنها بدنمان را برای مقابله با افزایش دمای هوا آماده کنیم. (و یک نکته جالب: شاید بهتر باشد گاهی سیستم تهویه مطبوع را خاموش کنیم.)
بدن چگونه خودش را خنک میکند؟
دمای ایدهآل بدن انسان برای عملکرد طبیعی حدود ۳۶.۵ تا ۳۷.۵ درجه سانتیگراد است و وقتی دمای مرکزی بدن از ۴۰ درجه بالاتر برود، اندامها شروع به از کار افتادن میکنند. به همین دلیل، بدن ما در طول تکامل سازوکارهایی پیدا کرده که به طور مداوم دمای محیط و دمای درونی بدن را زیر نظر میگیرند و هر زمان لازم باشد، ما را خنک میکنند. ما گرمای محیط را از طریق گیرندههای حرارتی موجود در پوست احساس میکنیم. این گیرندهها اطلاعات را به مغز منتقل میکنند.
کلاریسا ویتمایر، مهندس عصب در دانشگاه کوئینزلند استرالیا، میگوید: «گیرندههای حرارتی، اولین نیروهای واکنش سریع بدن هستند؛ آنها تغییرات سطح بدن را تشخیص میدهند و این اطلاعات را به مغز منتقل میکنند».
اگر مغز تشخیص دهد که گرما ممکن است دمای مرکزی بدن را به سطح خطرناکی برساند، احساس ناخوشایند گرما به سراغمان میآید و ما به شکل آگاهانه واکنش نشان میدهیم؛ مثلا یک لایه از لباسمان را درمیآوریم، به سایه میرویم یا هر کار دیگری برای خنک شدن انجام میدهیم.
اما مغز همزمان سازوکارهای خنککنندهای را فعال میکند که خارج از کنترل آگاهانه ما هستند. برای مثال، به قلب دستور میدهد سریعتر و شدیدتر بتپد تا خون را از بخش مرکزی بدن به سمت پوست هدایت کند.
ژولین پریار، فیزیولوژیست محیطی در دانشگاه کانبرا در استرالیا، توضیح میدهد: «در واقع تلاش میکنیم خون گرم را از گردش خون مرکزی به سمت بخشهای بیرونی بدن منتقل کنیم؛ جایی که اگر دمای هوا از دمای پوست پایینتر باشد، میتوانیم گرما را از طریق جابهجایی هوا از دست بدهیم». به همین دلیل است که در روزهای گرم تابستان رگهای دستم آنقدر برجسته میشوند که انگار تصویر کتاب آناتومی دستگاه گردش خون را روی پوستم کشیدهاند.
خنک شدن
اما وقتی دمای هوا با دمای بدن برابر باشد یا حتی از آن بیشتر شود، دیگر نمیتوانیم صرفا با انتقال گرما به محیط، بدنمان را خنک کنیم. اینجاست که قابلیت عرق کردن به کمکمان میآید. وقتی قطرات عرق از سطح پوست تبخیر میشوند، گرما را هم با خود از بدن خارج میکنند.
تا اینجا همهچیز ساده به نظر میرسد؛ اما وقتی واکنش بدن افرادی را که در آبوهواهای مختلف زندگی میکنند با هم مقایسه کنیم، ماجرا جالبتر میشود. افرادی که در مناطق گرم زندگی میکنند، در طول تابستان به تدریج توانایی بیشتری برای خنک کردن خود پیدا میکنند. این فرایند را «سازگاری فصلی با گرما» مینامند.
مطالعات نشان میدهد در پایان تابستان، اگر از افراد خواسته شود در یک اتاق گرم ورزش کنند، بدن آنها سریعتر خون را به سطح پوست میرساند، زودتر شروع به عرق کردن میکند و در مجموع عرق بیشتری تولید میکند؛ در مقایسه با زمانی که همین افراد پیش از شروع فصل گرما آزمایش شده بودند.
حجم پلاسمای خون، یعنی بخش مایع خون، نیز افزایش پیدا میکند تا آب بیشتری برای تولید عرق در اختیار بدن قرار گیرد. این تغییرات کمک میکنند بدن در محیط گرم، دمای مرکزی و دمای پوست و همچنین ضربان قلب پایینتری داشته باشد. همین سازگاری فصلی یکی از دلایلی است که موجهای گرما معمولاً در پایان تابستان قربانیان کمتری نسبت به ابتدای تابستان میگیرند.
یکی دیگر از واکنشهای بدن به قرار گرفتن مداوم در معرض گرما، تولید پروتئینهای شوک حرارتی است. بدن هنگام گرم شدن این پروتئینها را تولید میکند تا پروتئینهای دیگری را که ممکن است بر اثر افزایش دما آسیب دیده باشند، ترمیم و بازسازی کند. افزایش تولید این پروتئینها همچنین به محافظت از سلولها در برابر فشار و آسیب ناشی از گرما در مواجهههای بعدی کمک میکند.
خبر خوب این است که همه افراد، صرفنظر از ژنتیک یا میزان مواجههشان با گرما در دوران کودکی، میتوانند به گرما عادت کنند؛ به شرط آنکه زمان کافی را در محیط گرم بگذرانند. پریار میگوید: «ما در اصل از حیوانات مناطق گرمسیری تکامل پیدا کردهایم و سازوکارهای لازم برای مقابله با گرما را در بدنمان داریم. همه میتوانند سازگار شوند و این سازگاری هم نسبتاً سریع اتفاق میافتد.»
برای مثال، پریار و همکارانش آزمایشی انجام دادند که طی آن ۹ دوچرخهسوار دانمارکی را به قطر بردند. آنها در دانمارک ماهها در دمای کمتر از ۱۰ درجه سانتیگراد زندگی کرده بودند، اما در قطر با دمای نزدیک به ۴۰ درجه مواجه شدند. پریار میگوید عملکرد اولیه آنها در یک مسابقه آزمایشی در فضای باز «افتضاح» بود، اما پس از دو هفته تمرین روزانه در فضای باز، عملکردشان به شکل محسوسی بهتر شد. او میگوید: «بنابراین حتی افرادی از دانمارک که به تابستانهای واقعا گرم عادت ندارند، میتوانند در مدت کوتاهی با گرما سازگار شوند».
با این حال، وقتی این یافتهها را برای همکارانم در بریتانیا تعریف میکنم، چندان قانع نمیشوند. آنها اصرار دارند که حتی پس از تحمل ماهها هوای داغ، هنوز احساس نمیکنند بدنشان به گرما عادت کرده است.
اما شاید این احساس بیشتر یک بازی ذهنی باشد
کارولین برودریک، پزشک پزشکی ورزشی در دانشگاه سیدنی، میگوید اگر همین حالا از مردم بریتانیا بخواهیم در یک اتاق گرم ورزش کنند، احتمالا نشانههای سازگاری فیزیولوژیک بیشتری نسبت به قبل از تابستان نشان خواهند داد؛ مثلا احتمالاًعرق بیشتری تولید میکنند تا بدنشان را مؤثرتر خنک کنند. با این حال، ممکن است خودشان احساس نکنند وضعیتشان بهتر شده است؛ چون بین سازگاری فیزیولوژیک بدن و درک ذهنی ما از گرما تفاوت وجود دارد.
پژوهشها نشان میدهد حتی وقتی بدن افراد در طول تابستان از نظر فیزیولوژیک با گرما سازگار میشود، آنها لزوما در یک اتاق گرم احساس راحتی بیشتری نسبت به قبل از تابستان نمیکنند؛ هرچند دلیل دقیق این مسئله هنوز مشخص نیست.
برودریک همچنین به نقش انتظارات ذهنی اشاره میکند: «اگر در یک اقلیم گرم بزرگ شوید، گرما برایتان یک چیز عادی است». در استرالیا همه میدانند که تابستان قرار است طاقتفرسا باشد؛ بنابراین از نظر ذهنی خودشان را برای آن آماده میکنند. از کودکی هم یاد میگیرید چطور خودتان را خنک کنید؛ مثلاً زیر آب آبپاش بدوید یا شبها روی خودتان حولهای خیس و سرد بیندازید.
برعکس، وقتی اوایل دهه ۲۰ زندگیام یک سال را در مونترال گذراندم، زمستان زیر صفر برایم شوک بزرگی بود؛ چون تا آن زمان چیزی شبیه آن را تجربه نکرده بودم. مدتی طول کشید تا بفهمم بیرون رفتن با کفشهای بالهای ایده چندان عاقلانهای نیست و پوتینهای گرم و غذاهای داغ شبانه برای زنده ماندن در آن سرما ضروریاند!
بنابراین، به گفته برودریک، قرار گرفتن در معرض گرما یا سرما در سالهای نخست زندگی میتواند از نظر روانی و رفتاری نقش مهمی در نحوه کنار آمدن ما با این شرایط در سالهای بعد داشته باشد.
او معتقد است کودکانی که امروز در بریتانیا و دیگر کشورهای سردسیر بزرگ میشوند، احتمالا در آینده بهتر از والدینشان با گرما کنار خواهند آمد؛ چون بیشتر از نسلهای قبل در معرض دمای بالا قرار میگیرند.
از سوی دیگر، بحران اقلیمی نیز ممکن است در حال تغییر واکنش روانی ما به افزایش دما باشد. برای مثال، یکی از گرمترین سالهای تاریخ بریتانیا، سال ۱۹۷۶، اغلب به¬عنوان یکی از شادترین سالهای این کشور نیز به یاد آورده میشود؛ با وجود اینکه دمای هوا در آن سال به ۳۵.۹ درجه سانتیگراد رسید و برای ۱۵ روز متوالی از ۳۲ درجه بالاتر بود. البته رطوبت هوا در آن زمان کمتر از موج گرمای امسال بود.
ویل سلف، نویسنده بریتانیایی، در توصیف سال ۱۹۷۶ به روزنامه گاردین گفته بود: «آن تابستان طولانی و گرم... همه مردم کشور شادتر و آرامتر بودند». عکسهای آن دوران هم کودکانی را نشان میدهند که با خوشحالی در استخرهای کوچک آب بازی میکنند و بزرگسالانی که بدون پیراهن در پارکها زیر آفتاب دراز کشیدهاند.
اما امروز که تغییرات اقلیمی بیش از هر زمان دیگری ذهن ما را به خود مشغول کرده، نگاهمان به موجهای گرما هم تغییر کرده است. حالا گرمای شدید را بیشتر نگرانکننده و تهدیدآمیز میبینیم تا لذتبخش. از آنجایی که تابستانها قرار است گرمتر شوند، از پریار و برودریک میپرسم که چگونه میتوانیم تابآوری خود را در برابر گرما بهبود بخشیم. هر دو میگویند مفیدترین کاری که میتوانیم انجام دهیم ورزش منظم است. دلیلش این است که فعالیت بدنی گرمای درونی ما را افزایش میدهد که به طور طبیعی سازگاری با گرما را تحریک میکند.