عدم قطعیت نسبت به میزان عبور نفت از هرمز به یکی از مولفههای بنیادین قیمتگذاری تبدیل شده است
نفت ۱۰۰ دلاری؛ جنگ یا ابهام؟
آمریکا اعلام کرده نیروهایش در واکنش به حملات موشکی به یک ناو آمریکایی، چند نفتکش حامل نفت ایران را منهدم کردهاند؛ اقدامی که واشنگتن رسما مسوولیت آن را پذیرفته و ایران نیز اصل حمله آمریکا به نفتکشهای خود را تایید کرده است. بنابراین، این بخش از ماجرا دیگر صرفا یک «ادعای اثباتنشده» نیست. در مقابل، سپاه پاسداران اعلام کرده به دو شناور آمریکایی و هشت نفتکش حمله و خسارت سنگینی به آنها وارد کرده است. در نتیجه، مساله اصلی برای بازار دیگر این نیست که «آیا درگیری دریایی رخ داده است یا نه»؛ این واقعیت اکنون روشن است. پرسش مهمتر این است که دامنه این درگیری تا کجا گسترش خواهد یافت و چه مقدار از نفت واقعا از مسیرهای اصلی صادراتی خارج میشود؟
نفت به روایت دادهها
آنچه قیمت نفت را بیش از خود خبر حملات حساس کرده، وضعیت مبهم تردد در تنگه هرمز است. پیش از جنگ، عبور حدود ۲۰میلیون بشکه نفت در روز از این آبراه بهعنوان یکی از قابلپیشبینیترین واقعیتهای بازار انرژی پذیرفته شده بود؛ اما اکنون حتی درباره حجم نفتی که روزانه از هرمز عبور میکند، اختلاف چشمگیری میان منابع وجود دارد. برای نمونه، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، گفته بود بیش از ۱۷میلیون بشکه در روز در ۳۱ماه اوت از هرمز عبور کرده؛ درحالیکه شرکت ردیابی کشتیها Kpler حجم عبور نفت در همان روز را حدود ۶میلیون بشکه برآورد کرده است.
بر اساس دادههای Kpler، میانگین جریان نفت از هرمز در ماه اوت حدود ۴میلیون بشکه در روز بوده و در شش روز نخست سپتامبر به نزدیک ۵میلیون بشکه رسیده است. اختلاف میان این ارقام صرفا یک اختلاف آماری نیست؛ این شکاف نشان میدهد بازار حتی در اندازهگیری شوک عرضه نیز با عدمقطعیت غیرمعمولی روبهرو شده است. خاموششدن سامانههای شناسایی کشتیها، محدودیت تصاویر ماهوارهای و افزایش عبورهای «تاریک» باعث شده بازسازی مسیر واقعی نفتکشها دشوارتر از گذشته باشد. در چنین شرایطی، بازار نمیتواند با اطمینان بگوید چه مقدار نفت متوقف شده، چه مقدار در حال حرکت است و چه مقدار ممکن است با تاخیر به مقصد برسد. به این ترتیب، عدم قطعیت خود به یکی از مولفههای بنیادین قیمت نفت تبدیل شده است.
چرا توقف در محدوده ۱۰۰ دلار؟
اگر درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا وارد مرحله دریایی شده، حملات به زیرساختهای انرژی عربستان نیز ادامه یافته و جریان نفت از هرمز بهشدت کاهش یافته است، چرا برنت هنوز در محدوده ۱۰۰ دلار متوقف شده است؟ پاسخ را باید در تفاوت میان اختلال در جریان نفت و قطع کامل عرضه جستوجو کرد. هنوز بخشی از نفت از هرمز عبور میکند و تولیدکنندگان منطقه نیز در تلاشند بخشی از صادرات خود را از مسیرهای جایگزین منتقل کنند. همزمان، تولیدکنندگان خارج از خاورمیانه، بهویژه آمریکا، کانادا و گویان، در سال جاری به افزایش عرضه کمک کردهاند. از طرف تقاضا نیز نشانههای کاهش مصرف در چین، بزرگترین واردکننده نفت جهان، در حال تقویت است. پژوهش موسسه تحقیقاتی سینوپک پیشبینی میکند تقاضای نفت چین در سال۲۰۲۶ حدود ۶۰۰هزار بشکه در روز، معادل ۹درصد، کاهش یابد؛ سومین سال متوالی کاهش مصرف این کشور. بنابراین بازار هنوز با یک معادله ساده «کاهش عرضه = جهش قیمت» مواجه نیست. بخشی از شوک عرضه از طریق مسیرهای جایگزین، افزایش تولید خارج از منطقه و کاهش تقاضا جذب میشود. اما این به معنای عادی بودن بازار نیست.
آنچه در برنت دیده نمیشود
یکی از مهمترین نکات این روزهای بازار نفت، فاصله میان قیمت شاخصهای اصلی و فشار موجود در بازار فیزیکی است. نفت خام ممکن است هنوز در محدوده ۱۰۰ دلار معامله شود؛ اما اگر نااطمینانی درباره حملونقل دریایی ادامه پیدا کند، هزینه بیمه، حمل، تامین سوخت و دسترسی به فرآوردهها میتواند سریعتر از خود نفت خام افزایش یابد. حملات اخیر به تاسیسات انرژی عربستان نیز این نگرانی را تشدید کرده است. حملات حوثیها به چند شهر و تاسیسات انرژی در جنوب عربستان دستکم ۷۳زخمی بر جای گذاشت و باعث توقف موقت فعالیت در برخی تاسیسات شد. این حملات همزمان با تشدید رویارویی ایران و آمریکا، لایه دیگری به ریسک عرضه منطقهای اضافه کرده است. به همین دلیل، عبور برنت از ۱۰۰ دلار را نباید صرفا یک مرز روانی تلقی کرد. بازار در حال آزمودن این فرض است که آیا اختلال دریایی فعلی قابل مدیریت باقی میماند یا به یک بحران واقعی عرضه تبدیل خواهد شد.
نفتی که ممکن است به بازار نرسد
برای ایران، این وضعیت یک تناقض مهم ایجاد میکند. افزایش قیمت جهانی نفت در شرایط عادی باید خبر خوبی برای صادرکنندهای مانند ایران باشد؛ اما وقتی نفتکشها هدف قرار میگیرند و مسیر اصلی انتقال نفت مختل میشود، افزایش قیمت لزوما به افزایش درآمد نفتی منجر نمیشود. در چنین شرایطی، تفاوت میان داشتن نفت، انتقال نفت و فروختن نفت اهمیت پیدا میکند. اگر بشکههای ایران در مخازن یا نفتکشها باقی بمانند اما امکان انتقال ایمن آنها به خریدار محدود شود، هر افزایش قیمت جهانی نمیتواند کاهش حجم صادرات را جبران کند. به بیان ساده، برای صادرکنندهای که با محدودیت فیزیکی صادرات مواجه است، نفت ۱۰۰ دلاری الزاما از نفت ۸۰دلاری سودآورتر نیست؛ اگر تعداد بشکههای قابل فروش به اندازه کافی کاهش یافته باشد. این همان جایی است که تشدید جنگ دریایی میتواند برخلاف تصور اولیه، برای تهران نیز هزینهزا باشد: هرچه ناامنی در مسیر صادرات بیشتر شود، ارزش اسمی نفت بالا میرود، اما قابلیت تبدیل آن نفت به درآمد نقدی کاهش مییابد.
سناریوی تعیینکننده چیست؟
سناریوی نخست، ادامه درگیریهای دریایی در سطح فعلی است. در این حالت، بازار احتمالا یک پرمیوم ریسک پایدار را حفظ میکند و برنت میتواند در حوالی ۱۰۰ دلار نوسان کند؛ زیرا جریان نفت هنوز کاملا متوقف نشده، اما اطمینان از تداوم جریان نیز وجود ندارد. سناریوی دوم، گسترش حملات به نفتکشهای تجاری است. این سناریو از نظر بازار اهمیت بسیار بیشتری دارد؛ زیرا مساله را از «اختلال عرضه» به «اختلال در حملونقل» تبدیل میکند. اگر شرکتهای کشتیرانی به این نتیجه برسند که عبور از هرمز از نظر امنیتی یا اقتصادی توجیهپذیر نیست، کاهش تردد کشتیها میتواند سریعتر از کاهش تولید، عرضه قابلدسترس را محدود کند. سناریوی سوم، کاهش تنش یا ایجاد سازوکاری برای عبور ایمن کشتیهاست. در این صورت، بخشی از پرمیوم ریسک میتواند بهسرعت تخلیه شود؛ حتی اگر تولید نفت منطقه همچنان پایینتر از سطح پیش از جنگ باقی بماند. اما یک متغیر در هر سه سناریو مشترک است: بازار به دنبال پاسخ یک سوال ساده است؛ چند بشکه واقعا در حال حرکت است؟
جنگ روایتها، جنگ دادهها
شاید مهمترین تغییر این مرحله از بحران این باشد که بازار نفت دیگر فقط با ریسک ژئوپلیتیک مواجه نیست؛ با ریسک اطلاعاتی نیز روبهروست. وقتی یک منبع از عبور بیش از ۱۷میلیون بشکه در روز از هرمز سخن میگوید و یک شرکت مستقل ردیابی کشتیها رقم بسیار پایینتری را گزارش میکند، معاملهگران ناچارند قیمت را در شرایطی تعیین کنند که یکی از مهمترین متغیرهای بنیادی بازار، یعنی جریان واقعی عرضه، با دقت معمول قابل اندازهگیری نیست. از این منظر، عبور برنت از ۱۰۰ دلار تنها داستان یک نفت گرانتر نیست؛ داستان بازاری است که برای ندانستن، پول پرداخت میکند. پرسش نهایی نیز همینجاست: اگر بازار نتواند با اطمینان بگوید چه میزان نفت از هرمز عبور میکند، آیا نفت ۱۰۰ دلاری امروز واقعا قیمت کمبود بشکه است یا قیمتِ نبود اطمینان درباره اینکه فردا چند بشکه در دسترس خواهد بود؟