اماواگرها استفاده از «هوش مصنوعی ملی» از نظر یک صاحب نظر اقتصاد دیجیتال/ هنوز پلههای قبلی توسعه فناوری را کامل طی نکردهایم/ مثل این است که به دانشآموز ابتدایی انتگرال درس دهیم
در حالی که هنوز زیرساختهای پایه اقتصاد دیجیتال در ایران با چالشهایی مانند محدودیت دسترسی، ضعف ارتباطات پایدار و عقبماندگی فناورانه مواجه است، صحبت از راهاندازی «هوش مصنوعی ملی» دوباره این پرسش را مطرح کرده که آیا مسیر توسعه فناوری از زیرساخت و نوآوری میگذرد یا از پروژههای دستوری و عنوانهای پرطمطراق؟
مطالب پیشنهادی
[فروخته شد تنها با یک بار مراجعه به خوردو۴۵]
فروخته شد تنها با یک بار مراجعه به خوردو۴۵
منتقدان میپرسند آیا ساخت یک هوش مصنوعی ملی در چنین شرایطی یک ضرورت واقعی است یا تکرار تجربه پروژههایی که با عنوان «ملی» آغاز شدند اما سرانجامی جز صرف بودجه و نیمهتمام ماندن نداشتند؟
نیما امیرشکاری، صاحبنظر اقتصاد دیجیتال، معتقد است مسئله اصلی نبود زیرساخت، نوآوری و بلوغ صنعتی است. او میگوید کشوری که هنوز در بسیاری از فناوریهای پایه وابسته است، نمیتواند با یک جهش دستوری خود را به سطح فناوریهای پیشرفتهای مانند هوش مصنوعی برساند.
امیرشکاری در گفتوگو با «اقتصادنیوز» تأکید میکند که تجربه پروژههای ملی در سالهای گذشته نشان داده دولتی کردن فناوریها معمولاً به نتیجه مطلوب نمیرسد و توسعه فناوری باید از دل نیاز صنایع و بخش خصوصی شکل بگیرد.
مشروح گفتگو با نیما امیرشکاری را بخوانید؛
********
*آقای امیرشکاری! با توجه به طرحهایی که درباره توسعه هوش مصنوعی ملی مطرح شده، این پرسش وجود دارد که در شرایط فعلی اقتصاد دیجیتال ایران، اساساً چنین پروژهای چقدر ضرورت دارد؟ بهخصوص با توجه به اینکه زیرساختهای ارتباطی ما هنوز با مشکلات جدی مواجه است و در بحرانهای مختلف شاهد محدودیت یا قطعی اینترنت بودهایم. نگاه شما به این موضوع چیست؟
نگاه من به این نوع پروژهها و بهخصوص «ملی کردن» همه چیز، کمی منفی است. تجربههای گذشته هم این موضوع را نشان داده است. از دو یا سه دهه قبل که صحبت از سیستمعامل ملی، نرمافزار ملی و پروژههای مشابه مطرح شد، در بسیاری از موارد نتیجه چیزی جز پروژههای نیمهتمام، بودجههای هدررفته و خروجیهای محدود نبود.
دلیل اصلی هم دو موضوع است؛ نخست اینکه در دنیا چنین اتفاقاتی معمولاً از دل بخش خصوصی شکل میگیرد، نه از مسیر دولتی. دوم اینکه فناوری زمانی رشد میکند که از دل نیاز صنایع، کسبوکارها و یک بستر نوآوری واقعی بیرون بیاید.
ما در ایران هنوز این عوامل را به اندازه کافی نداریم. صنایع ما هنوز در بسیاری از حوزهها به بلوغ لازم نرسیدهاند؛ حتی در استفاده از نسلهای قبلی فناوری مانند بانکداری الکترونیک، اتوماسیون صنعتی، رباتیک و دیجیتالیسازی تجهیزات هم با فاصله مواجه هستیم.
حالا در چنین شرایطی میخواهیم یک یا دو نسل جلوتر برویم و سراغ هوش مصنوعی برویم. این شبیه این است که یک دانشآموز ابتدایی را بردارید و بخواهید به او انتگرال آموزش دهید.
مشکل اصلی، نبود نوآوری و بهرهوری است
یکی از دلایل اصلی عقبماندگی ما در سالهای اخیر، کمتوجهی به نوآوری است. وقتی نیروی انسانی ارزان باشد، انگیزهای برای جایگزینی آن با فناوریهای جدید، رباتیک یا هوش مصنوعی وجود ندارد.
هوش مصنوعی زمانی در صنعت معنا پیدا میکند که یک بنگاه اقتصادی به مرحلهای برسد که افزایش بهرهوری برایش حیاتی باشد؛ یعنی جایی که دو رقیب کنار هم قرار بگیرند و یکی با استفاده از هوش مصنوعی بتواند هزینهها را کاهش دهد و دیگری بدون آن از بازار حذف شود.
ما هنوز در بسیاری از صنایع به این مرحله نرسیدهایم. زیرساخت کافی نداریم، نوآوری جایگاه واقعی ندارد و بهرهوری مسئله اصلی بسیاری از کسبوکارها نشده است. بنابراین جهش ناگهانی به سمت فناوریهای پیشرفته، بدون طی کردن مراحل قبلی، بیشتر شبیه هدر دادن منابع است.
یک کشور ایزوله نمیتواند درک درستی از جایگاه خودش داشته باشد
*اگر بخواهیم خودمان را نه فقط با قدرتهای جهانی، بلکه با کشورهای منطقه خاورمیانه مقایسه کنیم، امروز در چه موقعیتی قرار داریم؟
فناوریهایی مثل هوش مصنوعی متعلق به یک کشور خاص نیستند. اما مشکل اینجاست که ما خودمان را با جهان مقایسه نمیکنیم. یک کشور ایزوله نمیتواند درک درستی از جایگاه خودش داشته باشد. زمانی میتوانیم بفهمیم کجا ایستادهایم که در یک فضای آزاد با کشورهای دیگر، همسایهها و اقتصادهای مختلف ارتباط داشته باشیم.این دورافتادگی باعث میشود گاهی تواناییهای خودمان را بیش از اندازه بزرگ ببینیم و درباره جایگاهمان قضاوت دقیقی نداشته باشیم.
نمیتوان با شعار و ادعا رتبه کسب کرد
ما حداقل دو دهه است که در بسیاری از گزارشهای جهانی جایگاه قابل توجهی نداریم؛ چه در حوزه بانکداری جهانی، چه شاخصهای اعتباری، چه فناوری و حتی تولیدات علمی و دانشگاهی.کشوری با چنین شرایطی نمیتواند صرفاً با شعار و ادعا وارد رقابت جهانی فناوری شود.
ما حتی یک برد ساده کامپیوتری را هم بهطور کامل تولید نمیکنیم
ما هنوز حتی یک برد ساده کامپیوتری را هم به شکل کامل در داخل کشور تولید نمیکنیم. بسیاری از فناوریهای پایهای که برای حرکت به سمت هوش مصنوعی نیاز داریم، از خارج تأمین میشود.
بخش زیادی از چیزی که امروز داریم، در واقع اقتباس از فناوریهای دیگران است؛ آن هم نه همیشه به بهترین شکل. حتی در طراحیها هم اغلب مجبوریم تغییراتی بدهیم تا با محدودیتهای خودمان سازگار شود.
در چنین شرایطی، صحبت از ساخت یک هوش مصنوعی کاملاً مستقل، بیشتر از آنکه یک برنامه عملی باشد، شبیه یک شعار است.ممکن است بتوانیم نمونههای آزمایشگاهی از برخی فناوریها تولید کنیم، اما تولید انبوه و رقابت در مقیاس جهانی نیازمند بازار، سرمایه و زنجیره تأمین گسترده است.
تولید فناوری امروز بدون همکاری جهانی ممکن نیست
*یعنی معتقدید حتی اگر توان علمی وجود داشته باشد، بدون ارتباط جهانی امکان توسعه فناوری وجود ندارد؟
دقیقاً. فناوریهای امروز در مقیاسهای بزرگ اقتصادی معنا پیدا میکنند. بسیاری از فناوریهای روز دنیا برای بازارهای کوچک طراحی نشدهاند.
حتی کشورهایی که در حوزه فناوری موفق شدهاند، معمولاً پشتوانه جمعیتی، بازار بزرگ یا همکاریهای بینالمللی داشتهاند. کشوری با جمعیت ۸۰ یا ۹۰ میلیون نفر برای تولید بسیاری از فناوریهای پیشرفته باید بتواند با کشورهای دیگر همکاری کند و بازارهای بزرگتری ایجاد کند.
اما وقتی یک کشور از همه دنیا جدا باشد و بخواهد همه چیز را خودش انجام دهد، نتیجه همان چیزی است که امروز در اقتصاد میبینیم؛ کوچک شدن اقتصاد، کاهش توان رقابت و مشکلات ساختاری.توسعه فناوری با شعار اتفاق نمیافتد؛ نیازمند ارتباط، نوآوری، سرمایهگذاری و طی کردن مسیر طبیعی رشد است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.