چرا در مورد میزان مصرف آب مراکز داده،پوپولیستها اغراق میکنند؟
هیاهو برای هیچ
سیاستمداران با اعمال محدودیتها، تعلیقها و ممنوعیتهای ساختوساز، برای پیشی گرفتن از یکدیگر مسابقه میدهند. رأیدهندگان و سیاستمداران هر دو اشتباه بزرگی مرتکب میشوند. یک افسانه رایج این است که مراکز داده آب بیشتری نسبت به آگاستیا مصرف میکنند - استدلالی که محاسبات بهشدت نادرست یک کتاب پرفروش به آن کمک میکند. در واقع، یک مرکز داده متوسط تقریبا به اندازه دو زمین گلف آب مصرف میکند و اگر آب خود را بازیافت کند، همانطور که اکنون بسیاری انجام میدهند، این مقدار بهطور قابلتوجهی کمتر است.
هیچ دلیلی برای انگشت گذاشتن روی هوش مصنوعی وجود ندارد: تقریبا هر چیزی در زندگی مدرن، از پخش نتفلیکس گرفته تا روشن کردن ماشین ظرفشویی، در سطحی آب مصرف میکند که میتواند توسط طرفداران محیط زیست، به عنوان اسراف توصیف شود. گوگل محاسبه کرده است که میانگین مصرف پیام متنی جمنای حدود پنج قطره است، به این معنی که حتی دهها هزار درخواست هوش مصنوعی، کمتر از یک دقیقه دوش گرفتن آب مصرف میکنند.
نگرانیها در مورد مصرف برق بسیار زیاد است: مراکز داده واقعا به مقدار قابلتوجهی برق نیاز دارند. با این حال، تاکنون شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد آنها قیمت انرژی را افزایش دادهاند. در واقع، با افزایش تقاضا، هزینههای ثابت زیرساخت را بین کیلووات ساعتهای فروخته شده بیشتر تقسیم میکنند.
در هفتههای اخیر، تعدادی از شرکتهای بزرگ خدمات شهری، مراکز داده را به کاهش صورتحسابها مرتبط کردهاند. بسیاری از مراکز داده همچنین به تامین مالی منابع جدید تولید برق کمک میکنند. در نهایت، استفاده از هوش مصنوعی میتواند هزینههای برق را افزایش دهد. اما پاسخ به تقاضاهای رقابتی برای منابع - چه آب، چه برق یا هر چیز دیگری - این است که آنها را بر اساس کمبودشان قیمتگذاری کنیم و از این طریق، تامین بیشتر و استانداردهای زندگی بالاتر را در طول زمان تشویق کنیم.
این به معنای سهمیهبندی ورودیها بر اساس قضاوتهای خودسرانهی سرزنشکنندگان نیست. در جایی که محاسبه قیمتگذاری دشوار است - مثلا برای در نظر گرفتن آلودگی صوتی - قضاوتهای برنامهریزی ضروری هستند و به جز نیاز به نزدیکی به شبکه برق، هیچ دلیل خوبی برای قرار دادن مراکز داده در کنار خانهها وجود ندارد. در هر صورت، حتی نگرانی در مورد سر و صدا نیز اغراقآمیز است: بسیاری از ویدئوهای وایرال شده از سر و صدای مراکز داده هوش مصنوعی که قرار است سر و صدای آنها باشد، در واقع مرزعههای بیتکوین هستند، نه تاسیسات پیشرفته هایپراسکالر. در مقابل هزینههای واهی مراکز داده، مزایای ملموسی وجود دارد.
در سطح ملی، مراکز داده، فناوریای را تقویت میکنند که تقاضای آن به سرعت در حال افزایش است و موفقیت آن، رشد اقتصادی و دفاع ملی آینده ممکن است به آن بستگی داشته باشد. بهطور معمول، مراکز داده، هزینههای هنگفتی از مالیات را پرداخت میکنند و به تامین بودجه مدارس، کتابخانهها و ایستگاههای پلیس کمک میکنند. در لودون کانتیِ ویرجینیا، انتظار میرود مالیات بر تجهیزات کامپیوتری در بیش از ۲۵۰ مرکز آن، ۴۰درصد از کل درآمد مالیاتی این شهر کوچک را در سال آینده تامین کند. این ثروت بادآورده به این کانتی اجازه داده است تا مالیات بر املاک ساکنان را حدود ۳۰درصد کاهش دهد.
استدلال قابل احترامی برای کاهش سرعت تحقیقات هوش مصنوعی وجود دارد، اما این استدلال بر خطر سوءاستفاده یا سرکشی فناوری برای تمام بشریت استوار است، نه آسیبهای محلی مراکز داده. آمریکا که بهطور یکجانبه ساخت زیرساختهای هوش مصنوعی را دشوارتر میکند، به سادگی این مزیت را به چین میدهد که رهبران اقتدارگرای آن میتوانند مراکز داده را هر کجا که بخواهند قرار دهند. سالها، پوپولیستهای آمریکایی شکایت داشتند که اقتصاد فیزیکی این کشور توخالی شده و به چین برتری اقتصادی داده و عمو سام را بدون صنایعی که در زمان جنگ به آنها نیاز داشت، رها کرده است. آنها با مخالفت با مراکز داده، خطر ایجاد همان آسیبها را به جان میخرند.