روحانی: از رئیسجمهور تا مردم نمیخواهند این صداوسیما را ببینند/ در برابر توطئه اخیر ترامپ تسلیم نمیشویم/ ظاهراً بعضیها از پیمان و مذاکره بدشان میآید/ جنگ باید عزتمندانه پایان یابد
حسن روحانی، روز دوشنبه ۹ شهریور، در دیدار جمعی از استانداران، معاونان استاندار و فرمانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم، با تأکید بر اینکه تنگه هرمز باید تنگه امنیت ما باشد، اظهار داشت: تنگه هرمز باید تنگه پررونق باشد. تنگه بیکشتی به چه درد میخورد؟ ما که نمیخواهیم تجارت جهانی را بیرونق کنیم؛ اما در عین حال در این تنگه باید امنیت ما و عمان هم مدنظر قرار بگیرد. اگر یک کشتی بخواهد عبور کند که امنیت عمان یا ایران را تهدید بکند، این قابل قبول نیست. ما عبور بیضرر را میپذیریم که مقررات بینالمللی هم همین را میگوید.
رئیسجمهور ایران در دورههای یازدهم و دوازدهم، توطئه اخیر ترامپ برای جنگ جدید اقتصادی علیه ایران را محکوم به شکست دانست و گفت: باز هم با همت، ایستادگی و مقاومت مردم، دولت و کشور ما در برابر این توطئه تسلیم نخواهد شد و من تردید ندارم بسیاری از کشورهای دنیا هستند که در برابر ترامپ ایستادگی خواهند کرد و با ایران مبادلات خودشان را ادامه میدهند.
او با انتقاد از ایجاد دوقطبیها بیاساس و نادرست در جامعه تصریح کرد: یکی فکر میکند اگر از دیپلماسی حمایت کند، معنیاش این است که نمیخواهد از نیروهای مسلح حمایت کند. مگر اینها با هم منافات دارند؟ نیروی مسلح برای کشور کار میکند، دیپلماسی هم برای کشور کار میکند، موشک هم برای کشور کار میکند. اصلاً اینها اگر با هم نباشند، مسأله حل نمیشود.
دکتر روحانی افزود: اگر میخواهیم امروز دیپلماسی ما به جلو حرکت بکند، باید همه بخشها در کنار دیپلماسی باشند. دیپلماسی وقتی موفق است که طرف مقابل حس کند که کل ملت ایران، پشت سر این آقایان است. حالا هر که میخواهد مذاکره کند. هر که مسئول مذاکره است، فرق نمیکند، همه باید پشت سر آنها باشیم. کمااینکه پشت سر نیروهای مسلح هم باید باشیم، فرق نمیکند. همه احساس کنند نیروی مسلح مال خودشان است. این جنگ مال خودشان است. مقاومت و ایستادگی مال خودشان است.
او در این زمینه خاطرهای بیان کرد: در بهمن سال ۹۳ من یک سفر استانی به اصفهان رفتم. استقبال مردم در همهٔ استانها البته غرورآفرین بود اما استقبال مردم در اصفهان فوقالعاده بود. شب آقای کری به آقای ظریف گفته بود که ما استقبال مردم اصفهان را از روحانی دیدیم، ما پیام را گرفتیم، یعنی نمیتوانیم در برابر این دولت بایستیم، باید تسلیم شویم. حضور و محبت مردم اصفهان باعث شد ۱+۵ سر فرود بیاورد.
دکتر روحانی با اشاره به اینکه در جنگ ایستادگی مردم تعیینکننده بود، اظهار داشت: این مردم بزرگ که این همه کار بزرگ و عظیم انجام دادند، ما نباید به آنها احترام کنیم؟ یعنی باز هم یک اقلیت ناچیز محترمند؟ یک اکثریت بزرگ باز هم کنارند؟ یعنی صداوسیما نباید ملی شود؟ باز هم بعد از ۱۲ روز، نباید ملی شود؟ بعد از ۴۰ روز هم، نباید ملی شود؟ همچنان گروهکی باقی بماند؟ چه کسانی آنجا الان حرف میزنند؟ آقای رئیسجمهور میگوید من نگاه نمیکنم، اصلاً چه کسی میتواند نگاه کند؟ چه کسی حوصله دارد نگاه کند؟ چه کسی اعصاب دارد که اینها را گوش کند؟ رسانه را که میشود در اختیار همه گذاشت. این که یک لحظه است، این که یک ساعت است، میشود این رسانه را در اختیار کل ملت ایران گذاشت، ملت ایران بیاید و حرف بزند، همه بیایند و حرف بزنند، نه یک گروه محدودِ معدود چند ده نفری و چند صد نفری که فقط آنها باشند و بقیه هم حوصله نکنند حتی نگاه کنند. حوصله نکنند گوش کنند.
رئیسجمهور ایران در دورههای یازدهم و دوازدهم با تأکید بر اینکه انتقام باید به شیوه ائمه هدی باشد، گفت: امام سجاد، امام باقر و امام صادق در طول ۷۱ سال، حکومت بنیامیه را سرنگون کردند که این انتقام واقعی بود. انتقام چندین مرحله دارد. مسأله اولویت است. اولویت در هر مقطعی چیست؟ یک روندی داشت پیش میرفت. در آن روند یک عدهای آمدند و در آن اخلال کردند. نمیخواهم بگویم آن روند امروز کاملاً از بین رفته است. یک حرکتی که در جامعه به وجود آمده بود، آن را با مشکلاتی مواجه کردند.
دکتر روحانی با بیان اینکه جنگ باید عزتمندانه پایان بپذیرد، افزود: ما باید طبق نظر اکثریت قاطع مردم جنگ را عزتمندانه پایان بدهیم تا بتوانیم کشور را بسازیم، تا بتوانیم صدمات وارده را جبران کنیم، تا سرمایهگذار بتواند سرمایهگذاری کند، تا به آینده امیدوار شود، تا جوان ما به آینده کشور خودش امیدوار شود. یک اقلیت که حالا بوق و بلندگو در دست آنهاست و دارند سروصدا میکنند، اینها غیر از اکثریت جامعه ما هستند. اکثریت را ما میتوانیم به راحتی تشخیص بدهیم. بههرحال، امروز در یک شرایطی هستیم که البته باید خودمان را برای دفاع آماده کنیم. دشمن ممکن است سر فرود نیاورد. ممکن است دشمن نیاید پای میز مذاکره، حالا این بحث دیگری است و در آن شرایط ما باید ایستادگی کنیم.
او همچنین اظهار داشت: پیغمبر اسلام(ص) که به مبدأ وحی وصل بود، با مردم مشورت میکرد، او که دارای آن همه دانش و بینش و تدبیر و عقل بود مشورت میکرد، ما حاضر به مشورت با مردم و ولینعمتان خودمان نیستیم؟
دکتر روحانی تأکید کرد: اسوه و الگو باید اخلاق، راه و دستورات و شیوه حکمرانی پیامبر باشد. آن پیغمبری که اساس حکومتش را بر پیمان نهاد. ظاهراً بعضیها از پیمان بدشان میآید؛ از مذاکره بدشان میآید. از اینکه توافق شود با یک گروه خوششان نمیآید. میگویند هرچه گفتیم طرف مقابل باید تسلیم محض ما باشد. البته اگر شدنی باشد خوب است. اگر شرایطی باشد که هرچه ما میگوییم طرف مقابل ما پذیرای آن باشد و سر فرود بیاورد خوب است. اما اگر نشد چی؟ اگر طرف جبّار بود چطور؟ اگر طرف قلدر بود چطور؟ میگوییم ما باید ادامه بدهیم؟ تا چه زمانی باید ادامه بدهیم؟ اول چارچوب اهداف ملی برای خودمان روشن باشد و بعد هم عرضه کنیم به مردم. بگوییم مردم! قرار ما این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم، اگر مردم گفتند ما قبول داریم خیلی هم خوب است برویم ادامه بدهیم، اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند آیا ما نمیخواهیم بپذیریم؟
متن کامل سخنان روحانی در این دیدار به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در ماه ربیعالمولود قرار داریم یعنی ماهِ بهار؛ و بهاری بعد از زمستان سرد و طولانی. سالیان دراز مردم از بیعدالتی، ظلم، تجاوز، آدمکشی، غارت، دزدی، حتی فرزندکشی، دخترکشی، در جامعه خودشان رنج میبردند و در این ماه ربیع، بهار، با میلاد پیامبر عظیمالشأن اسلام(ص) آغاز گردید.
بهاری که بهار عدالت بود، بهار لطف و مهربانی بود، بهار رحمت بود که «وَ مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِین» او نه رحمت شبهجزیره عربستان، او نه رحمت این منطقه که ندایش، صدایش، راهش و سیرهاش، رحمت برای همه جهانیان بود. «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ» خداوند در سایه رحمت، قلبی مهربان و زبانی نرم در برابر مردم به پیامبر عنایت کرد.
همه چیز از این لینت، مهربانی و رحمت آغاز میشود. اما اگر «فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ» شد «لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ» میشود. وقتی خداوند به پیامبر بزرگش که اشرف مخلوقات عالم است میگوید که اگر تو با مردم با زبان نرم سخن نگویی و دلی مهربان نداشته باشی، مردم از دورِ تو پراکنده میشوند، «لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ» این یک پیام برای همه ماست.
اگر امروز در یک جامعهای، حاکمان در هر مقامی که هستند، در هر سِمَتی که هستند اگر خوی نرم و زبان نرم نداشته باشند «لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِهم»، مردم از اطراف آنها پراکنده خواهند شد.
صدای ملّی و سیمای ملّی اگر با زبان نرم و لین و در چارچوب درست برای بیدارگری جامعه حرکت نکرد و مرکزی برای اختلاف شد، جایگاهی برای آن شد که گروه کوچکی از آن نفع ببرند و اکثریتی از آن ضرر ببینند، «لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ»، کنار آن صداوسیما کسی قرار نمیگیرد و کسی نمیخواهد این سیما را ببیند و این صدا را بشنود. حالا از رئیسجمهورش گرفته که نمیخواهد تا افراد عادی جامعه، «لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ».
اگر در یک جامعهای کسی که تریبونی دارد با زبان درشت با مردم سخن گفت، حتی نسبت به آنهایی که فکر میکند در مسیر صحیح نیستند، اگر با زبان نرم آنها را نصیحت نکرد و سخن نگفت «لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ»، مردم از آن تریبونها فاصله میگیرند و آن گویندگان تنها میمانند.
تمام بخشهای حکومتی، باید با زبان نرم و اخلاق حسنه، با مردم سخن بگویند، همانجور که پیغمبر بود. «بلَغَ العُلی بِکَمالِهِ – کَشَفَ الدُّجی بِجَمالِهِ – حَسُنَت جَمیعُ خِصالِهِ – صَلّوا عَلَیهِ وَ آلِهِ» اگر کمالات در بالاترین سطح قرار گرفت و اگر نور توانست تاریکیها را بشکافد و اگر سجایای اخلاقی در بهترین شکل بود که «اِنّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ عَظیم» آن وقت میتواند هدایت مردم را به خوبی به عهده گیرد و آن وقت ربیع حاصل میشود.
چگونه باید از زمستان به ربیع برسیم؟ اگر دنبالهرو رسول خدا و پیامبر اسلام(ص) بودیم، آن وقت میتوانیم. خداوند به پیغمبر میگوید: در گذر از خطاکار. «فاعفوا عنهم» بگذر از آنها، همان گذشتی که نمونه اعلایش را مردم در فتح مکه دیدند. فرمود: «اِذهَبوا فأنتم الطُلَقاء» همه شما آزادید، حتی نسبت به جانیترین فرد گفت که او هم آزاد است. منتهی من نمیخواهم دیگر او را ببینم، اما آزاد است. به او هم کاری ندارم، یعنی همان غلام حبشی که به حمزه سیدالشهدا حمله کرد و او را به شهادت رساند، او را هم بخشید. «وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ» برای مردم از خدا بخواه که از گناهشان بگذرد. «وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» با مردم مشورت کن، با آنها صحبت کن، نظر آنها را بگیر.

پیغمبر در جنگ بدر وقتی فرمود در یک ارتفاعی، در آنجا خیمهها را برپا کنید، «حباب بن منذر» آمد خدمت پیغمبر گفت یا رسولالله این دستور خداست که ما اینجا چادر بزنیم یا نظر شماست؟ ببینید چقدر آزادی هست در جامعهٔ پیامبر، که یک مسلمان معمولی در میدان جنگ، به پیغمبر میگوید این دستور شماست که اینجا ما چادر بزنیم یا فرمان خداست؟ اگر فرمان خداست ما اطاعت میکنیم، اما اگر دستور شماست من پیشنهاد دیگری دارم، اینجا جای مناسبی نیست. جای جدیدی را پیشنهاد کرد و پیغمبر آن را پسندید و دستور داد مکان به پا کردن خیمهها را عوض کنند، «وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ».
در جنگ خندق وقتی عدهای آمدند و پیشنهاد دادند که به بعضی از طوایف، بخشی از خرمای مدینه را بدهیم تا آنها از کفار جدا شوند، پیغمبر وقتی سران اوس و خزرج را خواست و با آنها مشورت کرد، گفتند یا رسولالله این دستور خداست یا نظر شماست؟ اگر دستور خداست ما مطیع هستیم که بخشی از خرمای مدینه را به آنها بدهیم، اما اگر دستور خدا نیست ما مخالفیم و نظرشان را گفتند و پیغمبر نظر آنها را قبول کرد و پذیرفت، «وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ».
ظاهراً بعضیها از پیمان و مذاکره بدشان میآید
ما میخواهیم به ربیع برسیم یا میخواهیم در زمستان بمانیم؟ اگر میخواهیم به ربیع برسیم، باید سیرهٔ پیامبر عظیمالشأن اسلام را به کار بگیریم که «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» اسوه و الگو باید اخلاق پیامبر، راه پیامبر، دستورات پیامبر و شیوه حکمرانی پیامبر باشد. آن پیغمبری که اساس حکومتش را بر پیمان نهاد. پیغمبر در مکه و منا دو پیمان بست، پیمان عقبه اول و دوم، و با آن دو پیمان هجرت کرد و بعد از آن هجرت، توانست حکومت را در مدینه تشکیل بدهد. ظاهراً بعضیها از پیمان بدشان میآید؛ از مذاکره بدشان میآید. از اینکه توافق شود با یک گروه خوششان نمیآید. میگویند هرچه گفتیم طرف مقابل باید تسلیم محض ما باشد. البته اگر شدنی باشد خوب است. اگر شرایطی باشد که هرچه ما میگوییم طرف مقابل ما پذیرای آن باشد و سر فرود بیاورد خوب است، اهلاً و سهلاً. اما اگر نشد چی؟ اگر طرف جبّار بود چطور؟ اگر طرف قلدر بود چطور؟ میگوییم ما باید ادامه بدهیم؟ تا کی باید ادامه بدهیم؟ تا چه زمانی باید ادامه بدهیم؟
این خیلی مهم است که اول چارچوب اهداف ملی برای خودمان روشن باشد و بعد هم عرضه کنیم به مردم. بگوییم مردم! قرار ما این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم، اگر مردم گفتند ما قبول داریم خیلی هم خوب است برویم ادامه بدهیم، اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند آیا ما نمیخواهیم بپذیریم؟
آن که پیغمبر بود مشورت میکرد، او که وصل بود به مبدأ وحی با مردم مشورت میکرد، او که دارای آن همه دانش و بینش و تدبیر و عقل بود مشورت میکرد، ما حاضر به مشورت با مردم و ولینعمتان خودمان نیستیم؟
هر کس در این کشور هر سِمَتی دارد، به امانت از طرف مردم دریافت کرده، هیچ کس حاکم نیست، نه از جانب خودش نه از جانب خداوند. هر کس، هر پستی دارد در هر ردهای که هست، از جانبِ مردم است. مردم رأی دادهاند، یا مستقیم رأی دادند، یا غیرمستقیم رأی دادند. با رأی مردم قدرت و حکومت در اختیار افراد مختلف در ردههای مختلف قرار میگیرد. پس این سِمَتها را مردم در اختیار ما گذاشتهاند. قدرت را مردم در اختیار ما گذاشتهاند، مردم صاحبان این کشور هستند و ما باید با آنها حرف بزنیم و باید از آنها بپرسیم. این یک ربیع بود.
انتقام باید به شیوه ائمه هدی باشد
یک ربیع دیگر هم بود و آن ربیع میلاد امام صادق صلوات الله و سلامه علیه است. آن پیغمبر، پیغمبر رحمت بود. آن ربیع، ربیع رحمت بود و این یکی ربیع عقل است، ربیع علم است، او گفت «إِنَّا لَنُحِبُ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ کَانَ عَاقِلاً عَالِماً فَهِماً فَقِیهاً حَلِیماً مُدَارِیاً صَبُوراً صَدُوقاً وَفِیّاً» امام صادق(ع) گفت من از شیعیان خودم آنهایی را دوست دارم که اولیاش «عاقلاً» اهل خرد باشند، اهل عقل باشند، بیاندیشند، «فهماً» افراد فهمیده باشند در جامعه، «فقیهاً» دانا باشند، نه عالمِ سطحی، فقیه، یعنی عالمِ عمقی، یعنی دانا باشند. حلیم باشند، بردبار باشند، اهل مدارا باشند با جامعه و مردم. اهل صبر و استقامت باشند. در برابر همهٔ مشکلات راستگو باشند، نه صادق باشند، صدوق باشند، صدوق یعنی بسیار راستگو. «وفیاً» اهل وفا باشند که آنچه قول دادهاند به آن عمل کنند. همچون امام صادقی ربیعی برای ما آورده. ربیع رحمت را آن آورد و ربیع علم و عقل را این برای ما آورد.
نکتهای میخواهم در کنار تاریخ امام صادق(ع) اشاره کنم، چون در این ماهها در کشور ما مرتب مطرح است که اگر بزرگان ما شهید شدند، اگر عزیزترین افراد ما شهید شدند، ما اول باید برویم سراغ انتقام. امام صادق و امام باقر و امام سجاد علیهم السلام اولین انتقام واقعی را از خون امام حسین گرفتند. امام حسین که در کربلا شهید شد آن انتقام سطح معمولیاش، همان بود که عدهای از شیعیان به نام توابین آمدند و در کنار مختار و دیگران، از قتله امام و یاران امام گرفتند و آنها را به مجازات رساندند. اما آنچه که معنای انتقام واقعی دارد، این است که با روشنگری و حرکتی که امام سجاد، امام باقر و امام صادق در جامعه به وجود آوردند کلِ حکومت بنیامیه را سرنگون کردند که در طول هفتاد و یک سال این حرکت طول کشید و این انتقام واقعی بود. کل حکومت بنیامیه از بین رفت و گروه دیگری به نام بنیالعباس از سال ۱۳۲ هجری آمدند روی کار، یعنی از سال ۶۱، به مدت هفتاد و یک سال تلاش کردند. یک انتقام، انتقام سطح پایین بود که توسط توابین گرفته شد و یک انتقام، انتقام واقعی بود که توسط ائمه هدی گرفته شد. تازه هنوز هم انتقام نهایی نشده بود. وقتی امام هشتم میآید به ایران و آن حرکت و موج بزرگ را به وجود میآورد و آن فکر اصیل اسلامی را ترویج و بیان میکند، شعار غالب مردم میشود «الرضا من آل محمد». این مرحلهٔ دوم انتقام بود، آنها که میگفتند «دفناً، دفناً» و میخواستند نام پیغمبر و آل پیغمبر را مدفون کنند، شعار مردم شد «رضای آل محمد» در جامعه اسلامی. این قدم دوم بود. قدم سوم هم مردم در طول تاریخ انجام دادند و میدهند و قدم نهایی آن هم «أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ» تازه آن دادگستر جهانی که میآید و دنیا را پر از عدل و داد میکند، آن انتقام نهایی آن وقت گرفته میشود.
وسط بحثِ مذاکره، وسط این حرکت که راهی پیدا کنیم برای اینکه جنگ را عزتمندانه تمام کنیم، یک عده بلند شدند و گفتند که باید اول انتقام بگیریم. درست است که باید انتقام بگیریم، چگونه؟ به چه شکل؟ انتقام چندین مرحله دارد، انتقام را در مراحل مختلف میتوان گرفت، به چه صورت باید این انتقام را محقق کرد؟ اساس بحث همیشه، مسأله اولویت است. اولویت در هر مقطعی چیست؟ یک روندی داشت پیش میرفت. در آن روند یک عدهای آمدند و در آن اخلال کردند. نمیخواهم بگویم آن روند امروز کاملاً از بین رفته است. یک حرکتی که در جامعه به وجود آمده بود، آن را با مشکلاتی مواجه کردند.
در جنگ ایستادگی مردم تعیینکننده بود
خب این مردمی که این همه کار عظیم و بزرگ در جنگ ۱۲ روزه و در جنگ ۴۰ روزه انجام دادند، البته معنایش این نبود که هیچ گلهای ندارند، معنایش این نبود که مردم هیچ مشکلی ندارند، اما برای مردم، حفظ ایران، حفظ استقلال و عظمت این سرزمین، آنچنان بود که گفتند باشد، همهٔ گلهها را میگذاریم کنار، امروز میآییم در خیابان، امروز میآییم روبهروی دشمن؛ کشورمان را حفظ میکنیم، ملتمان را حفظ میکنیم. مردم کار فوقالعادهای انجام دادند.
من فکر نمیکنم در دنیا الان ملتی باشد که عظمت ملت ایران را در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه باور نداشته باشد. من فکر نمیکنم، حتی در آمریکا، در اروپا، غرب، شرق، مسلمان، غیرمسلمان، در منطقه و غیرمنطقه، عظمت و ایستادگی مردم ایران نمونهای داشته باشد؛ وقتی مردمی میآیند و میایستند. بزرگترین پیروزی را این مردم، نیروهای مسلح، دولت، دیپلماسی، همه و رهبری به دست آوردند. اما بعد از کمک و لطف خداوند، آنچه تعیینکننده بود ایستادگی مردم بود. مردم نهراسیدند، نترسیدند و به خوبی مقاومت کردند.
کشورهایی هستند که اگر به ایشان بگویند آمریکا میخواهد حمله کند، تمام است. حکومتهایی هستند که اگر به ایشان بگویند هفته دیگر آمریکا به شما حمله میکند همان وقت سقوط میکنند، مگر سقوط نکردند؟ مگر صدام سقوط نکرد؟ این که این آقا در واشنگتن نشسته و میگوید ایران باید تسلیم شود، چون نمونهاش را قبلاً دیدند. در سال ۲۰۰۳ در بغداد و عراق دیدند. صدام ۴۸ ساعت قبل از حمله آمریکا، پیام داد برای آمریکاییها، برای بوش پسر که من کامل تسلیمم، تسلیم کامل شد، ولی آنها گفتند نه، دیگر وقت گذشته است. وقتی نماینده عراق رفت در واشنگتن با خانم رایس صحبت کرد، گفت دیگر دیر شده است، دیگر ما تصمیم به حمله گرفتهایم. صدام با همه قلدریاش تسلیم شد، در آخر هم او را از یک دخمه درآوردند بعد از چند ماه.
آن دیگری که در لیبی آن همه ادعا میکرد او هم تسلیم شد. در مراحل مختلف تسلیم شد، در آخر هم از یک جوی فاضلاب او را درآوردند و بعد او را کشتند. آن رهبری که در برابر آمریکا ایستاد، مقاومت کرد، تسلیم نشد و جان خودش را هم در این راه، در راه حق و استقلال کشور و عظمت ایران فدا کرد، رهبر این کشور بود. رهبر این سرزمین بود. مردم هم خوب پاسخ دادند در تشییع پیکر او با آن عظمت در داخل این کشور و در کشور عراق. نشان دادند که قدردانند، مردم قدرشناسند.
صداوسیما را باید در اختیار کل ملت ایران گذاشت
خب این مردم بزرگ که این همه کار بزرگ و عظیم انجام دادند، ما نباید به مردم احترام کنیم؟ یعنی باز هم یک اقلیت ناچیز محترمند؟ یک اکثریت بزرگ آنها باز هم کنارند؟ یعنی صداوسیما نباید ملی شود؟ باز هم بعد از ۱۲ روز، نباید ملی شود؟ بعد از ۴۰ روز هم، نباید ملی شود؟ همچنان گروهکی باقی بماند؟ چه کسانی آنجا الان حرف میزنند؟ آقای رئیسجمهور میگوید من نگاه نمیکنم، اصلاً چه کسی میتواند نگاه کند؟ چه کسی حوصله دارد نگاه کند؟ چه کسی اعصاب دارد که اینها را گوش کند؟
ما نمیخواهیم به مردم احترام کنیم؟! حالا ما میگوییم بنزین کم است، خیلی خب، ما میگوییم تورم را نمیشود فوری پایین آورد، قبول؛ رسانه را که میشود در اختیار همه گذاشت. این که یک لحظه است، این که یک ساعت است، میشود این رسانه را در اختیار کل ملت ایران گذاشت، ملت ایران بیاید و حرف بزند، همه بیایند و حرف بزنند، نه یک گروه محدودِ معدود چند ده نفری و چند صد نفری که فقط آنها باشند و بقیه هم حوصله نکنند حتی نگاه کنند. حوصله نکنند گوش کنند. این که آسان است.
نهادهایی باید فوق جناح باشند، واقعاً فوق جناح نگه داریم که جناحی بودن، اصلاً معنی ندارد. دستگاه اطلاعات باید فوق جناح باشد. دستگاه امنیت باید فوق جناح باشد. دستگاهی که میخواهد در یک جامعهای سخن مردم را پخش کند مثل صداوسیما و رسانههای عمومی، باید فوق جناح باشند. دستگاه قضا باید فوق جناح باشد. حالا یک دستگاهی هست ممکن است جناحیاش هم قابل قبول باشد، ممکن است یک جناح در مجلس پیروز شود و اکثریت را در مجلس داشته باشد، یک جناح پیروز بشود و دولت را در اختیار بگیرد. البته آن هم معنیاش این نیست که در عمل فقط به نفع جناح خودش عمل کند. آن هم باید منافع ملی برایش اصل باشد، نه منافع جناحی. نمیتوانیم این کار را بکنیم؟! اینها که دیگر اقتصاد نیست که بگوییم این تورم میشود، این رشد اقتصادی کم میشود. اینها که شدنی است. ما بیاییم در برابر مردم تواضع کنیم، نظر آنها را بپذیریم، در برابر آنها سر فرود بیاوریم.
دوقطبیها بیاساس و نادرست است
بعد هم هر روز یک دوقطبی درست میکنیم در جامعه. من نمیدانم اینها را از کجا آوردهایم؟ دوقطبیهایی که بیاساس و نادرست است. یکی فکر میکند اگر از دیپلماسی حمایت کند، معنیاش این است که نمیخواهد از نیروهای مسلح حمایت کند. مگر اینها با هم منافات دارند؟ مگر در دو قطب هستند؟ نیروی مسلح برای کشور کار میکند، دیپلماسی هم برای کشور کار میکند، موشک هم برای کشور کار میکند. پهپاد هم از کشور دفاع میکند، مذاکره هم از کشور دفاع میکند. اگر هم به یک توافق عزتمندانه و شرافتمندانه برسیم برای کشور است، به نفع کشور و به خاطر کشور است.
اصلاً اینها اگر با هم نباشند، مسأله حل نمیشود. شما فکر میکنید مذاکره بدون حمایت مردم، بدون مشارکت مردم، بدون اعتماد مردم، بدون حرکت در بخشهای دیگر، پیش میرود؟ در سال ۹۳ کشورهایی بودند که ایستادند تا مذاکره ایران با ۱+۵ دچار شکست شود، چرا نتوانستند شکست بدهند؟ البته تأخیر انداختند، چند ماهی عقب انداختند، چرا نتوانستند ما را شکست بدهند؟ به دلیل اینکه ما قبل از اینکه به فکر مذاکره با ۱+۵ باشیم، اول به فکر این بودیم که اقتصاد و معیشت مردم را درست کنیم. در همان سال ۹۳ که آنها تلاش کردند و قیمت نفت را از ۱۱۲ دلار پایین آوردند و به ۳۰ دلار رساندند تا ما تسلیم شویم، در همان سال ۹۳، تورم چقدر شد؟ تورم شد ۱۵ درصد. رشد اقتصادی که سال ۹۱، سالِ قبل از دولت تدبیر و امید منهای ۸.۵ درصد بود در سال ۹۳ شد ۳ درصد. اصلاً از سال ۹۳ تا ۹۶ به طور متوسط رشد اقتصادی حدود ۵ درصد بود؛ تورم ما به طور متوسط ۱۱ درصد بود که در دو سال و چند ماه هم تکرقمی بود. حتی از سال ۹۳ تا ۹۶ تقریباً اشتغال خالص ما در سال نزدیک ۷۰۰ هزار بود. در سال ۹۳ تا ۹۶ که میگویم، چون از ۹۷ دچار جنگ اقتصادی ترامپ شدیم و موضوع شرایط دیگری پیدا کرد. از سال ۹۳ تا ۹۶ صادرات غیرنفتی معادل واردات ما شد و گاهی هم صادرات غیرنفتی بالاتر شد و بودجه هم، غیرنفتی شد. در سالهایی در گندم هم به خودکفایی رسیدیم. در سایه برجام ما در بنزین و گازوئیل هم به خودکفایی رسیدیم و حتی صادر کردیم.
در آن شرایط بحرانی کرونا، که میدانید قیمت نفت در ماههای اول کرونا، شد منهای ۳ دلار، در تاریخ سابقه ندارد که قیمت نفت منها بشود، یعنی سه دلار هم میبایست بدهیم به کشتی تا نفت را ببرد، چون اگر نفت را نمیبرد، منبع پر میشد. میبایست چاهها را میبستیم و استخراج متوقف میشد. علیرغم همه آنها، ما در دورهٔ کرونا روزانه ۴۰ میلیون لیتر بنزین صادر میکردیم. هم خودکفا شدیم، هم صادر کردیم. هم گازوئیل صادر کردیم، هم بنزین صادر کردیم، هم در دهها موضوع در سایهٔ توافق با دنیا اقتصاد ما رشد کرد.

یک وقتی وزیر کشاورزی ما میگفت سلامت مردم مدیون برجام است، من گفتم یعنی چه که سلامت مردم مدیون برجام است؟ گفت قبل از برجام ما سمهایی که وارد میکردیم غیراستاندارد بود و مردم با میوهها و غلاتی که مصرف میکردند به خاطر آن سمها که استاندارد نبود مریض میشدند و امروز بعد از برجام میتوانیم سم استاندارد وارد کنیم. این را آقای حجتی (وزیر کشاورزی) در یک جلسهای اعلام کرد.
همه ملت باید پشت سر نیروهای مسلح و مذاکرهکنندگان باشند
حالا چرا توانستیم در مذاکره ۱+۵ موفق شویم؟ چون اقتصاد را بدون آن توانستیم سامان بدهیم. چند روز قبل از امضای برجام یعنی در تیر ۹۴ هفتادمین جلسه هستهای را گذاشته بودیم. جلسه سطح بالا، البته جلسات سطح پایینتر خیلی بیشتر از اینها بود. یک سری جلسات خدمت رهبری بودیم که آنها را من حساب نمیکنم، جلسات در سطح بالایی که خود رهبری دستور داده بودند و اعضای آن را تعیین کرده بودند، هفتاد جلسه گذاشته بودیم. در همان زمان، ۱۳۶ جلسه ستاد اقتصادی گذاشته بودیم. نه جلسات اقتصادی معمولی با وزرای اقتصادی؛ بلکه ستاد اقتصادی دولت، که هر هفته دو جلسه اقتصادی میگذاشتیم. وقتی دشمن و ۱+۵ دید بدون آنها هم داریم اقتصاد کشور را پیش میبریم، سر فرود آوردند.
در بهمن سال ۹۳ من یک سفر استانی به اصفهان رفتم. استقبال مردم در همهٔ استانها البته غرورآفرین بود اما استقبال مردم در اصفهان فوقالعاده بود. شب آقای کری به آقای ظریف گفته بود که ما استقبال مردم اصفهان را از روحانی دیدیم، ما پیام را گرفتیم، یعنی نمیتوانیم در برابر این دولت بایستیم، باید تسلیم شویم. حضور و محبت مردم اصفهان باعث شد ۱+۵ سر فرود بیاورد.
اگر میخواهیم امروز دیپلماسی ما به جلو حرکت کند، باید همه بخشها در کنار دیپلماسی باشند. دیپلماسی وقتی موفق است که طرف مقابل حس کند که کل ملت ایران، پشت سر این آقایان است. حالا هر که میخواهد مذاکره کند. هر که مسئول مذاکره است، فرق نمیکند، همه باید پشت سر آنها باشیم. کمااینکه پشت سر نیروهای مسلح هم باید باشیم، فرق نمیکند. نیروهای مسلح ما هم شبانهروز فداکاری میکنند، تلاش میکنند و حتی باید با همهٔ توان به کمک آنها بشتابیم.
ابتکار دانشمندان ایرانی بازدارندگی دفاعی را احیا میکند
حالا در زمینه نیروهای مسلح، لازم است که افراد صاحبنظر، اندیشمند و دانشمند ایرانی در داخل کشور، یا ایرانیِ متخصص که در خارج کشور است بیایند به ایران و به آنها کمک کنند در زمینه فناوریهای نوین. ما در جنگ هشت ساله در برابر صدام روزهای سختی داشتیم، در سال ۶۴ آن زمانی که من فرمانده پدافند هوایی شدم، آمدیم بررسی کردیم دیدیم که سیستم هاگ ما به یک دلیل فعال نیست. سیستم راپیر ما به یک دلیل دیگر فعال نیست. حتی توپهای اورلیکن و اسکایگارد ما به دلایلی غیرفعال است. کسی به ما قطعه نمیداد. سیستم اسکایگارد که توپ ضدهوایی است و بُرد متوسط دارد و هدفگیری خوبی میکند و همراه خودش رادار دارد، سوئیسی است. قبلاً این توپها در زمان رژیم قبل خریداری شده بود و آنها تعهد کرده بودند که هم این توپها را اورهال کنند و هم قطعه به ما بدهند. خب ما هر کاری کردیم قطعه به ما ندادند، البته این توپ بخشهاییاش از ایتالیاست، یک بخشهاییاش هم از آلمان است، مثلاً بخش برقش تولید آلمان است. هیچکدام از این کشورها حاضر نشدند هیچ قطعهای به ما بدهند، حتی یک سری توپ فرستادیم سوئیس که آنها را تعمیر و اورهال کنند، گفتند ما در زمان جنگ کاری انجام نمیدهیم. به آنها گفتیم توپها را پس بدهید، گفتند نمیتوانیم به شما پس بدهیم، چون در جنگ هستید. شما ببینید با ما چه کردند؟! اینهایی که به اصطلاح کشورهای متمدنِ غرب هستند.
ولی ما خودمان تمام اشکالات این توپها را در داخل برطرف کردیم. بخش برقش را از طریق جهاد خودکفایی نیروی هوایی و عدهای از مهندسین که در خودروسازی کار میکردند، حل کردیم. کل سیستم برقش را گذاشتیم کنار و از موتور یک نوع ماشین استفاده کردیم و با تغییراتی که در آن موتور دادیم، همه این توپهایی که به خاطر برق خوابیده بود، راه افتاد. در رادار مشکل داشتیم و دانشگاه شریف به ما کمک کرد، با جهاد خودکفایی. در بخشهای دیگری مشکل داشتیم، وزارت دفاع کمک کرد تا بالاخره همه توپها راه افتادند. همه آمدند کمک کردند به نیروهای مسلح.
اینکه ما توانستیم در عملیات والفجر ۸ و کربلای ۴ و ۵ آن همه هواپیمای عراقی را ساقط کنیم به خاطر حرکتی بود که متخصصین و صاحبفکرهای ما انجام دادند. حالا بخشهای دیگر هم به همین صورت بود که فرصت توضیح آنها نیست.
میخواهم بگویم اگر در برابر دشمن یک کمبودی از لحاظ تجهیزات داریم، دانشمندان ما، صاحبنظران ما، متخصصین ما، حالا چه ایرانیانی که در خارج کشور هستند و حاضرند بیایند، چه ایرانی که داخل کشور است، خب باید به آن ایرانی احترام کنیم و آن متخصص ایرانی را جذب کنیم. همه را بیاوریم پای کار. همه احساس کنند نیروی مسلح مال خودشان است. این جنگ مال خودشان است. مقاومت و ایستادگی مال خودشان است.
اگر همه در کنار هم قرار گرفتیم، دیپلماسی در کنار نیروی مسلح و همه در کنار مردم قرار گرفتیم، باز هم میتوانیم بازدارندگی خودمان را در حدّ اعلی بسازیم.
جنگ باید عزتمندانه پایان یابد
امروز ما باید کاری بکنیم که این جنگ عزتمندانه پایان بپذیرد، حالا ممکن است یک آقایی بگوید نه، جنگ خیلی خوب است و باید ادامه بدهیم الی یوم القیامه، حالا او خودش میداند. بههرحال ما باید طبق نظر اکثریت قاطع مردم جنگ را عزتمندانه پایان بدهیم تا بتوانیم کشور را بسازیم، تا بتوانیم صدمات وارده را جبران کنیم، تا سرمایهگذار بتواند سرمایهگذاری کند، تا به آینده امیدوار شود، تا جوان ما به آینده کشور خودش امیدوار شود. باید تلاش کنیم، در چارچوب مصلحت کشور، در چارچوب عزت کشور، در چارچوب مصالح ملی اقدام کنیم و همهٔ مردم هم باید کمک کنند در این زمینه.
یک اقلیت که حالا بوق و بلندگو در دست آنهاست و دارند سروصدا میکنند، اینها غیر از اکثریت جامعه ما هستند. اکثریت را ما میتوانیم به راحتی تشخیص بدهیم. بههرحال، امروز در یک شرایطی هستیم که البته باید خودمان را برای دفاع آماده کنیم. دشمن ممکن است سر فرود نیاورد. ممکن است دشمن نیاید پای میز مذاکره، حالا این بحث دیگری است و در آن شرایط ما باید ایستادگی کنیم.
البته هیچوقت هم ما آغازگر جنگ نبودیم، همیشه دشمن آغازگر جنگ بوده. ما باید ایستادگی کنیم، مقاومت کنیم و بایستیم در برابر تجاوز دشمن. اما اگر در یک جایی «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکَلْ عَلَی اللهِ» شد، همان آیهای که به ما دستور میدهد که قدرت نظامی خودتان را بالا ببرید «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَة وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ» آیه بعدیاش چیست؟ آن آیه میگوید قدرت نظامی، میگوید خودتان را آماده کنید. میگوید خودتان را از نظر سلاح نزدیک و دوربرد که «قوه» را پیغمبر تفسیر میکند به «رمی»ُ آماده کنید. آن آیه میگوید خودتان را آماده کنید و تقویت کنید. پشت سرش آیه بعد میگوید «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» اگر دشمن شما تمایل نشان داد به صلح و گفت من میخواهم صلح کنم، مذاکره کنم، «فَاجْنَحْ لَهَا» شما هم رغبت نشان دهید برای آن مذاکره. شما هم رغبت نشان بدهید برای آن صلح. این که صریحِ قرآن است. ما نمیخواهیم تابع قرآن باشیم؟! نمیخواهیم تابع پیغمبر اسلام باشیم؟! ما نمیخواهیم با مردم مشورت کنیم؟! ما نمیخواهیم اکثریت قاطع جامعه، نظر آنها را، فکر آنها را، راه آنها را، که بیتردید اکثریت قاطع اگر چیزی میگوید، مصلحت جامعه است، آن را بپذیریم؟!
تنگه هرمز باید تنگه امنیت ما باشد
تنگه هرمز هم باید تنگه جنگ نباشد، ما که نمیخواهیم تنگه جنگ درست کنیم و همهاش بجنگیم، تنگه هرمز البته باید تنگه امنیت ما باشد. تنگه هرمز باید تنگه پررونق باشد، اگر رونق نداشته باشد و کشتی تردد نکند میخواهیم چه کار کنیم؟ تنگه بیکشتی به چه درد میخورد؟ میخواهیم تنگهای باشد که رونق داشته باشد، تردّد باشد، ما هم میخواهیم از تجارت بینالملل حمایت کنیم. ما که نمیخواهیم تجارت جهانی را بیرونق کنیم؛ اما در عین حال در این تنگه باید امنیت ما هم مدنظر قرار بگیرد. حالا من بالاترش میگویم امنیت ما و امنیت عمان. ما دو کشوریم در دو طرف تنگه. ما سمت شمالیم، آنها سمت جنوب. اگر یک کشتی بخواهد عبور کند که امنیت عمان را تهدید کند یا امنیت ایران را تهدید بکند، این قابل قبول نیست. ما عبور بیضرر را میپذیریم که مقررات بینالمللی هم همین را میگوید. امنیت ما باید تأمین شود. اما در عین حال ما باید کاری کنیم نسبت به تمام نقاط استراتژیک کشور و از آنها بهرهبرداری درست کنیم.
در برابر توطئه اخیر ترامپ تسلیم نمیشویم
این توطئه اخیر ترامپ که موضوع جنگ جدید اقتصادی علیه ایران است باز هم با همت، ایستادگی و مقاومت مردم، دولت و کشور ما، در برابر این توطئه هم تسلیم نخواهد شد و من تردید ندارم بسیاری از کشورهای دنیا هستند که در برابر ترامپ ایستادگی خواهند کرد و با ایران مبادلات خودشان را ادامه میدهند. همین امروز هم داریم میبینیم که کشورهایی هستند از همسایگان ما یا غیر همسایگان ما که دارند با ما روابط اقتصادی خودشان را ادامه میدهند، روابط تجاری خودشان را ادامه میدهند. انشاءالله در این زمینه هم خدا ما را یاری میکند و ما را موفق میدارد.
همه باید به دولت کمک کنیم
عزیزانی که امروز در خدمتتان هستیم، همه شما در طول سالها تلاش کردید، کوشش کردید در یک دولت، دو دولت، یا کمتر یا بیشتر، آن هم در حد این که یک استان را اداره کردید، یک شهرستان را اداره کردید، تلاش کردید، کوشش کردید. ریزِ مسائل را میشناسید. فرق میکند با فردی که در تهران نشسته و کلان کشور را مینگرد. شما که در سطح شهرستان در سطح استان کار کردید ریز امور را در سطح آن استان و آن شهرستان دیدید، راهحلها را تجربه کردید. در این شرایط همه ما باید دولت را کمک کنیم. دولت امروز یک شرایط سختی دارد، این ۱۵ ماهی که گذشته، از خرداد سال قبل تا امروز روزهای بسیار سختی بوده است، هم فشار نظامی بوده، هم فشار اقتصادی بوده، حالا اخیراً هم که جنگ اقتصادی جدیدی اضافه شده، بیش از آنچه که بوده، هم تحریم است، هم تورم است، هم مشکلات در جامعه است، هم زیرساختهای ما صدمه دیده، هم امروز در یک شرایطی هستیم که یک نوع محاصره دریایی علیه ما صورت گرفته است. ما امروز در شرایط سختی هستیم. دولت در یک شرایط بسیار سختی کشور را اداره میکند. همه ما باید این دولت را یاری کنیم و کمک کنیم در حدی که توان داریم. حالا کمک گاهی کمک فکری است، گاهی تجربههایی است که ما داریم، باید در اختیار عزیزانی قرار بدهیم که امروز مسئولیت اداره کشور را برعهده دارند، گاهی هم با سخن. باید جمعی را، دوستانی را، برایشان واقعیتها را بگوییم، زندگی کردن در شرایط فعلی در ایران با مشکلات زیادی توأم است، وقتی تورم مرتب افزایش پیدا میکند، رشد اقتصادی پایین میآید، وقتی ما میبینیم شرایطی است که اشتغال نمیتواند رشد داشته باشد، صادرات غیرنفتی و نفتی ما دچار مشکل است، هر کسی با تجربه خودش، در بخش خودش امروز باید آستین را بالا بزند و همه بیاییم کشور را یاری کنیم و دولت را کمک کنیم تا بتوانیم از این مسیر سخت و از این پیچ سخت عبور کنیم.
انشاءالله آن عظمتی که خداوند تا امروز شامل حال ملت ایران کرده، آن عظمت ادامه یابد و روزبهروز این سربلندی بیشتر شود تا ما بتوانیم از این شرایط عبور کنیم. باز هم ایرانی سربلند، ایرانی امن، ایرانی مستقل و در عین حال شرایطی داشته باشیم که مردم بتوانند فعالیت اقتصادی و معیشت بهتر داشته باشند انشاءالله. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.