اسرائیل در جنوب سوریه چه میخواهد؟
از زمان سقوط نظام سابق سوریه، رژیم صهیونیستی حضور و نفوذ خود را در جنوب این کشور افزایش داده است. تکمیل حدود ۸۰ درصد از خندقهای پروژه «شرق جدید»، از مجدل شمس در جولان اشغالی تا مثلث مرزی سوریه و اردن، نشان میدهد که این اقدامات صرفاً موقت نیست و تلآویو در پی ایجاد عمق امنیتی در داخل خاک سوریه است.
اطلاعات منتشر شده حاکی از آن است که این پروژه شامل حفر خندقها و ایجاد خاکریزهایی به عمق و عرض حدود چهار متر است و با استقرار نقاط نظامی و گشتزنی در داخل روستاها و شهرکهای سوریه همراه شده است. این گام از آن جهت اهمیت ویژهای دارد که با مذاکرات امنیتی بین دو طرف (که اکنون متوقف شده) همزمان شده است. این موضوع پرسشی اساسی را مطرح میکند: آیا رژیم صهیونیستی از حضور نظامی جدید خود برای تحمیل یک امر واقع روی زمین پیش از دستیابی به هرگونه توافق استفاده میکند تا بدین ترتیب، این نفوذها و مناطق تحت کنترل، به بخشی از ترتیبات امنیتی آینده تبدیل شوند؟
بازتعریف مرزهای امنیتی
تحول اصلی در سیاست رژیم صهیونیستی تنها به حفر خندقها محدود نمیشود، بلکه بخشی از یک سامانه نظامی گستردهتر است. بر اساس گزارشهای صهیونیستی، ارتش این رژیم ۹ پایگاه نظامی در منطقهای موسوم به «کمربند امنیتی» ایجاد کرده است؛ منطقهای که بین پنج تا ۱۲ کیلومتر در داخل خاک سوریه امتداد دارد.
این پایگاهها برای نظارت و اجرای عملیات در روستاها و مناطق باز استفاده میشوند. به گفته برخی افسران صهیونیستی، ارتش این رژیم در حال پیروی از یک دکترین عملیاتی جدید است که به جای تمرکز بر هویت دشمن، بر «تواناییهای احتمالی» او تأکید دارد. بر این اساس، واکنش نظامی نه بر مبنای اینکه طرف مقابل حزبالله، ارتش سوریه یا گروهی دیگر است، بلکه بر اساس توانایی او برای واردکردن آسیب به رژیم صهیونیستی تعیین میشود.
این رویکرد، تعریف تهدید را گستردهتر و انعطافپذیرتر میکند؛ زیرا در چنین شرایطی، حضور نظامی در خاک سوریه میتواند بهعنوان اقدامی پیشگیرانه و دائمی توجیه شود. رژیم صهیونیستی مدعی است که از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ این درس را گرفته که نباید منتظر رسیدن تهدید به مرزها بماند، بلکه باید خط دفاعی خود را به داخل خاک طرف مقابل منتقل کند.
پروژه «شرق جدید» و احتمال حضور بلندمدت
رژیم صهیونیستی از دسامبر ۲۰۲۴، پس از ورود به منطقه حائل تعیینشده در توافق لغو درگیری ۱۹۷۴، پایگاههایی در آن ایجاد کرده و سپس حضور خود را در مناطق قنیطره و درعا گسترش داده است.
پروژه «شرق جدید» به این حضور، ابعاد مهندسی و نهادی میدهد. حفر خندقهای ثابت، ساخت خاکریز، ایجاد مراکز دیدهبانی و پایگاههای نظامی، احداث جاده و برقراری گشتهای منظم، نشان میدهد که این اقدامات فراتر از یک استقرار موقت نظامی است و میتواند زیرساخت حضور بلندمدت رژیم صهیونیستی در جنوب سوریه را شکل دهد. ازهمین رو، نگرانی اصلی درباره تبدیل «اشغال موقت» به یک واقعیت امنیتی دائمی است.
تلاش برای تغییر یکجانبه توافق ۱۹۷۴
کارشناسان نظامی معتقدند رژیم صهیونیستی میکوشد در استان قنیطره واقعیتی جدید ایجاد کند تا از آن بهعنوان برگ برندهای در مذاکرات با سوریه استفاده کند. خواستههای رژیم صهیونیستی تنها به مفاد توافق ۱۹۷۴ درباره شمار نیروها، محل استقرار و نوع تسلیحات محدود نمیشود، بلکه ظاهراً شامل تلاش برای تغییر یکجانبه این توافق و تثبیت تغییرات در توافق احتمالی آینده با سوریه است.
محمد ابراهیم، پژوهشگر مسائل رژیم صهیونیستی، معتقد است بازگشت رژیم به مرزهای تعیینشده در توافق ۱۹۷۴ در شرایط کنونی بعید است؛ بهویژه آنکه مقامهای صهیونیستی اعلام کردهاند ارتش این رژیم تا زمان دستیابی به توافق جدید، در مناطق اشغالشده باقی خواهد ماند.
به گفته او، رژیم صهیونیستی به دنبال ایجاد منطقهای بسیار گستردهتر از منطقه غیرنظامی پیشبینیشده در توافق ۱۹۷۴ است؛ منطقهای که در برخی طرحها تا دهها کیلومتر در جنوب دمشق امتداد مییابد. بنابراین، مسئله اصلی دیگر تنها این نیست که رژیم صهیونیستی عقبنشینی خواهد کرد یا نه، بلکه این است که از کدام خط عقبنشینی میکند و چه مقدار از مناطق تحت کنترل خود را حفظ خواهد کرد.
رژیم صهیونیستی در سوریه چه میخواهد؟
بر اساس اظهارات مقامهای صهیونیستی، گزارشهای منتشرشده و تحولات میدانی، اهداف احتمالی رژیم را میتوان چنین خلاصه کرد:
- خلع سلاح گسترده جنوب سوریه: جلوگیری از استقرار نیروهای بزرگ سوری، تسلیحات سنگین، موشکها و پهپادها در نزدیکی جولان اشغالی.
- جلوگیری از بازگشت نفوذ ایران و حزبالله: اسرائیل خواهان تضمینهای مکتوب سوری برای جلوگیری از حضور این نیروها در جنوب سوریه است.
-ایجاد سازوکار نظارتی مؤثرتر: گسترش اختیارات نیروهای سازمان ملل برای نظارت بر جدایی نیروها، موسوم به «آندوف»، و استفاده از تجهیزات پیشرفته برای نظارت مستمر بر منطقه.
- حفظ آزادی عمل نظامی: اسرائیل ظاهراً میخواهد حتی پس از دستیابی به توافق، امکان مداخله نظامی در خاک سوریه را برای خود حفظ کند.
از جمله پیشنهادهای رژیم صهیونیستی، گسترش منطقه غیرنظامی، محدود کردن شمار و نوع نیروهای سوری، تشدید محدودیتها بر موشکها و پهپادها و تعهد دمشق به جلوگیری از استقرار نیروهای خارجی در جنوب پایتخت سوریه است.
فشار بر ساکنان و نگرانی از تخلیه تدریجی جنوب سوریه
خطر موجود تنها به مرزهای نظامی محدود نمیشود. غازی دحمان، تحلیلگر سیاسی سوری، معتقد است رژیم صهیونیستی در حال ایجاد زیرساختی نظامی و اطلاعاتی با چشمانداز بلندمدت در جنوب سوریه است؛ زیرساختی شامل پایگاههای عملیاتی، منطقه غیرنظامی و نظارت اطلاعاتی بر اطراف دمشق و مناطق جنوبی.
به گفته او، محدود کردن رفتوآمد مردم، جلوگیری از کشاورزی و دامداری، ممانعت از دسترسی به منابع آب، بازداشتها و یورشهای نظامی میتواند جوانان را به ترک منطقه وادار کند. او این روند را نوعی «فرسایش و کوچ اجباری تدریجی» میداند؛ فرایندی که ممکن است توان جامعه محلی برای مقاومت را کاهش دهد.
از این منظر، پرسش تنها این نیست که رژیم صهیونیستی به دنبال منطقهای عاری از سلاح است یا نه، بلکه این است که آیا هدف آن ایجاد منطقهای با جمعیت کمتر و توان محدودتر برای شکلگیری مقاومت آینده است.
موضع دمشق
دمشق در شرایطی نیست که بتواند خواستههای خود را از طریق نظامی تحمیل کند. احمد الشرع، رئیس دوره انتقالی سوریه، اعلام کرده است که دمشق با مشارکت چند کشور در حال بررسی یک توافق امنیتی با رژیم صهیونیستی است و از رویارویی نظامی با این کشور پرهیز میکند.
با این حال، او تأکید کرده است که توافق نباید به بهای از دسترفتن حقوق سوریه یا کنار گذاشتن مطالبه بازپسگیری جولان اشغالی باشد.
موضع دمشق بر یک معادله دشوار استوار است: جلوگیری از جنگ و حفظ تمامیت ارضی سوریه، بدون آنکه توافق امنیتی به معنای پذیرش ضمنی واقعیتهایی باشد که رژیم صهیونیستی پس از برکناری بشار اسد ایجاد کرده است. به همین دلیل، سوریه خواهان آن است که هرگونه اصلاح در توافق ۱۹۷۴ صرفاً امنیتی و فنی باشد و به معنای بهرسمیتشناختن کنترل رژیم صهیونیستی بر جولان یا تغییر وضعیت حقوقی آن تلقی نشود.
آیا رژیم صهیونیستی میتواند این وضعیت را دائمی کند؟
برآورد محتمل این است که رژیم صهیونیستی میتواند در میدان وضعیت موجود برآورد محتمل این است که رژیم میتواند در میدان وضعیت موجود را برای مدتی طولانی حفظ کند، اما تبدیل آن به یک واقعیت حقوقی و سیاسی دائمی آسان نخواهد بود.
برتری نظامی رژیم امکان میدهد نیروها و پایگاههای خود را در جنوب سوریه حفظ کند و از ادامه حضورش بهعنوان اهرم فشار در مذاکرات بهره ببرد. اما تثبیت این وضعیت به موافقت سوریه یا دستکم ایجاد یک چارچوب بینالمللی با سطحی از مشروعیت و پذیرش نیاز دارد.
از سوی دیگر، حضور طولانیمدت رژیم صهیونیستی میتواند به شکلگیری مقاومت محلی و تبدیل ساکنان آسیبدیده از نفوذها به تهدیدی پایدار منجر شود. حتی در داخل رژیم نیز درباره هزینه سنگین حفظ مناطق امنیتی گسترده و نیاز به اعزام شمار زیادی از نیروها هشدار داده شده است.
مذاکرات؛ فرصت سیاسی دمشق
مذاکرات میتواند به دمشق فرصت دهد تا در برابر واقعیت نظامی تحمیلشده از سوی رژیم صهیونیستی، یک موضع سیاسی متقابل ایجاد کند؛ از جمله خودداری از بهرسمیتشناختن تغییرات مرزی، تأکید بر توافق ۱۹۷۴ بهعنوان مرجع هرگونه ترتیبات جدید و مشروطکردن امتیازات امنیتی رژیم به عقبنشینی از مناطقی که پس از سال ۲۰۲۴ وارد آن شده است.
رژیم صهیونیستی پس از حمله هفتم اکتبر میکوشد دکترین جدیدی را پیش ببرد که بر اساس آن امنیت این رژیم از خارج مرزهایش آغاز میشود. پروژه «شرق جدید» بخش مهندسی این دکترین است: انتقال خط دفاعی به خاک طرف مقابل، ایجاد مناطق امنیتی، حفظ آزادی عملیات نظامی و تبدیل واقعیتهای میدانی به شروط مذاکره.
در مقابل، سوریه تلاش میکند این واقعیت را از طریق مذاکره مهار کند، بدون آنکه آن را به رسمیت بشناسد. دمشق خواهان بازتنظیم روابط بر پایه توافق ۱۹۷۴ و اعمال اصلاحات احتمالی امنیتی است، اما بر حفظ حاکمیت خود و حق بازپسگیری جولان تأکید دارد.
تجهیزات و نفوذ رژیم صهیونیستی نشان میدهد که این رژیم بر ایجاد یک کمربند امنیتی پایدار در عمق جنوب سوریه حساب باز کرده است. با این حال، ماندگار شدن این وضعیت تنها به توان نظامی رژیم بستگی ندارد؛ بلکه به توانایی آن برای تبدیل برتری میدانی به توافقی سیاسی و قابلقبول نیز وابسته است.
محتملترین سناریو در شرایط کنونی، الحاق رسمی مناطق جدیدی از سوریه نیست، بلکه ایجاد یک واقعیت امنیتی دائمی بدون اعلام رسمی تغییر مرزهاست؛ واقعیتی که ممکن است تا زمان تغییر موازنه سیاسی و میدانی، به یکی از محورهای اصلی مناقشه میان دمشق و تلآویو تبدیل شود.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.