تغییر نقش حسابدار از «ثبت معامله» تا «شناخت پدیده اقتصادی»
اما استانداردهای جدید حسابداری، بهتدریج این رابطه را تغییر دادهاند. امروز در بسیاری از موارد، حسابدار نمیتواند منتظر بماند تا یک «معامله قابل ثبت» اتفاق بیفتد؛ بلکه باید پیش از ثبت، ماهیت اقتصادی قرارداد یا رویداد، حقوق و تعهدات ایجادشده و زمان و نحوه انتقال منافع اقتصادی را تحلیل کند. این تحول را میتوان حرکت حسابداری از «ثبت رویداد» به «شناخت پدیده اقتصادی» دانست.
برای مثال، در استاندارد ۴۳، شناسایی درآمد دیگر صرفا به صدور فاکتور یا دریافت وجه وابسته نیست. واحد اقتصادی باید قرارداد با مشتری را شناسایی کند، تعهدات عملکردی را تشخیص دهد، قیمت معامله را تعیین و تخصیص دهد و سپس درآمد را زمانی شناسایی کند که تعهد مربوط ایفا و کالا یا خدمت به مشتری منتقل شده باشد.
بنابراین پرسش حسابدار از «چه مبلغی را ثبت کنم؟» به پرسش مهمتری تبدیل شده است: «این قرارداد از نظر اقتصادی چه چیزی ایجاد کرده و چه زمانی تعهد شخص در برابر مشتری ایفا شده است؟»
استاندارد ۴۴ این تغییر را آشکارتر میکند. ممکن است قراردادی در ظاهر یک قرارداد خدمات باشد، اما حسابدار باید بررسی کند آیا در واقع حق کنترل استفاده از یک دارایی معین برای مشتری ایجاد شده است یا خیر. برای این تشخیص باید وجود دارایی معین، حق دریافت منافع اقتصادی و حق هدایت نحوه استفاده از آن بررسی شود.
در نتیجه، حسابدار دیگر فقط با سند حسابداری سروکار ندارد؛ باید قرارداد را بخواند، فرآیند عملیاتی شرکت را بشناسد و حتی درباره حقوق و اختیارات طرفین قرارداد قضاوت کند. این تحول را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: «در حسابداری سنتی، رویداد اقتصادی نقطه شروع فرآیند حسابداری بود؛ در حسابداری جدید، شناخت و تحلیل پدیده اقتصادی پیش از ثبت حسابداری آغاز میشود.»
تغییر حسابدار از ثبتکننده به مفسر؛ اهمیت این تغییر زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم چارچوب مفهومی گزارشگری مالی نیز تمرکز خود را بر منابع اقتصادی، ادعاها و آثار معاملات، سایر رویدادها و شرایطی که این منابع و ادعاها را تغییر میدهند قرار داده است. لذا موضوع حسابداری، صرفا «معامله» به معنای سنتی آن نیست؛ بلکه پدیده اقتصادی است که باید آثار آن در صورتهای مالی منعکس شود.
این موضوع، مرز میان حسابداری و سایر بخشهای سازمان را نیز تغییر میدهد. حسابدار برای اجرای استانداردهای جدید ناچار است با واحدهای حقوقی، فروش، تدارکات، منابع انسانی، عملیات و فناوری اطلاعات در ارتباط باشد. قرارداد دیگر صرفا یک سند حقوقی نیست؛ خود قرارداد میتواند یکی از مهمترین منابع اطلاعات حسابداری باشد.
از این دیدگاه، یکی از مهمترین تحولات حرفه حسابداری این است که حسابدار دیگر نمیتواند صرفا در پایان فرآیند کسبوکار وارد شود. او باید تا حدی در متن فرآیند کسبوکار حضور داشته باشد تا بتواند رویدادها و قراردادهایی را که آثار مالی دارند، پیش از ثبت شناسایی و تحلیل کند.
همچنین، با تحول استانداردهای حسابداری، محتوای اقتصادی و تجاری معاملات نیز باید بهگونهای طراحی و مستندسازی شود که امکان شناسایی و گزارشگری صحیح آن بر اساس این استانداردها وجود داشته باشد. این موضوع در گذشته با چنین اهمیتی مطرح نبود؛ اما امروز تصمیمات تجاری، نحوه تنظیم قراردادها و حتی ساختار برخی معاملات میتواند مستقیما بر نحوه شناسایی و اندازهگیری آنها در صورتهای مالی اثر بگذارد. بنابراین، حسابدار باید از یک «ثبتکننده آثار تصمیمات مدیریت» به یکی از مشارکتکنندگان در فرآیند شکلگیری و ارزیابی تصمیمات اقتصادی شرکت تبدیل شود.
ضرورت تغییر نگاه مدیریت به جایگاه حسابدار؛ این تحول البته بدون تغییر نگاه مدیریت به جایگاه حسابدار امکانپذیر نیست. حسابدار نباید نخستین بار پس از انجام و خاتمه یک رویداد اقتصادی از آن مطلع شود؛ بلکه باید از ابتدای شکلگیری تصمیم، قرارداد یا فرآیند اقتصادی، در جریان آن قرار گیرد.
در غیر این صورت، از حسابدار انتظار میرود پدیدهای را که در شکلگیری و شناخت آن نقشی نداشته، صرفا پس از وقوع ثبت و گزارش کند. بنابراین، مدیریت باید حسابداری را نه یک واحد ثبتکننده وقایع گذشته، بلکه بخشی از فرآیند تصمیمگیری و جریان اطلاعات اقتصادی شرکت بداند؛ جایگاهی که به حسابدار امکان میدهد نقش جدید خود را در شناسایی و تفسیر پدیدههای اقتصادی بهدرستی ایفا کند.
تاثیر این تغییر بر آموزش حسابداری، نرمافزارهای حسابداری و حرفه حسابرسی؛ با وقوع این تغییر، با این چالش جدی در آموزش حسابداری در ایران مواجد میشویم: هنوز بخش عمده آموزش ما بر ثبت، طبقهبندی و گزارش معاملات انجامشده متمرکز است، درحالیکه حسابدار حرفهای جدید باید توانایی تحلیل قرارداد، شناخت مدل کسبوکار، تشخیص حقوق و تعهدات و اعمال قضاوت حرفهای را نیز داشته باشد.
همین مساله درباره نرمافزارهای حسابداری و حتی حسابرسی نیز مطرح است. حسابرسی آینده نمیتواند صرفا بررسی کند که «ثبتهای انجامشده» درست هستند یا خیر؛ بلکه باید بپرسد آیا همه پدیدههای اقتصادی که باید وارد فرآیند حسابداری میشدند، اساسا شناسایی شدهاند؟
این همان نقطهای است که حرفه حسابداری در حال عبور از یک پارادایم قدیمی است. حسابدار آینده صرفا کسی نیست که استاندارد حسابداری را میداند و ثبت صحیح را انجام میدهد؛ بلکه کسی است که میتواند یک پدیده اقتصادی را قبل از تبدیلشدن به ثبت حسابداری، شناسایی، تحلیل و تفسیر کند.
این نوشتار را با دو پرسش ساده اما جدی به پایان میبرم: آیا ساختار حرفه و آموزش حسابداری ما برای «حسابداریِ پدیدههای اقتصادی» آماده شده است، یا هنوز حسابدار را برای «ثبت معاملات» تربیت میکنیم؟ و آیا مدیران واحدهای اقتصادی پذیرای نقش جدید حسابداران بهعنوان بخشی از فرآیند تصمیمگیری هستند؟
* حسابدار رسمی، کارشناس رسمی دادگستری