پرسپولیس و یک سوال بزرگ

به گزارش خبرگزاری تسنیم، یکی از مهم‌ترین خصوصیات پرسپولیس در دیدار با شمس‌آذر، ترکیب جوان و متنوع خط حمله بود؛ جایی که محبی، بیفوما، علی‌پور و عمری با جابه‌جایی‌های مداوم، امکان ایجاد چند نوع تهدید را برای شمس‌آذر فراهم کردند، این بازیکنان علاوه بر سرعت و توانایی فردی، در پرس از جلو نیز فعال بودند و پرسپولیس توانست در چند مقطع با توپ‌گیری در مناطق بالای زمین، فاصله میان تصاحب توپ و رسیدن به موقعیت گل را به حداقل برساند.

مرور گل دوم پرسپولیس می‌تواند بزرگ‌ترین گواه این موضوع باشد، در واقع، پرس برای پرسپولیس صرفا یک ابزار دفاعی نبود؛ بلکه بخشی از برنامه هجومی تیم محسوب می‌شد. سرخپوشان تلاش می‌کردند توپ را در زمین حریف به‌دست بیاورند و بلافاصله از فضای ایجاد شده در ساختار دفاعی شمس‌آذر استفاده کنند، همین مساله باعث شد انتقال پرسپولیس از دفاع به حمله، در بسیاری از لحظات سریع و مستقیم باشد.

در این میان، نقش بیفوما قابل‌توجه بود، در زمان مالکیت و استقرار پرسپولیس در زمین حریف، علی‌پور بیشتر در عمق قرار می‌گرفت و بیفوما با ایفای نقش مهاجم سایه، در بعضی صحنه‌ها مانند یک دیوار برای سایر مهاجمان عمل می‌کرد، حضور او می‌توانست مدافعان را به‌سمت خود بکشاند و فضای پشت‌سر آنها را برای فرار دیگر بازیکنان باز کند، به این ترتیب، ارزش بیفوما فقط در دریافت توپ و اقدام فردی خلاصه نمی‌شد؛ بلکه جابه‌جایی او بخشی از طراحی حمله پرسپولیس بود.

با این حال، همین ساختار هجومی یک نکته قابل‌تأمل نیز دارد، پرسپولیس در برخی مقاطع بازی دوتکه به‌نظر می‌رسید؛ خط اول پرس جلوتر از خط میانی قرار می‌گرفت و بین مهاجمان و ‌هافبک‌ها فضای قابل‌توجهی ایجاد می‌شد، این فاصله در برابر تیمی که توانایی استفاده از مرکز زمین و عبور از فشار اولیه را داشته باشد، می‌تواند به یک نقطه آسیب‌پذیر تبدیل شود، تیم‌هایی که از مرکز زمین به‌خوبی استفاده می‌کنند، اگر بتوانند پرس اولیه پرسپولیس را بشکنند، ممکن است به‌جای بازی مستقیم، از فضای پشت مهاجمان این تیم استفاده کنند و حمله خود را از همان منطقه شکل دهند، بنابراین، مساله فقط موفق یا ناموفق بودن پرس نیست؛ مساله مهم‌تر، ساختار پرسپولیس پس از شکسته شدن پرس اول است.

این نکته شاید در بازی‌های بزرگ‌تر اهمیت بیشتری پیدا کند. پرسپولیس نمی‌تواند در تمام مسابقات انتظار داشته باشد که با فشار از بالا، توپ را در زمین حریف پس بگیرد و بلافاصله به دروازه برسد، در مسابقاتی که حریف توانایی بیشتری برای خروج از پرس داشته باشد، یا زمانی که خود پرسپولیس عقب بیفتد و مجبور شود مقابل یک دفاع سازمان‌یافته بازی کند، تیم نیاز به راهکار دیگری برای پیشروی خواهد داشت. در چنین شرایطی، کیفیت بازی‌سازی، گردش توپ، حضور ‌هافبک‌ها در ساختار حمله و توانایی کنترل ریتم مسابقه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، به‌عبارت دیگر، پرسپولیسِ تارتار در نخستین بازی نشان داد که می‌تواند با پرس و انتقال سریع خطرناک باشد؛ اما هنوز یک سوال مهم درباره این تیم وجود دارد: اگر حریف اجازه ندهد پرسپولیس با پرس از بالا بازی را اداره کند، پلن دوم سرخپوشان چیست؟ شاید پاسخ این سوال در مسابقات آینده مشخص شود.

یکی از نکات اصلی که بازی پرسپولیس در این فصل حائز اهمیت است ایجاد تمرکز در تمام طول زمان بازی است که ضرب‌آهنگ تیم در تمام طول مدت زمان بازی حفظ شود، اگر به دقایق بازی با شمس‌آذر دقت کنیم این مورد که طول بازی پرسپولیس نوسان حفظ و ریتم بازی را داشت به‌وضوح به چشم می‌آید.

برای قضاوت نهایی درباره تیم تارتار هنوز بسیار زود است، این نخستین بازی فصل و نخستین تجربه رسمی این ترکیب بوده و طبیعی است که هماهنگی و ساختار تیم در هفته‌های آینده تغییر کند اما همین بازی نخست نشان داد پرسپولیس می‌تواند با تکیه بر جوانی، تحرک و تنوع نفرات هجومی، تیمی باشد که برای حریف دردسر ایجاد می‌کند.