هزینه نااطمینانی برای معدن‌کاران

مهرداد اکبریان، رئیس انجمن سنگ آهن ایران، در همایش «صنعت فولاد و سنگ‌آهن در دوران تحول» که به همت گروه رسانه‌ای «دنیای‌اقتصاد» برگزار شد، بر ضرورت بازتعریف مفهوم توسعه در این زنجیره تاکید کرد؛ به این معنا که صنعت فولاد علاوه بر افزایش تولید باید بتواند در برابر اختلالات مختلف دوام بیاورد و در عین حال خود را با قواعد جدید رقابت جهانی، فناوری و الزامات زیست‌محیطی هماهنگ کند. از این منظر، تاب‌آوری شرط ادامه مسیر است؛ اما توسعه نیز بدون ایجاد زنجیره‌ای مقاوم و قابل اتکا امکان تحقق نخواهد داشت. اکبریان درباره محدودیت صادرات محصولات زنجیره فولاد گفت: اگر بازار داخلی تقاضای واقعی داشته باشد و محصولات تولیدکنندگان را با قیمت مناسب جذب کند، نیازی به ممنوعیت یا وضع عوارض صادراتی وجود ندارد. صادرات زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بخشی از تولید در داخل امکان فروش نداشته باشد یا درآمد حاصل از بازار داخلی نتواند هزینه‌های تولید و سرمایه در گردش بنگاه را پوشش دهد.

از توسعه ظرفیت تا افزایش تاب‌آوری

رئیس انجمن سنگ آهن ایران گفت: ادبیات توسعه فولاد در ایران طی سال‌های گذشته بیشتر حول ظرفیت ایجادشده، میزان تولید و اهداف کمی شکل گرفته است، اما اکنون این پرسش مطرح می‌شود که این ظرفیت در زمان بروز اختلال تا چه اندازه قابلیت استمرار دارد؟ زنجیره فولاد از استخراج ماده معدنی و تامین مواد اولیه آغاز می‌شود و پس از عبور از حلقه‌هایی مانند انرژی، ماشین‌آلات، قطعات و حمل‌ونقل به تولید و بازار می‌رسد. اختلال در هر یک از این بخش‌ها می‌تواند آثار خود را به سایر حلقه‌ها منتقل کند. بنابراین بنگاه باید پیش از وقوع بحران بداند اگر یک نهاده، تامین‌کننده یا منبع انرژی از دسترس خارج شد، چه جایگزینی برای آن دارد و آیا برای حلقه‌های حساس زنجیره، مسیر تامین دوم تعریف شده است یا خیر. او افزود: تاب‌آوری در این معنا فقط واکنش به بحران نیست، بلکه توانایی شناسایی وابستگی‌های بحرانی و ایجاد مسیرهای جایگزین پیش از وقوع اختلال است. زنجیره‌ای که با حذف یک قطعه، نهاده یا تامین‌کننده از حرکت می‌ایستد، حتی اگر ظرفیت اسمی بالایی داشته باشد، از قدرت واقعی چندانی برخوردار نیست.

گلوگاه‌هایی فراتر از انرژی

او با تحلیل چالش ناترازی تصریح کرد: انرژی همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت فولاد است؛ اما گلوگاه‌های تولید به برق و گاز محدود نمی‌شوند. در بخش معدن، تامین مواد ناریه نمونه‌ای از نهاده‌هایی است که اختلال در آن می‌تواند عملیات استخراج را متوقف کند و در ادامه، برنامه تامین خوراک کارخانه، تولید و حتی فروش را تحت‌تاثیر قرار دهد. همین وضعیت درباره ماشین‌آلات، قطعات تخصصی، تجهیزات و حمل‌ونقل مواد اولیه نیز وجود دارد. مساله فقط افزایش هزینه نیست؛ اختلال در این حلقه‌ها قابلیت پیش‌بینی را از بنگاه می‌گیرد. وقتی تولیدکننده نداند نهاده مورد نیاز خود را چه زمانی و با چه هزینه‌ای دریافت می‌کند، برنامه‌ریزی تولید، فروش و سرمایه‌گذاری نیز دشوار می‌شود. به گفته او، از همین رو، تاب‌آوری باید به بخشی از مدیریت زنجیره تبدیل شود. البته تاب‌آوری مقصد نهایی صنعت نیست؛ حداقل شرط ادامه فعالیت است. اگر تمام توان بنگاه صرف عبور از بحران‌های روزمره شود، منابعی برای توسعه، ارتقای فناوری و ورود به بازارهای جدید باقی نمی‌ماند و صنعت از مرحله بقا فراتر نخواهد رفت.

رقابت آینده فقط قیمت نیست

به باور رئیس انجمن سنگ آهن ایران، مسیر توسعه فولاد در سال‌های آینده تنها با افزایش تولید و کاهش قیمت تعیین نمی‌شود. کیفیت همچنان اهمیت دارد، اما مصرف انرژی، میزان انتشار کربن، بهره‌وری منابع، فناوری تولید و استانداردهای زیست‌محیطی نیز به تدریج به بخشی از قواعد تجارت جهانی تبدیل شده‌اند. او بیان کرد: فولاد سبز و کاهش انتشار کربن از همین منظر دیگر صرفا موضوعی زیست‌محیطی نیست و ابعاد اقتصادی و تجاری پیدا کرده است. بازارهای جهانی در حال تعیین استانداردهای سخت‌گیرانه‌تر هستند و تولیدکننده‌ای که نتواند خود را با این تغییرات هماهنگ کند، حتی با وجود ظرفیت بالا ممکن است بخشی از بازارهای آینده را از دست بدهد.اکبریان با تاکید بر اینکه دنیا منتظر صنعت فولاد ایران نمی‌ماند، گفت: رقبا در حال سرمایه‌گذاری روی فناوری‌های جدید هستند و استانداردهای بازار نیز تغییر می‌کنند. بنابراین پرسش اصلی صنعت دیگر فقط این نیست که امروز چه میزان فولاد تولید می‌شود، بلکه باید مشخص شود ۵ یا ۱۰سال آینده چه نوع فولادی، با چه فناوری و برای چه بازاری تولید خواهد شد.

حرکت به سمت محصولات خاص

به گفته اکبریان، تنوع محصول نیز بخشی از مسیر کاهش آسیب‌پذیری زنجیره است. تمرکز بخش بزرگی از ظرفیت صنعت بر محصولات مشابه و کم‌تمایز، بنگاه‌ها را در دوره‌های افت تقاضا و افزایش رقابت بیشتر در معرض فشار قیمتی قرار می‌دهد. رئیس انجمن سنگ آهن ایران بیان کرد: حرکت به سمت فولادهای خاص و محصولات با ارزش افزوده بالاتر می‌تواند حاشیه سود بنگاه‌ها را افزایش دهد و وابستگی آنها به رقابت صرفا قیمتی را کاهش دهد. بنابراین توسعه صنعت نباید فقط به معنای افزایش ظرفیت باشد و بخشی از سرمایه‌گذاری باید به ارتقای فناوری، توسعه محصولات جدید و تغییر ترکیب تولید اختصاص پیدا کند. در چنین شرایطی، رقابت‌پذیری دیگر صرفا با تولید بیشتر به دست نمی‌آید. تولیدکننده باید محصولی عرضه کند که از نظر کیفیت، قیمت، استاندارد و قابلیت تحویل، برای خریدار جهانی قابل اتکا باشد. در بازار بین‌المللی، ناتوانی در تحویل به‌موقع می‌تواند حتی محصول باکیفیت را از چرخه رقابت خارج کند.

نااطمینانی؛ هزینه پنهان تولید

اکبریان با اشاره به شرایط نااطمینانی بیان کرد: تحقق این تغییرات به فضای سیاستگذاری نیز وابسته است. صنعت معدن و فولاد با سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت سروکار دارد و تصمیم‌هایی مانند توسعه معدن، خرید ماشین‌آلات، سرمایه‌گذاری فناورانه یا ورود به بازار صادراتی، زمانی امکان‌پذیر است که بنگاه بتواند آینده را تا حد قابل قبولی پیش‌بینی کند. اکبریان با بیان اینکه نااطمینانی خودش یک هزینه است، گفت: تغییر ناگهانی مقررات، تصمیم‌های مقطعی و سیاست‌های غیرقابل پیش‌بینی اگرچه ممکن است مستقیما در صورت‌های مالی ثبت نشوند، در نهایت از مسیر افزایش هزینه تمام‌شده، تعویق سرمایه‌گذاری و کاهش قدرت رقابت خود را نشان می‌دهند. از این منظر، توسعه فولاد فقط به سرمایه و ظرفیت جدید نیاز ندارد؛ ثبات تصمیم‌گیری و قابلیت پیش‌بینی سیاست‌ها نیز بخشی از زیرساخت توسعه محسوب می‌شود.

تحول از معدن تا بازار

به گفته اکبریان، تحول در صنعت فولاد را نمی‌توان به کارخانه و ظرفیت تولید محدود کرد. این تحول باید کل زنجیره را از معدن و تامین مواد اولیه تا انرژی، حمل‌ونقل، فناوری، بازار و محیط زیست دربربگیرد. تزریق سرمایه به یک حلقه، بدون شناسایی گلوگاه‌های سایر بخش‌ها، لزوما قدرت کل زنجیره را افزایش نمی‌دهد. در نهایت، مسیر آینده فولاد بیش از آنکه به مسابقه ظرفیت‌سازی وابسته باشد، به کیفیت توسعه وابسته است. تاب‌آوری شرط ماندن در بازار است، اما برای پیشرفت کافی نیست و توسعه نیز بدون زنجیره‌ای تاب‌آور پایدار نخواهد بود. پرسش اصلی صنعت فولاد بنابراین دیگر فقط این نیست که چند‌میلیون تن ظرفیت می‌توان ایجاد کرد؛ مساله مهم‌تر این است که چه میزان فولاد را می‌توان به شکل پایدار، قابل پیش‌بینی، رقابتی و منطبق با قواعد آینده اقتصاد جهانی تولید و عرضه کرد.