«دنیایاقتصاد» مسیر ایران را برای ورود به بازار فلزات راهبردی بررسی کرد
لیتیوم؛ از رویا تا واقعیت

فرشته رضایی: تا یک دهه پیش، لیتیوم برای بسیاری از صنایع تنها یک ماده معدنی تخصصی به شمار میرفت؛ اما امروز این فلز سبک به یکی از مهمترین عناصر ژئوپلیتیک جهان تبدیل شده است. رشد شتابان خودروهای برقی، توسعه سامانههای ذخیرهسازی انرژی و گسترش فناوریهای دیجیتال، تقاضا برای لیتیوم را بهگونهای افزایش داده است که بسیاری از تحلیلگران از آن با عنوان «طلای سفید» یاد میکنند.
رقابت دولتها برای تضمین دسترسی به این ماده معدنی، سرمایهگذاریهای میلیارد دلاری در اکتشاف و فرآوری و تلاش برای کاهش وابستگی به چند کشور محدود تولیدکننده، نشان میدهد بازار لیتیوم دیگر صرفا یک بازار معدنی نیست، بلکه به یکی از ارکان امنیت انرژی و رقابت صنعتی جهان تبدیل شده است. انتشار خبر کشف لیتیوم در ایران نیز امیدهایی را درباره ورود کشور به این بازار ایجاد کرد. هرچند بررسیهای بعدی نشان داد فاصله قابلتوجهی میان شناسایی نشانههای معدنی و دستیابی به یک ذخیره اقتصادی قابل بهرهبرداری وجود دارد. از همین رو، ارزیابی جایگاه ایران در بازار جهانی لیتیوم، بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاهی مبتنی بر دادههای فنی و واقعیتهای اقتصادی است.
لیتیوم به یکی از مهمترین مواد معدنی راهبردی جهان تبدیل شده است؛ فلزی که رشد تقاضای آن با توسعه خودروهای برقی، ذخیرهسازی انرژی و گذار به اقتصاد کمکربن پیوند خورده است. از همین رو، کشورها و شرکتهای معدنی سرمایهگذاری گستردهای برای توسعه معادن و ظرفیتهای فرآوری آن آغاز کردهاند. بر اساس دادههای سازمان زمینشناسی آمریکا (USGS)، بخش عمده منابع لیتیوم جهان در آمریکای جنوبی، استرالیا، چین، آمریکا و برخی کشورهای آفریقایی متمرکز است. با این حال، میزان منابع لزوما به معنای قدرت تولید نیست. استرالیا با تکیه بر ذخایر سنگ سخت (اسپودومن) بزرگترین تولیدکننده لیتیوم جهان است و پس از آن شیلی، چین و آرژانتین قرار دارند. تجربه بازار لیتیوم نشان میدهد صرف داشتن ذخایر معدنی برای حضور موثر کافی نیست.
فناوری استخراج، ظرفیت فرآوری، سرمایهگذاری و دسترسی به بازار، عوامل تعیینکننده در زنجیره ارزش این فلز هستند. همچنین نوسانات قیمتی اخیر، از جهش تقاضای خودروهای برقی تا افزایش عرضه، اهمیت مدیریت زنجیره تولید را بیشتر کرده است. بر اساس پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، تقاضای جهانی لیتیوم در دهههای آینده همچنان رشد خواهد کرد. با این حال، ارزش اصلی این صنعت تنها در استخراج معدن نیست، بلکه در فرآوری، تولید مواد کاتدی، باتری و محصولات نهایی ایجاد میشود. تجربه کشورهایی مانند چین نشان میدهد رقابت اصلی بر سر کنترل زنجیره ارزش لیتیوم است، نه صرفا مالکیت ذخایر معدنی.
جایگاه واقعی ایران در ذخایر لیتیوم
در شرایطی که رقابت جهانی برای تامین لیتیوم شدت گرفته است، خبر کشف ذخایر لیتیوم در ایران در سال۱۴۰۱ توجه فعالان اقتصادی را جلب کرد. وزارت صنعت، معدن و تجارت آن زمان از کشف حدود 8.5میلیون تن کانسنگ لیتیوم در محدوده قهاوند همدان خبر داد؛ خبری که حتی برخی آن را نشانه ورود ایران به جمع کشورهای دارای ذخایر بزرگ لیتیوم دانستند. با این حال، با ورود کارشناسان و انتشار ارزیابیهای فنی، ابعاد واقعی این کشف روشنتر شد.
متخصصان زمینشناسی و معدن تاکید کردند آنچه در همدان شناسایی شده، کانسنگ رسی حاوی لیتیوم است و با یک ذخیره اقتصادی قابل استخراج تفاوت دارد. در ادبیات معدن، صرف کشف یک عنصر یا اعلام حجم کانسنگ، به معنای وجود معدن تجاری نیست؛ زیرا اقتصادی بودن یک ذخیره به عواملی مانند عیار، حجم ذخیره، هزینه استخراج، فناوری فرآوری، قیمت جهانی و زیرساختها وابسته است. در همین چارچوب، کارشناسان اعلام کرده بودند که در اطلاعرسانی اولیه میان «کشف کانسنگ» و «ذخیره اقتصادی» تفکیک کافی صورت نگرفت. به گفته فعالان، لیتیوم همدان از نوع رسی است که در مقایسه با ذخایر پگماتیتی یا شورابهای، از نظر عیار و سهولت استحصال شرایط دشوارتری دارد. همچنین فناوری فرآوری صنعتی این نوع ذخایر در کشور هنوز توسعه کافی نیافته است.
این ارزیابیها باعث شد کارشناسان بر ضرورت پرهیز از بزرگنمایی جایگاه ایران در بازار جهانی لیتیوم تاکید کنند. از نگاه آنها، کشف نشانههای معدنی تنها آغاز مسیر است و تا انجام اکتشاف تکمیلی، نمونهبرداری، مطالعات فنی و اقتصادی و اثبات امکان فرآوری صنعتی، نمیتوان درباره ارزش تجاری یک ذخیره قضاوت کرد. با وجود این، ظرفیتهای معدنی ایران را نمیتوان نادیده گرفت. تنوع زمینشناسی کشور فرصت مناسبی برای شناسایی مواد معدنی راهبردی مانند لیتیوم، عناصر نادر خاکی و فلزات مورد نیاز صنایع نوین فراهم کرده است. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد مزیت معدنی تنها با کشف ذخیره ایجاد نمیشود، بلکه توسعه اکتشاف، جذب سرمایه، انتقال فناوری، فرآوری و شکلگیری زنجیره ارزش است که یک کشور را به بازیگر موثر بازار تبدیل میکند. در نهایت، فاصله میان «کشف لیتیوم» و «تولید اقتصادی لیتیوم» تنها با سرمایهگذاری بلندمدت، مطالعات علمی و توسعه فناوری طی میشود.
از کشف تا استخراج اقتصادی
پیمان افضل، استاد دانشگاه و کارشناس حوزه معدن، در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» با اشاره به انتشار اخبار مربوط به کشف لیتیوم در همدان اظهار کرد: درباره این موضوع فضاسازی رسانهای گستردهای شکل گرفت که با واقعیتهای زمینشناسی و معدنی فاصله داشت. آنچه در محدوده قهاوند همدان شناسایی شد، یک افق رسی حاوی مقادیری لیتیوم بود؛ اما این موضوع به اشتباه بهعنوان کشف یک ذخیره بزرگ اقتصادی مطرح شد. درحالیکه از نظر فنی، میان شناسایی یک نشانه معدنی، کشف کانسنگ و اثبات یک ذخیره اقتصادی تفاوت زیادی وجود دارد. عیار نمونههای بررسیشده در این محدوده بسیار پایین بود و با استانداردهای اقتصادی استخراج لیتیوم فاصله داشت. برای نمونه، در معدن «هکتور» آمریکا که یکی از مهمترین ذخایر لیتیوم رسی جهان محسوب میشود، عیار لیتیوم به حدود پنج هزار پیپیام میرسد؛ درحالیکه عیار گزارششده در همدان در حدود ۸۰پیپیام بود. بنابراین صرف شناسایی عنصر لیتیوم در یک افق رسی به معنای وجود معدن اقتصادی نیست و نباید چنین برداشتهایی در افکار عمومی ایجاد شود.
وی ادامه داد: مساله تنها پایین بودن عیار نیست، بلکه در حال حاضر فناوری فرآوری اقتصادی این نوع لیتیومهای رسی نیز در کشور توسعه پیدا نکرده است. در سالهای گذشته مطالعاتی در مناطقی از خراسان رضوی، از جمله کاشمر و فیضآباد، انجام شد و حتی در مقیاس آزمایشگاهی عملیات پیشفرآوری نیز صورت گرفت که توانست عیار نمونهها را افزایش دهد؛ اما این مطالعات هیچگاه به مرحله تولید صنعتی نرسید. به همین دلیل نباید ظرفیتهای واقعی کشور را با انتشار اخبار هیجانی تحتالشعاع قرار داد؛ زیرا در نهایت چنین فضاسازیهایی به اعتبار بخش معدن کشور آسیب میزند.
مزیت اصلی و نهفته ایران
افضل با بیان اینکه ظرفیت اصلی ایران برای تولید لیتیوم در جای دیگری نهفته است، گفت: از نظر زمینشناسی، ایران شرایط متفاوتی با کشورهایی مانند استرالیا، برزیل، افغانستان یا آفریقای جنوبی دارد. این کشورها روی سپرهای بسیار قدیمی زمین قرار گرفتهاند و به همین دلیل دارای پگماتیتهای بزرگ و مرکبی هستند که ذخایر عظیم لیتیوم سنگی را در خود جای دادهاند، اما ساختار زمینشناسی ایران چنین ویژگی ندارد. بنابراین انتظار کشف ذخایر بزرگ لیتیوم سنگی در کشور چندان واقعبینانه نیست. در مقابل، مزیت اصلی ایران وجود شورابهها و پلایاهای گسترده است که میتوانند ظرفیت مناسبی برای تولید لیتیوم ایجاد کنند.
وی افزود: تفاوت مهم شورابهها با ذخایر سنگی و رسی این است که لیتیوم در آنها بهصورت محلول وجود دارد و فرآیند استحصال آن سادهتر و اقتصادیتر است. علاوه بر این، در شورابهها تنها لیتیوم تولید نمیشود، بلکه امکان استحصال ترکیبات منیزیم، پتاسیم، سدیم و کلسیم نیز وجود دارد و همین موضوع ارزش اقتصادی این پروژهها را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد. در واقع، در چنین پروژههایی یک زنجیره متنوع از محصولات قابل تولید است و لیتیوم تنها یکی از خروجیهای آن محسوب میشود. هرچه زنجیره فرآوری کاملتر باشد، ارزش افزوده نیز افزایش خواهد یافت و به همین دلیل کشورهای صاحب فناوری تنها به استخراج ماده خام اکتفا نمیکنند.
این استاد دانشگاه بیان کرد: بخش خصوصی در سالهای اخیر اقدامات ارزشمندی را در این حوزه آغاز کرده است. در برخی شورابههای شرق کشور، تولید کلرید لیتیوم و کربنات لیتیوم در مقیاس نیمهصنعتی انجام شده و برخی از این پروژهها نیز مراحل دریافت گواهی کشف و اخذ پروانه بهرهبرداری را طی میکنند. این اقدامات نشان میدهد که مسیر توسعه لیتیوم در ایران از شورابهها میگذرد و اگر سرمایهگذاری و حمایتهای لازم ادامه پیدا کند، میتوان به شکلگیری یک صنعت جدید در این حوزه امیدوار بود. بهتر است به جای تمرکز بر اخبار هیجانی درباره کشف ذخایر بزرگ، باید ظرفیتهای واقعی کشور را شناسایی و بر توسعه فناوریهای استحصال و فرآوری سرمایهگذاری کرد؛ زیرا مزیت رقابتی ایران نه در ذخایر سنگی، بلکه در شورابههایی است که تاکنون بخش قابلتوجهی از آنها بهطور دقیق مطالعه نشدهاند.
ضرورت همسو شدن قوانین با واقعیتهای زمینشناسی
افضل با تاکید بر اینکه توسعه صنعت لیتیوم بدون اصلاح برخی قوانین و تکمیل زیرساختهای اکتشافی امکانپذیر نیست، اظهار کرد: اگر قرار است ایران در آینده جایگاه مناسبی در زنجیره تامین لیتیوم و سایر عناصر راهبردی بهدست آورد، دولت باید پیش از هر چیز نگاه خود را به شورابهها تغییر دهد. شورابهها از نظر ماهیت زمینشناسی با معادن فلزی تفاوت دارند و نمیتوان آنها را با همان ضوابط و محدودیتهای رایج مدیریت کرد. متاسفانه در قانون معادن، حداکثر مساحت قابل واگذاری برای یک محدوده معدنی ۲۰کیلومترمربع تعیین شده، درحالیکه ذخایر شورابهای در دنیا معمولا پهنههایی چند هزار کیلومترمربعی را دربرمیگیرند. برای نمونه، بزرگترین شورابه لیتیومدار جهان در بولیوی، حدود 5هزار کیلومترمربع وسعت دارد و بخشهایی از آن نیز در آرژانتین امتداد یافته است. همچنین شورابه آتاکاما در شیلی با وسعتی در حدود سه هزار و ۷۰۰کیلومترمربع، یکی از مهمترین مراکز تولید لیتیوم جهان بهشمار میرود. بنابراین طبیعی است که با چنین محدودیتهایی امکان مطالعه جامع و توسعه اقتصادی شورابههای کشور فراهم نباشد و این موضوع نیازمند بازنگری جدی در قوانین و مقررات است.
وی ادامه داد: در کنار اصلاح قوانین، سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور نیز باید تهیه اطلاعات پایه درباره شورابهها را در اولویت قرار دهد. امروز شناخت ما از بسیاری از شورابههای ایران هنوز کامل نیست و مطالعات انجامشده بیشتر بهصورت موردی بوده است. در نتیجه، هر از گاهی درباره ظرفیت لیتیوم در دریاچه ارومیه، دریاچه نمک قم یا سایر پلایاهای کشور اخبار و گمانهزنیهایی مطرح میشود که پشتوانه علمی کافی ندارند. اگر اطلاعات زمینشناسی، ژئوشیمیایی و هیدروژئولوژی این پهنهها به صورت نظاممند تهیه و منتشر شود، هم سرمایهگذاران با اطمینان بیشتری وارد این حوزه خواهند شد و هم از شکلگیری انتظارات غیرواقعی و انتشار اخبار غیرکارشناسی جلوگیری میشود.
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش بخش خصوصی در توسعه صنعت لیتیوم گفت: تجربه سالهای اخیر نشان داده است که بخش خصوصی توان ورود به این حوزه را دارد و حتی در زمینه تولید نیمه صنعتی برخی ترکیبات لیتیوم نیز به نتایج قابل قبولی رسیده است؛ اما این بخش به تنهایی نمیتواند زنجیره ارزش را تکمیل کند. دولت باید نقش تسهیلگر داشته باشد و میان شرکتهای فعال در اکتشاف، استخراج، فرآوری و همچنین مجموعههایی که در حوزه تولید مواد شیمیایی، باتریهای لیتیومی و صنایع پاییندستی فعالیت میکنند، ارتباط موثر برقرار کند. این هماهنگی میتواند با کمک نهادهایی مانند ایمیدرو و ایمینو شکل بگیرد تا مسیر تجاریسازی فناوریها و توسعه سرمایهگذاری هموارتر شود. واقعیت این است که ارزش اقتصادی لیتیوم تنها به استخراج آن محدود نمیشود و بخش عمده ارزش افزوده در فرآوری، تولید مواد اولیه باتری و توسعه صنایع پاییندستی ایجاد میشود.
وی با بیان اینکه لیتیوم و سایر عناصر راهبردی امروز جایگاهی مشابه نفت در قرن بیستم پیدا کردهاند، بیان کرد: رقابت جهانی بر سر این مواد معدنی هر روز در حال افزایش است و بسیاری از کشورها تلاش میکنند زنجیره تامین خود را از مرحله اکتشاف تا تولید محصولات نهایی تکمیل کنند. ایران نیز باید از این منظر به موضوع نگاه کند و به جای تمرکز بر اخبار مقطعی، برنامهای بلندمدت برای شناسایی، اکتشاف و بهرهبرداری از منابع خود تدوین کند. خوشبختانه کشور از نظر وجود شورابهها و پلایاها ظرفیتهای قابلتوجهی دارد، اما این ظرفیتها هنوز بهطور کامل شناسایی و ارزیابی نشدهاند. علاوه بر آن، نباید از موضوع بازیافت لیتیوم و سایر عناصر راهبردی غافل شد.
افضل در پایان بیان کرد: امروزه بازیافت باتریهای فرسوده، تجهیزات الکترونیک مستعمل و سایر پسماندهای صنعتی، به یکی از منابع مهم تامین لیتیوم در بسیاری از کشورهای دنیا تبدیل شده و ایران نیز باید از هماکنون روی توسعه این فناوریها سرمایهگذاری کند. اگر بتوانیم همزمان اکتشاف منابع، توسعه فناوری فرآوری، تکمیل زنجیره ارزش و بازیافت مواد معدنی را دنبال کنیم، میتوان امیدوار بود که ایران در آینده سهم قابلتوجهی از بازار منطقهای این مواد راهبردی را بهدست آورد و از ظرفیتهای معدنی خود در مسیر توسعه صنعتی و اقتصادی بهره بیشتری ببرد.