جنگ به‌کام غول‌های نفتی

 اما تفاوت بحران اخیر تنها در سطح قیمت‌ها خلاصه نمی‌شود؛ چراکه در شرایط فعلی تقریبا تمام زنجیره ارزش صنعت نفت و مهم‌تر از آن امنیت انتقال انرژی هم تحت‌تاثیر قرار گرفته است، دو عاملی که درتنش‌های قبلی یا وجود نداشتند یا بسیار کمرنگ بودند. اگر در بحران‌های گذشته عمده سود نصیب تولیدکنندگان نفت خام می‌شد، این بار کل صنعت نفت؛ از پالایشگاه‌ها و شرکت‌های بازرگانی گرفته تا ناوگان نفتکش و صادرکنندگان، از این شوک قیمتی منتفع شدند. نتیجه آنکه غول‌های انرژی از آرامکو و بی‌پی گرفته تا تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا، یکی از طلایی ترین دوره‌های سودآوری فعالیت خود را تجربه می‌کنند؛ سودی که بیش از آنکه حاصل افزایش تولید باشد، محصول جهش قیمت‌ها، افزایش حاشیه سود پالایش، رشد کرایه حمل نفتکش‌ها و محدود شدن عرضه جهانی انرژی است. به‌رغم اینکه ماندگاری بهای طلای سیاه در سطوح بالا برای اقتصاد جهانی به یک بحران پرهزینه تبدیل شد، غول‌های نفتی از آن به‌عنوان فرصتی فراموش‌نشدنی یاد می‌کنند. غول‌های نفتی اکنون در حال ثبت سودهایی هستند که نه فقط از رشد قیمت نفت، بلکه از تداوم کمبود عرضه، افزایش حاشیه سود پالایش و رونق معاملات انرژی سرچشمه می‌گیرد؛ سودآوری که نشان می‌دهد در بازار جهانی انرژی، انتقال ایمن نفت و گاز به اندازه حجم تولید و قیمت اهمیت دارد.

آرامکو؛ برنده‌ای که مسیر جایگزین داشت

در میان غول‌های نفتی، آرامکوی عربستان یکی از بزرگ‌ترین برندگان این بحران بود. این شرکت در سه‌ماه دوم سال سود خالص خود را با رشد ۴۴ درصدی به حدود ۳۳‌میلیارد دلار رساند؛ رقمی که نشان می‌دهد حتی جنگ نیز نتوانسته صادرات بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان را متوقف کند. راز موفقیت آرامکو تنها افزایش قیمت نفت نبود. این شرکت طی سال‌های گذشته‌ میلیاردها دلار برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز سرمایه‌گذاری کرده بود؛ از توسعه خط لوله شرق-غرب گرفته تا افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی و ایجاد پایانه‌های صادراتی در دریای سرخ. همین زیرساخت‌ها به آرامکو اجازه داد بخش قابل‌توجهی از صادرات خود را از مسیرهای جایگزین ادامه دهد. اما مدیرعامل آرامکو، امین ناصر، در عین حال هشدار داده که هزینه واقعی این بحران بسیار فراتر از سود شرکت‌هاست. به گفته او، تاکنون بیش از ۲.۶میلیارد بشکه نفت که قرار بود به صنایع مختلف جهان از کشاورزی و خودروسازی گرفته تا نیمه‌هادی‌ها و صنایع شیمیایی برسد، از چرخه عرضه خارج شده است. ناصر برآورد می‌کند حتی اگر تنگه هرمز همین امروز به‌طور کامل بازگشایی شود، دست‌کم ۱۸ماه زمان لازم خواهد بود تا ذخایر نفتی جهان دوباره به سطح عادی بازگردد.

شرکت چند ملیتی بی‌پی نیز از دیگر برندگان بزرگ این بحران بود. سود سه‌ماهه دوم این شرکت بیش از دو برابر شد و به حدود ۶‌میلیارد دلار رسید؛ رقمی که از پیش‌بینی تحلیلگران نیز فراتر رفت. رشد قیمت نفت، افزایش حاشیه سود پالایشگاه‌ها و رونق معاملات نفتی باعث شد بی‌پی بهترین عملکرد خود از زمان بحران انرژی پس از حمله روسیه به اوکراین در سال۲۰۲۲ را ثبت کند. این شرکت در واکنش به رشد درآمدها، سود نقدی سهامداران را نیز ۴درصد افزایش داد. نتایج مالی بی‌پی بار دیگر نشان داد که در دوره‌های پرتنش ژئوپلیتیک، فعالیت‌های پالایشی و بازرگانی نفت حتی بیش از تولید نفت خام از نوسانات بازار سود می‌برند.

شاید مهم‌ترین تفاوت بحران کنونی با شوک انرژی سال۲۰۲۲ را بتوان در رفتار تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا مشاهده کرد. شرکت‌هایی مانند کونوکو فیلیپس، اوکسیدنتال، EOG، دایموندبک و دوون انرژی امسال نیز از افزایش قیمت نفت‌میلیاردها دلار درآمد اضافی کسب کرده‌اند؛ اما برخلاف گذشته قصد ندارند این پول را صرف توسعه سریع تولید کنند. تحلیلگران معتقدند صنعت شیل از تجربه سقوط قیمت نفت در سال‌های گذشته درس گرفته است. اکنون اولویت مدیران این شرکت‌ها نه افزایش تعداد دکل‌های حفاری، بلکه بازخرید سهام، پرداخت سود نقدی و تقویت ترازنامه‌های مالی است. به عبارت دیگر، اگر در گذشته هر جهش قیمت نفت به افزایش تولید آمریکا منجر می‌شد، امروز شرکت‌ها ترجیح می‌دهند از قیمت‌های بالا درآمد کسب کنند، بدون آنکه خود باعث اشباع دوباره بازار شوند.

جنگ؛ کارخانه تولید سود

یکی از مهم‌ترین پیام‌های بحران اخیر این است که سود شرکت‌های نفتی تنها ناشی از افزایش قیمت نفت خام نیست. کاهش عرضه، افزایش کرایه حمل، رشد هزینه بیمه نفتکش‌ها، محدود شدن ظرفیت پالایش و کاهش ذخایر جهانی، همگی باعث شده است حاشیه سود در سراسر زنجیره انرژی افزایش یابد. در واقع، هرچه نفت دیرتر به مقصد برسد، هرچه مسیرها طولانی‌تر شوند و هرچه بازار با کمبود بیشتری روبه‌رو شود، درآمد شرکت‌های بزرگ نفتی نیز افزایش پیدا می‌کند.

اگرچه در روزهای اخیر قیمت نفت از اوج تاریخی خود فاصله گرفته، اما بسیاری از موسسات مالی معتقدند بازار هنوز وارد مرحله آرامش نشده است. گلدمن ساکس پیش‌بینی می‌کند تا زمانی که یا توافقی جدید میان تهران و واشنگتن حاصل نشود یا تنش‌ها به شکل محسوسی تشدید نگردد، نفت برنت در محدوده ۸۰ تا ۹۰دلار باقی خواهد ماند. این بانک ارزش بنیادی نفت را حدود ۸۰دلار برآورد می‌کند؛ اما معتقد است بازار همچنان بخشی از ریسک ژئوپلیتیک خاورمیانه را در قیمت‌ها لحاظ کرده است. داده‌های این بانک نیز نشان می‌دهد طی دو هفته گذشته موجودی قابل مشاهده نفت جهان روزانه ۶‌میلیون بشکه کاهش یافته است؛ اتفاقی که نتیجه افت صادرات از خلیج فارس و دریای سرخ، کاهش صادرات روسیه و افزایش واردات آسیا بوده است. در همین حال، صادرات نفت کشورهای خلیج فارس به حدود ۳۶درصد سطح پیش از جنگ رسیده و ظرفیت نفتکش‌های بارگیری‌شده در دریای سرخ نیز پس از محاصره دریایی اعلام‌شده از سوی حوثی‌ها ۲۲درصد کاهش یافته است. هرچند مذاکرات ایران و عمان درباره افزایش تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز ادامه دارد، ترکیه و عراق مسیر خط لوله جیهان را تمدید کرده‌اند، قزاقستان صادرات از مسیر دریای سیاه را از سر گرفته و اوپک‌پلاس نیز روند بازگرداندن تدریجی بخشی از تولید را تکمیل کرده است؛ اما این اقدامات تنها بخشی از فشار بازار را جبران کرده‌اند.

بحران خاورمیانه  بار دیگر نشان داد که در بازار جهانی انرژی، هر تنش ژئوپلیتیک الزاما به معنای زیان همه بازیگران نیست. درحالی‌که مصرف‌کنندگان با افزایش قیمت سوخت، صنایع با رشد هزینه تولید و اقتصاد جهانی با فشار تورمی روبه‌رو شده‌اند، غول‌های نفتی یکی پس از دیگری گزارش‌های مالی فراتر از انتظار منتشر می‌کنند. پیام این بحران روشن است؛ هرچه مسیر انتقال نفت ناامن‌تر شود، ارزش هر بشکه نفت و هر بشکه ظرفیت پالایش بیشتر می‌شود. به همین دلیل، اگرچه جنگ هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد جهان تحمیل کرده، اما برای بزرگ‌ترین شرکت‌های نفتی جهان به دوره‌ای طلایی از سودآوری تبدیل شده است؛ دوره‌ای که تا زمان بازگشت کامل امنیت به هرمز و عادی شدن جریان عرضه، احتمالا ادامه خواهد داشت.