تغییر چهره اقتصاد جهان با ظهور میلیاردرهای خودساخته

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-کسری غفوری: میلیاردرها این روزها بیش از هر زمان دیگری مغضوب افکار عمومی و سیاستمداران هستند. در محافل سیاسی به ویژه در میان احزاب چپ ثروتمندان بزرگ نماد ناکارآمدی سیاست‌گذاری‌ها و زوال اجتماعی به شمار می‌روند و بسیاری معتقدند این افراد ثروت خود را صرفا از طریق رانت، انحصار یا فرار مالیاتی به دست آورده‌اند. در دوران تورم و فشارهای اقتصادی مردم به دنبال مقصر می‌گردند و چه هدفی بهتر از میلیاردرهایی که به نظر می‌رسد از بحران هزینه‌های زندگی در حال سود بردن هستند. با این حال درست در زمانی که حمله به ثروتمندان به یک شعار جذاب انتخاباتی در غرب تبدیل شده است واقعیت‌های اقتصادی داستان کاملا متفاوتی را روایت می‌کنند. 

IMG_20260725_113438_984

به نوشته اکونومیست، بررسی داده‌های مربوط به هفت هزار میلیاردر در بیست و پنج سال گذشته نشان می‌دهد که ماهیت ثروت در جهان در حال تغییر است. تا یک دهه پیش بخش قابل‌توجهی از ثروت‌های افسانه‌ای ریشه در صنایعی داشت که به شدت وابسته به ارتباطات سیاسی بودند. حوزه‌هایی مانند ساخت‌وساز و استخراج معادن که موفقیت در آن‌ها بدون داشتن روابط دولتی و رانت دشوار است. ارث نیز سهم بزرگی در این میان داشت. اما امروز کفه ترازو به نفع کارآفرینان خودساخته در بازارهای رقابتی سنگینی می‌کند. برای نخستین بار نیمی از ثروت میلیاردرهای جهان از طریق ارائه کالا و خدمات سودمند و خلق اشتغال برای هزاران نفر به دست آمده است. 

در سال‌های اخیر الیگارش‌ها و ثروتمندان رانتی روزگار سختی را گذرانده‌اند. میلیاردرهای روس به دلیل تحریم‌ها و پیامدهای جنگ بخش قابل توجهی از سرمایه خود را از دست داده‌اند و غول‌های املاک در چین نیز با سقوط بازار مسکن با کاهش شدید ثروت روبه‌رو شده‌اند. از سوی دیگر سهم ثروت‌های موروثی که در اوایل دهه دو هزار میلادی نیمی از کل ثروت ثروتمندان بزرگ را تشکیل می‌داد اکنون به حدود یک‌چهارم سقوط کرده است. در مقابل چهره‌های جدیدی در صنایعی مانند فناوری، خرده‌فروشی، مد و حتی ورزش ظهور کرده‌اند که ثروتشان نه از طریق لابی‌گری بلکه با خلق ارزش افزوده و پاسخ به نیازهای میلیون‌ها مصرف‌کننده انباشته شده است. 

رشد چشمگیر ثروت‌های خودساخته حاصل سه روند کلان جهانی است. نخست بازار صعودی و طولانی‌مدت سهام در یک دهه گذشته است که ارزش دارایی‌های بنیان‌گذاران شرکت‌ها را به شدت افزایش داد. عامل دوم رشد اقتصادی اقتصادهای نوظهور به ویژه چین است که با عبور از یک آستانه درآمدی مشخص تعداد زیادی از کارآفرینان را وارد باشگاه میلیاردرها کرد. در نهایت توسعه اینترنت موبایل و پلتفرم‌های دیجیتال به شرکت‌ها اجازه داد تا با سرعتی بی‌سابقه به مخاطبان جهانی دسترسی پیدا کنند و مدل‌های درآمدی و خدماتی جدیدی را رقم بزنند. 

این تحول بنیادین استدلال‌های مدافعان مالیات بر ثروت را به شدت تضعیف می‌کند. اگرچه نگرانی‌ها درباره نفوذ سیاسی و انتخاباتی میلیاردرها کاملا منطقی است اما راهکار آن در اصلاح قوانین تامین مالی کارزارهای انتخاباتی غربی نهفته است نه تغییر نظام مالیاتی. وقتی بخش عمده‌ای از ثروتمندان امروز ارزش‌آفرینانی هستند که موتور رشد اقتصادی و بهره‌وری را روشن نگه داشته‌اند اعمال مالیات‌های سنگین بر آن‌ها می‌تواند به خروج سرمایه و کاهش انگیزه برای کارآفرینی منجر شود. ثروتمندان شاید همچنان چهره‌های محبوبی نباشند اما برخورد سلبی با آن‌ها امروز بیش از هر زمان دیگری پرهزینه و فاقد توجیه اقتصادی است.