حمله باورنکردنی بیرانوند به دایی؛
چه اصراری دارید واقعا؟
استوریهای منتشر شده از سوی بیرانوند، با ادبیات غالب این دروازهبان تفاوت اساسی دارد و خیلیها به شوخی نوشتهاند او حتی نمیتواند یک دور از روی این نوشتهها بخواند، چه برسد به اینکه چنین متنی بنویسد! هر چه هست اما، جانمایه کلام این است که بیرانوند دایی را با القابی همچون «رانتخوار» و «فرصتطلب» خطاب کرده. غیر از جایگاه ملی و محبوبیت بسیار زیاد دایی که باعث میشود چنین حملهای به او با واکنشهای منفی گستردهای همراه شود، نکته اینجاست که این وصلهها هرگز به شهریار نمیچسبد. او چگونه رانتخواری است که کنکور داده، در بهترین دانشگاه مهندسی تهران درس خوانده، از اردبیل به تیم ملی رسیده، پیراهن پرسپولیس را به تن کرده و تا بایرنمونیخ رفته؟ او چگونه رانتخواری است که این همه سال، به دلایل غیرمشخص از فوتبال طرد شده و شرایط لازم را برای حضور در این عرصه ندارد؟
تازه باید در نظر داشت کسی این حرفها را میزند که خودش سابقه فسخ غیرقانونی قراردادش را دارد که البته رسیدگی به آن پرونده بیش از یک سال طول کشیده، کسی که همین حالا در مورد تحصیلات دانشگاهیاش هزار ابهام وجود دارد و در رشتهای دکترا میخواند که حتی اسمش را هم درست نمیداند!
اینکه چنین فردی به دایی بگوید رانتخوار، دود از سر آدمی بلند میکند، اما پرسش اساسی کماکان چیز دیگری است؛ اینکه چرا لختی آرام نمیگیرید و این همه اصرار دارید خودتان را هر لحظه بیشتر از قبل از چشمها بیندازید؟
مجموعه این تیم ملی هر چه بیشتر تلاش میکند خودش را توجیه کند و جواب نقدها را بدهد، وضعیت بدتر میشود؛ از هومن افاضلی که میگوید حرف ما را فقط «دانشگاهیها» میفهمند تا علیرضا جهانبخش که به جای فضای مجازی با میلیونها کاربر، از «صف نانوایی» بازتاب میگیرد! بیرانوند هم که از همه بدتر بوده و از همان روز اول داستان درست کرده. اصلا آقای «دکتر» بهتر نیست مدتی این داستانها را کنار بگذاری و به درس و مشقت برسی؟!