دوئل دلار و رمزارز در تجارت جهانی

سال‌هاست که طرفداران فناوری بلاک‌چین و بازار رمزارزها بر این باورند که هرچه دسترسی کشورها و فعالان اقتصادی به نظام مالی بین‌المللی محدودتر شود، نقش دارایی‌های دیجیتال در مبادلات فرامرزی پررنگ‌تر خواهد شد. این نگاه، رمزارزها را تنها یک ابزار سرمایه‌گذاری نمی‌داند، بلکه آنها را بخشی از زیرساخت مالی جایگزین در اقتصاد جهانی معرفی می‌کند. اکنون صدور مجوز موقت آمریکا برای انجام بخشی از مبادلات نفتی ایران از مسیرهای رسمی، بار دیگر این روایت را در معرض آزمون قرار داده است. زیرا هر اندازه کانال‌های رسمی پرداخت در دسترس قرار گیرند، این پرسش نیز پررنگ‌تر می‌شود که آیا همچنان همان میزان نیاز به استفاده از مسیرهای جایگزین مالی، از جمله رمزارزها، وجود خواهد داشت.

رمزارزها در سایه گشایش نفتی

گشایش محدود در تجارت نفت ایران با مجوز موقت آمریکا، تنها یک تحول در بازار انرژی نیست، بلکه می‌تواند بر یکی از مباحث مهم اقتصاد سیاسی جهان نیز اثر بگذارد. تجارت نفت در سطح بین‌المللی تنها به خرید و فروش یک کالا محدود نمی‌شود؛ این تجارت به شبکه‌ای از بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، شرکت‌های حمل‌ونقل و نظام پرداخت بین‌المللی وابسته است. هر زمان که دسترسی به این شبکه‌ها با محدودیت روبه‌رو شود، فعالان اقتصادی برای انجام مبادلات به سراغ مسیرهای جایگزین می‌روند و در سال‌های اخیر، رمزارزها یکی از ابزارهایی بودند که در بسیاری از تحلیل‌ها از آنها به‌عنوان یکی از این مسیرهای جایگزین یاد می‌شد.

اکنون صدور مجوز موقت آمریکا که امکان انجام بخشی از مبادلات نفتی ایران از طریق کانال‌های رسمی مالی را فراهم کرده، این بحث را دوباره مطرح کرده است که با باز شدن بخشی از مسیرهای رسمی پرداخت، جایگاه ابزارهای جایگزین تا چه اندازه تغییر خواهد کرد. به همین دلیل، برخی تحلیلگران این تحول را تنها یک تصمیم مرتبط با بازار نفت نمی‌دانند، بلکه آن را رویدادی می‌بینند که می‌تواند بر نگاه بازارها به نقش رمزارزها در اقتصاد بین‌الملل نیز اثر بگذارد.

تغییر قواعد بازی

دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا (OFAC) در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶ با صدور یک مجوز موقت، امکان انجام بخشی از مبادلات مربوط به نفت خام، فرآورده‌های نفتی و محصولات پتروشیمی ایران را تا ۲۱ اوت ۲۰۲۶ مجاز اعلام کرد. خبرگزاری رویترز نیز گزارش داد که این مجوز خدمات بانکی، بیمه، حمل‌ونقل دریایی و پرداخت با منابع مالی مبتنی بر دلار را نیز در برمی‌گیرد.

این مجوز به معنای لغو تحریم‌ها نیست و در چارچوب مذاکرات جاری میان تهران و واشنگتن صادر شده است، اما از نگاه تحلیلگران، اهمیت آن فراتر از بازار نفت است. طی سال‌های گذشته، یکی از مهم‌ترین استدلال‌های حامیان فناوری بلاک‌چین این بود که هرچه دسترسی به شبکه رسمی مالی دشوارتر شود، استفاده از زیرساخت‌های غیرمتمرکز برای انتقال ارزش و انجام مبادلات نیز افزایش می‌یابد.

بر همین اساس، ایجاد یک مسیر رسمی، هرچند موقت و محدود، می‌تواند بخشی از این معادله را تغییر دهد. اگر بخشی از مبادلات دوباره از طریق بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، حمل‌ونقل رسمی و پرداخت‌های دلاری انجام شود، بخشی از تقاضا برای استفاده از مسیرهای جایگزین، از جمله استیبل‌کوین‌ها، بازارهای معاملات خارج از بورس (OTC) و برخی خدمات مبتنی بر بلاک‌چین نیز ممکن است کاهش پیدا کند.

در همین چارچوب، اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) اعلام کرده که ایران در سال ۲۰۲۵ به‌طور میانگین روزانه یک‌میلیون و ۵۷۶ هزار بشکه نفت خام و میعانات گازی صادر کرده و حدود ۴۸‌میلیارد دلار درآمد صادراتی به دست آورده است. از این منظر، هر تغییری در شیوه تسویه مبادلات نفتی ایران می‌تواند توجه فعالان بازارهای مالی و رمزارزی را نیز به خود جلب کند؛ زیرا تجارت انرژی یکی از مهم‌ترین حوزه‌هایی است که همواره در بحث کارکرد شبکه‌های پرداخت بین‌المللی و فناوری‌های مالی نوین مورد توجه قرار داشته است.

با این حال، این تحول را نمی‌توان به معنای کاهش جایگاه رمزارزها در اقتصاد جهانی دانست. آنچه ممکن است تحت‌تاثیر قرار گیرد، یکی از کاربردهای این دارایی‌ها در شرایط محدودیت‌های مالی است. رمزارزها همچنان در حوزه‌هایی مانند ذخیره ارزش، پرداخت‌های فرامرزی و توسعه خدمات مالی مبتنی بر بلاک‌چین نقش‌آفرینی می‌کنند و تغییر در یک متغیر ژئوپلیتیک، به‌تنهایی نمی‌تواند جایگاه این بازار را دگرگون کند.

بازتعریف روایت سیاسی رمزارزها

در کنار این تحولات، بازار رمزارزها همزمان با عوامل دیگری نیز روبه‌رو شده است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، صندوق‌های قابل معامله بیت‌کوین (ETF) در بازار نقدی آمریکا از ۱۵ مه تا سوم ژوئن، طی ۱۳ روز معاملاتی متوالی، حدود ۴.۴‌میلیارد دلار خروج سرمایه را تجربه کردند. این روند نشان می‌دهد که بازار رمزارزها در شرایط کنونی تنها از تحولات ژئوپلیتیک تاثیر نمی‌پذیرد، بلکه کاهش ورود سرمایه به صندوق‌های سرمایه‌گذاری نیز بر رفتار معامله‌گران اثر گذاشته است.

با این حال، موضوع اصلی این تحلیل به نوسان قیمت بیت‌کوین محدود نمی‌شود. طی سال‌های گذشته، بخشی از روایت حاکم بر بازار رمزارزها بر این پایه شکل گرفت که تشدید تحریم‌ها، جنگ‌ها و محدودیت‌های بانکی، استفاده از دارایی‌های دیجیتال را در مبادلات فرامرزی افزایش می‌دهد. تحول اخیر بار دیگر این فرض را در معرض ارزیابی قرار داده است؛ زیرا هر اندازه امکان استفاده از کانال‌های رسمی بانکی و پرداخت‌های بین‌المللی افزایش یابد، انگیزه استفاده از برخی مسیرهای جایگزین نیز کاهش پیدا می‌کند.

با این حال، این تحول را نمی‌توان به معنای کاهش جایگاه رمزارزها در اقتصاد جهانی دانست. آنچه ممکن است تحت‌تاثیر قرار گیرد، یکی از کاربردهای این دارایی‌ها در شرایط محدودیت‌های مالی است، نه کل بازار رمزارزها. دارایی‌های دیجیتال همچنان در حوزه‌هایی مانند سرمایه‌گذاری، ذخیره ارزش، پرداخت‌های فرامرزی، قراردادهای هوشمند و توسعه خدمات مالی مبتنی بر بلاک‌چین نقش‌آفرینی می‌کنند و تغییر در یک متغیر ژئوپلیتیک، به‌تنهایی نمی‌تواند جایگاه این فناوری را دگرگون کند.

به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند تصمیم اخیر آمریکا را باید بیش از آنکه نقطه عطفی برای آینده رمزارزها دانست، نشانه‌ای از تاثیرپذیری این بازار از تحولات اقتصاد سیاسی جهان ارزیابی کرد. بازار دارایی‌های دیجیتال طی سال‌های گذشته نشان داده که در کنار عوامل اقتصادی، از تصمیم‌های سیاسی، تغییرات نظام مالی بین‌المللی و تحولات ژئوپلیتیک نیز تاثیر می‌پذیرد و هر تغییری در این متغیرها می‌تواند یکی از روایت‌های حاکم بر این بازار را تقویت یا تضعیف کند، بی‌آنکه لزوما آینده آن را تعیین کند.