نقش فردگرایی در توسعه اقتصادی کشورها

 از این منظر، فردگرایی را می‌توان یکی از مؤلفه‌های مهم در امکان شکل‌گیری جوامع توسعه‌گرا دانست. فردگرایی بیش از هر چیز بر استقلال فردی، مسوولیت‌پذیری، آزادی انتخاب و حق تصمیم‌گیری افراد درباره زندگی خود تاکید دارد. در جوامع فردگرا، افراد تلاش می‌کنند توانایی‌ها و قابلیت‌های خود را ارتقا دهند و از طریق تلاش شخصی به جایگاه بالاتری دست یابند. یکی از نتایج طبیعی فردگرایی، شکل‌گیری روحیه رقابت در بین افراد و ایجاد فضای رقابتی در سطح جامعه است؛ رقابتی که یکی از مهم‌ترین موتورهای محرک رشد اقتصادی به شمار می‌رود. رقابت آزاد است که موجب می‌شود افراد، بنگاه‌ها و حتی نهادهای اجتماعی همواره در پی بهبود عملکرد خود باشند. زمانی که افراد برای دستیابی به موقعیت‌های بهتر، درآمد بیشتر و موفقیت بالاتر تلاش می‌کنند، موجبات ایجاد مولفه‌های توسعه ایجاد می‌شود، بهره‌وری افزایش می‌یابد و زمینه برای نوآوری و کارآفرینی فراهم می‌شود. به همین دلیل بسیاری از صاحب‌نظران، رقابت را یکی از کلیدی‌ترین عوامل رشد اقتصادی و توسعه پایدار می‌دانند.

در مقابل، جوامع بیش از حد جمع‌گرا معمولا با چالش‌هایی مواجه هستند که می‌تواند روند توسعه را کند سازد. یکی از این چالش‌ها، کاهش مسوولیت‌پذیری فردی است. در ساختارهای جمع‌گرا، افراد گاهی شکست‌ها و ناکامی‌های خود را به عوامل بیرونی یا تصمیمات جمعی نسبت می‌دهند و کمتر مسوولیت مستقیم عملکرد خود را می‌پذیرند. این موضوع می‌تواند انگیزه رقابت، یادگیری و پیشرفت را کاهش دهد.

هرچند برخی افراد امروز چین را نمونه موفق کمونیسم معرفی می‌کنند، اما واقعیت آن است که بخش مهمی از جهش اقتصادی این کشور پس از اصلاحات اقتصادی و گشایش فضای فعالیت‌های فردی و رقابتی شکل گرفت. در مقابل، کشورهایی که همچنان ساختارهای بسته‌تر و محدودکننده‌تری دارند، با مشکلات اقتصادی بیشتری روبه‌رو هستند. نمونه‌هایی مانند کوبا نشان می‌دهد که محدود شدن رقابت و ابتکار فردی می‌تواند آثار منفی قابل‌توجهی بر رشد اقتصادی و رفاه عمومی داشته باشد. از سوی دیگر، بسیاری از اقتصادهای موفق جهان بر پایه ایجاد فضای رقابتی و حمایت از آزادی‌های فردی شکل گرفته‌اند. کشورهایی با اقتصادهای پیشرفته، بخش مهمی از موفقیت خود را مدیون ایجاد محیطی هستند که در آن افراد بتوانند آزادانه ایده‌های خود را دنبال کنند، کسب‌وکار ایجاد کنند و از نتایج تلاش‌هایشان بهره‌مند شوند.البته فردگرایی تنها به حوزه اقتصاد محدود نمی‌شود.

این رویکرد بر نحوه استفاده افراد از زمان نیز تاثیر می‌گذارد. در جوامع سنتی و بیش از حد جمع‌گرا، بخش قابل‌توجهی از زمان افراد صرف تعاملات گسترده اجتماعی، پیروی از انتظارات گروهی و هماهنگی با هنجارهای رایج در بین گروه‌ها، اقوام و جامعه می‌شود. در چنین شرایطی افراد در میان تعاملات گسترده و ارتباطات قومی و خویشاوندی فرصت کمتری برای پیگیری اهداف شخصی، مطالعه، مهارت‌آموزی و توسعه فردی باقی می‌ماند. درحالی‌که توسعه فردی یکی از پیش‌نیازهای اصلی توسعه اجتماعی و اقتصادی است. معمولا گفتمان و دغدغه فکری فردگراها بیشتر پیرامون مسائل شخصی خودش است و در تنهایی بیشتر به خود و چگونگی رشد به جلو رفتن می‌اندیشد.

تمرکز بیش از حد بر قضاوت دیگران و تلاش برای انطباق کامل با سنت‌ها و الگوهای اجتماعی، گاهی نیز ممکن است مانع بروز خلاقیت و نوآوری شود. بسیاری از ایده‌های جدید و تحولات بزرگ در ابتدا با مقاومت جمعی مواجه بوده‌اند. از این رو، جوامعی که به افراد اجازه می‌دهند مستقل بیندیشند و مسیر متفاوتی را انتخاب کنند، معمولا ظرفیت بیشتری برای نوآوری و تحول دارند. مطالعات متعددی که از دهه ۱۹۹۰ میلادی به بعد انجام شده‌اند نیز نشان می‌دهند کشورهایی که از سطح بالاتری از فردگرایی برخوردارند، در بسیاری از شاخص‌های اقتصادی از جمله نوآوری، کارآفرینی، بهره‌وری و رشد اقتصادی عملکرد بهتری داشته‌اند.

البته این بدان معنا نیست که جمع‌گرایی هیچ مزیتی ندارد؛ همکاری اجتماعی، اعتماد متقابل و انسجام اجتماعی نیز از عوامل مهم موفقیت جوامع هستند. مساله اصلی، ایجاد تعادل میان مسوولیت فردی و همکاری جمعی است که معمولا در جوامع سنت گرا و جمع گرا از جمله ایران به وجود نمی آید و آزادی‌های فردی چه در بعد فکری و چه در عمل در بسیاری از موارد برای مصلحت‌ها و در رفتار‌های جمعی نقش کمرنگ تری پیدا می‌کند. در نهایت باید تاکید کرد که فردگرایی به معنای بی‌توجهی به خانواده، جامعه یا منافع عمومی نیست. یک فرد می‌تواند در عین احترام به خانواده و مشارکت در امور اجتماعی، استقلال فکری و حق انتخاب خود را نیز حفظ کند. تفاوت اصلی در این است که فردگرا مسوولیت موفقیت‌ها و شکست‌های خود را می‌پذیرد و تلاش می‌کند مسیر زندگی خویش را بر اساس انتخاب آگاهانه و نه صرفا فشارهای اجتماعی تعیین کند. اگر هدف ما دستیابی به توسعه اقتصادی پایدار ایران است، ناگزیر باید افراد جامعه این را بپذیرند که بخشی از توجه خود را از کنترل و قضاوت دیگران به سمت رشد فردی، مسوولیت‌پذیری، ارتقای توانایی‌های شخصی معطوف کنیم.در واقع توسعه اقتصادی پیش از آنکه در کارخانه‌ها، بازارها و نهادهای دولتی شکل بگیرد، در نگرش‌ها و سبک زندگی افراد یک جامعه آغاز می‌شود.

* دانشجوی دکترای مدیریت استراتژیک دانشگاه گیلان