رونق آموزش در خانه؛
چرا زنگ مدارس دیگر برای همه به صدا در نمیآید؟
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد - نیلوفر ادیبنیا: آموزش در خانه که روزگاری پدیدهای غریب و حاشیهای پنداشته میشد، امروزه در بسیاری از کشورهای جهان با شتابی روزافزون در حال گسترش است. هرچند روند صعودی این شیوه آموزشی پیش از همهگیری کرونا آغاز شده بود، اما از سال ۲۰۲۰ به این سو، در کشورهایی نظیر بریتانیا، استرالیا، کانادا و بهویژه ایالات متحده جهش چشمگیری یافت؛ تا جایی که در سال ۲۰۲۴، حدود ۳.۲ میلیون کودک در آمریکا (معادل ۶ درصد از کل جمعیت دانشآموزی) در خانه تحصیل میکردند که این رقم بیش از دو برابر آمار سال ۲۰۱۹ است.
براساس گزارشی از نشریه اکونومیست، همگام با این رشد کمی، بافت جمعیتی خانوادههایی که به این روش روی میآورند نیز تغییر کرده است. این جنبش در دهه ۱۹۷۰ میلادی در آمریکا ابتدا توجه چپگرایان جریان ضدفرهنگ را جلب کرد و سپس در دهه ۱۹۸۰ در میان خانوادههای مسیحی محافظهکار رواج یافت؛ اما امروزه، خانوادههای فعال در این زمینه از نظر درآمد، سطح تحصیلات و باورهای فکری، شباهت بسیاری به عموم جامعه دارند.
به گفته «آنجلا واتسون» پژوهشگر دانشگاه جانز هاپکینز، سریعترین نرخ رشد این پدیده متعلق به خانوادههای رنگینپوست است که اغلب از تبعیضهای نژادی یا محدودیتهای فرهنگی در مدارس سنتی ناخشنودند.
انگیزههای والدین نیز در این مسیر دستخوش دگرگونی شده است. امروزه بسیاری از آنان دغدغههایی چون امنیت جسمی و روانی، آزار همسالان (قلدری)، فشارهای ناشی از شبکههای اجتماعی و افزایش اضطراب تحصیلی را مطرح میکنند.
یافتههای پژوهشی سازمان جهانی بهداشت در ۴۴ کشور نشان میدهد که سهم دختران ۱۵ سالهای که در مدرسه تحت فشارهای روانی هستند، بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ افزایش چشمگیری داشته است. برای کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری، اوتیسم یا چالشهای سلامت روان، ساختار خشک و چارچوبهای سختگیرانه آموزش رسمی میتواند فرساینده و طاقتفرسا باشد.
از سوی دیگر، گروهی از والدین بر این باورند که برنامههای درسی سنتی کارآمدی خود را از دست دادهاند و خود میتوانند آموزشهای مرتبطتر و سودمندتری در زمینههایی مانند کدنویسی یا سواد دیجیتال به فرزندانشان ارائه دهند. عدهای نیز صرفا ترجیح میدهند مسیر یادگیری کودکانشان بر پایه علایق طبیعی و درونی آنها شکل بگیرد، نه سرفصلهای تحمیلی.
پژوهشهای انجامشده درباره پیامدهای این رویکرد آموزشی، نتایج متفاوتی را نشان میدهند. اگرچه برخی مطالعات حامیان آموزش خانگی مدعی عملکرد بهتر این دانشآموزان هستند، اما بررسیهای دقیقتر علمی چندان با این ادعا همسو نیست.
برای نمونه، مطالعه موسسه «کاردوس» در سال ۲۰۲۵ که متغیرهای خانوادگی را کنترل کرده بود، نشان داد بزرگسالانی که در خانه آموزش دیدهاند، در مقایسه با دیگران کمتر به کارهای تماموقت اشتغال دارند یا به درآمدهای بالاتر از میانگین دست مییابند.
بررسیهای دیگر نیز نشان میدهند که این کودکان اگرچه در مهارتهای کلامی توانمندند، اما در درس ریاضی با ضعف روبرو میشوند. مطالعات مربوط به سلامت روان و ادغام اجتماعی، تصویری چندلایه و گاه متناقض پیش رو میگذارند. بخش زیادی از دادهها بر پایه خوداظهاری گردآوری میشود و بسیاری از خانوادههایی که به آموزش خانگی روی میآورند، در ارزیابیهای خود تمایل دارند وضعیت اجتماعیشان را مطلوب توصیف کنند. با این حال، مدتزمان قرار گرفتن در مسیر آموزش خانگی عاملی تعیینکننده در نتایج بهنظر میرسد.
بر اساس گزارش «کاردوس»، دانشآموزانی که هشت سال یا بیشتر در خانه آموزش دیدهاند، بالاترین میزان خوشبینی و نزدیکترین روابط اجتماعی را گزارش کردهاند. در مقابل، کودکانی که تنها یک تا دو سال تجربهی آموزش خانگی داشتهاند، بیشترین سطح اضطراب را تجربه کردهاند. همچنین، گروهی که سه تا هفت سال در خانه درس خواندهاند، کمترین شمار روابط اجتماعی نزدیک و پایینترین میزان رضایت از زندگی را بیان کردهاند.
در مجموع، این یافتهها نشان میدهد که تاثیر آموزش خانگی بر سلامت روان و پیوندهای اجتماعی، نهتنها یکدست نیست، بلکه به شدت وابسته به مدتزمان و کیفیت این تجربه است. رویکرد قانونی و نظارت دولتها بر آموزش خانگی در سراسر جهان تفاوتهای بنیادی دارد. کشورهایی همچون آلمان، اسپانیا، چین و ترکیه این شیوه را بهطور کامل ممنوع یا بهشدت محدود کردهاند، در حالیکه کشورهایی مانند ایالات متحده قوانین بسیار سهلگیرانهای در این زمینه دارند. در بیشتر ایالتهای آمریکا، نیازی به داشتن مدرک آموزشی از سوی والدین نیست، آزمونهای تحصیلی دورهای الزامی ندارند و در برخی ایالتها حتی نیازی به اعلام رسمی این تصمیم به دولت وجود ندارد. این تساهل قانونی گرچه آزادی عمل بسیاری به خانوادهها میدهد، اما گاه بستر را برای ترویج دیدگاههای افراطی بدون نظارت فراهم کرده است؛ هرچند کارشناسان تاکید میکنند که اکثریت این کودکان در شرایطی امن و سالم رشد مییابند.