بزرگترین قمار قرن در آستانه بازار سهام؛
جاهطلبی فضایی ماسک و آزمون تازه سرمایهداری
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ شرکت اسپیسایکس بیش از آنکه شبیه یک بنگاه اقتصادی معمولی باشد، به داستانی علمیـتخیلی شباهت دارد؛ شرکتی که توانست در مدت کوتاهی قواعد صنعت فضایی را تغییر دهد و کاری کند که تا دو دهه پیش تقریبا غیرممکن به نظر میرسید. ساخت موشک سوخت مایع توسط یک استارتآپ خصوصی، بازگرداندن مرحله نخست موشک و فرود عمودی آن روی زمین، و اکنون تلاش برای بازیابی مرحله دوم موشک، مجموعهای از دستاوردهایی است که نام ایلان ماسک را به یکی از بحثبرانگیزترین چهرههای اقتصاد و فناوری جهان تبدیل کرده است.
اسپیسایکس نخستین موفقیت بزرگ خود را در سال ۲۰۰۸ و تنها شش سال پس از تاسیس به دست آورد؛ زمانی که موشک آن به مدار زمین رسید. سپس در سال ۲۰۱۵ توانست مرحله نخست موشک را سالم به زمین بازگرداند و دوباره استفاده کند؛ موفقیتی که هزینه پرتابهای فضایی را به شدت کاهش داد. اکنون این شرکت در تلاش است مرحله دوم موشک را نیز بازیابی کند؛ بخشی که هنگام بازگشت به جو زمین باید دمایی نزدیک به ۱۵۰۰ درجه سانتیگراد را تحمل کند. حتی اگر این آزمایش شکست بخورد، انتظار میرود اسپیسایکس بارها و بارها آن را تکرار کند؛ تا زمانی که یا موفق شود یا منابع مالیاش به پایان برسد.
از نگاه اکونومیست، ماجرای اسپیسایکس همزمان الهامبخش و نگرانکننده است. الهامبخش از این جهت که نشان میدهد سرمایهداری چگونه میتواند منابع، سرمایه و استعداد را برای تحقق پروژههایی ظاهرا غیرممکن بسیج کند؛ و نگرانکننده از آن رو که سرمایهگذاران قرار است میلیاردها دلار را در اختیار شرکتی زیانده بگذارند که برنامه مالی آن هنوز بسیار پرریسک به نظر میرسد و کنترل کاملش نیز در دست شخص ایلان ماسک خواهد بود.
برنامه اصلی ماسک اکنون تنها به صنعت فضایی محدود نیست. او میخواهد از توان پرتابهای فضایی برای سلطه بر بازار هوش مصنوعی استفاده کند. ایده اصلی، انتقال بخشی از زیرساخت پردازش داده به فضا و استفاده مستقیم از انرژی خورشیدی برای تامین برق مراکز داده است؛ مراکزی که بتوانند نیاز عظیم هوش مصنوعی به پردازش اطلاعات را پاسخ دهند. برای تامین مالی این رویا، اسپیسایکس در آستانه عرضه اولیه سهام قرار گرفته؛ عرضهای که ممکن است ارزشی نزدیک به ۷۵ میلیارد دلار داشته باشد و به یکی از بزرگترین عرضههای تاریخ بازار سرمایه تبدیل شود.
اگر ارزشگذاریهای فعلی تحقق یابد، اسپیسایکس میتواند به جمع ۱۰ شرکت ارزشمند جهان وارد شود و ارزش بازار آن حتی به دو تریلیون دلار برسد. چنین رقمی نهتنها بازارهای مالی را تکان خواهد داد، بلکه جایگاه شخص ایلان ماسک را نیز دگرگون میکند؛ تا جایی که احتمال دارد او به نخستین تریلیونر جهان تبدیل شود.
با این حال، آنچه اسپیسایکس را به نمونهای مهم در اقتصاد معاصر تبدیل میکند، صرفا ثروت یا جاهطلبی ماسک نیست؛ بلکه نقش آن در تغییر ساختار رقابت است. این شرکت عملا هزینه دسترسی به فضا را به شدت کاهش داده و بازیگران جدیدی را وارد رقابت کرده است. شرکت بلو اوریجین متعلق به جف بزوس در حال توسعه موشکهای قابل استفاده مجدد است و شرکتهای چینی نیز وارد این رقابت شدهاند. همین رقابت میتواند به موج تازهای از نوآوری در صنعت فضایی منجر شود.
در عین حال، ریسکهای مالی پروژه بسیار بزرگ است. اسپیسایکس ماهانه بیش از یک میلیارد دلار زیان میدهد و بخش مهمی از این هزینهها به فعالیتهای مرتبط با هوش مصنوعی اختصاص دارد. برنامه تجاری شرکت نیز به شدت بلندپروازانه است؛ بهگونهای که بیش از ۹۰ درصد درآمد بالقوه آینده خود را به بازار هوش مصنوعی گره زده است. چنین پیشبینیهایی برای بسیاری از تحلیلگران بیش از حد خوشبینانه به نظر میرسد.
ساختار مدیریتی شرکت نیز نگرانیهای فراوانی ایجاد کرده است. سهام ویژهای که در اختیار ماسک و مدیران داخلی قرار دارد، عملا امکان برکناری او را از بین میبرد. به این ترتیب، سرمایهگذاران نهتنها باید ریسک اقتصادی پروژه را بپذیرند، بلکه ناچارند تصمیمهای سیاسی و شخصی ماسک را نیز تحمل کنند؛ موضوعی که با توجه به مواضع جنجالی او میتواند برای شرکت هزینهساز شود.
با وجود تمام این نگرانیها، تجربه تاریخی نشان میدهد بسیاری از تحولات بزرگ اقتصادی توسط شخصیتهایی پیش رفته که ترکیبی از جاهطلبی افراطی، ریسکپذیری بالا و اعتماد به نفس غیرمعمول داشتهاند. همانگونه که پیشتر افرادی چون هنری فورد یا جیپی مورگان مسیر صنعت و مالیه را تغییر دادند، اکنون ایلان ماسک نیز تلاش میکند مرزهای اقتصاد فضایی و فناوری را جابهجا کند.
شاید اسپیسایکس در نهایت شکست بخورد و شاید هم به شرکتی تبدیل شود که اقتصاد فضا و هوش مصنوعی را برای دههها شکل میدهد. اما در هر دو صورت، این شرکت نمادی از همان ویژگیای است که سرمایهداری را از دیگر نظامهای اقتصادی متمایز میکند: توانایی تبدیل ایدههای بعید و پرریسک به واقعیتهای تاثیرگذار.