مسعود نیلی: تورم در حال ورود به فاز لغزنده‌تر است / رفاه خانوارهای ایرانی از سیاست‌های حمایتی تعذیه می‌شود

همایش «چشم‌انداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» به همت گروه رسانه‌ای دنیای اقتصاد امروز در تهران برگزار شد؛ نشستی که در یکی از پنل‌های تخصصی آن، موضوع «فشار ناشی از پیامدهای جنگ، بازسازی‌ها، بازارهای مالی و اولویت‌های تأمین مالی» مورد بحث قرار گرفت.

در این پنل، دکتر مسعود نیلی، اقتصاددان، با نگاهی کلان به ساختار اقتصاد ایران، از ریشه‌های شکل‌گیری بحران‌های فعلی، پیامدهای جنگ بر بودجه دولت و تغییر وضعیت اقتصاد ایران از یک بحران مزمن به مرحله‌ای پیچیده‌تر سخن گفت.

نیلی در ابتدای سخنان خود با اشاره به شرایط ویژه کشور اظهار کرد: «در دوره‌ای بسیار خاص به سر می‌بریم؛ دوره‌ای که هم‌زمان اتفاقات مهمی در حوزه سیاست، امنیت و اقتصاد در حال وقوع است و طبیعی است که تحلیل این وضعیت، تنها محدود به ارائه توصیه‌های سیاستی نباشد.»

 

وی افزود: «بخش مهم‌تر ماجرا این است که بتوانیم از این اتفاقات پرهزینه یاد بگیریم. اگر ندانیم چه عواملی از طریق چه سازوکارهایی ما را به این نقطه رسانده‌اند، عملاً هزینه را پرداخت کرده‌ایم اما در تکرار دوباره بحران، همچنان از همان نقطه قبلی شروع خواهیم کرد.»

اقتصاد متعارف چگونه کار می‌کند و چرا اقتصاد ایران متفاوت است؟

این اقتصاددان با تشریح یک مدل ساده از اقتصاد متعارف گفت: «در یک اقتصاد نرمال، بازیگران اصلی خانوار و بنگاه هستند. بنگاه تولید می‌کند، شغل ایجاد می‌کند و خانوار از محل اشتغال، درآمد کسب و مصرف می‌کند. بخشی از این درآمد نیز از طریق مالیات به دولت منتقل می‌شود و بانک مرکزی نیز وظیفه حفظ ثبات را بر عهده دارد.»

وی ادامه داد: «در چنین اقتصادی، بنگاه‌ها رشد می‌کنند، اشتغال افزایش می‌یابد، بهره‌وری بالا می‌رود و در نتیجه رفاه خانوارها بهبود پیدا می‌کند. اقتصاد کلان در واقع حاصل جمع عملکرد همین واحدهای خرد اقتصادی است.»

نیلی افزود: «در اغلب اقتصادهای متعارف، حدود نیمی از جمعیت کشور شاغل هستند، اما وقتی به اقتصاد ایران نگاه می‌کنیم، تصویر متفاوتی مشاهده می‌شود.»

فشار بر بازار کار؛ کمتر از یک‌سوم جمعیت ایران شاغل‌اند

او با اشاره به وضعیت بازار کار ایران اظهار داشت: «در حالی که جمعیت ایران حدود ۸۷ میلیون نفر است، تعداد شاغلان کشور کمتر از یک‌سوم جمعیت است؛ در حالی‌که در بسیاری از کشورها نزدیک به نیمی از جمعیت شاغل‌اند. این به معنای فشار بیشتر بر نیروی کار فعال کشور است.»

وی افزود: «در سال ۱۳۹۸ حدود ۲۴ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر شاغل وجود داشت. در سال ۱۴۰۴، جمعیت در سن کار حدود ۴.۸ میلیون نفر افزایش پیدا کرده اما اشتغال خالص اقتصاد تقریباً تغییری نکرده است.»

نیلی ادامه داد: «جمعیت غیرفعال کشور در این دوره حدود ۵.۵ میلیون نفر افزایش یافته و این یعنی اقتصاد ایران در عمل نتوانسته شغل کافی ایجاد کند.»

او تأکید کرد: «اگر اقتصاد نتواند اشتغال ایجاد کند، طبیعی است که بازار کار به نقطه‌ای برسد که توان خلق رفاه را از دست بدهد.»

اکثریت شاغلان در کسب‌وکارهای کوچک و کم‌کیفیت

عضو هیئت علمی دانشگاه شریف در ادامه با تشریح ساختار اشتغال در ایران گفت: «از حدود ۲۴ میلیون شاغل کشور، کمی بیش از ۴ میلیون نفر در بخش‌های دولتی و عمومی مشغول‌اند و نزدیک به ۲۰ میلیون نفر در بخش خصوصی فعالیت می‌کنند.»

وی افزود: «اما مسئله مهم این است که بخش بزرگی از این اشتغال در کسب‌وکارهای کوچک، زیر ۱۰ نفر و عمدتاً با کیفیت پایین درآمدی شکل گرفته است؛ مشاغلی مانند دستفروشی، رانندگی یا واحدهای بسیار کوچک اقتصادی.»

نیلی تصریح کرد: «تعداد شاغلان بنگاه‌های بالای ۵۰ نفر کمتر از یک میلیون نفر است و بخش اصلی ارزش افزوده اقتصاد توسط تعداد محدودی بنگاه بزرگ ایجاد می‌شود.»

رفاه خانوار در ایران چگونه تأمین می‌شود؟

او در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تفاوت ساختار اقتصادی ایران با اقتصادهای متعارف گفت: «در اقتصادهای معمول، اقتصاد کلان از عملکرد اقتصاد خرد شکل می‌گیرد، اما در ایران اقتصاد خرد از اقتصاد کلان تغذیه می‌شود.»

وی افزود: «اقتصاد ایران بر پایه منابع طبیعی، به‌ویژه نفت و گاز اداره می‌شود. معادل حدود ۸ میلیون بشکه نفت و گاز در اقتصاد کشور تولید می‌شود که بخشی از آن صادر و درآمد ارزی آن نصیب دولت می‌شود.»

نیلی ادامه داد: «دولت این درآمد را از طریق بانک مرکزی به ریال تبدیل می‌کند و بخش عمده آن صرف پرداخت دستمزد، یارانه، واردات کالاهای اساسی و حمایت از معیشت خانوار می‌شود.»

نیلی تأکید کرد: «رفاه خانوارهای ایرانی بیش از آنکه محصول بهره‌وری و فعالیت اقتصادی باشد، از سیاست‌های حمایتی مبتنی بر منابع طبیعی تغذیه می‌شود.»

زخم‌های ناشی از سال‌ها اداره نادرست اقتصاد، اکنون درحال باز شدن هستند

این اقتصاددان در ادامه با اشاره به ناترازی‌های اقتصادی گفت: «وقتی هزینه‌های دولت از درآمدها بیشتر می‌شود، این ناترازی در نهایت به بانک مرکزی منتقل می‌شود و نتیجه آن تورم است.»

وی افزود: «سال ۱۴۰۳ نقطه‌ای بود که بحران‌های انباشته‌شده خود را نشان دادند؛ از بحران برق و گاز و آب گرفته تا بحران‌های مالی و صندوق‌های بازنشستگی.»

نیلی اظهار داشت: «اقتصاد ایران اکنون از وضعیت مزمن وارد مرحله بروز آشکار بحران‌ها شده است؛ یعنی زخم‌های ناشی از سال‌ها اداره نادرست اقتصاد، اکنون در حال باز شدن هستند.»

هشدار درباره تغییر فاز تورمی

او در پایان با اشاره به روند تورم گفت: «از خرداد ۱۴۰۲ تا خرداد ۱۴۰۴، نرخ تورم از کانال‌های پایین‌تر به سطوح بالاتر منتقل شده و نشانه‌هایی از تغییر وضعیت تورمی اقتصاد مشاهده می‌شود.»

وی افزود: «هرچه تورم به سطوح بالاتر می‌رود، اقتصاد وارد وضعیتی لغزنده‌تر می‌شود و جابه‌جایی به کانال‌های بالاتر با سرعت بیشتری اتفاق می‌افتد.»

نیلی تأکید کرد: «به نظر می‌رسد وضعیت اقتصاد ایران در حال تغییر است و اگر سازوکارهای شکل‌گیری بحران به‌درستی شناخته نشود، هزینه‌های سنگین‌تری در آینده تحمیل خواهد شد.»

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.