وزارت ارشاد میگوید کنسرت بگذارید؛ تهیه کنندهها میگویند نه
خانهنشینی اجباری موزیسینها
بابک رضایی مدیرکل دفتر موسیقی درباره عدم تمایل شرکتها به برگزاری کنسرت به خاطر رشد چند درصدی اجاره سالنها و ممنوعیت افزایش قیمت بلیت گفته این فرضیات بیشتر برداشتهای شخصی افراد است، اینکه با توجه به افزایش قیمت در کالاها و خدمات، احتمالا هزینه سالن هم باید مثلا ۴۰ درصد افزایش داشته باشد.حال زمانی که هزینهها را با توجه به درآمد بلیت محاسبه میکنند به این نتیجه میرسند که قیمت بلیت باید افزایش پیدا کند، درصورتی که احتمالا مردم شرایط خرید را نداشته باشند.
او گفته اگر افزایش قیمت برای مخاطب موسیقی به گونهای باشد که توان پرداخت نداشته باشد، قطعا از طرف دفتر موسیقی پذیرفته نیست.
بابک رضایی در عین حال میگوید که قیمت تمامشده این فعالیتها، با توجه به شرایط موجود، افزایش پیدا کرده و متاسفانه حوزه موسیقی برخلاف تئاتر، سینما و تا حدی هنرهای تجسمی از هرگونه یارانهای خالی است؛ یعنی ما هیچ یارانه رسمی و دولتی برای فعالیتهای موسیقی نداریم.
او توضیح میدهد در شرایط فعلی با توجه به قطعی اینترنت و محدود شدن دسترسی عموم به فضای مجازی تلاش میکنیم زمینههایی را در حوزه اطلاعرسانی و تبلیغات ایجاد کنیم تا شرایط بهتری برای معرفی و اطلاعرسانی برنامهها فراهم کنیم. همچنین با سالنها در حال مذاکره هستیم و از تهیهکنندگان هم درخواست کردهایم که پیشداوری نکنند.
مدیرکل دفتر موسیقی میگوید طبیعتا مسوولان و مدیران سالنها هم تمایل دارند که فضای فرهنگی کشور دوباره زنده شود و فعالیتها از سر گرفته شود. همانطور که در هفتههای گذشته در حوزه تئاتر، سینما و گالریهای تجسمی شاهد شکلگیری تدریجی فعالیتها بودهایم، این روند هم برای روحیه مردم و هم برای تقویت تابآوری اجتماعی اهمیت زیادی دارد.
مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نهایت معتقد است در این شرایط، شرکتها باید تا حدی انتظارات خود را در زمینه سود کاهش دهند، حتی لازم است سود را به حداقل ممکن برسانند. همچنین سایر دستاندرکاران از جمله سالنداران و مجموعههایی که خدمات فنی مانند صدا، نور و نمایشگرهای تصویری ارائه میدهند نیز باید همکاری بیشتری داشته باشند تا بهتدریج شرایطی فراهم شود که مردم، با وجود فشارهای اقتصادی، بتوانند از برنامههای هنری استفاده کنند.
در همین رابطه محمدحسین توتونچیان، تهیهکننده موسیقی در گفتوگو با ایسنا میگوید در حال حاضر تمام اقشار جامعه پیگیر کسبوکار اقتصادی خود هستند، بهگونهایکه هیچ مغازهای بسته نیست و هیچ فروشگاهی عملا تعطیل نشده است اما از نظر وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم، شاهد تعدیل نیرو در مقیاسی قابلتوجه در بخشهای مختلف اقتصادی و کسبوکارها هستیم و تعدیل نیرو، بهویژه پس از افزایش ۴۵ درصدی حقوق که از سوی وزارت کار برای دستمزدها تعیین شد، شدت بیشتری گرفته است. با توجه به شرایط اقتصادی فعلی که مردم با آن درگیر هستند، این وضعیت باعث شده است سبد خانوارها بیشتر به سمت کالاهای اساسی و نیازهای روزمره سوق پیدا کند و نه فعالیتهای غیرضروری مانند برخی برنامههای فرهنگی. بر همین اساس، پیشبینی ما درباره برگزاری کنسرتها این است که به دلیل شرایط اقتصادی مردم، با استقبال کمتری مواجه شوند. در غیر این صورت، هیچ کس تمایلی ندارد که کسبوکار خود را تعطیل کند یا از درآمد و ارتزاق محروم بماند.
او درباره موضوع کاهش سود کنسرتها میگوید: آیا از سالنها هم چنین انتظاری وجود دارد که صرفا به تامین هزینههای جاریشان بسنده کنند و به سودآوری فکر نکنند؟ در شرایطی که یک سالن برای یک روز اجرای برنامه ارقامی در حدود ۷۰۰میلیون، ۹۰۰میلیون یا حتی یکمیلیارد و صدمیلیون تومان دریافت میکند، تنها در شرایطی میتواند به ایجاد تعادل کمک کند که از بخشی از هزینههای خود گذر کند. من شخصا به عنوان تهیهکننده موسیقی مشکلی ندارم اگر درآمد به یکدهم کاهش پیدا کند، حداقل میتوانم هزینههای جاری کمپانی را تامین کنم و هنرمند هم خوشحال خواهد بود که درآمدی حتی اندک کسب میکند.
این تهیهکننده موسیقی میگوید: برگزاری کنسرت در این شرایط به چه قیمتی؟ اینکه ما کار کنیم، تلاش کنیم و زحمت بکشیم، اما بخش عمده درآمد به سالن برسد و سهم ما ناچیز باشد، منطقی نیست. اگر سالنها واقعا همکاری کنند، میتوان به شکلگیری یک رابطه اقتصادی متعادل امیدوار بود. اما واقعیت این است که نه وزارت ارشاد و نه مدیرکل دفتر موسیقی، ابزار و قدرت لازم برای اعمال چنین تغییراتی را ندارند و این مسائل بیشتر در حد شعار باقی میماند.
این تهیهکننده موسیقی درباره افزایش هزینه اجاره سالنها نیز میگوید: در خوشبینانهترین حالت، میتوان تصور کرد که سالنها هزینههای جاری خود را متناسب با همان درصدی که وزارت کار برای افزایش دستمزد کارگران و کارمندان اعلام کرده؛ یعنی ۴۵ درصد افزایش دهند. به این معنا که سالنی که پیشتر برای یک شب حدود یکمیلیارد تومان اجاره دریافت میکرد، حالا به حدود یکمیلیارد و ۴۵۰میلیون تومان برسد. از طرف دیگر، هزینه تبلیغات هم مساله مهمی است. ما برای برگزاری کنسرت، معمولا یک ماه بیلبورد اجاره نمیکنیم، چون از نظر اقتصادی اصلا بهصرفه نیست، بلکه معمولا یک بازه حدودا یکهفتهای را در نظر میگیریم. اگر هزینه یک ماه بیلبورد را به ۳۰ روز تقسیم کنیم و در ۷ روز ضرب کنیم، عدد قابلتوجهی به دست میآید. حالا در نظر بگیرید که ما یک بیلبورد هم نمیگیریم، بلکه حداقل پنج بیلبورد برای یک هفته رزرو میکنیم. با در نظر گرفتن همین اعداد و هزینههای امسال، پیشنهاد برگزاری کنسرت در چنین شرایطی عجیب است.
او همچنین درباره اجاره سالنها در سال گذشته توضیح میدهد: تا جایی که به خاطر دارم، سال گذشته هزینه اجاره سالن نمایشگاه بینالمللی بیش از ۵۰۰میلیون تومان، برج میلاد حدود ۷۰۰میلیون تومان و اسپیناس هم حدود ۹۳۰میلیون تومان بود. اما موضوع فقط به اجاره سالن و بیلبورد ختم نمیشود. ما هزینههای متعددی داریم، از خواننده و نوازنده گرفته تا پذیرایی، خدمات انتظامی، سکیوریتی، تبلیغات در فضای مجازی، پیامک، و پرسنلی که برای اجرای این فعالیتها به کار گرفته میشوند. علاوه بر اینها، پرداختهایی هم به خوانندهها انجام شده است. واقعیت این است که شرکتها با زیانهای چندمیلیاردی مواجه شدهاند؛ یعنی حتی اگر امروز کنسرت برگزار کنیم و بلیتها کاملا فروش برود، باز هم ممکن است حتی نیمی از اصل سرمایه ما برنگردد؛ چراکه قراردادها با پیش پرداختهای ۲۰ سانسی با دلار ۵۰ هزار تومانی بسته شده، اما اکنون با دلار حدود ۱۷۰ هزار تومانی باید هزینهها را جبران کنیم.