بحران انرژی، جهان را به سمت برق پاک سوق میدهد؛
ترامپ و شتاب ناخواسته گذار سبز
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمد امین مکرمی: بحرانهای ژئوپلیتیک معمولا نخستین ضربه را به بازار انرژی وارد میکنند؛ اما این بار، تنش میان آمریکا و ایران ممکن است پیامدی فراتر از جهش قیمت نفت داشته باشد. جنگ و نااطمینانی در خاورمیانه بار دیگر این پرسش را پیش روی دولتها قرار داده که آیا تکیه بر سوختهای فسیلی هنوز انتخابی قابل اتکاست یا نه. در شرایطی که تهدید بسته شدن تنگه هرمز دوباره مطرح شده و قیمت انرژی نوسان شدیدی را تجربه میکند، بسیاری از کشورها به این جمعبندی رسیدهاند که امنیت انرژی دیگر تنها با نفت و گاز تضمین نمیشود، بلکه به توسعه برق پاک، انرژی هستهای و کاهش وابستگی به واردات سوخت گره خورده است.
تجربه تاریخی نیز چنین تغییری را تایید میکند. پس از شوک نفتی ۱۹۷۳، فرانسه تصمیم گرفت وابستگی خود به نفت خاورمیانه را کاهش دهد و با سرمایهگذاری گسترده در انرژی هستهای، یکی از پاکترین شبکههای برق جهان را بسازد. امروز بخش عمده برق فرانسه از نیروگاههای هستهای تامین میشود و سهم گاز در سبد انرژی این کشور بسیار محدود است. همین موضوع باعث شده اقتصاد فرانسه در برابر شوکهای نفتی و بحرانهای ژئوپلیتیک، آسیبپذیری کمتری نسبت به بسیاری از کشورهای صنعتی داشته باشد.
به نوشته فایننشال تایمز، بحران اخیر میتواند همان نقشی را ایفا کند که شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ برای اروپا داشت؛ یعنی تبدیل شدن به محرکی برای تسریع گذار سبز. جهان طی دو قرن گذشته رشد اقتصادی خود را بر پایه سوختهای فسیلی بنا کرده بود، زیرا نفت و گاز هم ارزان بودند و هم نسبتا قابل اعتماد. اما اکنون هر دو مزیت در حال از بین رفتن است. جنگ اوکراین، تنشهای خاورمیانه و سیاستهای غیرقابل پیشبینی قدرتهای بزرگ، این تصور قدیمی را تضعیف کرده که بازار جهانی نفت همیشه ثبات خواهد داشت.
در چنین فضایی، معادله «سهگانه انرژی» نیز تغییر کرده است. تا پیش از این، دولتها معمولا میان سه هدف امنیت انرژی، قیمت پایین و کاهش آلایندگی ناچار به انتخاب بودند. انرژی پاک اغلب گرانتر تلقی میشد و توسعه آن نیازمند هزینههای سنگین بود. اما اکنون شرایط تغییر کرده است. افزایش بهای نفت و گاز، در کنار افت هزینه تولید برق خورشیدی و بادی، باعث شده انرژیهای تجدیدپذیر نهتنها گزینهای زیستمحیطی، بلکه انتخابی اقتصادی و امنیتی باشند.
آمارها نیز این روند را تایید میکند. بخش عمده ظرفیت جدید نیروگاهی جهان در سال گذشته به انرژیهای تجدیدپذیر اختصاص داشت. در بسیاری از کشورها، تولید برق خورشیدی اکنون ارزانتر از ساخت نیروگاههای جدید فسیلی است. از سوی دیگر، خودروهای برقی و باتریها به سرعت در حال گسترشاند و مصرفکنندگان، حتی بدون انگیزههای اقلیمی، برای فرار از هزینه بالای سوخت به سمت این فناوریها حرکت میکنند.
نکته قابل توجه آن است که این تحول تا حد زیادی نتیجه ناخواسته سیاستهای دونالد ترامپ تلقی میشود. رئیسجمهوری که همواره به عنوان حامی صنعت نفت شناخته میشد، اکنون با افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک، ناخواسته به عاملی برای تضعیف جذابیت سوختهای فسیلی تبدیل شده است. بازارها دریافتهاند که وابستگی به نفت، تنها وابستگی به خاورمیانه نیست؛ بلکه اقتصاد جهان را به تصمیمهای غیرقابل پیشبینی بازیگران سیاسی گره میزند؛ از واشنگتن گرفته تا مسکو و تلآویو.
در این میان، چین احتمالا یکی از بزرگترین برندگان این تغییر خواهد بود. پکن اکنون مهمترین تامینکننده خودروهای برقی، باتری، پنل خورشیدی و بسیاری از تجهیزات اقتصاد سبز به شمار میرود. اگر جهان با سرعت بیشتری به سمت برقیسازی اقتصاد حرکت کند، وابستگی به فناوری چینی نیز افزایش خواهد یافت. با این حال، بسیاری از کشورها ترجیح میدهند به واردات تجهیزات انرژی پاک وابسته باشند تا اینکه هر روز نگران اختلال در عرضه نفت خلیج فارس باقی بمانند.
البته گذار سبز همچنان بدون هزینه نخواهد بود. توسعه شبکههای برق، ساخت نیروگاههای هستهای و ایجاد زیرساختهای جدید به سرمایهگذاری عظیم نیاز دارد. برخی کشورها نیز ممکن است در کوتاهمدت دوباره به زغالسنگ روی بیاورند. اما جهت کلی بازار انرژی ظاهرا تغییر کرده است. هرچه بحرانهای ژئوپلیتیک طولانیتر شوند، انگیزه دولتها و مصرفکنندگان برای فاصله گرفتن از سوختهای فسیلی بیشتر خواهد شد.
شاید بزرگترین تناقض سیاست جهانی انرژی همین باشد که بحرانی برخاسته از نفت، به شتاب گرفتن عصر پسافسیلی منجر شود. جنگ و بیثباتی، آنچه سالها با هشدارهای زیستمحیطی ممکن نشد را اکنون با منطق امنیت اقتصادی پیش میبرد: جهانی که برای حفظ ثبات، ناچار است کمتر به نفت وابسته باشد.