جهش قیمتها در غیاب بورس
رالی نامتوازن بازارها
پیشتازی بازارها
تعطیلی طولانیمدت بورس و توقف معاملات سهام بهتدریج کارکردهای کلیدی بازار سرمایه را نیز مختل کرده است. کارشناسان معتقدند در شرایط فعلی، مهمترین دغدغه فعالان بازار، از کار افتادن فرآیند کشف قیمت و نبود یک مرجع قابل اتکا برای تعیین ارزش داراییهاست. با از دست رفتن این کارکرد، اکنون بازارهای موازی نقش لیدر را بر عهده گرفتهاند و سیگنالهای قیمتی را به سایر بخشها مخابره میکنند. از اینرو با تعطیلی بورس، اطلاعات و انتظارات بهجای آنکه در بستر عرضه و تقاضا و رسمی مخابره شود در بازارهایی مانند ارز، طلا و حتی داراییهای دیجیتال شکل میگیرد. این جابهجایی، باعث شده است قیمتها بیش از گذشته تحتتاثیر رفتارهای کوتاهمدت و بعضا هیجانی قرار گیرند. در واقع، نبود یک مرجع قابل اتکا برای ارزشگذاری داراییها، فضا را برای شکلگیری نوسانات سریعتر و بعضا ناپایدارتر فراهم کرده است.
این موضوع باعث پیشروی بازارهای موازی و جاماندگی بازار سهام از انتظارات تورمی میشود. اما نکته مهم آن است که بورس حتی پیش از آغاز تنشها نیز در مقایسه با بازارهای موازی با نوعی جاماندگی مواجه بود. درحالیکه بازارهایی مانند ارز و طلا تحتتاثیر انتظارات تورمی مسیر صعودی را تجربه کردند، بازار سهام نتوانست همگام با این روند حرکت کند. اکنون با تداوم تعطیلی تالار شیشهای، این فاصله نهتنها جبران نشده، بلکه عمیقتر نیز شده است. از سویی توقف معاملات، امکان تعدیل این شکاف را از بازار سهام سلب کرده و باعث شده جاماندگی آن در برابر سایر داراییها تشدید شود. بررسیها نیز نشان میدهد، در سال۱۴۰۴ بیشترین بازدهی نصیب طلای ۱۸عیار شده و میزان رشد ارزش این دارایی در سال گذشته به ۱۲۰درصد رسیده است. علاوه بر این، سکه طلای طرح جدید نیز با ثبت رقم بازدهی ۹۶درصد در رتبه دوم قرار گرفته است. بورس در سال گذشته، عملکرد مطلوبی نداشت و در کنار نرخ سود بانکی، در زمره کمبازدهترین بازارها قرار گرفت. بهطوریکه بازدهی سالانه آن حدود ۳۷درصد و سود بانکی نزدیک به ۲۵درصد ثبت شد. در واقع شرایط نامساعد اقتصادی و آغاز جنگ باعث شد که بازدهی بورس حتی از تورم نیز کمتر شود. این وضعیت در حالی است که اگر ریسکهایی نظیر جنگ و مخاطرات نظامی تداوم داشته باشد، باید شاهد یکهتازی بازارهای ارز و طلا و انزوای بازار سهام باشیم.
جای خالی بورس
گفتوگوی دنیایاقتصاد با کارشناسان بازارهای مالی بر این مساله تاکید میکند که رشد اخیر در بازارهای موازی را میتوان تا حدی ناشی از همین خلأ دانست. از ابتدای سال دلار آزاد با رشد ۱۱درصدی وارد مسیر صعودی شده و طلا نیز مجددا تا نزدیکی کانال ۲۰میلیون تومان رشد داشته است. این موضوع نشان میدهد با توقف معاملات بازار سهام بهطور جدی جلوی رشد این بازار گرفته شده است. علاوه بر این موضوع سرمایهگذارانی که پیش از این با تکیه بر سیگنالهای بازار سهام اقدام به چینش پرتفو میکردند، اکنون ناچارند برای تصمیمگیری به دادههای غیرمستقیم و بعضا ناقص اتکا کنند. به همین دلیل بازارهایی که از نقدشوندگی بالاتر و امکان واکنش سریعتر برخوردارند، به مقصد موقت سرمایهها تبدیل شدهاند. این موضوع بهویژه در دورههایی که انتظارات تورمی تقویت میشود، شدت بیشتری میگیرد و باعث هدایت سرمایههای خرد به سمت داراییهای مبتنی بر طلا و ارز میشود. از سوی دیگر، نبود کشف قیمت در بورس، نوعی عدمتعادل در مقایسه بازدهی بازارها ایجاد کرده است. وقتی بازاری مانند سهام از چرخه معاملات خارج میشود، امکان مقایسه لحظهای میان بازدهی داراییها از بین میرود و این مساله به تقویت رفتارهای هیجانی در بازارهای فعال منجر میشود.
بنابراین سرمایهگذار به جای آنکه بر تحلیلهای بنیادی تکیه کند، به روندهای کوتاهمدت و سیگنالهای قیمتی بازارهای موازی توجه نشان میدهد. برآیند این تحولات، شکلگیری نوعی جابهجایی در نقش بازارهاست. به این معنا که بازارهای موازی نهتنها مقصد جریان سرمایههای خرد و پولهای سرگردان شدهاند، حتی به تعیینکننده انتظارات نیز تبدیل شدهاند. این تغییر نقش، اگرچه در کوتاهمدت میتواند به افزایش عمق معاملات در این بازارها منجر شود، اما در بلندمدت ریسک بیثباتی و نوسانپذیری را افزایش میدهد. تا زمانی که بورس بهعنوان مرجع اصلی کشف قیمت به مدار فعالیت بازنگردد، این وضعیت میتواند تداوم یابد و بازارهای موازی همزمان نقش مقصد سرمایه و تولیدکننده سیگنال را ایفا میکنند و در عین حال، شکاف بازدهی میان بازارها را نیز عمیقتر میسازند. در همین رابطه فردین آقابزرگی، تحلیلگر بازارهای مالی، اظهار کرد: در روزهای اخیر این پرسش در میان فعالان اقتصادی ایجاد شده که در مقایسه بازدهی بازارها، کدام بازار پیشرو بوده و کدامیک عملکرد بهتری داشته است. با این حال، پیش از پاسخ به این سوال باید به یک نکته مهم توجه کرد. اینکه چه اتفاقی رخ داد که پس از توقف نزدیک بیش از دوماهه بورس، سایر بازارها نیز در مقطع ابتدایی جنگ عملا وارد نوعی رکود و بیتحرکی شدند؟ در شرایط عادی، بروز تنشهای نظامی معمولا با واکنش سریع بازارهایی مانند ارز و طلا همراه است، اما اینبار چنین واکنشی مشاهده نشد.
او افزود: دلیل این موضوع را باید در تغییر اولویتهای رفتاری جامعه جستوجو کرد. در شرایط جنگی، تمرکز عمومی از سرمایهگذاری به سمت تامین نیازهای اولیه و نگهداری نقدینگی تغییر میکند. نگرانی از دسترسی به کالاهای اساسی، دارو و حتی پول نقد باعث شد توجه به بازارهای دارایی به حاشیه برود. به همین دلیل، بازارهای موازی در هفتههای ابتدایی جنگ عملا در وضعیت سکون قرار گرفتند و نوسانات قیمتی آنها بروز پیدا نکرد.
این کارشناس ادامه داد: با گذشت زمان و کاهش شوک اولیه جنگ و همچنین ورود به آتشبس، بهتدریج رفتارها به روال عادی بازگشت و اکنون نشانههای اولیه از حرکت بازارهای موازی قابل مشاهده است. رشد نرخ ارز از محدوده ۱۵۵هزار تومان در آغاز شوک جنگی به سطوح بالاتر از ۱۷۶هزار تومان در روزهای اخیر، بیانگر آغاز این روند است. این تحرکات هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد و بیشتر بهعنوان آغاز یک روند قابل ارزیابی است تا اوج آن. او گفت: آنچه در این میان اهمیت دارد، بازگشت تدریجی متغیرهای بنیادی به صحنه تصمیمگیری است. افزایش سطح عمومی قیمتها و تورم بالا که بر اساس آمارهای رسمی به حدود ۷۳درصد نقطهبهنقطه رسیده است، نشان میدهد ارزش پول ملی در ماههای اخیر بهشدت تضعیف شده است. با این حال، این کاهش ارزش در مقطع ابتدایی جنگ بهطور کامل در قیمت داراییها منعکس نشده بود و اکنون بازارها در حال تطبیق با این واقعیت هستند.
فردین آقابزرگی افزود: در واقع، آنچه امروز در بازارهای موازی مشاهده میشود، نه یک رشد هیجانی بلکه نوعی اصلاح تاخیری نسبت به شرایط اقتصادی است. به گفته او، در دورهای که توجه عمومی معطوف به تامین مایحتاج بود، مقوله سرمایهگذاری عملا به فراموشی سپرده شد و همین موضوع باعث ایجاد نوعی جاماندگی در بازدهی بازارها شد. اکنون با افزایش آگاهی نسبت به آثار اقتصادی جنگ و کاهش قدرت خرید، این فاصله در حال جبران است.
این کارشناس با اشاره به آثار واقعی جنگ بر اقتصاد کشور گفت: کاهش تولید در برخی صنایع، محدودیت در تامین مواد اولیه، اختلال در زنجیره تامین و همچنین کاهش مبادلات خارجی، همگی عواملی هستند که در میانمدت بر سطح قیمتها اثرگذار خواهند بود. این متغیرها بهتدریج اثرات خود را در بازارها نشان میدهند و نمیتوان انتظار داشت که قیمتها در سطوح قبلی باقی بمانند.
به گفته فردین آقابزرگی، در چنین شرایطی، مقایسه بازدهی بازارها بدون در نظر گرفتن این وقفه زمانی و شوک اولیه، میتواند گمراهکننده باشد. درحالیکه بازارهایی مانند ارز و طلا در هفتههای ابتدایی جنگ واکنش محسوسی نشان ندادند، اکنون در حال بازگشت به مسیر متناسب با واقعیتهای اقتصادی هستند. این در حالی است که با تعطیلی بورس، امکان مقایسه دقیق و همزمان میان بازارها از بین رفته است. او در پایان تاکید کرد: با تداوم شرایط فعلی و در صورت نبود چشمانداز روشن سیاسی، احتمال ادامه این روند در بازارهای موازی وجود دارد. به باور او، آنچه امروز در قیمت داراییها مشاهده میشود، صرفا ناشی از هیجان نیست و انعکاسی از واقعیتهای اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی است که با تاخیر در حال بروز است.
در شرایط فعلی، بسیاری از کارشناسان معتقدند ادامه تعطیلی بورس دیگر نمیتواند یک راهحل منطقی باشد و سیاستگذار باید نسبت به بازگشایی معاملات اقدام کند. توقف طولانیمدت بورس نهتنها به شفافیت اطلاعاتی بازار آسیب زده، بلکه باعث شده فرآیند طبیعی کشف قیمت نیز مختل شود و همین موضوع زمینهساز شکلگیری رفتارهای غیرقابل پیشبینی در سایر بازارها شده است.
با وجود اینکه در این مدت کارشناسان خبره چند سناریو برای بازگشایی بازار ارائه کردهاند؛ از جمله بازگشایی تدریجی و مرحلهای، شروع معاملات با دامنه نوسان محدود و همچنین فعالسازی ابزارهای کنترلی برای مدیریت هیجانات احتمالی، اما هنوز تصمیم نهایی برای بازگشایی بورس اتخاذ نشده و بازار در وضعیت بلاتکلیف بهسر میبرد. این بلاتکلیفی باعث شده فعالان بازارها در وضعیت سردرگمی قرار بگیرند و امکان تصمیمگیری دقیق برای آنها کاهش یابد. به باور کارشناسان، بازگشت بورس به مدار معاملات در کنار مدیریت صحیح و مرحلهای، میتواند از انتقال فشار به بازارهای موازی جلوگیری و به بازگشت تعادل به فضای اقتصادی کمک کند.