جریان فیزیکی نفت ایران به چین همچنان ادامه دارد؛
تابآوری در محاصره نفتی
طبق این ادعا، ایران در حال حاضر تنها ظرفیت محدود ذخیرهسازی برای چند هفته دارد و در صورت ادامه انسداد مسیر هرمز، بخشی از تولید روزانه باید متوقف شود تا از سرریز مخازن جلوگیری شود. در عین حال، تصاویر ماهوارهای و گزارشهای شرکتهای اطلاعات دریایی نشان میدهد که نفتکشهای حامل نفت ایران در نزدیکی بندر چابهار در خلیج عمان تجمع کردهاند. این بندر خارج از خلیجفارس قرار دارد، اما نزدیک به خط محاصره دریایی آمریکا است. حدود شش تا هشت سوپر نفتکش در این منطقه منتظر انتقال نفت خود هستند و نفتکشهای کوچکتر نیز در نزدیکی آنها در حال آمادهباش هستند. این تجمع نفتکشها نشان میدهد که ایران همچنان نفت خود را بارگیری میکند؛ اما تحریمها و حضور نیروی دریایی آمریکا، مسیر صادرات را محدود کرده و جریان واقعی نفت به بازارهای جهانی تقریبا متوقف شده است. ترافیک عبوری از تنگه هرمز اکنون تقریبا به صفر رسیده است و این امر میتواند باعث توقف بخشی از ظرفیتهای تولید نفت ایران شود.
ذخیرهسازی شناور
بر اساس برآوردهای شرکت Vortexa، حدود ۱۵۵میلیون بشکه نفت خام ایران در حال انتقال یا ذخیرهسازی شناور در سراسر جهان است. این مقدار نشاندهنده فشار بیسابقه بر ذخایر و لجستیک صادرات نفت ایران است. افزون بر این، آمریکا فشار خود بر تهران را از طریق بازرسی نفتکشها در اقیانوس هند و تحریم یک پالایشگاه بزرگ چینی که مشتری نفت ایران بود، افزایش داده است. ایران برای مقابله با محدودیتها، نفتکشهای قدیمی و حتی یک ابر نفتکش سیساله را دوباره وارد چرخه حملونقل کرده که ظرفیت حمل تا ۲میلیون بشکه نفت را دارد. دادههای رهگیری نفتکشها نشان میدهد که نفتکش «ناشا» پس از سه سال برای اولین بار حرکت خود را از خلیجفارس به سمت جزیره خارک آغاز کرده، از جایی که بیشتر صادرات نفت ایران از آنجا انجام میشود.
این تحولات نشان میدهد که ترکیبی از جنگ، انسداد تنگه هرمز، محدودیتهای لجستیک و تحریمهای آمریکا، معادله بازار نفت ایران و جهان را بهطور جدی تحت تاثیر قرار داده است. فشار بر ظرفیتهای ذخیرهسازی به نوسانات شدید قیمت نفت در بازارهای جهانی دامن زده است. بهطور خلاصه، ایران اکنون در نقطه حساسی قرار دارد: اگر محدودیتها در تنگه هرمز ادامه یابد و ظرفیت ذخیرهسازی تکمیل شود، تولید روزانه نفت باید کاهش یابد. این مساله، در کنار فشار تحریمها و اختلال در صادرات، میتواند منجر به تشدید بحران عرضه جهانی و افزایش بیشتر قیمت نفت شود. شرایط فعلی بازار نشان میدهد که هر تحول سیاسی یا لجستیک در منطقه میتواند تاثیر فوری و قابلتوجهی بر قیمتها و توازن عرضه و تقاضا داشته باشد.
نفت ایران زیر فشار دوگانه
به ادعای بلومبرگ درحالیکه چین همچنان بزرگترین خریدار نفت ایران باقی مانده، نشانهها حاکی از آن است که ترکیبی از فشارهای اقتصادی داخلی و محدودیتهای خارجی، روند خرید نفت ایران را با کندی مواجه کرده است؛ وضعیتی که میتواند در ماههای آینده بر جریان صادرات نفت ایران اثرگذار باشد. منابع تجاری گزارش میدهند پالایشگاههای مستقل چین، موسوم به «تیپاتها» که حدود ۹۰درصد نفت صادراتی ایران را جذب میکنند، با وجود تداوم خرید، بهدلیل افت شدید حاشیه سود پالایشی، تمایل کمتری به افزایش واردات نشان میدهند. بر اساس برآورد موسسات تحلیلی چینی، حاشیه سود فرآورش نفت در این کشور به پایینترین سطح در یک سال گذشته رسیده است؛ عاملی که مستقیما انگیزه خرید خوراک را کاهش داده است. این فشار در شرایطی است که قیمت نفت خام بهدنبال جنگ با ایران افزایش یافته، اما قیمت سوخت در بازار داخلی چین همچنان تحت کنترل دولت قرار دارد و متناسب با رشد هزینهها تعدیل نشده است. همین شکاف، سودآوری پالایشگاهها را تحت فشار قرار داده و باعث شده خرید نفت (از جمله نفت ایران) با احتیاط بیشتری انجام شود.
اثر فشارهای سیاسی
در کنار عوامل اقتصادی، فشارهای سیاسی نیز بهتدریج در حال اثرگذاری بر بازار هستند. ایالات متحده از ۱۳ آوریل با اعمال محاصره بر حملونقل نفت ایران، تلاش کرده جریان صادرات این کشور را محدود کند. هرچند این اقدام تاثیر فوری بر واردات چین نداشته، اما تحلیلگران معتقدند در صورت تداوم، طی ماههای آینده بر حجم تحویلها اثر خواهد گذاشت. در همین راستا، واشنگتن هشدار داده خریداران نفت ایران را تحریم خواهد کرد و اخیرا یکی از پالایشگاههای بزرگ مستقل چین را نیز هدف تحریم قرار داده است. با این حال، موسسات مشاوره انرژیبر این باورند که تا زمانی که عرضه نفت ایران در دسترس باشد، الگوی خرید پالایشگاههای چینی بهطور اساسی تغییر نخواهد کرد، هرچند پیچیدگیهای عملیاتی افزایش خواهد یافت.
سیگنالهای متناقض از پکن
در سطح سیاستگذاری، رویکرد چین دوگانه به نظر میرسد. از یکسو، دولت برای جلوگیری از کمبود سوخت، پالایشگاهها را به حفظ سطح تولید ملزم کرده و سهمیههای جدید واردات نفت را زودتر از موعد تخصیص داده است؛ اقدامی که بهطور غیرمستقیم خرید نفت ارزانتر (از جمله نفت ایران و روسیه) را تشویق میکند. از سوی دیگر، شرایط نامطلوب سودآوری باعث شده پالایشگاهها در عمل با احتیاط بیشتری عمل کنند. این تضاد میان سیاستهای کلان و واقعیتهای اقتصادی، یکی از عوامل کلیدی در کند شدن رشد واردات نفت ایران به چین محسوب میشود. یکی دیگر از تحولات مهم، تغییر در الگوی قیمتگذاری نفت ایران است.
نفت ایران که پیشتر با تخفیف نسبت به شاخصهای جهانی معامله میشد، اخیرا به سطح برابری یا حتی با اندکی پریمیوم نسبت به نفت برنت رسیده است. این تغییر، جذابیت اقتصادی خرید را برای پالایشگاههای حساس به هزینه کاهش داده و به افت تقاضا دامن زده است. با وجود این چالشها، جریان فیزیکی نفت ایران به چین همچنان ادامه دارد. استان شاندونگ، بهعنوان قطب پالایشگاههای مستقل، همچنان مقصد اصلی محمولههای ایرانی است. دادههای ردیابی نفتکشها نشان میدهد که چندین محموله در هفتههای اخیر در بنادر این منطقه تخلیه شده و تعداد بیشتری نیز در راه است. با این حال، ردیابی این محمولهها بهدلیل استفاده گسترده از «ناوگان سایه» و تغییر هویت کشتیها بهطور فزایندهای دشوار شده است. نفت ایران معمولا با برچسبهایی مانند «مالزیایی» یا «اندونزیایی» وارد بازار میشود و از طریق زنجیرهای پیچیده از واسطهها و با تسویه مالی به یوآن معامله میشود.
ضربهگیر کوتاهمدت
منابع غربی ادعا میکنند که برآوردها نشان میدهد ۱۵۵میلیون بشکه نفت ایران در حال حاضر در مسیر یا بهصورت ذخایر شناور خارج از محدوده محاصره آمریکا قرار دارد؛ حجمی که میتواند بیش از دو ماه نیاز وارداتی چین را در سطح فعلی پوشش دهد. این ذخایر، در کوتاهمدت بهعنوان یک ضربهگیر عمل میکنند و مانع از افت ناگهانی عرضه میشوند. بازار نفت ایران در چین تحت تاثیر یک معادله پیچیده قرار گرفته است: از یکسو، فشار هزینه و افت حاشیه سود پالایشی، تقاضا را محدود میکند و از سوی دیگر، تحریمها و محدودیتهای حملونقل، عرضه را تهدید میکند. در این میان، آینده واردات چین از ایران بیش از هر عامل دیگری به وضعیت ژئوپلیتیک (بهویژه سرنوشت تنگه هرمز و تداوم محاصره آمریکا) وابسته است. اگر این محدودیتها ادامه یابد، حتی با وجود تمایل سیاسی پکن به حفظ روابط انرژی با تهران، جریان صادرات نفت ایران ممکن است با چالشهای جدیتری مواجه شود.