آمریکا در امان، جهان در بحران!

گروه آنلاین روزنامه «دنیای اقتصاد» - نسیم بنایی: نیویورک‌تایمز در گزارشی تحلیلی می‌گوید فقط در هشت هفته، بخش بزرگی از اقتصاد جهانی از مسیر خارج شده است؛ اما آمریکا تقریباً از این آشوب در امان مانده است.

کشاکش اقتصادی دو ماهه ناشی از جنگ با ایران، کارخانه‌های نساجی در هند و بنگلادش را تعطیل، هواپیماها را در ایرلند، لهستان و آلمان زمین‌گیر و کشورهای ویتنام، کره جنوبی و تایلند را به جیره‌بندی انرژی وادار کرده است. به نظر می‌رسد تنها کشوری که تا حد زیادی از این هرج‌ومرج اقتصادی در امان مانده، همان کشوری است که جنگ را آغاز کرد: ایالات متحده آمریکا.

در حالی که نشانه‌های هشداردهنده رکود در کشورهای آسیایی و اروپایی ظاهر شده، احتمالاً آمریکا عملکرد بهتری نسبت به بیشتر اقتصادهای پیشرفته جهان خواهد داشت. رشد اقتصادی باثبات است و نرخ بیکاری پایین. بانک سلطنتی کانادا هفته گذشته اعلام کرد: «هنوز هم شرط‌بندی علیه اقتصاد آمریکا سخت است».

امارات متحده عربی به‌عنوان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان با صندوق‌های ثروت ملی بیش از ۲ تریلیون دلار، پس از آسیب دیدن میادین گاز بر اثر حملات موشکی و توقف کشتیرانی در تنگه هرمز، از آمریکا درخواست کمک مالی کرده است.

تنها در هشت هفته، یعنی کمتر از زمانی که برای رسیدن یک کیک میوه‌ای انگلیسی سنتی لازم است، چشم‌انداز اقتصاد جهانی به‌کلی برهم خورده.

بیشترین درد اقتصادی را کشورهای فقیر احساس خواهند کرد؛ جایی که مصرف‌کنندگان توان پرداخت هزینه‌های بالای انرژی و دولت‌ها هم توان کمک به مردم را ندارند؛ و با سخت‌تر شدن دسترسی به منابع مالی، هزینه وام‌گیری، که این کشورها به شدت به آن نیاز دارند، افزایش می‌یابد.

قیمت‌های سرسام‌آور سوخت و کود به معنای قیمت‌های بالاتر غذا در ادامه سال است. صندوق بین‌المللی پول هفته گذشته هشدار داد در آفریقا، «ناامنی غذایی به شکل جدی در حال افزایش است».

برنامه توسعه سازمان ملل هم اعلام کرد در منطقه آسیا-اقیانوسیه، میلیون‌ها نفر در خطر سقوط به فقر قرار دارند.

بسیاری از کشورهای آسیایی هم‌اکنون با کمبود سوخت دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ کمبودهایی که رَگورام راجان، اقتصاددان دانشگاه شیکاگو و رئیس سابق بانک مرکزی هند می‌گوید با ادامه جنگ بدتر خواهد شد.

راجان، که قبلاً یکی از مقامات ارشد صندوق بین‌المللی پول بوده، می‌گوید: «کمبودها کم‌کم بیشتر و بیشتر خواهد شد. در بسیاری از کشورها، پیامدهای واقعی تازه شروع به نمایان شدن کرده‌اند.» ذخایر انرژی رو به پایان است و برخی محموله‌ها متوقف شده‌اند.

راجان می‌گوید: «آب دارد جوش می‌آید، هر چه حساس است در آب قرار دارد و دما به سرعت بالا می‌رود. حالا کم‌کم شاهد تعطیلی صنایع خواهید بود.»

کارخانه‌های فولاد در هند و خودروسازان ژاپنی به دلیل افزایش قیمت انرژی و نگرانی درباره کاهش تقاضا، تولید را کاهش داده‌اند.

کارخانه‌های اسباب‌بازی در چین، که پیش‌تر از تعرفه‌های آمریکا آسیب دیده بودند، حالا با اعتراض هزاران کارگر ناامید از بیکاری روبه‌رو هستند.

هفته گذشته، در شهر فیروزآباد در شمال هند، کارگران در بازار کار فضای باز بی‌هدف قدم می‌زدند. محمد وسیم، گچ‌کار در میان آن‌ها می‌گفت: «به خاطر جنگ، کار کم شده.»

او با کارفرمایی چانه می‌زد که می‌خواست برای یک کار ساختمانی به او ۵۰۰ روپیه (۵.۳۰ دلار) بدهد، یعنی بسیار کمتر از درآمد معمولش.

آس محمد، ۲۵ ساله، کارگری که آجر و سیمان را روی کامیون‌ها بار می‌زند، پنج مایل پیاده تا بازار آمده بود. او حاضر بود همان ۵۰۰ روپیه را قبول کند، اما حتی این مبلغ هم کافی نبود.

یک کیلوگرم گاز پخت‌وپز که معمولاً ۸۰ روپیه بود، حالا ۲۰۰ روپیه قیمت دارد. میلیون‌ها کارگر هندی دیگر که معمولاً در امارات و عربستان مشغول‌کارند و مجموعاً میلیاردها دلار ارز به کشور می‌فرستند، اکنون بدون کار در خارج از کشور گیر افتاده‌اند.

کمبود کالاهای دیگر که معمولاً از تنگه هرمز عبور می‌کنند، از جمله هلیوم، آلومینیوم و نفتا تأمین مجموعه گسترده‌ای از کالاها را مختل کرده است؛ از کاندوم گرفته تا ریزتراشه‌ها! البته اقتصاد آمریکا کاملاً در برابر این شوک مصون نیست.

در آمریکا قیمت بنزین بیش از ۱ دلار در هر گالن افزایش یافته که برای مصرف‌کنندگان آمریکایی، به‌ویژه خانوارهای کم‌درآمد، مانند یک مالیات سنگین عمل می‌کند.

در وال‌استریت، بانک‌ها از زمان آغاز جنگ پیش‌بینی رشد خود را کاهش داده و پیش‌بینی تورم را افزایش داده‌اند و تقریباً از احتمال کاهش نرخ بهره تا قبل از پاییز ناامید شده‌اند. با این حال، در مقایسه با سایر کشورها، اثرات این جنگ بر اقتصاد داخلی آمریکا محدود بوده است.

مصرف‌کنندگان همچنان هزینه می‌کنند، اخراج‌ها کم است و پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد امسال رشد اقتصاد همچنان قوی خواهد بود.

اقتصاددانان می‌گویند باید جهش بسیار بیشتری در قیمت نفت (شاید تا ۱۵۰ دلار به ازای هر بشکه) رخ دهد تا نگرانی واقعی درباره رکود اقتصادی در آمریکا ایجاد شود. اما در سایر نقاط جهان چنین نیست؛ جایی که ترکیب ترسناک رشد کند و تورم بالا زنگ خطر رکود تورمی را به صدا درآورده است.

در سراسر جهان، کمیابی و قیمت‌های بالا چرخه نگران‌کننده‌ای از کاهش فعالیت اقتصادی ایجاد کرده‌اند: قیمت‌های بالا، تقاضا برای سوخت را کاهش می‌دهد، و تقاضای پایین، تولید، اشتغال و هزینه‌کرد را کاهش می‌دهد.

شرکت هواپیمایی آلمانی لوفت‌هانزا ۲۰ هزار پرواز تابستانی را لغو کرده است. با دو برابر شدن قیمت سوخت جت، هر ۲۰ شرکت بزرگ هواپیمایی جهان تعدادی از پروازهای خود را کاهش داده‌اند. پروازهای کمتر یعنی کاهش شدید گردشگری و سفرهای کاری و در نتیجه کاهش درآمد هتل‌ها، رستوران‌ها و فروشگاه‌ها.

بزرگ‌ترین مزیت آمریکا این است که برخلاف بسیاری از کشورهای جهان، نفت و گاز بیشتری نسبت به مصرف خود تولید می‌کند. این موضوع مانع از تأثیرپذیری نمی‌شود، اما شدت آن را کاهش می‌دهد.

اقتصاد آمریکا همچنین به‌شدت خدمات‌محور است و به صنایع تولیدیِ انرژی‌بر که بیشترین آسیب را از افزایش قیمت نفت دیده‌اند، وابستگی کمتری دارد. علاوه بر این‌ها، در آغاز جنگ، اقتصاد آمریکا از بسیاری کشورها قوی‌تر بود که یک ضربه‌گیر طبیعی در برابر رکود محسوب می‌شود.

جیسون برداف، مدیر مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، می‌گوید: «ما درد بقیه جهان را احساس نمی‌کنیم.»

او اضافه می‌کند: «در شوکی به این بزرگی، کمبودهای فیزیکی ابتدا در آسیا بروز می‌کند، بعد به اروپا می‌رسد. ما آخرین کسانی هستیم که اثراتش را حس می‌کنیم.»

اگر جنگ طولانی شود، آسیب به اقتصاد آمریکا افزایش خواهد یافت. قیمت‌های بالاتر سوخت هزینه حمل‌ونقل را افزایش می‌دهد و این موضوع می‌تواند قیمت بسیاری از کالاهای مصرفی دیگر را بالا ببرد.

بن هریس، اقتصاددان مؤسسه بروکینگز، که در دوره دولت بایدن رئیس دفتر اقتصاد وزارت خزانه‌داری بوده، می‌گوید: «نمی‌دانیم این شوک چقدر ادامه خواهد داشت، و اگر ادامه پیدا کند، احتمالاً شش ماه دیگر گفت‌وگوی کاملاً متفاوتی خواهیم داشت.»

حتی اگر جنگ همین فردا تمام شود، بسیاری از مدیران انرژی و تحلیلگران سیاسی تردید دارند که ترافیک تنگه هرمز به‌عنوان مسیر حیاتی انتقال نفت و گاز، هرگز به حالت قبل بازگردد. این جنگ نشان داد که آزادی عبور چقدر آسان می‌تواند متوقف شود و این امر ریسک و هزینه‌ها را افزایش می‌دهد.

کسری عرضه ناشی از توقف تولید نفت و گاز و آسیب موشکی به زیرساخت‌ها هم به این معناست که قیمت نفت احتمالاً در چهار سال آینده بالا باقی می‌ماند یا حتی افزایش خواهد یافت.

آدام پوزن، رئیس مؤسسه اقتصاد بین‌المللی پترسون، می‌گوید: «ما نسبت به شوک‌های انرژی مقاوم‌تر شده‌ایم، اما فکر نمی‌کنم این وضعیت ادامه پیدا کند.»

بسیاری از کشورها، حتی متحدان، از پیش در حال تجدیدنظر درباره رابطه خود با آمریکا بودند؛ به‌ویژه پس از سیاست‌های تجاری تنبیهی و رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی دولت ترامپ، از جمله تقاضای او برای خرید گرینلند.

پوزن می‌گوید: «اکنون جایگاه برتر آمریکا با تصمیم ترامپ برای آغاز جنگ با ایران، یعنی جنگی که پیامدهای اقتصادی سنگینی برای بخش بزرگی از جهان داشته، تضعیف شده است.» او می‌افزاید: «در لحظه فعلی، آمریکا کمتر از دیگران تحت‌تأثیر است. اما نباید بیش از حد روی این موضوع حساب کرد.»