پروژه رادیکال‌ها برای دو قطبی‌سازی

عزت‌الله یوسفیان‌ملا، فعال سیاسی اصولگرا و نماینده ادوار مجلس، در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» ضمن کالبدشکافی این راهبرد دشمن تصریح کرد: «در این مدت پس از انقلاب اسلامی یعنی از سال۱۳۵۷ به این طرف، هر آنچه را که علیه حاکمیت نظام جمهوری اسلامی، تمامیت ارضی به کار گرفتند، تفرقه افکنی بوده، اصل و اساس سیاست خارجی آنها بوده است. البته کارهای دیگری هم انجام داده‌اند؛ از برنامه‌ریزی حمله نظامی و کودتا، از کودتای نوژه بگیرید تا حمله طبس، همه را آزمودند و دوباره به نقطه هرج‌ومرج داخلی برگشتند. آنها موفقیت خود را کاملا در سایه اختلافات می‌بینند؛ یعنی دیده‌اند تنها چیزی که در این کشور می‌توانند به آن امید ببندند و برای برنامه‌های شوم آنها جوابگو باشد، اختلافات است.»

این هشدار یوسفیان ملا در حالی مطرح می‌شود که محمد مهاجری، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی نیز معتقد است آنچه در این دوره رخ داد، یک پروژه طراحی‌شده برای ایجاد حجم قابل‌توجهی از جنگ زبانی و رسانه‌ای علیه ایران بود. مهاجری تاکید می‌کند: «این دست ادعاها هرچند در ظاهر دروغ و بی‌اساسند، اما معمولا از داده‌هایی تغذیه می‌شوند که از داخل کشور به‌عنوان سیگنال به رسانه‌ها و جریان‌های خارجی مخابره می‌شود. در جنگ روانی یکی از مهم‌ترین ابزارها بزرگ‌نمایی رخدادهاست. گاهی برخی چهره‌ها و جریان‌ها ناخواسته یا آگاهانه خوراکی فراهم می‌کنند که رسانه‌های خارجی بتوانند از آن برای ساختن داستان اختلاف استفاده کنند. جریان‌هایی که نان خود را از اختلاف می‌خورند باید متوجه باشند که این رفتارها در نهایت به زیان منافع کلان ملی تمام می‌شود.»

 شعار مخالف با مذاکره، انقلابی‌گری است؟!

در همین راستا، احمد زیدآبادی، تحلیلگر مسائل سیاسی، با اشاره به تغییر موضع معنادار برخی رسانه‌های رسمی در قبال تجمعات رادیکال، در کانال تلگرامی خود نوشت: «رسانه‌ها به نقل از روزنامه کیهان نوشته‌اند: در تجمعات شبانه عده‌ای در لباس انقلابی‌گری با شعارهای رادیکال، درباره مذاکره درگیری درست می‌کنند. مردم وظیفه دارند در هر تجمعی چنانچه چنین حرکاتی دیدند با سردادن شعارهای وحدت‌بخش مانع اجرای نقشه‌های شوم این عده بشوند. اینکه کیهان نیز مخالف شعار رادیکال علیه مذاکره تحت عنوان انقلابی‌گری شده است، هم خبر بسیار عجیبی است و هم خبر بسیار مهمی است!» این تغییر لحن نشان‌دهنده عمق خطری است که حتی رسانه‌های سنتی حامی جریان‌های رادیکال را نیز به واکنش واداشته است.

یوسفیان‌ملا در بخش دیگری از تحلیل خود، به موضوع برچسب‌زنی‌های سیاسی و بهره‌برداری دشمن از واژگان «تندرو» و «کندرو» پرداخت و خاطرنشان کرد: «یک وقتی هست که من می‌گویم اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، یا عده‌ای جور دیگر مطرح می‌کنند؛ بالاخره باید یک اسمی بگذارند. الان دیدند بهترین چیزی که در حال حاضر می‌تواند جواب دهد، واژگان تندرو و کندرو است. مثلا در مقابل تندروها، کسانی هستند که می‌خواهند سازش کنند، می‌خواهند با آمریکا کنار بیایند و عده‌ای هم اینجا مخالفت می‌کنند. الان این تابلو را بالا برده‌اند و گفتند این روش الان جواب می‌دهد.» وی با تاکید بر ضرورت نصب‌العین قرار دادن سیاست‌های کلی نظام افزود: « به‌طور کلی اگر ما بخواهیم انتحار سیاسی نکنیم و ریشه خودمان و ریشه نظام را نزنیم، باید کنار هم بایستیم و این برنامه‌ای را که اکنون آنها شعارش را می‌دهند که همان کندرو و تندرو است، خنثی کنیم.»

این نماینده سابق مجلس با یادآوری فصل‌الخطاب بودن قانون اساسی تصریح کرد: «بالاخره افراد و اشخاص نقطه نظراتی دارند، ولی در کل، سیاست‌های کلی نظام در یک جا برنامه‌ریزی می‌شود. همه باید سیاست‌های کلی نظام را نصب‌العین قرار دهند و زیر پرچم آن و قانون اساسی که تکلیف را مشخص کرده است، باشیم. در اصل۱۱۰ قانون اساسی صراحتا گفته شده است که سیاست‌های کلی را رهبری تنظیم می‌کند که با مشورت‌ها به ویژه مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام این تصمیمات گرفته خواهد شد؛ این اصل همه‌چیز را تعیین کرده است. اگر از این مسیر عبور کنند، نتیجه همین کندرو و تندرو می‌شود و به چیزی که دشمن می‌خواهند، متاسفانه دامن می‌زنند.»

جریان رادیکال با تداوم همان مسیری که در زمان برجام با تصویب قوانین محدودکننده آغاز کرده بود، امروز به بازوی اجرایی سناریوی «اختلاف‌افکنی» تبدیل شده است. یوسفیان ملا با صراحت لهجه هشدار می‌دهد که «عبور نکردن از اختلافات، از دشمنی‌ها و دسته‌بندی‌ها و شکل‌گیری گروه‌های داخل نظام، کار را بسیار سخت خواهد کرد.» وی معتقد است که تنها راه خروج از این بن‌بست، درک این مطلب است که «اگر گذشت پای کار بیاید، اتحاد ملی قطعا حاصل می‌شود.» در غیر این صورت، پالس‌های هرج‌ومرج که از تریبون‌های داخلی به خارج مخابره می‌شود، همچنان به عنوان ابزاری برای فشار حداکثری و تضعیف تمامیت ارضی ایران در دست بدخواهان باقی خواهد ماند.

 پالس‌های داخلی به ترامپ

در همین رابطه رشیدی‌کوچی، فعال سیاسی، که سابقه حضور در مجلس شورای اسلامی را نیز در کارنامه خود دارد، در گفت‌وگویی که با «دنیای‌‌اقتصاد» داشت در خصوص ارزیابی خود از برخی اظهارنظرها که بهانه به دست دشمن می‌دهد تا در امور داخلی کشورمان دخالت کند و از حربه تفرقه اندازی برای شکست ایران استفاده کند، تصریح کرد: «قاعدتا دشمن تلاش می‌کند تمام سناریوهایی را که می‌تواند از طریق آنها به موفقیت دست یابد، امتحان کند؛ چه در میدان نبرد و جنگ باشد و چه در میدان سیاست و مذاکره. من احساس می‌کنم وقتی که در میدان جنگ نتوانستند به اهدافی که اعلام کرده بودند دست پیدا کنند، مردم متحد و یک‌صدا در کف خیابان‌ها تبدیل به مهم‌ترین عامل شکست دشمن شدند، قاعدتا در این فضا با اعلام آتش‌بس، یکی از اهداف می‌تواند همین ایجاد اختلاف باشد. یعنی مرحله دیگری از جنگشان را به اسم آتش‌بس و پذیرش شروط ایران و بعد هم دبه کردن و حالا اتفاقاتی که دیدیم، آغاز کردند. متاسفانه دشمن در جنگ نظامی، به‌رغم تمام آسیب‌هایی که به ما زده بود، شکست خورد؛ منظورم از شکست خوردن این است که به اهدافشان نرسیدند و دلیلش هم همان اتحاد مردم در این میدان بود.»

 وی ادامه داد: «دشمن با توجه به پالس‌هایی که در داخل توسط افرادی که متاسفانه نگاهشان خیلی محدود است دریافت کرد، امیدوار شد که این مسیر را ادامه دهد و ما دیدیم که این امیدواری هم در صحبت‌های رئیس‌جمهور خونخوار آمریکا نمود پیدا کرد و آمد و گفت که «بله، در ایران اختلاف وجود دارد.» به نظرم آنهایی که باعث ایجاد این امید در دل سیاه ترامپ شدند، باید به خود نگاه کرده و ببینند چه گفتند که ترامپ و نتانیاهو به آنها امید بستند و او آمد آن صحبت را انجام داد.»

این نماینده پیشین مجلس با تاکید بر اینکه قاطبه قاطع مردم و مسوولان یک‌دل و یک‌صدا هستند، اذعان کرد: «‌همان‌گونه که ما دیدیم اتفاقی که افتاد این بود که آقای قالیباف، آقای پزشکیان و فرماندهان ارشد نظامی ما همه یک‌دل و یک‌صدا بودند و این را عیان کردند. ولی همین اندازه که ترامپ احساس کرد که الان به یک پیروزی نصفه‌نیمه دست پیدا کرده و باید بیاید و توییت بزند و این را فریاد بزند، به نظرم دیگر همه ما می‌دانیم چه کسانی مسببان و عاملین این وضعیت هستند و منتسب به چه جریانی هستند و همیشه هم همین‌ها بوده‌اند.

 رشیدی کوچی در پاسخ به این سوال که رئیس‌جمهور از مردم خواسته جلوی ایجاد نارضایتی که خواست دشمن است گرفته شود، سیاسیون چه وظیفه‌ای دارند و چطور باید جلوی این نارضایتی گرفته شود، توضیح داد:«ما الان در شرایط جنگی هستیم و یقینا این شرایط باعث فشار اقتصادی هم خواهد شد؛ اینکه بر کسی پوشیده نیست و این با همدلی و یک‌صدایی مسوولین و تلاش مسوولین قابل مدیریت است. صرفا همصدا شدن نیست، باید فضا مدیریت بشود؛ اما از آن مهم‌تر این است که جریانات سیاسی اهمیت این موضوع را درک بکنند و بفهمند این که یک گروه خاصی که در این مدت هم در خیابان‌ها بودند و کمک دادند، نباید بخواهند در این جریان بیایند این حضور را برای خودشان مصادره به مطلوب کنند؛ این درست نیست.»

 با جبهه لیدرهای اختلاف‌افکن برخورد کنید

این فعال سیاسی با انتقاد شدید از جریانات تندرو تاکید کرد:« آنها دارند به این وحدت بین مردم و مسوولان خدشه وارد می‌کنند، من امیدوار هستم که قبل از اینکه کار بحرانی‌تر بشود، به صورت قاطع با آنها برخورد بشود. ببینید، یک وقتی ما داریم صحبت از مماشات و همراهی می‌کنیم، ولی اکنون ما در شرایط جنگی هستیم. هیچ فرقی بین آن کسی که آمار مناطق نظامی و آمار جاهایی که بمب خورده و آسیب دیده را به اینترنشنال می‌دهد، با کسانی که باعث ایجاد اختلاف در جبهه مردم می‌شوند وجود ندارد. هر دو دارند به دشمن خدمت می‌کنند؛ اگر قرار به برخورد با آن‌هاست، باید با این طرف هم برخورد بشود.»

 وی خاطرنشان کرد: «پس باید اول با لیدرهایشان برخورد بشود تا پیاده‌نظامشان هم حساب کار دستشان بیاید. من واقعا از این موضوع نگران هستم؛ شاید برای بعضی‌ها این خیلی مهم نباشد، ولی همین فشارهایی که آوردند باعث شده است که یکی از اشخاصی که اسرائیل و آمریکا به شدت دنبال ترور او هستند، یعنی آقای قالیباف، مجبور شود چند مرتبه در تلویزیون بیاید و حضور داشته باشد و این به نظر من نگران‌کننده و خطرناک می‌تواند باشد. جوری رفتار نکنیم که کمک به دشمن برای شناسایی فرماندهان و مسوولینی باشد که جنگ و فضای جنگ را مدیریت می‌کنند.» آنچه از برآیند نظرات کارشناسان و واقعیت‌های میدانی برمی‌آید، ضرورت بازگشت به مرجعیت قانون و پرهیز از رفتارهای خودسرانه‌ای است که با نقاب انقلابی‌گری، دقیقا در جهت تضعیف امنیت ملی حرکت می‌کنند.