بلدالشیخ چگونه سقوط کرد؟
فلسطین روزگاری پیش از آنکه روز نکبت (۱۹۴۸) برسد، روستاهای آباد و زیبایی داشت؛ ۴۱۸ روستا که با شروع سلسلهعملیاتهای اشغال توسط ارتش یهود یا با خاک یکسان شدند و یا تنها دیوارها و تکهسنگهایی از آنها باقی مانده است.
یکی از این روستاها بَلَدالشَّیخ بود که امروز به لفظ یهودیها تلّ حنان خوانده میشود و بخشی از شهرک صهیونیستنشین نیشر است.
ولید الخالدی نویسندهای فلسطینی است که برای حفظ تاریخ کشورش، دایرهالمعارف قطوری به نام «تا فراموش نکنیم؛ ماجرای غمانگیز ویرانی و اشغال ۴۱۸ روستای فلسطین و کشتار، اخراج و آوارگی ساکنان آن» نوشته است.
در ادامه بنا داریم تاریخ غمناک بَلَدالشَّیخ را هم با استفاده از دایرهالمعارف مورد اشاره مرور کنیم:
بَلَدالشَّیخ پیش از ۱۹۴۸
روستا بر روی دشت حیفا و در پای دامنه شمال غربی کوه کرمل واقع شده بود. جاده حیفا – جنین هم از شرق روستا عبور میکرد، مثل راهآهن حیفا – سمخ که نیم کیلومتر با آن فاصله داشت. یک باند هواپیما بر کناره شمالی اراضی روستا و در حدود ۲ کیلومتری شمال آن قرار گرفته بود. این روستا پس از درگذشت صوفی شهیر شیخ عبدالله السهلی که در نخستین روزهای حکمرانی عثمانیها در فلسطین مالیات روستا به دستور سلطان سلیم اول (که از سال ۱۵۱۲ تا ۱۵۲۰ حکومت میکرد) به او بخشیده شد به این نام (که به معنای شهرک شیخ است) معروف گردید. ادوارد راجرز، کنسولیار بریتانیا در حیفا، در سال ۱۸۵۹ از بَلَدالشَّیخ دیدار کرده و براساس گزارش او ۳۵۰ نفر سکنه آن بر روی ۱۲ فدّان از اراضی روستا به کشت و زرع اشتغال داشتهاند. گردشگر دیگری به نام گورئرین در سال ۱۸۷۵ جمعیت روستا را ۵۰۰ نفر تخمین زده است؛ او به وجود درختان نخل و زیتون و چند چشمه آب در نزدیکی روستا نیز اشاره کرده است.
در سال ۱۹۴۵ بَلَدالشَّیخ از نظر جمعیت دومین روستای بزرگ فرمانداری حیفا محسوب میشد و تمامی ساکنین آن مسلمان بودند. روستا دارای طرحی مستطیلشکل بود؛ خانههای آن چسبیده به یکدیگر و اغلب از سنگ و سیمان ساخته میشد. قهوهخانهها و دو پمپ بنزین روستا در کنار جاده حیفا – جنین واقع شده بود. در سال ۱۸۸۷ و در دوره زمامداری عثمانیها یک مدرسه ابتدایی در این روستا تاسیس گردید. مقبره شیخ عزالدین القسام واعظ پارسایی که شهادت او در نبرد علیه نیروهای امنیتی بریتانیا در سال ۱۹۳۵ موجب شعلهور شدن آتش انقلاب سال ۱۹۳۶ علیه اشغال بریتانیایی گردید، در قبرستان این روستا قرار دارد.
اقتصاد روستا تا حد بسیاری مبتنی بر کشاورزی و دامداری بود. زیتون، غلات و انواع میوه مهمترین محصولات کشاورزی روستا محسوب میشدند. پس از برداشت محصولات، روستاییان با استفاده از دستگاههای دستی از زیتونها روغن میگرفتند. در سال ۴۵/۱۹۴۴ جمعا ۴۴۱۰ دونم از زمینهای روستا به کشت غلات و حبوبات اختصاص مییافت؛ ۳۶۸ دونم نیز آبیاری شده و یا برای احداث باغات مورد بهرهبرداری قرار میگرفت. منبع دیگری از درآمد نیز وجود داشت و آن هم اشتغال اهالی روستا در حیفا بود. در دوران قیمومیت، سرمایهگذاران صهیونیست قسمتی از اراضی روستا را اجازه کرده و بر روی آن یک کارخانه سیمان و ساختمانهای دیگری را احداث کردند که درنهایت تبدیل به آبادی یهودنشین نیشر گردید. مقبره شیح عبدالله السهلی و کاروانسرای مجاور آن (که به احتمال زیاد قدمتش به دوره سلاطین مملوکی بازمیگردد) در ضلع شمالی روستا قرار گرفته بودند. یک دستگاه شرابگیری قطعهقطعه شده و چند مخزن در آنجا پیدا شده است که حدس زده میشود مربوط به دوران بیزانسی باشند.
اشغال روستا و اخراج ساکنین آن
در روز سی و یکم دسامبر ۱۹۴۷ [۹ دی ۱۳۲۶] هاگانا در بَلَدالشَّیخ قتلعام به راه انداخت. در کتاب تاریخ هاگانا آمده است که قوایی ۱۷۰ نفری از مردان پالماح دستور داشتند که «روستا را محاصره کرده، هرآنچه که میتوانند به مردان بیشتری آسیب بزنند، اموال ایشان را تخریب کنند و از حمله به زنان و کودکان پرهیز نمایند.» بیش از ۶۰ روستایی به دست مهاجمین کشته شدند، و به رغم آخرین بند دستور، زنان و کودکان نیز در میان قربانیان وجود داشتند.
در گزارشی که پس از «عملیات» توسط نیروهای مهاجم مخابره شد آمده بود: «به دلیل شلیک گلوله از درون اتاقها، وارد نیاوردن آسیب به زنان و کودکان عملا غیرممکن بود.» چندین و چند خانه از خانههای روستا در جریان این حمله ویران شد. قتلعام مزبور در ارتباط با کشتار کارگران یهودی پالایشگاه نفت در چند روز قبل از عملیات به دست همکاران فلسطینی آنها که اهل همین روستا بودند اتفاق افتاد. براساس گزارش روزنامه فلسطینی «فلسطین»، عمل کارگران فلسطینی در پاسخ منجر به انفجار بمب در کنار دروازههای پالایشگاه نفت حیفا توسط ایرگون و درنتیجه آن کشته شدن ۶ کارگر فلسطینی و زخمی شدن ۴۲ نفر دیگر شد. این روزنامه گزارش کرد که تلفات وارده به دلیل انفجار بمبی ایجاد شده است که از درون خودرویی که با سرعت از کنار کارگرانی که برای استخدام در کنار پالایشگاه ایستاده بودند عبور میکرد به بیرون پرتاب شد. پس از این حمله، کارگران فلسطینی داخل پالایشگاه، خشمگینانه به کارگران یهودی حملهور شده و ۴۱ نفر از آنها را به قتل رساندند. عجیب اینکه، براساس نظر بنیموریس مورخ اسرائیلی، هاگانا به حمله اولیه ایرگون عنوان «غیرقابل پاسخ» داده است.
پس از قتلعام، در روز هفتم ژانویه ۱۹۴۸ [۱۶ دی ۱۳۲۶] بخشهایی از روستا تخلیه گردید. روستا تا اواخر آوریل ۱۹۴۸ به اشغال نیروهای صهیونیستی در نیامد. طرح دالت برای اشغال بَلَدالشَّیخ، در عملیاتی که برای تسخیر حیفا اجرا شد نیز توسط تیپ کارملی ضروری دانسته شد. با سقوط حیفا، در روز ۲۲ آوریل و در زمانیکه روستا در انتظار انجام یک حمله بود، زنان و کودکان به طرف محلی امن حرکت کردند. سپس در بامداد روز بیست و چهارم آوریل [۴ اردیبهشت ۱۳۲۷] یگانهای هاگانا روستا را محاصره کرده و از ساکنین روستا خواستند که تسلیم شوند (چنانکه هم در گزارش نیویورک تایمز وجود دارد و هم در گزارش بنیموریس).
هر دو گزارش عنوان داشتهاند که روستاییان «۲۲ قبضه اسلحه قدیمی» خود را تحویل داده و خواستار برقراری آتشبس شدند، اما هاگانا این پیشنهاد آنها را رد و تهدید کرد اگر سایر سلاحهای خودشان را تحویل ندهند، به آنها حمله خواهد کرد. رأس ساعت ۵ صبح، هاگانا با خمپاره و مسلسل به سمت روستا آتش گشود. سپس با میانجیگری یک یگان بریتانیایی، شرایطی برای خروج روستاییان ازجمله زنان و کودکان، تحت محافظت قوای بریتانیایی فراهم شد. ظاهرا تعدادی از آنها به سمت عکّا رفتند و موریس گزارش میکند که ساکنین روستا چند روز بعد و زمانی که هراس از وقوع حملهای مجدد از طرف هاگانا ایجاد شد به سمت آن شهر روانه گردیدند.
مهاجران صهیونیست در سال ۱۹۴۹ در روستا سکونت یافته و آن را تلّ حنان نامیدند؛ این قسمت امروز بخشی از شهرک نیشر محسوب میشود.
بسیاری از خانهها و مغازههای اعراب هنوز پابرجا هستند و به تصرف ساکنین آبادی جدید درآمدهاند. قبرستان روستا قابل مشاهده است اما توجهی به آن نمیشود.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.