برق سلاح جنگی نیست!
چرا نیروگاهها در جنگها هدف قرار میگیرند؟
گروه آنلاین روزنامه «دنیای اقتصاد»-نسیم بنایی: در جنگهای مدرن، خاموشی میتواند به اندازه بمباران مرگبار باشد. از جنگ جهانی دوم تا جنگ اوکراین، نیروگاهها، پستهای انتقال و شبکههای برق بارها به اهداف نظامی تبدیل شدهاند. ارتشها میدانند که با قطع برق، نه فقط کارخانهها بلکه بیمارستانها، سیستم آبرسانی، ارتباطات و حتی زندگی روزمره میلیونها نفر مختل میشود. همین موضوع باعث شده است که حمله به زیرساختهای برق در مرز باریکی میان «هدف نظامی مشروع» و «نقض حقوق بشردوستانه» قرار گیرد.
حمله به زیرساختهای حیاتی مانند نیروگاههای برق در جنگها پدیدهای بیسابقه نیست. در بسیاری از درگیریهای بزرگ قرن بیستم و بیستویکم، شبکههای تولید و توزیع برق بهعنوان اهداف استراتژیک مورد توجه ارتشها قرار گرفتهاند. پرسش اصلی اما این است که پس از چنین حملاتی چه اتفاقی میافتد و آیا هدف قرار دادن زیرساختهای برق میتواند جنایت جنگی محسوب شود؟
از جنگ جهانی دوم تا جنگ کره
در جریان جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵)، زیرساختهای صنعتی و انرژی بخش مهمی از اهداف بمبارانهای استراتژیک بودند. ایالات متحده و بریتانیا در حملات هوایی خود تأسیسات برق آلمان را هدف قرار دادند؛ تأسیساتی که برای صنایع فولاد، تولید سوخت مصنوعی و شبکه راهآهن نقشی حیاتی داشتند. در مقابل، آلمان هم در جریان حمله به اتحاد جماهیر شوروی تلاش کرد زیرساختهای انرژی و برق این کشور را مختل کند.
چند سال بعد، در جریان جنگ کره، ایالات متحده در سال ۱۹۵۲ مجموعهای از نیروگاههای برقآبی کره شمالی را هدف قرار داد. این حملات موجب خاموشی گسترده در کره شمالی شد و حتی در بخشهایی از شمال شرق چین هم کمبود برق ایجاد کرد.
فلج کردن کشور با قطع برق در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا بخش بزرگی از شبکه برق عراق را هدف قرار داد. در عرض چند هفته، حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد ظرفیت تولید برق عراق از بین رفت. پیامدهای این حملات تنها به خاموشی محدود نماند؛ اختلال در تأمین آب آشامیدنی، مشکلات جدی برای بیمارستانها و فروپاشی بخشهایی از شبکه ارتباطات از راه دور از جمله نتایج آن بود. این تجربه نشان داد که حملات دقیق به زیرساختهای برق میتواند در مدت کوتاهی یک کشور را با بحران گسترده مواجه کند.
در سال ۱۹۹۹ و در جریان بمباران یوگسلاوی توسط ناتو هم شبکه برق این کشور هدف قرار گرفت. در برخی حملات از بمبهای گرافیتی استفاده شد؛ تسلیحاتی که با ایجاد اتصال کوتاه در شبکه برق باعث خاموشی میشوند اما معمولاً آسیب دائمی به زیرساختها وارد نمیکنند. این حملات باعث قطع گسترده برق در صربستان و اختلال موقت در شبکه برق ملی شد.
نمونههای معاصر
در جنگ روسیه و اوکراین هم تأسیسات انرژی از جمله نیروگاههای حرارتی، پستهای انتقال و شبکه توزیع برق بارها هدف حملات قرار گرفتهاند. نتیجه این حملات در بسیاری از موارد اعمال خاموشیهای برنامهریزیشده در شهرهای مختلف بوده است.
در درگیریهای میان اسرائیل و غزه هم تنها نیروگاه اصلی تأمین برق غزه در دورههای مختلف هدف حمله قرار گرفته است. همچنین در جریان جنگ داخلی سوریه، نیروگاهها و شبکههای برق بارها در حملات هوایی یا درگیریهای زمینی آسیب دیدهاند.
چرا نیروگاهها هدف قرار میگیرند؟
زیرساختهای برق در جنگها اهمیت راهبردی دارند. قطع برق میتواند پیامدهای گستردهای برای یک کشور داشته باشد، از جمله:
- اختلال در تولید تسلیحات و صنایع نظامی
- کاهش کارایی پایگاههای نظامی
- آسیب به شبکههای ارتباطی و فرماندهی
- اختلال در سیستم حملونقل
- ایجاد فشار اقتصادی و روانی بر جامعه
با این حال، چنین حملاتی اغلب زندگی غیرنظامیان را هم به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. قطع برق میتواند خدمات حیاتی مانند بیمارستانها، تأمین آب و سیستمهای گرمایشی را مختل کند؛ به همین دلیل هدف قرار دادن شبکه برق همواره اقدامی بحثبرانگیز بوده است.
آیا حمله به نیروگاهها جنایت جنگی است؟
بر اساس حقوق بشردوستانه بینالمللی و کنوانسیونهای ژنو، زیرساختهای غیرنظامی اصولاً نباید هدف حمله قرار گیرند. با این حال اگر یک تأسیسات غیرنظامی بهطور مستقیم از عملیات نظامی پشتیبانی کند، ممکن است به «هدف نظامی مشروع» تبدیل شود.
با این حال حتی در چنین شرایطی هم دو اصل مهم باید رعایت شود:
اصل تناسب: آسیب وارد شده به غیرنظامیان نباید بیش از حد و نامتناسب با هدف نظامی باشد.
اصل تفکیک: حملات باید میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند.
در صورتی که حمله به زیرساختهای برق بهگونهای انجام شود که خسارت گسترده و قابل پیشبینی به غیرنظامیان وارد کند — برای مثال موجب اختلال شدید در خدمات درمانی، آب آشامیدنی یا گرمایش شود — ممکن است بهعنوان نقض حقوق بشردوستانه بینالمللی و حتی جنایت جنگی مورد بررسی قرار گیرد.
علاوه بر این، برخی تأسیسات مانند نیروگاههای هستهای تحت مقررات سختگیرانهتری قرار دارند، زیرا حمله به آنها میتواند به فجایع انسانی و زیستمحیطی گسترده منجر شود.
در مجموع، حمله به زیرساختهای برق در منطقهای خاکستری از قوانین جنگ قرار میگیرد: اقدامی که در برخی شرایط ممکن است از نظر نظامی قابل توجیه تلقی شود، اما در بسیاری از موارد به دلیل پیامدهای انسانی گسترده با انتقادهای جدی حقوقی و اخلاقی روبهرو میشود.
تجربه جنگهای معاصر نشان میدهد که شبکههای برق به یکی از مهمترین میدانهای نبرد تبدیل شدهاند. خاموش کردن یک کشور میتواند بدون اشغال کامل سرزمین یا درگیری مستقیم با نیروهای نظامی، فشار گستردهای بر دولتها و جامعه وارد کند. با این حال، هرچه وابستگی جوامع مدرن به برق بیشتر شده است، پیامدهای انسانی چنین حملاتی هم شدیدتر شده و بحثهای حقوقی و اخلاقی درباره مشروعیت آنها را پررنگتر کرده است.