دخالت سازمانهای دولتی در نشر مخرب است
جمال خداپناهی، مدیر انتشارات بهنام، معتقد است با دستفرمان فعلی شاهد ریزش وحشتناکی در بین ناشران خواهیم بود و عده زیادی از این کار خارج خواهند شد زیرا توانایی ادامه مسیر را ندارند. این فعال حوزه نشر در گفتوگو با ایسنا توضیح داد: «بهتر است بودجهای را که نمیدانیم چقدر است و صرف اموری میشود که نمیدانیم چیست و به کاغذ داده نمیشود، در جایی مانند نهاد کتابخانهها برای تامین کتابهای سههزار کتابخانه عمومی در کشور صرف شود وگرنه امروز دادن کاغذ یارانهای با هر قیمت دردی از ناشر دوا نمیکند. اگر بگویند ۲۰۰ بند کاغذ یکمیلیونتومانی میدهیم، واقعا به درد من نمیخورد، فقط کاغذها را سیاه میکنم و در انبار میگذارم زیرا فروش زیر خط فقر است. اگر وام کمبهره بدهند، کاری که در دوران کرونا یکی دوباری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام داد، امروز دردی را دوا نخواهد کرد زیرا درآمدی ندارم که بتوانم اقساط را پرداخت کنم.»
او با اشاره به اینکه در روزهای پایانی سال قرار داریم و حدود ۳۰ روز کاری تا پایان سال مانده است، گفت: «دیگر فرصتی برای انجام کار نیست. ناشری که حدود ۳۰ کارمند دارد در پایان سال قرار است بابت حقوق و پاداش و عیدی رقمی به آنها پرداخت کند. با فروش و گردش مالی امسال، چگونه قرار است این کار را انجام دهد؟ از ناشرانی که ۳۰۰ پرسنل دارند بگذریم.حتی ناشران کوچک که طبیعتا حجم کار و گستردگی کارشان جمع وجور است هم مشکل دارند. حذف ارز ترجیحی یکدفعه اتفاق نیفتاده است، وزارتخانه میدانست ارز یارانهای برداشته میشود و نرخ ارز به یک عدد ثابت برای همه امور میرسد، الان هم ۴۰ روز از این تصمیم گذشته است، آیا کسی کاری کرده یا حرفی زده و راهکاری داده است؟ هیچ چیز. بنابراین طرح دادن، الان فقط حرف زدن است وگرنه عملی در پشت آن نیست.»
این ناشر با تاکید بر اینکه اعطای وام و کاغذ یارانهای دردی از ناشر دوا نمیکند، بیان کرد: «حضور و ورود سازمان دولتی در امری مانند نشر کتاب، بیشتر مخرب است تا مثبت، زیرا آنها فارغ از دنیای این صنف هستند و اطلاعاتی از آن ندارند. جسارت نمیکنم، ممکن است افرادی باشند که دانش زیادی دارند ولی نکته این است که تصمیم گرفتن برای یک صنف با سیستم دولتی و کارمندی نمیخواند.»
او با بیان اینکه تورمی که امروز در کشورمان حاکم است فقط مربوط به نشر کتاب نیست و بر تمام اجزای صنوف مختلف حاکم شده است، گفت: «مردم به گروهی از اصناف نیاز دارند و طبیعتا مجبورند با آنها مراوده داشته باشند، اما گروهی مانند ناشران که کالاهایشان به نوعی کالای لوکس محسوب میشود و در رتبه چندم سبد خانوار قرار دارد، مورد اقبال و گذر مردم قرار نمیگیرند. الان انتظار ندارم که وزارتخانه بهعنوان نهاد دولتی در کار من وارد شود. حرفم این است در شرایطی که بودجهای برای فرهنگ در نظر گرفته میشود، به جای اینکه به گروهی اختصاص یابد که کتابها را میخوانند و به آن ایراد میگیرند، به تجهیز و تامین کتابخانههای سراسر کشور اختصاص یابد.
این منطقیتر است و هر ناشری به فراخور عنوانهایی که منتشر کرد، سهیم میشود، دلخوش است که زحمتی که برای تولید کتاب کشیده است، در جایی در معرض دید قرار میگیرد و در انبار نشر یا انبار توزیعکننده و قفسه کتابفروشی نمیماند، چون مردم پول ندارند کتاب بخرند. به دید من کاری که میتواند کمک کند این است، البته این موضوع با توجه به اینکه دولتی است، سلیقه در آن وارد میشود، اینکه از فلان نشر بخریم و از فلان نشر نخریم، این کتاب را بخریم، آن را نخریم. این گرفتاریها وجود دارد و کار دیگری نمیتوان انجام داد.»