دیپلماسی در لبه بحران/ میانجیگری در پرونده ایران و آمریکا با محدودیتهای جدی روبهروست
در شرایطی که تنشهای سیاسی و امنیتی میان ایران و ایالات متحده بار دیگر رو به تشدید گذاشته و ادبیات تهدید نظامی بیش از گذشته در مواضع رسمی دو طرف دیده میشود، تحرکات دیپلماتیک اخیر تهران بار دیگر نگاهها را به مسیرهای غیرمستقیم گفتوگو و نقش میانجیها معطوف کرده است. سفر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران به آنکارا و دیدار او با هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در کنار دیدار علی لاریجانی با ولادیمیر پوتین در مسکو، مجموعهای از پیامها و نشانهها را درباره رویکرد فعلی سیاست خارجی ایران مخابره میکند.
ترکیه در این میان تلاش دارد خود را بهعنوان یکی از بازیگران فعال در کاهش تنش میان تهران و واشنگتن معرفی کند. مقامات آنکارا اعلام کردهاند که آمادهاند نقش میانجی را ایفا کنند؛ نقشی که از انتقال پیامهای سیاسی فراتر رفته و حتی میتواند به شکلگیری گفتوگوهای سهجانبه یا تماس مستقیم در سطح رؤسای جمهور منجر شود. این ادعا در شرایطی مطرح میشود که ترکیه همزمان روابط خود با آمریکا را حفظ کرده و کانالهای ارتباطیاش با ایران نیز فعال مانده است.
با این حال، ارزیابی تحلیلگران نشان میدهد که میانجیگری در پرونده ایران و آمریکا با محدودیتهای جدی روبهروست. فیروز دولتآبادی، سفیر پیشین ایران در ترکیه، در گفتوگویی تأکید کرده است که تجربههای پیشین نشان میدهد آمریکا از میانجیها بیش از آنکه انتظار اصلاح مواضع خود را داشته باشد، انتظار انتقال و تثبیت پیامهای واشنگتن را دارد. به گفته او، دست میانجیها در تغییر معادلات اصلی چندان باز نیست و این نقش اغلب در چارچوب مدیریت بحران تعریف میشود، نه حل ریشهای اختلافات.
از نگاه دولتآبادی، رفتوآمدهای دیپلماتیک اخیر را باید بیش از هر چیز بهعنوان یک «آزمون متقابل» تحلیل کرد. آمریکا در این فرآیند تلاش میکند میزان ایستادگی ایران بر مواضع اصولی خود را بسنجد و در مقابل، ایران نیز رفتار و واکنش واشنگتن را زیر نظر دارد تا مشخص شود آیا تغییری—even محدود—در رویکردهای گذشته آمریکا ایجاد شده است یا خیر. به باور او، این تحرکات بیش از آنکه نویدبخش یک توافق جامع باشد، کارکردی زمانی دارد و به طرفین امکان میدهد بدون ورود به تقابل مستقیم، شرایط را ارزیابی کنند.
در همین چارچوب، نقش ترکیه نیز بیش از آنکه معطوف به حل یکباره اختلافات باشد، بر کاهش تدریجی تنشها متمرکز است. مقامات آنکارا بهصراحت از رویکرد «گامبهگام» سخن گفتهاند و تأکید دارند که هدف فعلی، جلوگیری از تشدید بحران و باز شدن مسیرهای محدود گفتوگو است، نه بازگشت فوری به میز مذاکراتی که به توافقی جامع ختم شود. این رویکرد با واقعیتهای میدانی و سیاسی منطقه نیز همخوانی بیشتری دارد.
در کنار تحرکات ترکیه، سفر علی لاریجانی به مسکو و دیدار او با ولادیمیر پوتین نیز پیامهای مهمی در خود دارد. روسیه بهعنوان یکی از شرکای راهبردی ایران، در شرایط افزایش تنشهای منطقهای و بینالمللی جایگاهی ویژه در محاسبات تهران دارد. هرچند جزئیات این دیدار منتشر نشده، اما همزمانی آن با تشدید تهدیدهای نظامی، نشاندهنده تلاش ایران برای فعال نگه داشتن کانالهای سیاسی با قدرتهای مؤثر و ایجاد موازنه در برابر فشارهای آمریکا است.
مجموع این تحرکات نشان میدهد که دیپلماسی همچنان بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی مدیریت بحران روی میز سیاست خارجی ایران قرار دارد. با این حال، واقعیت آن است که تا زمانی که تهدید نظامی از دستور کار خارج نشود و تغییر معناداری در مواضع اساسی آمریکا شکل نگیرد، نباید انتظار دستیابی به یک توافق بزرگ و تعیینکننده را داشت. در چنین فضایی، میانجیگریها و رایزنیهای دیپلماتیک بیش از هر چیز به کنترل تنش، خرید زمان و جلوگیری از ورود بحران به فاز غیرقابلکنترل کمک میکنند؛ مسیری که هرچند پرابهام و محدود است، اما در شرایط فعلی تنها گزینه در دسترس برای مهار تنش به شمار میرود.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.