پژواکهای ۲۰۰۸
مترجم: امین گنجی<br> منبع: اکونومیست<br>وقتی در یک فیلم ژانر وحشت کسی تصمیم میگیرد تا آخر شب در جنگل قدم بزند، همیشه میدانید قرار است اتفاق وحشتناکی رخ دهد. بهطور مشابه در حوزه مالی نیز میتوان وقوع یک اتفاق وحشتناک را از پیش فهمید: مثلا وقتی میبینید رییس یک بانک اصرار دارد که موسسه او با قدرت کامل به کار خود ادامه میدهد.
مترجم: امین گنجی
منبع: اکونومیست
وقتی در یک فیلم ژانر وحشت کسی تصمیم میگیرد تا آخر شب در جنگل قدم بزند، همیشه میدانید قرار است اتفاق وحشتناکی رخ دهد. بهطور مشابه در حوزه مالی نیز میتوان وقوع یک اتفاق وحشتناک را از پیش فهمید: مثلا وقتی میبینید رییس یک بانک اصرار دارد که موسسه او با قدرت کامل به کار خود ادامه میدهد. اکنون بانکدارهای اروپایی برای هفتهها است که میگویند اوضاع کاملا خوب است، آن هم وقتی معضل کشورها با بدهی بالا، دسترسی ایشان به وجوه نقدی را بسیار محدود کرده است. هراس از سرایت این معضل از اروپا به دیگر نقاط جهان اکنون آمریکا را هم در بر گرفته است. پس از آنکه شاخص سهام در آوریل بهطور موقت بیش از ۲۰ درصد پایینتر از میزان بالای آن قرار گرفت، اخیرا بانکهای آمریکا اساندپی ۵۰۰ (۱) را به قلمروی بازار نزولی سهام (۲) رسمی هدایت کردند. مورگان استنلی، مدیر اجرایی یکی از موسسات تحت فشار، یادداشتی برای کارمندان خود نوشت و به آنها اطمینان داد که ترازنامه بانک بسیار قدرتمندتر از سال ۲۰۰۸ (سال سقوط لمان برادرز(۳)) است. قطعا اروپا تنها مشکل رویارویِ بانکهای غربی نیست. ما با فهرست بلندبالایی از دشواریها و مشکلات طرفیم: رشد کمرمق اقتصادی، خروارها قاعده تنظیمی جدید و موجهای پی در پی تعقیب قضایی که همگی مربوط به ترکیدن حباب مسکن آمریکا در سال ۲۰۰۸ هستند. لایحه جدیدی که کنگره آمریکا تصویب کرد و طی آن خواستار مجازات چین به خاطر دستکاری نرخ ارز شد، نشانه دیگری است از اینکه آمریکاییها دیگر در سیاستهای اقتصادی خود چیز قابل اعتنا و مهمی ندارند. اما اصلیترین دلیل نگرانیها، منطقه یورو است: این میزان از عدم پرداخت بدهی یا نکول در منطقه یورو خانمانسوز خواهد بود و داراییهای بانکهای اروپایی که مرتبط با اوراق قرضه حکومتی است، دچار افت شدید خواهد شد و هر کس دیگری را که با این بانکها طرف بوده است، تهدید خواهد کرد.
اوایل امسال کسی تصور نمیکرد دوباره با اثر لمان (سقوط پشت سر هم و دومینویی موسسات بانکی) مواجه شویم. شکست سیاستگذاریهای رهبران اروپایی از زمان بحران اخیر تاکنون، شباهتهایی با سال ۲۰۰۸ ایجاد کرده است که متاسفانه بسیار واقعی هستند. حکومتها بار دیگر باید برای حمایت از بانکهای خود پا پیش بگذارند. این هفته فرانسه و بلژیک گفتند که بدهیهای دکسیا را تامین میکنند؛ وامدهندهای که سه سال پیش مشمول طرح نجات مالی قرار گرفت، اما اکنون زیر بار بدهیهای کشورهای حاشیهای منطقه یورو کمر خم کرده است. طرحهایی نیز در جریان است تا «بانک تسویهکننده»ای(۴) برای بدترین داراییهای دکسیا ایجاد شود. هزینه خرید بیمه در برابر نکول بانکها بسیار متغیر است: مبادله نکول اعتبار (CDS) درنظرگرفته شده برای مورگان استنلی و گلدمن ساکس، به بالاترین حد خود پس از اکتبر ۲۰۰۸ رسیده است. شایعات زیادی شنیده میشوند: مثلا اینکه بانکها نمیتوانند در بانکهای مرکزی تعهدات مربوط به وثیقههای خود را به جا آورند.
آیا هراسناک بودن دورنمای سال ۲۰۱۱ به وحشت فراگیر و واقعی دیگری همچون سال ۲۰۰۸ ختم خواهد شد؟ هرگز نباید این اتفاق بیفتد، وگرنه جهان خیلی بیمعنا است! سیاستگذاران قطعا اشتباهات پیشین خود را تکرار نخواهند کرد، قطعا اجازه نخواهند داد بانکی سقوط کند. در قلب این مرحله از بحران مالی، دستهای از داراییها به نامِ بدهی عمومی قرار دارد که ارزشگذاری آنها نسبت به وامهای درجه دوآسانتر است؛ یعنی وامهایی که بار پیش در ۲۰۰۸ بحران مالی را رقم زدند. اکنون بهتر میدانیم بر سر اوراق قرضه دولتی چه میآید، اگرچه هنوز بانکهای آمریکایی باید نسبت به اطلاعرسانی پیوندهای خود با اروپا از شفافیت بیشتری برخوردار باشند. بهعلاوه، از طرح راهحل بحران کنونی منطقه یورو توسط این روزنامه، یعنی اکونومیست، مدت زمان زیادی میگذرد و همگی اجزا و عناصر این راهحل را به خوبی فهمیدهاند. نخست، باید دیواری حمایتی حول اعضایی از اتحادیه اروپا همچون اسپانیا و ایتالیا کشید، زیرا این دو کشور قادر به پرداخت بدهیهای خود هستند، اما در این راه نیاز به کمک دارند؛ دوم، باید نظام بانکی اروپا را دوباره سرمایهسازی کرد، کاری که از ۲۰۰۸ آغاز شده و قرار است استحکامات دفاعی این نظام را نسبت به مشابه آنها در آمریکا نیرومندتر سازد و سوم، به یونان اجازه دهید تا به شیوهای منظم و قاعدهمند نکول کند؛ زیرا مثل روز روشن است که یونان قادر به پرداخت بدهیهای خود نیست. مشکل اصلی راهحل مطرحشده این است که اجرای آن تنها به خود اروپاییها بستگی دارد. از شروع بحران بدهیها اکنون هجده ماه میگذرد و هر آنچه تاکنون از رهبران اروپایی دیدهایم، بیکفایتی و عدم صلاحیت محض بوده است. این هفته نیز بیکفایتی مزبور ادامه یافت. برخی از سیاستمداران گفتند که طرح بازسازیِ سفت و سخت بدهی یونان (یعنی تغییر برنامه زمانی بازپرداخت آن) روی میز است و برخی دیگر امکان نکول را از اساس مردود شمردند. حاصل، بدترین نتیجه ممکن است: بانکهایی که بدهیهای یونان به آنها پرداخت میشود، دچار بلاتکلیفی بیشتری میشوند و اقتصاد درهمشکسته یونان نیز به طرحهای ریاضیتی بیمعنای بیشتری کشانده میشود.
علاوه بر اینها، شدیدا به طرح روشنی برای سرمایهسازی دوباره بانکهای منطقه یورو نیازمندیم. تنها شایعه انجام این کار کافی بود تا به رونق دیرهنگام بازار در ۴ اکتبر بینجامد. به دلایل بسیاری میتوان نشان داد که مخارج عمومی دیگر نمیتواند پشتیبان بانکها باشد. اگر در این سه سال (به جای تکیه بر مخارج عمومی) کارهایی برای ترقیدادن سرمایه و نقدینگی بانکها صورت میگرفت و مکانیزمهایی آفریده میشد که ضرر بانکها را نه بر دوش مالیاتدهندگان که بر دوش بستانکاران مینهاد، اتفاقهای بسیار بهتری میافتاد. همه وزرای بازرگانی و اقتصادی منطقه یورو باید نسبت به اهمال در «تستهای تنش» پاسخگو باشند؛ تستهایی که حتی دکسیا را هم اوایل امسال تایید کرده بود. اما اکنون اولویت همه جلوگیری از فروپاشی فراگیر است و نه شتاببخشیدن به آن بهخاطر پایبندی به اصول.
این بار رویکرد نوبتی و تکهتکه نسبت به سرمایهسازی دوباره کار نخواهد کرد. برای مثال، شاید فرانسه و بلژیک بتوانند از دکسیا پشتیبانی کنند، اما حمایتکردن از سرتاسر نظام بانکی در توان هیچ حکومتی نیست. تسهیلات ثبات مالی اروپا(EFSF)، یعنی صندوق نجات مالی منطقه یورو، باید به بانکهای این منطقه در اسرع وقت سرمایه تزریق کند. بانکهای مرکزی نیز باید در آمادهباش کامل به سر برند. بهطور خاص، این کار به معنای ارائه نقدینگی دوساله نامحدود از سوی بانک مرکزی اروپا است.
سال ۲۰۰۸ دولت آمریکا اعتبار کافی برای پشتیبانی از بانکها را در اختیار داشت و فدرال رزرو، همان بانک مرکزی قرارگرفته در قلب بحران، آماده بود تا برای ایجاد پشتگرمی و قوت قلب دست به هر کاری بزند. امروز دولتها بدل به معضل اصلی شدهاند و کمک بانک مرکزی اروپا محدود و مشروط است. همه اینها یعنی بهتماشای یک فیلم ترسناک واقعی نشستهایم!
پاورقی:
(۱) S&P۵۰۰: این اصلاح که مخفف Standard and Poor's index است، فهرستی از ۵۰۰ سهام برتر در بازار سهام نیویورک را شامل میشود. از این فهرست که سال ۱۹۵۷ منتشر شد، در معاملات سهام و مقایسههای بین آنها کاربرد دارد.
(۲) bear market: بازار نزولی سهام. اگر چه هیچ تعریفی از بازار نزولی وجود ندارد که مورد توافق همگان باشد، اما به طور معمول نزول ۲۰ درصد یا بیشتر قیمت سهام در طول دورهای حداقل دوماهه را تعریف بازار نزولی در نظر میگیرند.
(۳) Lehman Brothers: بانکی که سال ۲۰۰۸ ورشکست شد و پیش از آن چهارمین بانک بزرگ سرمایهگذار در آمریکا بود.
(۴) بانک تسویهکننده معادل با Bad Bank است که میتوان به طور تحت اللفظی آن را بانک بد خواند. بانک تسویهکننده اما تلویحی بانکی است که به طور غیر مستقیم در خدمت جامعه و دولت است و وظیفهاش رتق و فتق و جمعآوری «زباله»های اقتصادی «روی دست مانده» بانکهای رسمی و از نظر اقتصادی درمانده در بازار است. شاید بتوان اصطلاح فارسی «شرخر» را به نوعی معادل آن دانست.