جایگاه حقوق رقابت از منظر مکتب اقتصادی اتریش

شماره روزنامه: ۲۴۹۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۲۲۹۶۲ اندیشه-اقتصاد

متین پدرام<br> بخش نخست<br>رقابت در اقتصاد مبتنی بر مکانیسم بازار از جایگاه مهمی‌برخوردار است، به طوری که هر یک از مکاتب اقتصادی طرفدار بازار ضمن بیان مزیت‌های رقابت، نگرانی‌های خود را در رابطه با حفظ و گسترش آن اظهار می‌دارند.

جایگاه حقوق رقابت از منظر مکتب اقتصادی اتریش

متین پدرام

بخش نخست

رقابت در اقتصاد مبتنی بر مکانیسم بازار از جایگاه مهمی‌برخوردار است، به طوری که هر یک از مکاتب اقتصادی طرفدار بازار ضمن بیان مزیت‌های رقابت، نگرانی‌های خود را در رابطه با حفظ و گسترش آن اظهار می‌دارند. در این بین نقش دولت برای تقویت رقابت و مبارزه با روش‌های ضد‌رقابتی مانند انحصار، کارتل و... مورد توجه هر یک از مکاتب اقتصادی قرار گرفته است و هر یک از آنها به فراخور پارادایم فکری خود نقش دولت و به طور خاص حقوق رقابت را ستوده و خواهان نظارت و مداخله‌ دولت در بازار برای حفظ رقابت شده‌اند یا نقش دولت را نکوهیده و خواهان عدم مداخله دولت در فرآیند بازار هستند. «مکتب اقتصادی اتریش»، مکتبی است خارج از جریان اصلی علم اقتصاد که دیدگاه‌های طرفداران آن بیشتر به نظم خودکار بازار و عدم مداخله‌ دولت گرایش دارد. از منظر این مکتب دولت خود یک انحصارگر بزرگ است و نمی‌تواند در بازار به بهانه پاسداری از رقابت مداخله کند و اختیارات زیادی را با دستاویز قرار دادن حقوق رقابت طلب کند. به نظر می‌رسد که مداخله دولت در فرآیند بازار نمی‌تواند چندان کارآمد باشد. به همین منظور این مقاله از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست را به تبیین فلسفه رقابت و جایگاه حقوق رقابت از منظر مکتب اقتصادی اتریش اختصاص داده ایم و در قسمت دوم به تحلیل قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ بر اساس این مکتب می‌پردازیم.

مقدمه

مکتب اقتصادی اتریش با آثار کارل منگر، بنیان نهاده شد. این مکتب در ابتدای فعالیت‌هایش چندان تفاوتی با جریان اصلی۱ علم اقتصاد نداشت، ولی دو عامل منجر به جدایی مکتب اتریشی از جریان اصلی اقتصاد گردید. نخستین عامل به استفاده مکاتب جریان اصلی علم اقتصاد، از تکنیک‌های پیچیده ریاضی و آماری و عدم توجه به فرآیندهای بازار که مورد تاکید مکتب اتریشی است، بازمی‌گردد و دیگری مخالفت این مکتب با سوسیالیسم و برنامه‌ریزی متمرکز بود. اقتصاددانان، همزمان با شکل گیری اتحاد جماهیر شوروی مجذوب برنامه‌ریزی متمرکز شده بودند و به همین دلیل با نظرات مکتب اتریشی به مخالفت می‌پرداختند. آنها بر این باور بودند که برنامه‌ریزی متمرکز نه تنها قابلیت اجرا دارد، بلکه باعث تخصیص بهینه منابع نیز می‌گردد. در مقابل اقتصاددانان مکتب اتریشی نه تنها با برنامه‌ریزی متمرکز مخالفت می‌کردند، بلکه شکست آن را نیز محتوم می‌دانستند.

از موضوعاتی که به تفصیل توسط اقتصاددانان مکتب اتریش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است «نظریه رقابت» میان بنگاه‌های اقتصادی می‌باشد. اقتصاددانان مکتب اتریش همچنان که در ادامه خواهد آمد با نظریه «رقابت کامل»۲ موافق نیستند و در مقابل به «فرآیند بازار» و ویژگی متحرک آن توجه می‌کنند. باید خاطر نشان کرد که نظریه رقابت میان بنگاه‌های اقتصادی درست به مانند اقتصاد مبتنی بر مکانیسم بازار به قرن هجدهم و فعالیت‌های دیوید هیوم، آدام فرگوسن و آدام اسمیت باز می‌گردد. مطابق دیدگاه این‌اندیشمندان، رقابت به منزله روشی برای هماهنگی رفتار اشخاص است که درنهایت منجر به افزایش منافع جامعه می‌گردد.

همچنان که «لودویگ فون میزس»۳ به درستی اشاره می‌کند که رقابت به تقسیم کار و توسعه همکاری منتج می‌شود و همان طور که می‌دانیم تقسیم کار موجب «بهره‌وری» بیشتر در مقایسه با انجام کار به صورت فردی می‌گردد.

رقابت میان بنگاه‌های اقتصادی یکی از مسایل حیاتی برای اقتصاد مبتنی بر مکانیسم بازار است، به طوری که با ضریب اطمینان بالایی می‌توان گفت در هر صنعتی که رقابت وجود ندارد بهره‌وری۴ به میزان بسیاری کاهش پیدا می‌نماید. پس از شکست اقتصاد برنامه‌ریزی شده مباحث مرتبط با رقابت و بهره‌وری بنگاه‌های اقتصادی بیش از بیش نمود پیدا کرد.

امروزه موضوعی که عمدتا مورد مناقشه قرار می‌گیرد میزان دخالت دولت در تنظیم قواعد مربوط به رقابت میان بنگاه‌های اقتصادی است. به طوری که به باور برخی از تحلیلگران، دولت باید اعمالی را که موجب کاهش رقابت می‌گردد یا خاصیتی ضد رقابتی دارد را ممنوع کند و برای آن مجازاتی در نظر بگیرد.بدین ترتیب مکاتب اقتصادی از جمله «نئوکلاسیک»، «شیکاگو» و اتریش هر یک نظرات گوناگونی را در زمینه حقوق رقابت اتخاذ کرده‌اند.۵

آن چه که به نظر ما باید مورد توجه قرار بگیرد نظریه‌های اقتصاددانان مکتب اتریشی است، زیرا آنها همانند دیگر مکاتب طرفدار آزادی اقتصادی، اقدامات دولت در جهت تنظیم قواعد و نظارت بر بازار را مورد بررسی قرار داده‌اند، با این تفاوت که مکتب اقتصادی اتریش، نسبت به بسیاری از مسائل، دیدگاهی خودگردان و مقررات‌زدا دارد و نسبت به مداخله دولت بسیار بدبین است. در تلاش هستیم تا در این مقاله به تبیین نظرات اقتصاددانان مکتب اتریشی در رابطه با رقابت و حقوق رقابت بپردازیم و قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ را نیز بر مبنای مکتب اقتصادی اتریش مورد بررسی قرار دهیم. به همین منظور قسمت نخست مقاله را به بیان فلسفه اقتصادی رقابت و به طور خاص حقوق رقابت از نظرگاه مکتب اقتصادی اتریش اختصاص داده‌ایم و در قسمت دوم بخش مربوط به حقوق رقابت قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ را مورد بررسی قرار می‌دهیم. در پایان نیز ضمن نتیجه‌گیری پیشنهاداتی را ارائه می‌کنیم.

۱. فلسفه رقابت میان بنگاه‌های اقتصادی

بازار اقتصادی یک نظام غیرمتمرکز است و مبادلات در آن، اغلب میان میلیون‌ها کنشگر که در انتخاب اهداف خود آزادی دارند صورت می‌گیرد. اشخاص با توجه به مالکیت شخصی و حقوق فردی خود در بازار حضور پیدا می‌کنند و با انعقاد قراردادهایی دست به داد و ستد می‌زنند. رقابت میان بنگاه‌ها موجب می‌شود تا هر یک از افراد حاضر در بازار با توجه به ترجیحات خود کالا یا خدمتی را گزینش کند. رقابت در بازار ضمن افزایش بهره‌وری بنگاه‌های اقتصادی موجب تولید بهینه و متناسب با ترجیحات اشخاص حاضر در بازار می‌گردد. بنابراین رقابت در بازار آزاد نقش تعیین‌کننده‌ای دارد و دارای مزیت‌های بی‌شماری است.

برای تبیین رویکرد اتریشی به رقابت، نخست لازم است تا چارچوب مفهومی‌دیدگاه نئوکلاسیک به رقابت را مرور نماییم.

نظریه رقابت نئوکلاسیک‌ها، قبل از هر چیز یک «نظریه قیمت» ۶ است، زیرا در سال ۱۸۷۰ میلادی آنها به وسیله فرمول‌های ریاضی ساختارهای بازار و «وضعیت‌های تعادلی» را مورد بررسی قرار دادند و امروزه نیز بر «نظریه بازی» و روش‌های جدید اقتصادسنجی تکیه می‌کنند. مفهوم بنیانی نئوکلاسیک‌ها تعادل نیروهای بازار۷ است به عبارت دیگر آنها با نظریه سنتی رقابت مخالفند و رقابت را فرآیندی متحرک تلقی نمی‌کنند، بلکه آن را وضعیتی ایستا می‌دانند که تمام کنش‌ها و تغییرات به پایان رسیده و فرآیند بازار دچار سکون شده است.

براساس نظریه بازار رقابت کامل نئوکلاسیک‌ها، هیچ‌گونه هزینه معاملاتی به طرفین تحمیل نمی‌شود، اطلاعات طرفین کامل وشفافیت زیادی بر بازار حکمفرما است، کالاهای تولید شده همگن می‌باشند و می‌توانند جایگزین کالای دیگر شوند و خریداران و فروشندگان بسیار زیاد هستند که هیچ یک از آنها نمی‌تواند بر قیمت‌های بازار تاثیر بگذارد. از آنجایی که خریداران و فروشندگان در بازار رقابت کامل حضور دارند، باید قیمتی را که به وسیله بازار معین می‌شود، بپذیرند. به عنوان نمونه بازار گندم را می‌توان بازار رقابت کامل دانست، زیرا هزاران کشاورز مشغول فروش گندم به هزاران مصرف کننده هستند و هیچ یک از آنها قادر به تغییر قیمت نمی‌باشد. از طرفی بنگاه‌های اقتصادی می‌توانند آزادانه به بازار وارد یا از آن خارج شوند. بر اساس نظریه رقابت کامل، مزایای بازار رقابتی را می‌توان در موارد زیر خلاصه نمود:

۱. بازارها موجب تخصیص منابع کمیاب از طریق رقابت میان بنگاه‌های اقتصادی می‌شوند.

۲. کارآیی اقتصادی به استفاده بهینه از منابع از طریق رقابت باز می‌گردد که در نتیجه آن رفاه اجتماعی افزایش می‌یابد.

۳. رقابت، کارآیی بازار را ارتقا می‌دهد.

۴. «قدرت بازار»۸ فرآیندهای رقابتی را تخریب می‌کند و در حضور آن بازارها ممکن نیست که «رفاه اجتماعی» را افزایش دهند.

۵. حقوق رقابت۹، قدرت بازار را برای بهبود رقابت، نظام مند می‌نماید که در نتیجه کارآیی اقتصاد و رفاه اجتماعی افزایش می‌یابد.

با این وجود، بر مبنای رویکرد اقتصادی اتریشی به رقابت، مزیت‌هایی چون حس کارآفرینی، پیگیری سود و ایجاد شبکه‌ای از قیمت‌های نسبی در رقابت خلاصه می‌شود. «هایک»۱۰ صراحتا استدلال می‌کند که سیستم قیمت‌های منتج از رقابت، کارآفرینان را توانا می‌سازد تا به وسیله مشاهده تغییرات قیمتی فعالیت‌های خود را تنظیم نمایند. نکته مهم این است که سیستم قیمت‌ها عملکرد درستی خواهد داشت، مشروط بر این که رقابت بر بازار حکمفرما باشد و کسی قدرت کنترل قیمت‌ها را نداشته باشد.

بنابراین قیمت‌ها نقش یک سیگنال را بازی می‌کنند که به وسیله آن، تولیدکنندگان اقدام به کاهش یا افزایش تولیدات خود می‌نمایند. همچنین رقابت میان تولیدکنندگان آنها را به سمت نوآوری و استفاده از روش‌های کارآمدتر برای تولید کالاها سوق می‌دهد که می‌تواند به کاهش قیمت‌ها بینجامد.

اقتصاددانان نئوکلاسیک یکی از ویژگی‌های بازار ایده آل خود را وجود رقابت کامل در آن می‌دانند. این ویژگی از سوی فردریش فون‌هایک مورد انتقاد قرار گرفته است.‌هایک اظهار می‌دارد که فرض اصلی بازار رقابت کامل این است که تعداد زیادی از تولیدکنندگان یک کالای خاص در بازار وجود دارد که می‌توانند پاسخگوی مصرف‌کنندگان آن کالای خاص باشند. به‌این ترتیب هیچ یک از تولیدکنندگان نمی‌تواند قیمت‌ها را به سود خود افزایش دهد و از طرفی نمی‌تواند قیمت کالای خود را کاهش دهد، زیرا با این عمل، اقدام تلافی جویانه سایر تولیدکنندگان را به ارمغان می‌آورد. بنابراین قیمت‌ها در بازار متعادل هستند و همه تولیدکنندگان از آن سود می‌برند، اما باید اشاره کرد که فرض غیرواقعی رقابت کامل باعث نتایج ناکارآمد می‌گردد، زیرا در عالم واقعیت، نمی‌توان دو تولیدکننده را شبیه هم دانست. آنها ترکیب‌های متفاوتی از عوامل تولید را به کار می‌گیرند و همچنین اطلاعات آنها از بازار و سلایق مردم با یکدیگر متفاوت است. ممکن است اطلاعات آنها از بعضی جهات شبیه باشد، اما نمی‌توان اطلاعات در دسترس آنها را کاملا مشابه دانست.

هایک به عنوان یک اقتصاددان مکتب اتریش، اظهار می‌دارد که رقابت موجب ترغیب کنشگران بازار به رفتار معقولانه و هماهنگی طرح‌های اقتصادی آنها می‌گردد. بدون فرآیند بازار رقابتی، دانش لازم برای فعالان بازار جهت پیگیری برنامه‌های خود در دریایی از احتمالات اقتصادی به وجود نخواهد آمد. این، توانایی فرآیند بازار است که تاکنون احتمالات ناشناخته را آشکار کرده است و به فعالان بازار اجازه می‌دهد که بر اساس دانش جدید عمل نمایند و خود را با تقاضاهای جدید تطبیق دهند. اقتصاددانان مکتب اتریش با وجود اتخاذ روش‌های گوناگون در زمینه تحلیل بازار اقتصادی به نتایج مشابهی دست یافتند.

چنانکه میزس بیشتر بر مسائلی چون فرآیند کارآفرینانه پویا و رقابتی تاکید کرد و در مقابل،‌هایک بر توانایی پردازش اطلاعات در بازار اقتصادی را مورد توجه قرار داد. اما استدلال‌های این دو‌اندیشمند دارای نتایج یکسانی چون لزوم مالکیت خصوصی، آزادی قراردادی و دخالت حداقلی دولت می‌باشد.

۱-۱ رقابت به عنوان یک روش کشف۱۱

به نظر اقتصاددانان مکتب اتریش، رقابت در بازار تنها یک «روش کشف ترجیحات»۱۲ است. از یک سو به تولیدکنندگان علامت می‌دهد که ترکیبی از عوامل تولید را به کار بندند تا با کمترین هزینه دست به تولید کالای ارزشمند (در نزد مصرف‌کنندگان) بزنند و از سوی دیگر رقابت، تولیدکنندگان را وادار می‌کند تا ترجیحات مردم را به طور مرتب زیر نظر داشته باشند و به محض تغییر در خواسته‌های آنها کالای جدید متناسب با آن خواسته به بازار عرضه کنند. همان طور که می‌دانیم اطلاعات کامل در دسترس تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان وجود ندارد و آنها باید با توجه به اطلاعات به دست آمده و تا حدودی حدس تولیدکنندگان در رابطه با ترجیحات مردم اقدام کنند.

هایک، رقابت را همانند یک فرآیند تکامل تدریجی می‌داند که به وسیله آن اطلاعات اشخاص تولید و منتشر می‌گردد. بر اساس «مفهوم ادراک»، اشخاص، در زمینه اقتصادی دارای اطلاعات کامل نیستند. به عبارت دیگرواقعیت‌هایی چون ترجیحات، کالاها، فن آوری‌ها و... در طول تعامل رقابتی بنگاه‌ها به منصه ظهور می‌رسد. هر شخص تنها از موقعیت‌ها و امکانات خود آگاهی دارد و می‌تواند انتظارات ذهنی خود را در رابطه با فرصت‌های آینده بسازد که ممکن است در این زمینه مرتکب اشتباه شود.

هایک رویکردی کاملا انتقادی به «تعادل بازار»۱۳ دارد. از نظر وی ارائه یک مفهوم ثابت از رقابت در واقع یک تناقض لفظی است.‌ هایک در بسیاری از نوشته‌های خود پیشنهاد می‌کند که اگر نظریه رقابت کامل را به عنوان فرض در نظر بگیریم، نه تنها فعالیت‌هایی را که با رقابت توصیف می‌شوند را از رقابت محروم می‌کنیم بلکه انجام این فعالیت‌ها را نیز غیرممکن کرده‌ایم. بنابراین رقابت فرآیندی پویا است و سفری برای اکتشاف در دنیای ناشناخته که در آن،روش‌های تولید و کالاهای با کیفیت معرفی می‌گردند و مصرف‌کنندگان متوجه می‌شوند که کدام تولیدکننده و کالا نیاز شخصی آنان را بهتر تامین می‌کند. هیچ یک از تولیدکنندگان و هیچ یک از مصرف‌کنندگان از پیش اطلاعی در رابطه با برآیند فرآیند رقابت ندارند. فرآیند بازار لزوما یک «فرآیند تجربی» است.

مطابق فرآیند بازار، هیچ معیار ایده‌آل مجردی برای ‌اندازه‌گیری نتایج آن وجود ندارد. تمام فعالیت‌ها در یک دنیای بی‌انتها که آینده به صورت مستمر در حال ایجاد شدن است و رقابت به مثابه یک روش کشف می‌باشد، به وقوع می‌پیوندد. احتمال این که انتظارات اشخاص مختلف با یکدیگر مشابه باشد به صورت شدیدی پایین است. هیچ اطمینانی وجود ندارد که بازار مبتنی بر فرآیند رقابتی همیشه با حداقل هزینه‌ها کالاهای مورد نیاز اشخاص را تولید نماید. اما دو مساله منجر به کاهش هزینه‌های تولید کالاها می‌شود:

۱- در دسترس بودن فرصت تجربه و عمل به وسیله ابزارها و روش‌های متفاوت تولید، کاهش هزینه‌های تولید کالاها را تحمیل می‌کند.

۲- تغییر انتخاب‌های در دسترس مصرف کنندگان بدون هیچ محدودیتی می‌تواند تولیدکنندگان را وادار نماید تا از روش‌های ارزان‌تر(ضمن ارتقای کیفیت) برای تولید کالاها استفاده کنند. از منظر فرآیند بازار، منافع زیاد شاخص پویایی اقتصاد و کارآیی فرصت‌های سودمند هستند مگر این که آنها نتایج یک برتری خاص مثل موانع قانونی برای ورود به بازار باشند. فرآیند بازار نه تنها واقعگرا است بلکه با ضریب اطمینان بالایی می‌توان گفت که برای فهم خاستگاه و عملکرد بنگاه‌های اقتصادی مناسب است.

۲-۱. رقابت به مثابه یک مسابقه

به طور کلی واژه رقابت به منظور اشاره به وضعیتی به کار می‌رود که یک مسابقه یا بازی میان چند رقیب تحت قواعد مورد پذیرش طرفین در حال اجرا است. هر مسابقه‌ای دارای ویژگی‌های مختص به خود است. داور مسابقه قواعد روشن و پذیرفته شده‌ای را به اجرا در می‌آورد. نهادهای رقابت در بازار شامل حق مالکیت و حاکمیت قانون می‌باشد که به وسیله آنها، ماهیت مسابقه (بازار)، اصولی که در مسابقه (بازار) منجر به پاداش می‌شود و نحوه ورود یا حذف رقیب از گردونه مسابقه (بازار) را مشخص می‌کند. مهم‌ترین عنصر یک رقابت غیرقابل پیش‌بینی بودن ذاتی نتایج آن است. بدین ترتیب کسی نمی‌تواند به طور قطع نتیجه و آینده را پیش‌بینی کند. زیرا این مساله به نحوه عملکرد رقبا و تا حدودی بخت آنها بستگی دارد.

هیچ یک از تماشاگران و هیچ یک از رقبا نمی‌توانند طرح‌ها و استراتژی‌های رقبای دیگر را پیش‌بینی کنند یا موقعیت‌هایی را که بر عملکرد یک بازیکن خاص اثر می‌گذارد، پیشگویی نمایند. ‌هایک اشاره می‌کند که ما از رقابت به این دلیل استفاده می‌کنیم که موقعیت‌های تعیین کننده رفتار رقبا ناشناخته است. بدین ترتیب شانس و بخت بخش عمده‌ای از رقابت‌ها می‌گردد. از این زاویه رقابت‌ها یک روش کشف برای یافتن بهترین رفتار رقبا است.

البته آنچه که بهترین تلقی می‌شود تماما موکول به قواعد بازی و عملکرد رقبا می‌باشد. همان‌طور که «آلچاین»به این مساله اشاره می‌نماید که در یک مسابقه پاداش به سریع‌ترین فرد پرداخت می‌شود حتی اگر تمام رقبا وقت خود را بیهوده تلف کرده باشند. به عبارت ساده‌تر، ممکن است سایر رقبا تخصصی نداشته باشند یا عملکرد مطلوبی را از خود بروز ندهند، اما یکی از رقبا با داشتن تخصص یا به دلیل ضعف عملکرد دیگران، پیروز میدان شود. هایک نیز این نظریه را می‌پذیرد و آن را با غیرقابل پیش‌بینی بودن نتایج حاصل از فرآیند رقابتی بازار، منطبق می‌نماید. به عبارت دیگر در یک مسابقه درست، رقبا بر مبنای قواعد تاسیس شده آن به رقابت می‌پردازند. رقبا مهارت‌ها و تلاش‌های خود را برای دستیابی به پاداش‌ها به کار می‌گیرند، ولی نتایج بازی غیرقابل پیش‌بینی و کاملا غیرتصادفی است؛ زیرا اگر نتایج بازی کاملا تصادفی بود انگیزه‌ای برای تلاش به منظور پیروزی در رقابت باقی نمی‌ماند.

منابع در دفتر روز‌نامه موجود است.

پاورقی

۱-Mainstream

۲ -Perfect Competition

۳- لودویگ فون میزس بنیانگذار مکتب اقتصادی اتریش نیست، اما فعالیت‌های عمده وی موجب بقا و دوام این مکتب در قرن بیستم شد. «نظریه پول و اعتبار»، «سوسیالیسم: یک تحلیل اقتصادی و جامعه شناختی» و «عملکرد انسانی»از جمله آثار معروف میزس می‌باشد.

۴- Productivity

۵- برای اطلاعات بیشتر در زمینه دیدگاه‌های هر یک از این مکاتب در رابطه با حقوق رقابت به مقاله «مبانی حقوق عمومی‌حقوق رقابت، محمود باقری و

علی محمد فلاح» رجوع شود.

۶- Price Theory

۷- Equilibrium of market forces

۸- Market Power

۹- Competition Law

۱۰- فردریش آگوست فون‌هایک یکی از اقتصاددانان تاثیرگذار مکتب اتریشی و برنده جایزه نوبل است. «قانون، قانونگذاری و آزادی»، «راه بندگی»، «نظریه محض سرمایه»، «منشور آزادی» و «غرور کشنده» از جمله آثار مهم‌هایک است.

۱۱- Discovery Procedure

۱۲- Preferences

۱۳- Market Equilibrium

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن