جهانی سازی سنجش، مدیریت هزینه ها، بهره مندی از فرصت ها
از آنجا که تکنولوژی بوجود آمده در اقصی نقاط دنیا به این نکته پی برده است که توسعه برای بقاء و ماندگاریش، بسیار مهم میباشد، شرکتها برای جهانی شدن تلاش میکنند بطوریکه مدیران کیفیت شرکتها با چالش های دائمیروبرو هستند.
از آنجا که تکنولوژی بوجود آمده در اقصی نقاط دنیا به این نکته پی برده است که توسعه برای بقاء و ماندگاریش، بسیار مهم میباشد، شرکتها برای جهانی شدن تلاش میکنند بطوریکه مدیران کیفیت شرکتها با چالش های دائمیروبرو هستند. آن نیروها را میتوان بعنوان یک قیچی با لبه های تیز و برنده در شرکتها تصور نمود که تمام توجه و تلاششان در جهت رشد تجارت بین المللی است. یکی از این تیغهها فشار قوی صعودی و روبهبالاست که توسط هزینه های رو به رشد توسعه ایجاد شده که شرکتها با وجود تلاش های خود در جهت محدود کردن هزینهها با آن روبرو هستند. تیغه دیگر نیز همتراز با آن فشاری روبه پایین و قوی بر روی قیمت گذاری فرآوردهها و خدمات وارد میکند که اغلب به وسیله تغییرات مورد تقاضای جهانی، به وجود میآید.
اگر رهبران کیفیت شرکتی بایستند تا لبه های قیچی به هم برسد فروش به صورت سازماندهی شده متوقف میشود. بهترین رهبران بوسیله تاکید بر توانائی خود در اندازهگیری سیستماتیک مزایای کیفیت در کنار نائل شدن به رضایت مشتری از تقدیر دوری میکنند و هزینه های نقص تجارت وقتی ایجاد میگردد که جایی در نظر گرفته نشده باشد. سپس این هزینهها سیستماتیک وار اندازه گیری میشود و میتواند سیستماتیک وار هم مدیریت شود.
این روش شرکتها را به سمت رسیدن به مدیریت هزینههای واقعی و رهبری هزینههای دقیق فرآوردهها و خدمات آنها در مقایسه با رقیبان آنها که کمتر روی شاخص کیفیت توجه دارند هدایت میکند.
مهمترین پیشنهادها بر اساس به کارگیری هزینههای کیفیتی اقتصادی که از قبل به عنوان ترکیب اصلی مدیریت عمومیکیفیت (TQM) بنیان نهاده شده برقرار میگردد. TQMپایه و اساس سیستماتیک را فراهم میآورد که به شرکتها برای مدیریت هزینهها و حرکت آنها به سمت پیشرفت و رشد رقابتی در همه عملکردهای جهانی و سراسری آنها خط مشی میدهد. مدیریت آشکار و سنجش اقتصادی کیفیت میتواند شرکتها را فقط در مورد فروش قوی راهنمایی کند.
کیفیت به هر قیمت
از آنجایی که امروزه رقابت بین شرکتها در بازار جهانی زیاد شده است هزینه های کیفیت به سرعت افزایش یافته و منجر به پیامدهای اقتصادی کلان در همه جنبه های عملکردی شده است. این هزینهها میتواند از هر راهی خودش را نشان دهد، مثلاً:
تمرکز نامعلوم در جنبه توسعه فرآورده یا خدمت جدید
شکایات مصرف کننده و عدم تطابق فروش و حسن شهرت مشتری
هدر رفتن و ضایعاتی شدن مواد و محصولات به دلیل توزیع نواقص
قطع ارتباطات تجارت الکترونیک که باعث تاخیر در رسیدن محموله به دست خریدار میشود به دلیل کمبود یکپارچگی در وب سایت شرکت ها.
این موارد فوراً به زنجیره مشتری های زیرک و دانای امروزی منتقل میشود.
ساختار شناسایی این هزینه های نقص بازار به صورت ۴ جزء ترکیبی است.
۱) هزینه های معیوب خارجی تولید شده در محل فروش ناشی از نارضایتی از عملکرد محصولات و خدمات که با عدم خرسندی نهایی از وظایف تجارتی مورد نیاز برای دادن احساس رضایت از کیفیت نهایی به مصرف کننده پیش میآید.
۲) هزینه های ناقص داخلی رشد یافته در شبکه داخلی شرکت در نتیجه عدم رضایت از عملکرد محصولات و خدمات به دلیل عدم رضایت نهایی از وظایف تجارت که برای ارائه کامل رضایت کیفی مصرف کننده مورد نیاز است.
۳) هزینه های ارزیابی همراه با سیستم های کلیدی، تاثیرات شبکه ای و فرآیندها که کنترلها و تضمین رضایت نهایی مصرف کننده را فراهم میآورد.
۴) هزینههای پیشگیری به همراه مقدماتی برای پیشگیری از مشکلات کیفیت و قطع ارتباط و برگشت به عقب که میتواند به طور موثر روی رضایت مصرف کننده تاثیر بگذارد.
به دلیل تفاوت های اساسی در بازارهای فروش، محصولات و خدمات، ساختارها، محدوده جغرافیایی و دیگر موارد مورد نظر، هر شرکت باید به طور جداگانه مناطق سنجش اختصاصی را در ساختار هزینه نقص بازار که با نیازمندیهای تجارت آن مناسب باشد تعیین و شناسایی کند. مثلاً هزینه های ناقص داخلی در صنایع تولید احتمالاً شامل ضایعات و دوبارهکاری از قبیل هزینههای مالی شامل کامپیوتر از رده خارج شده و یا خطا و لغزش دادههای ورودی کامپیوتر باشد.
اهمیت سنجش و اندازه گیری از مبدا آغاز میشود و بیشتر رهبران و مدیران تشخیص میدهند که هزینههای ناقص تجارت مشخصهای از ساختار پنهان شرکت است که با از دست رفتن ظرفیت در نتیجه هزینههای نقص بازار به وجود میآید. از دست رفتن ظرفیت ممکن است به دلیل:
فقدان ارتباط که روی رضایت بخشی مصرف کننده، نوآوری، تراکم سیکل زمان کیفیت و توسعه جهانی اثر دارد و به این ترتیب پتانسیل رشد مالیات بر فروش را محدود میکند.
فرسایش ظرفیتهای رشد به دلیل استفاده از منابع نقص تجارت که باعث ایجاد نیازهای بیشتر در افزایش حجم محصولات و خدمات میشود.
استفاده غیر موثر از منابع، منجر به فقدان همبستگی در تاثیر بهبود بدست آمده در سازمان میشود. این همبستگی اغلب به اجرا در نمیآید چرا که سازمان فاقد فرایندهای سیستماتیک برای تضمین این است که یک کار خوب انجام شده در قسمتی از سازمان در جاهای دیگر نیز انجام شود.
عامل اصلی از دست دادن ظرفیت، نقش اصلی را در تشخیص و مدیریت هزینههای نقص بازار و تجارت در عملکرد روز به روز پیشرفت مشترک جهانی امروز بازی میکند. اغلب رهبران برای حفظ و سرعت بخشیدن رشد تجارت و درآمد شان شرایط مشکل و سخت اقتصادی را مدیریت میکنند.
شرکتها نیاز به شناختی دارند که علیرغم قوی بودن محصولات و خدمات، بتوانند در یک مشکل اقتصادی بر روی رشد فروش و بازار محاسبه انجام دهند. آنچه که آنها باید کنترل نمایند تاثیر بر فرایندهایی است که نتیجه به بار میآورد.
به دست آوردن آن نتایج با یک تمرکز موثر و قوی روی سنجش سیستماتیک مدیریتی که منجر به کاهش هزینه های نقص تجارت و بهبود سوددهی میشود آغاز میگردد. اغلب محصول نهایی حذف بخش قابل توجهی از هزینه های نقص و افزایش عمده مالیات فروش در عملکرد داخلی خواهد بود.
هزینه نقص موجود در تجارت شما
یک مثال فرضی از مدیریت هزینه های نقص تجارت به شرح زیر را در نظر بگیرید:
سازمان بر روی تولید و اطلاعات سخت افزاری و نرمافزاری بازار فروش و خدمات نصب و پس از فروش تمرکز میکند که باعث میشود در طی افزایش کلان حجم تولید به دنبال زمانهای بدون پستی و بلندی و یا کسادی قابل توجهی که منجر به ترقی و پیشرفتهای دیگر میشود شرکت دائماً با سیکل های زیادی روبرو شود. این چرخهها و سیکلهای متغیر تجارت اثر فوقالعاده ای روی رشد و سوددهی شرکت دارد.
وقتی که رقبا کاهش قیمت آشکاری را موجب شده باشند به کارگیری بخش مهمیاز این سیکل، قیمت گذاری روی محصولات شرکت خواهد بود. شرکت معمولاً در حفظ و نگه داشتن قیمت وقتی که محصولاتش در بازار فروش است به شدت عمل کرده و میتواند با یک تدبیر قوی قیمتها را حفظ نماید.
وقتی محصولات شرکت کالا در آمد میشود (که این مورد رو به رشد نیز هست) ساختار هزینهای شرکت بالا میرود و در مقابل پاسخگویی به قیمت رقبا غیر قابل انعطاف میشود. این مشکل وقتی که شرکت با محصولاتی وارد بازار فروش میشود که برای مشتریهای خاص شناخته شدهاند و اولین وارد شونده به بازار نیستند بسیار شدید خواهد بود.
این تغییرات سیکلی مربوط به رشد و سوددهی نبوده ولی بازار را هدایت نمیکند در حقیقت فروش شرکت رو به رشد ادامه دارد و فقدان این سیکل بوسیله هر عیب و نقصی در قدرت تکنولوژیکی شرکت که دائماً صعود میکند؛ ایجاد میشود. در عوض وقتی که شرکت بخواهد با رقبای قوی، خود را تطبیق دهد از ضعف رقبا در ترکیب محصولات، تولید و بازار فروش موثر استفاده کرده و سعی مینمایند که خود را با نیازها و خواسته های مشتریان منطبق نماید.
بهبود موثر به عنوان مهمترین ابتکار کلید رقابت میباشد، شرکت به سمت متریکهای مدیریت هزینه نقص تجارت و تمرکز روی نواحی راهبری مطمئن میچرخد تا به شناسایی فاکتورهای مربوط به تجارت که میتواند به سمت بهبود حرکت کند کمک نماید.
تجزیه و تحلیل نقص عملکرد شرکت قطع ارتباط در توسعه و رشد تولید و بازار فروش محصولاتش را نشان میدهد. از آنجائیکه دادهها در دوره های مالی و اقتصادی دقیق بودهاند به روشنی مشخص میکند که هزینه نقص تجارت انبوه در حدود ۲۳ % مالیات بر فروش برآورد شده است که انحراف عظیمیاز ظرفیت مالی و اقتصادی شرکت دارد. تقریباً ۵۰ % از آن هزینهها از نقص داخلی، ۲۵ % نقص خارجی، ۲۰% از ارزیابی و ۵ % هزینه های پیشگیری بوده است.
هزینههای نقص متریک مشخص میکند که منابع بحرانی توسعه محصول موجب اشتباه رفتار کردن با مشکلات در تهیه و تدارک، تولید و بازار فروش شده است. علاوه بر این، کاهش رشد منابع همراستا با تأخیر و یا کاهش رضایت بخشی از عرضه محصولات جدید همراه بوده است در نتیجه کاهش دیگری به وسیله تقاضا برای منابع توسعه در حل مشکل مصرف کننده در فرآورده های جدید به وجود آمده است.
فقدان و قطع ارتباطها به طور وسیعی در شرکت شناسایی شده و مورد بحث قرار گرفته ولی شناسایی و بحث کافی نیست چرا که مشکل عمیقتر از این بوده است.
اهمیت کامل فقدان ارتباط دقیقاً اندازه گیری نشده؛
عوامل مسبب قطع ارتباط براساس حقیقت کاملاً شناسایی نشده؛
محدودیت آنها که بر روی ارزش مصرف کننده و موقعیت رقابت ایجاد شده بود کاملاً شناسایی و تعیین نشده؛
عمل و واکنش های راهبردی و مدیریتی در جهت شبکه ای ساختن اعمال بهسازی استوار نشده است.
شناسایی و اصلاح کردن
تجزیه و تحلیل سیستماتیک هزینههای نقص تعداد زیادی از قطع ارتباط های تکنیکی، اطلاعاتی آموزشی و سایر مشکلات ایجاد شده در ساختار رشد و توسعه، منابع، تولید، بازار فروش، توزیع و اعمال موثر کامپیوتری را شناسایی و اصلاح میکند. همچنین تجزیه و تحلیل باعث شناسایی مشکلات میشود به این دلیل که رشد دورهای و تاکید فروش محصولات منحصر به فرد نرم افزاری و سخت افزاری راه حلهای مشتری را نیز کامل میکند.
همچنین توجه تجزیه و تحلیل سیستماتیک بر روی هزینههای تولید شده در نواقص افزایش یافته داخلی و خارجی که به وسیله برگشت به عقب اهداف عملکرد ثابت بوجود میآید متمرکز میشود. شرکت به هدایت یا پاسخگویی یا سرعت تغییرات مشتری و انتظارات همهجانبه بازار فروش خیلی به کندی پاسخ میدهد.
بالاخره نتایج بهبود در عملیات پیشگیرانه بر قطع ارتباطها تمرکز میکند. برای حمایت از عملیات هدف، شرکت بیشتر از دو برابر سرمایه اش را در پیشگیری و ساختار مقدماتی برای فراهم آوردن مدیریت و رهبری موثر به کار میبندد.
تصمیمات گرفته شده بر روی قدم به قدم قوی تر شدن سیستماتیک از طریق ترکیب فرایندهای بهبود تامین، تولید و زنجیره توزیع شرکت تمرکز میکند. همچنین این مقدمات پیشگیرانه توجه بیشتری بر روی توسعه، درک و ماندگاری در جهت نیازهای مشتری و انتظارات کیفیتی دارد.
بعد از یک دوره ۱۲ تا ۲۴ ماهه عملیات ابتکاری، کاملاً بر روی این تقاضاهای بازار متمرکز میشود. به تدریج شرکت بیشتر تأثیرات سیکلی که بر روی نتایج شرکت تأثیر منفی میگذارد را حذف میکند. این تغییرات بهبود قابل ملاحظهای در عملکرد، سوددهی شرکت و در هماهنگی نتایج بین آنها نشان میدهد.
به علاوه ترکیب تمرکز بیشتر، تولید محصول سریعتر و توسعه خدمات با ساختار هزینهای قویتر باعث قدرت در ثبات قیمت میشود. مجموع این تلاشها هزینه های نقص تجارت را بیشتر از ۵۰ % کاهش میدهد.
در بازارهای فروش با تقاضای کلان امروز، رهبران مشترک کیفیت میتوانند از فرصتهای بهبودشان بهره ببرند؛ به این دلیل که با مهارتشان فایده رضایت مشتری و هزینههای مسائل کیفیتی را اندازهگیری مینمایند. در نتیجه شرکتها نه تنها میتوانند رقابت کنند بلکه میتوانند در راهی که به سوی جهانی شدن بازارشان است قدم بگذارند.