نقش استاندارد در مدیریت انرژی
مقدمه
انرژی تمامیجنبههای اجتماعی را تحت تاثیر قرار میدهد و آثار کمبود آن میتواند اقتصاد و زندگی روزمره مردم را دچار بحران نماید.
مقدمه
انرژی تمامیجنبههای اجتماعی را تحت تاثیر قرار میدهد و آثار کمبود آن میتواند اقتصاد و زندگی روزمره مردم را دچار بحران نماید.
با سیر صعودی افزایش قیمت نفت به بشکهای بیش از ۱۰۰ دلار و افزایش ناآرامیو آشوب و آشفتگی در سطح جهان، امنیت انرژی در ذهن شهروندان، سیاستمداران و تجار اهمیت ویژهای پیدا کرده است. لذا ایجاب میکند که تمامیبخشهای جامعه در فعالیتهای صرفه جویی انرژی درگیر شوند، این فعالیتها از احتیاط در مصرف انرژی در منزل تا سیاستهای دولت در تشویق در صرفهجویی انرژی و همچنین برنامهریزی صنعتگران و تجار برای صرفه جویی در مصرف انرژی برای کاهش هزینهها را شامل خواهد شد.
اگر چه کنترل تامین انرژی در توان صاحبان صنایع و تجار نمیباشد اما این اقشار میتوانند برای منابع انرژی که در دسترس دارند، خود تصمیمگیری کنند و میتوانند تشخیص دهند که بیشترین بهرهوری انرژی در این است که در همه جا بدون برنامه مصرف نشود. یکی از عوامل تاثیر گذار بر مصرف و منابع انرژی، بازدهی انرژی است. بازدهی انرژی غالبا "سوخت فراموش شده" نامیده میشود، زیرا بازدهی در بررسی منابع انرژی جایگزین نادیده گرفته میشود. همچنین برای مصرف درست انرژی انتخاب ترکیبی از انرژی جایگزین و منابع تجدیدپذیر میتواند در کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی کمک کند.
هر اقدامیبرای بازدهی بیشتر به عنوان مدیریت انرژی شناخته میشود که به صورت یک اولویت برای تمامیسازمان کاربرد دارد، زیرا به صورت قابل توجهی پتانسیل صرفهجویی انرژی و کاهش انتشار گازهای گلخانهای را به دنبال خواهد داشت. کاهش کلی استفاده انرژی بخصوص مصرف سوختهای فسیلی، یعنی قابلیت اطمینان بیشتر، قابلیت دسترسی انرژی و کاهش هزینههای عملیاتی، به غیر از اینها از نظر زیست محیطی، مدیریت انرژی برابر با پیآمدهای اقتصادی است.
ابزارها و منابع مدیریت انرژی
اهمیت مدیریت انرژی در نیاز به ابزارها، راهنما و منابعی است که باید برای کمک به دستیابی به نتایج اثر بخش در سازمانها در دسترس باشند. این ابزارها باید شامل اطلاعات پایه در خصوص چگونگی ادغام مدیریت انرژی در ساختار مالی مدیریت سازمان باشد. اما امروزه در دنیایی اقتصادی زندگی میکنیم که بازارها از مرزهای ملی و چهارچوب های تنظیم شده به وسیله دولت های ملی عبور کرده اند. لذا ابزارها و راهنماها از رژیم های تنظیمیملی به دست نمیآیند، بلکه از بازار ایجاد شده به وسیله استانداردهای بینالمللی بوجود میآیند.
استانداردها توسط سازمانهایی که نیاز به استفاده از آنها دارند، تدوین میشوند و در یک فرآیند باز و اجماع عمومیتدوین میشوند. استانداردها در انواع سازمانها قابل پذیرش بوده و به آسانی در داخل مرزهای ملی به کار میروند.
در این قلمرو تعدادی از استانداردهای بین المللی برای سیستم مدیریت طراحی شدهاند که به عنوان ابزاری برای ارتقاء بهبود بازدهی و بهره وری سازمانی در کنار استانداردهای مربوط به محصول استفاده میشوند. استانداردهای ایزو برای مدیریت کیفیت (ایزو ۹۰۰۱) و سیستم مدیریت زیست محیطی (سری ایزو ۱۴۰۰۰) به صورت موفقیت آمیزی انگیزش اساسی برای بهبود مستمر بازدهی در سازمانهای مختلف در سطح دنیا ایجاد کردهاند.
تعدادی از کشورها و مناطق بین المللی استانداردهای مدیریت انرژی خود را توسعه داده یا در حال توسعه آنها هستند. کشورهایی مثل چین، ایرلند، کره جنوبی، امریکا و اتحادیه اروپا (با استانداردEN 16001 " سیستمهای مدیریت انرژی") .
پیشتاز بینالمللی در این زمینه سازمان توسعه صنعتی جهانی یونیدو (UN) است که سابقه زیادی در تشخیص اینکه چه صنعتی نیاز به ایجاد چه سیستمیجهت پاسخگویی به تغییر آب و هوا و ازدیاد استانداردهای ملی مدیریت انرژی دارد.
به طور کلی مشخص است که اولین کاربران استانداردهای مدیریت انرژی شرکتهای صنعتی هستند، چرا که اصلیترین بخش مصرف کننده انرژی در جهان، صنعت میباشد. به طوری که در حال حاضر بیش از 60 درصد تقاضای انرژی جهان را به خود اختصاص داده است.
مدیریت انرژی موثر در صنعت میتواند پتانسیل زیادی برای توسعه در بخش اقتصاد ملی داشته باشد.
علاوه بر صنعت، سایر بخشهای انرژی بر از قبیل حمل و نقل، خدمات و ساختمانهای مسکونی نیز میتوانند تحت تاثیر سیستم مدیریت انرژی مصارف و منابع انرژی خود را تحت کنترل در آورده و به صورت بهینه استفاده نمایند.
لذا به طور یقین میتوان گفت که استانداردهای سیستم مدیریت انرژی میتوانند بیش از ۶۰ درصد انرژی جهان را تحت تاثیر قرار دهند.
سیر تکامل تدریجی ایزو 50001
تلاش برای تدوین استاندارد بینالمللی سیستم مدیریت انرژی با آغاز به کار کمیته مدیریت انرژی در سازمان ایزو در سال ۲۰۰۸ شروع گردید. در نظر بود این استاندارد بر اساس تجربیات مناسب و یا استانداردهای ملی و منطقهای موجود تدوین گردد. لذا استاندارد En۱۶۰۰۱، استاندارد ASME ۲۰۰۰، استاندارد ملی کشورهای چین و کره جنوبی و همچنین پروژه های تحقیقاتی سازمان یونیدو به عنوان مراجع مناسب تدوین این استاندارد انتخاب شدند. تدوین این استاندارد در یک برنامه زمانی فشرده طرح ریزی و زمان نهایی انتشار آن ۲۰۱۱ تعیین گردید که هم اکنون این استاندارد در نیمه دوم سال ۲۰۱۱ چاپ و در دسترس کاربران قرار گرفته است.
چند عامل در توسعه این استاندارد دخالت داشته اند:
۱ -نیاز جهانی به قطع وابستگی به سوخت های فسیلی
2 - فوق العاده ترکیب کارشناسان متخصص توسعه این استاندارد از کشورهای مختلف
۳ - حمایت سازمان های تخصصی و صنعتی جهان از تدوین استاندارد
استاندارد ISO ۵۰۰۰۱
چگونه کمک میکند؟
استاندارد ایزو ۵۰۰۰۱ سازمانها و شرکتها را با استراتژی مدیریتی و فنی برای افزایش بازدهی انرژی، کاهش هزینهها و بهبود عملکرد زیست محیطی آماده میکند و به همین منظور بازدهی انرژی سازمانها و شرکتها را در یک چارچوب مشخص با تجربیات مدیریتی آنها ادغام مینماید. سازمانها با این استاندارد منفرد و سازگار برای اجرا در سطح سازمان، به روشهای هماهنگ و منطقی برای شناسایی و ایجاد بهبود مستمر عملکرد انرژی دسترسی خواهند داشت.
اهدافی که این استاندارد به صورت شاخص دنبال میکند به شرح زیر است:
۱ - کمک به سازمانها برای استفاده از انرژی و داراییهای مربوطه به نحو شایسته
2 - به عنوان یک راهنما برای محک زنی، اندازهگیری، مستندسازی و گزارش شدت انرژی و کاهش گازهای گلخانهای استفاده میشود.
۳ - ایجاد شفافیت و تسهیل ارتباطات مدیریت منابع انرژی
4 - ارتقای بهتر تجربیات مدیریتی انرژی و تقویت رفتارهای مناسب مدیریت انرژی
۵ - کمک به تسهیل ارزیابی و اولویت بندی اجرای فناوری های جدید بازده انرژی
6 - فراهم نمودن چارچوبی برای ارتقای بازدهی انرژی از طریق زنجیره تامین
۷ - تسهیل بهبود مدیریت انرژی برای انجام پروژههای کاهش انتشار گازهای گلخانهای
8 - تسهیل ادغام مدیریت انرژی با سایر سیستمهای مدیریتی سازمان از قبیل زیست محیطی و بهداشت و سلامتی
مدل استاندارد ایزو ۵۰۰۰۱
ساختار اصلی استاندارد ایزو 50001 بر اساس چارچوب بهبود مستمر " طرح ریزی - اجرا - بررسی - اقدام " استوار بوده و مدیریت انرژی را در تمامیفعالیتهای سازمان جاری میسازد.
اساس این رویکرد در شکل ۱ نشان داده شده است.
اصلی ترین هدف این استاندارد توانمندسازی سازمانها برای استقرار سیستمها و فرآیندهای لازم برای بهبود عملکرد انرژی، شامل بازدهی، کاربری و مصرف انرژی است. اجرای این استاندارد به منظور هدایت سازمان برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای، هزینه انرژی و دیگر موارد تاثیر گذار بر محیط زیست از طریق مدیریت نظاممند انرژی است. این استاندارد در تمامیسازمانها صرفنظر از نوع، اندازه، شرایط جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی کاربرد دارد. استقرار موفقیت آمیز این استاندارد بستگی به وجود تعهد در تمام سطوح و فعالیتهای سازمان، بخصوص مدیریت ارشد دارد.
این استاندارد الزامات یک سیستم مدیریت انرژی را برای تکوین و استقرار یک خط مشی انرژی، استقرار اهداف خرد و کلان، و طرحهای اقدام مربوط به آن را مشخص میکند که در بردارنده الزامات قانونی و اطلاعات مربوط به مصارف بارز انرژی میباشند. سیستم مدیریت انرژی سازمان را قادر میسازد که اقدام لازم برای دستیابی به تعهدات خط مشی، بهبود عملکرد انرژی و اثبات انطباق با الزامات سیستمیاین استاندارد را انجام دهد. بکارگیری این استاندارد میتواند به گونه-ای سازماندهی شود که با الزامات سازمان، شامل پیچیدگی سیستم، میزان مستندسازی و منابع، متناسب شده و برای فعالیتهای تحت کنترل سازمان اعمال گردد.
همانطور که در مدل سیستم مدیریت انرژی (شکل1) نشان داده شده است، این استاندارد پس از تعیین و تعریف مرزهای سازمان و دامنه کاربرد سیستم مدیریت انرژی، مدیریت ارشد سازمان را به وسیله خط مشی مدیریت انرژی و تیم مدیریت انرژی به صورت مستقیم به فرآیند مدیریت انرژی سازمان مرتبط میکند. با ورود مدیریت ارشد سازمان فرآیند طرحریزی انرژی سازمان شکل گرفته و بر این اساس تاریخچه، وضعیت و عملکرد انرژی سازمان و متغیرهای موثر بر آن، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و سطوح بارز مصرف و کاربری انرژی و فرصتهای مناسب صرفهجویی انرژی در سازمان تعیین و یا شناسایی خواهند شد (شکل 2). همزمان با فعالیتهای فوق، فعالیتهایی نظیر آموزش، کنترل و عملیات، اجرای الزامات قانونی، پایش و کنترل فرآیندها، ارتباطات، طراحی، خرید خدمات و انرژی و مستندسازی و ثبت سوابق فعالیتها در راستای خط مشی تعیین شده انجام خواهند گرفت. اجرای این فعالیتها منجر به تعیین خطوط مبنای انرژی، اهداف خرد و کلان و شاخصهای عملکرد انرژی سازمان خواهد گردید.
ارزیابی وضعیت انطباق اجرای الزامات سیستم مدیریت انرژی به وسیله ممیزیهای داخلی تعیین شده انجام میگیرد و بدین صورت نواقص و عدم انطباقها شناسایی و بر طرف خواهند گردید.
در نهایت نتایج کلیه اقدامات در فرآیند بازنگری مدیریت توسط مدیریت ارشد سازمان و سایر مسئولین مرتبط بررسی و مورد بازنگری قرار میگیرد و نتایج این بازنگری دوباره در چرخه اجرایی سیستم مدیریت انرژی قرار میگیرد و بدین صورت فرآیند بهبود مستمر ادامه خواهد یافت.
نتیجهگیری
تجربه استانداردهای مدیریتی با چرخه مدل (طرحریزی - اجرا - بررسی - اقدام) (Plan-Do-Check-Act) در محیط زیست و کیفیت بسیار موفقیت آمیز بوده است و لذا برای استاندارد سیستم مدیریت انرژی این چنین موفقیتی نیز پیش بینی میشود و این موفقیت بستگی به تجربیات آموزشی و یادگیری سیستم مدیریت انرژی دارد.
استاندارد ایزو ۵۰۰۰۱ میتواند به ادغام اندازهگیری عملکرد و دادهها در چارچوب سیستم مدیریت کمک نماید. بنابراین هدایت خوب و موفقیتآمیز آن نه تنها مدیریت موثر فرآیندها را امکان پذیر میکند، بلکه بازدهی انرژی را افزایش داده و باعث احتیاط بیشتری در استفاده منابع انرژی میشود.
هم اکنون این استاندارد با وجود اینکه چند ماهی از انتشار آن در سطح بین المللی نگذشته است، در کشورهای آمریکا و اتحادیه اروپا با حمایت و پشتیبانی سازمانهای دولتی در شرکتها و سازمانهای بزرگ در حال اجرا میباشد .
یکی از چالشهای مدیریت انرژی در کشور، مقطعی بودن برنامههای بهینهسازی و فقدان شاخص هایی برای ارزیابی عملکرد سازمان میباشد. استاندارد ایزو۵۰۰۰۱ علاوه بر یکسانسازی الزامات سیستم مدیریت انرژی در سطوح سازمانها با تعیین شاخصهای ارزیابی عملکرد کمک به بهبود مستمر فرآیندهای بهینهسازی و اصلاح الگوی مصرف خواهد نمود. لذا انتظار میرود که استقرار و اجرای این استاندارد در شرکتها و سازمان های کشور مورد توجه سازمان دولتی مرتبط با انرژی قرار گرفته و سیاست های خاصی برای بهره برداری بیشتر از این استاندارد مهم در نظر گرفته شود.
*گروه پژوهشی برق و الکترونیک
منبع
1-ISO 50001:2011, Energy management
systems - Requirements with guidance for use
2- www.iso.org
ارسال نظر