گواهیهای اندوخته کسری
یورگ گوئید و هولسمن
سیدامیرحسین میرابوطالبی<br> نویسنده: یورگ گوئید و هولسمن<br>اکنون به موضوع مهم تورم گواهیهایی میرسیم که از نظر فیزیکی با فلزات پولی همراه نیستند. همانند بحث تنزل ارزش، اینجا همتورم ارادی (عمدی) و غیرارادی (غیرعمدی) را از یکدیگر جدا کرده و البته بازهم تاکید میکنیم که مورد دومی در عمل چندان اهمیتی نداشته و به آن صورت نمیتوان از آن نمونه بارزی یاد کرد.
سیدامیرحسین میرابوطالبی
نویسنده: یورگ گوئید و هولسمن
اکنون به موضوع مهم تورم گواهیهایی میرسیم که از نظر فیزیکی با فلزات پولی همراه نیستند. همانند بحث تنزل ارزش، اینجا همتورم ارادی (عمدی) و غیرارادی (غیرعمدی) را از یکدیگر جدا کرده و البته بازهم تاکید میکنیم که مورد دومی در عمل چندان اهمیتی نداشته و به آن صورت نمیتوان از آن نمونه بارزی یاد کرد. (۱) با چشم پوشی از موارد غیر محتملی که به صورت غیر عمدی اتفاق میافتند میتوان ادعا کرد که در واقع تمام گواهی نادرستی که منفصل از مقدار پولی هستند که گواهی کردهاند را میتوان گواهیهای جعلی خواند. صادرکننده این گواهی خود به خوبی میداند که منابع کافی پولی برای بازخرید تمام گواهیهایش به صورت یکجا را در اختیار ندارد. مقدار پولی که وی برای برآورده کردن تقاضای موجود برای بازخرید گواهیها نزد خود نگه میدارد، تنها بخشی از پولی است که گواهی کرده که در اختیار دارد. به این ترتیب میتوانیم گواهیهای او را «گواهیهای اندوخته برخهای (۲)» بنامیم. با اینکه سکههای اعتباری (۳) اندوخته برخهای و دیگر نمونههای فیزیکی نقش مهمی در تاریخ پولی بازی کردهاند، اما هیچ گاه نفوذی همانند اسکناسها یا اندوخته برخهای و سپردههای دیداری نداشتهاند، بنابراین ما تمرکزمان را به صورت عمده روی این دو مورد آخری قرار میدهیم.از دید یک جاعل، گواهیهای پولی جعل شده که به صورت فیزیکی همراه با مقدار پولی هستند که گواهی میکنند دو نقص عمده دارند: اول اینکه نسبتا پر هزینه اند و دوم اینکه پی بردن به جعلی بودن این گواهیها و سرباز زدن از استفاده از آنها بالنسبه برای دیگر افراد حاضر در بازار ساده خواهد بود. این مشکلات به تدریج باعث شده تا جاعلان به سمت جعل گواهیهایی بروند که به صورت فیزیکی با پول همراه نیستند. برای مثال جعل اسکناس با اینکه ممکن است سرمایهگذاری اولیه قابل توجهی از نظر پول و همچنین زمان طلب کند تا بتوان یک نمونه مشابه اصل آن ساخت، اما به محض اینکه این نمونه ساخته شد، میتواند به اندازه نامحدود و با سودی بسیار بازتولید شود، چرا که هزینه نهایی تولید یک واحد اضافی اسکناس چیزی نزدیک به صفر است. علاوه بر این، تشخیص گسترش عرضه گواهیهای کاغذی بسیار سختتر از تشخیص آن برای گواهیهایی است که روی پول فلزی درج میشود. سکههایی که دچار تنزل ارزش شده اند حتی اگر روند جعل بسیار دقیقی را طی کنند، نه تنها نقش (حکاکی) کاملی ندارند، بلکه از نظر رنگ با سکههای سالم متفاوت بوده و در مورد سکههای طلا زمانی که با ناخن یک تلنگر به سکه زده شود به راحتی سکههای اصل و جعل قابل تشخیص خواهند بود. مهمتر از همه، این گواهیها را هر زمان میتوان با بریدن یا ذوب کردن سکه امتحان کرد. با این اوصاف یک فرد نه چندان ماهر و متخصص در زمینه فلزات هم به راحتی خواهد توانست سکه سالم و مطلوب را از نمونه جعل شده تشخیص دهد. در حالی که در گواهیهای کاغذی اینچنین نیست.
پاورقی:
۱- تنها سناریوی واقع گرایانهای که در این مورد برای تورم غیرعمدی به نظر میرسد این است که بانک صادرکننده گواهی بدون اینکه متوجه شود مورد سرقت قرار بگیرد. تا زمانی که این موضوع مشخص نشود مقدار گواهیهای صادر شده بیش از مقدار ذخایر بانک بوده و به این ترتیب در این شرایط تورم وجود دارد. به محض اینکه سرقت کشف شد و به اطلاع عموم رسید، صاحبان بانک باید از پول خودشان گواهیها را بازخرید کنند، مبادا ورشکست شوند. به این ترتیب تورم از بین خواهد رفت.
۲- اندوخته برخهای در اینجا به این معنی است که در مقابل گواهیهایی که صادر شده فقط کسری از آن به صورت اندوخته نزد صادرکننده وجود دارد.
۳- سکههای اعتباری و پول اعتباری که با عبارات Token Coins و Token Money نام برده میشوند به سکه و پولهایی گفته میشود که ارزش رایج آن بیش از ارزش حقیقی آنها باشد، این موضوع میتواند از طرق مختلفی اتفاق بیفتد که یکی از آنها جعل و بیشتر نشان دادن مقدار فلز موجود در سکه نسبت به مقدار واقعی آن است.
Amirhosein.ec@gmail.com