سه‌شنبه‌ها در جزیره یوسونیا

بازار کلبه رونق می‌گیرد

شماره روزنامه: ۲۴۵۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۱۷۱۷۳ اندیشه-اقتصاد

مترجم: شاهین رسولیان<br> منبع: <br>How an Economy Grows and Why it Crashes<br> بخش چهاردهم<br>در قسمت قبلی مجموعه داستان سه شنبه‌ها در جزیره یوسونیا خواندیم که جزیره‌های اطراف به ناتوانی اقتصادی جزیره یوسونیا پی بردند.

بازار کلبه رونق می‌گیرد

مترجم: شاهین رسولیان

منبع:

How an Economy Grows and Why it Crashes

بخش چهاردهم

در قسمت قبلی مجموعه داستان سه شنبه‌ها در جزیره یوسونیا خواندیم که جزیره‌های اطراف به ناتوانی اقتصادی جزیره یوسونیا پی بردند. رهبر جزیره طبلستان متوجه شد که امکان ندارد جزیره یوسونیا بتواند این تعداد برگه ماهی را بازخرید کند. بنابراین برگه‌های جزیره خود را در بانک جزیره یوسونیا بازخرید کرد. این کار باعث شد تا یوسونیا مجددا در کام بحران اقتصادی فرو رود. علاوه بر این از آنجایی که بانک قادر نبود تا برگه‌های جزیره‌های دیگر را بازخرید کند، مجبور شد تا باجه بازخرید ماهی را به روی خارجی‌ها ببندد. عاقبت تمام این اتفاقات آن بود که ارزش برگه‌های ماهی به شدت کاهش یافت و اقتصاد یوسونیا کاملا واژگون شد. اما کمی بعد نماینده‌ای به نام رافی ردفیش توانست با سیاست‌های مناسبی از جمله کاهش مالیات و راه‌اندازی ارتباط تجاری با جزیره‌های اطراف مجددا تخم امید به پیشرفت اقتصادی را در دل مردم بکارد.

به‌رغم موفقیت‌های شرکت موج سواری چارلی در بخش خدمات، مسوول وام بانکی جزیره در مورد اعطای وام به بخش خدمات مردد بود. در واقع نظر بانک به بازار کلبه سازی به عنوان یک بازار کم خطر برای اعطای وام جلب شده بود.

تا آن زمان صنعت کلبه‌سازی به عنوان یک فعالیت اقتصادی جدی مطرح نشده بود. کلبه‌ها معمولا ساده و مطابق با سبک زندگی استوایی ساکنین بود. اما با ارائه وام کم بهره، تقاضا برای کلبه‌های جدید، بزرگ و راحت به‌وجود آمد.

سابق بر این ساکنین مجبور بودند که سالیان سال پس‌انداز کنند تا بتوانند یک کلبه بخرند. اما به مرور بانک اقدام به اعطای وام خرید کلبه به ساکنین معتبر نمود. دیگر لازم نبود که ساکنین به اندازه ارزش کلبه مورد نظر پول داشته باشند.

اگرچه این وام‌ها ظرفیت بهره‌وری جزیره را افزایش نمی‌داد یا توان اقتصادی وام گیرنده‌ها را بیشتر نمی‌کرد، اما یک آسایش خاطر درونی به‌وجود می‌‌آورد. برخلاف وام‌هایی که بدون وثیقه به کسب و کارهای پر خطر کارآفرین‌ها پرداخت می‌‌شد، در مقابل وام کلبه وثیقه مطمئن خوبی که همان کلبه بود گرفته می‌‌شد. اگر وام گیرنده توان بازپرداخت وام را نداشت، بانک محق بود تا مالکیت کلبه را بگیرد، آن را بفروشد و پول خود را پس بگیرد.

البته با وجود این وثیقه هم همچنان تضمینی نبود که بانک بتواند پس از فروش کلبه تمام پول خود را پس بگیرد. برای پوشاندن این خطر، بانک از متقاضیان خواست تا در ابتدا مقدار زیادی ماهی به عنوان پیش قسط بپردازند. این تعهد بانک را تا حدودی مطمئن می‌‌کرد که متقاضی اقساط خود را خواهد پرداخت. همچنین زیان بانک را در صورت عدم بازپرداخت وام جبران می‌‌نمود.

برخی ساکنین گلایه کردند که دسترسی به وام بانک عادلانه نیست. در واقع افراد ثروتمند به راحتی وام می‌‌گرفتند؛ اما کسانی که اعتبار و پس‌انداز چندانی نداشتند باید وقت و انرژی زیادی برای دریافت وام صرف می‌‌کردند. برخی فکر می‌‌کردند که عده‌ای می‌‌خواهند از ثروتمند شدن قشر فقیر جلوگیری کنند. در این زمان بود که مجلس برای حل مشکل وارد عمل شد.

یکی از نمایندگان مجلس به نام کلیف کود با بیان اینکه حق داشتن کلبه از اساسی ترین حقوق ساکنین جزیره است، طرحی را ارائه کرد که طی آن همه ساکنین می‌‌توانستند وام کلبه دریافت کنند. در این طرح نه تنها مجلس اعطای وام با نرخ بهره و پیش قسط کم را اجباری نمود، بلکه بازپرداخت وام‌ها را در صورت بی‌بضاعتی متقاضیان تضمین نمود.

برای تسهیل روند امور، کلیف کود دو مامور تعیین نمود تا وام‌های کلبه را از بانک بخرند. سپس متقاضیان وام موظف بودند تا اقساط را به این ماموران دولتی بپردازند. با توجه به تضمین مجلس برای بازپرداخت وام‌ها، دیگر دلیلی وجود نداشت تا بانک بهره زیادی بابت وام از متقاضیان بگیرد. لذا بهره وام کاهش یافت و بانک می‌‌توانست در مدت کمتری اصل وام پرداختی را دریافت کند و مجددا وام جدید بپردازد.

طرح وام کلبه موفقیت بزرگی برای بانک به همراه آورد. همچنین رضایت خاطر رای‌دهندگان را هم جلب نمود؛ چراکه دیگر لازم نبود که نیمی از درآمد خود را پس‌انداز کنند تا بتوانند کلبه بخرند. به یمن این تحولات نیک، به کلیف کود وعده داده شد که برای همیشه نماینده باقی می‌‌ماند.

یک مامور دیگر هم برای تعهد وام نوجوانانی که علاقه‌مند به تحصیل در مدرسه موج سواری بودند، تعیین شد. وجود این وام تحصیلی تعداد زیادی از ساکنین را اغوا کرد که به دنبال یادگیری موج سواری بروند.

با وجود دسترسی به این وام، آموزشگاه موج سواری چارلی شهریه آموزشی خود را بدون توجه به شرایط بازار به شدت افزایش داد. کم کم سرعت افزایش شهریه از نرخ تورم بیشتر شد. اغلب اقتصاددانان بر این باور بودند که هزینه بالای یادگیری موج سواری کم کم این مدرک را تبدیل به یکی از مدارک معتبر اجتماعی می‌‌کند.

مامور دولتی این وام برای همراهی با شهریه رو به افزایش موج سواری مجبور بود حجم وام بیشتری را تضمین کند. پس از چند سال شهریه آموزشگاه موج سواری تبدیل به یکی از سنگین‌ترین هزینه‌های زندگی مردم شد.

ناگفته نماند که در بخش کلبه هم بازار کلبه‌سازی، کلبه فروشی و تزئین کلبه پر رونق بود. این فعالیت‌ها بدون آنکه تاثیری بر افزایش تعداد کل ماهی جزیره یا توان مردم برای بازپرداخت وام‌ها داشته باشد، روز به روز سهم بیشتری از انرژی تولیدی جزیره را به خود اختصاص می‌‌دادند.

اگرچه به نظر می‌‌رسد این قبیل وام‌ها به نفع همه است، اما در واقع خطر بزرگی به همراه دارند. در واقع مجلس با تحمیل وام کلبه‌سازی و تحصیل، این دو نوع وام را نسبت به وام‌های دیگر ترویج می‌‌کند که نتیجه آن عدم تعادل بازار است. ضمنا این وام‌ها نه به دلیل ضرورت جامعه و نیاز مردم، بلکه به موجب تشویق خانه‌سازی و تحصیل از سوی مجلس اعطا می‌‌شود. به عبارتی مجلس نیاز مردم را تعیین می‌‌کند.

از زمانی که نرخ بهره وام کلبه کاهش پیدا کرد، مردم وام‌های زیادی برای خرید کلبه دریافت کردند. لذا همانند شهریه آموزشگاه موج سواری، قیمت کلبه هم شروع به افزایش کرد؛ چراکه تقاضا برای خرید کلبه زیاد شده بود. در این زمان بود که ساکنین متوجه شدند مالکیت کلبه نه تنها موجب کاهش هزینه اجاره آن‌ها می‌‌شود بلکه یک سرمایه‌گذاری مناسب نیز به شمار می‌‌رود. برای تضمین آینده خرید کلبه بسیار بهتر از پس‌انداز کردن بود.

کمی بعد مجلس با اعلام اینکه سود حاصل از خرید و فروش کلبه معاف از مالیات است و بهره پرداختی بابت وام کلبه از مالیات سالانه ماهی کسر می‌‌شود، بازار کلبه را پررونق‌تر کرد. در نتیجه کار خرید و فروش کلبه بسیار پر سودتر از راه‌اندازی تجارت یا پس‌انداز شد. این شرایط موجب شد که از یک سو جزیره پر از کلبه‌های جدید شود، اما از سوی دیگر نرخ پس‌انداز و راه‌اندازی تجارت‌های جدید کم شود.

پس از آنکه قیمت کلبه بالا رفت، میزان وامی که مامورهای دولتی می‌‌پرداختند دیگر کافی نبود. در این زمان سناتور کلیف کود وارد عمل شد و از مجلس خواست تا سقف وام پرداختی را افزایش دهد. مجلس این خواسته را انجام داد و لذا دوباره خرید خانه میسر شد.

ماموران پرداخت وام هم که از دوستان قدیمی کلیف کود بودند و از جریانات اعطای وام سود می‌‌بردند، با حمایت انتخاباتی از کود و پرداخت وام‌های کم بهره به او، از تلاش‌های او قدردانی می‌‌کردند.

از آنجایی که ماموران اعطای وام در مقایسه با بانک جزیره سود سرمایه‌گذاری بالایی به سرمایه‌گذاران می‌‌پرداختند، رفته رفته مردم ماهی‌های اضافی خود را برای سرمایه‌گذاری نزد ماموران سپردند. همچنین مردم مطمئن بودند که مجلس بدهی‌های این ماموران را تضمین کرده است.

هجوم سرمایه‌های مردم به بازار وام کلبه باعث افزایش منابع و در نتیجه کاهش نرخ بهره وام شد. این امر به آن معنی بود که وام‌های حجیم با نرخ بهره کم در دسترس عموم بود. نتیجه این امر افزایش بیشتر قیمت کلبه بود.

مانی فاند هفتم (از نوادگان مانی فاند بزرگ که در پروژه‌های پر خطر سرمایه‌گذاری می‌‌کرد) پس از آنکه متوجه سوددهی زیاد بازار کلبه شد وارد این بازار شد. او متوجه شد که در این بازار فرصت‌های بسیار پرخطری وجود دارد که ماموران دولتی هرگز به سمت آن نرفته‌اند اما او به جد خود مانی فاند بزرگ و راه و رسم او ایمان داشت.

مانی نوع جدیدی از وام به نام «استخراج ماهی از کلبه» را ارائه کرد که طی آن صاحبان کلبه می‌‌توانستند وام‌های فعلی را با وام‌های بیشتری جایگزین کنند. با این جایگزینی مردم می‌‌توانستند وام قبلی را پس بدهند و مازاد آن را مصرف کنند. افزایش قیمت کلبه این وام حجیم را توجیه می‌‌کرد. با این وام همه مالکین کلبه می‌‌توانستند به ماهی رایگان دست پیدا کنند.

با توجه به بهره بالایی که مانی فاند از متقاضیان وام می‌‌گرفت، می‌‌توانست سود بالایی هم به سرمایه‌گذاران بپردازد. ماموران وام دولتی هم برای آنکه از قافله عقب نمانند از کلیف کود خواستند تا به آنها اجازه بدهد وام پر خطر اما با بهره بالا بپردازند. این خواسته آنها تایید شد و لذا ماموران دولتی تبدیل به بزرگ‌ترین وام‌دهندگان اینگونه وام‌ها شدند.

این قبیل وام‌ها رونق تازه‌ای به بازار نوسازی کلبه در جزیره داد به‌طوری‌که صنعت ساخت و نوسازی کلبه تبدیل به مهم‌ترین فعالیت اقتصادی جزیره شد. فروشگاه دنیای کلبه که یک فروشگاه زنجیره‌ای در زمینه واردات تجهیزات نوسازی کلبه بود، متخصصان زیادی استخدام کرد تا به مردم نشان بدهند که چگونه می‌‌توانند از طریق نوسازی کلبه درآمد کسب کنند. آنها مدعی بودند که هر یک ماهی که صرف نوسازی کلبه شود، به اندازه دو ماهی به قیمت کلبه می‌‌افزاید.

کلبه‌ها به مراتب مجلل‌تر از گذشته شد. اجاق‌ها از جنس صدف صیقلی ساخته شد و سطل‌های آب با طناب‌های ابریشمی از چاه بیرون کشیده می‌‌شدند. اکثر کلبه‌ها با کاه تزئین و مجهز به پنجره‌های بزرگ شدند.

رفته رفته مردم نه فقط برای تامین مسکن اولیه بلکه برای سرمایه‌گذاری و تفریح کلبه می‌‌خریدند. حتی برخی از ساکنین یک کلبه تفریحی در بالای کلبه مسکونی خود ساختند.

اما ناگهان به دلیل تقاضای بالایی که به واسطه اعطای وام‌های جدید و کم بودن پیش قسط خرید کلبه به‌وجود آمده بود، قیمت کلبه به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش یافت. اوضاع تا جایی پیش رفت که مردم همچون گذشته توان خرید کلبه نداشتند. سابق بر این قیمت کلبه دو یا سه برابر درآمد سالانه مردم بود اما اکنون این قیمت به ده تا بیست برابر درآمد سالانه آنها رسیده بود. مردم از آن پس به آن امید کلبه‌های گران قیمت را می‌‌خریدند که چند سال بعد به قیمت بیشتری بفروشند. با توجه به وام‌های کم بهره و دیگر کمک‌های دولتی کسی نبود که از خیر سود این خرید و فروش‌ها بگذرد.

اما افزایش ناگهانی قیمت کلبه مزیت خوبی هم برای نمایندگان مجلس داشت. مردمی که ثروت باد آورده کسب کرده بودند تصور می‌‌کردند که شرایط زندگی جزیره و توان اقتصادی مجلس بالا است. طبیعتا نمایندگان هم تمام تلاش خود را می‌‌کردند تا به این وضعیت دامن بزنند. برناکل (اقتصاددان) و گرینفین (رییس بانک) به مردم اطمینان دادند که بازار کلبه بهترین بازار برای سرمایه‌گذاری است؛ چراکه قیمت کلبه به سادگی کاهش نخواهد یافت.

نه تنها سیاستمداران بازار گرمی می‌‌کردند بلکه معتبرترین سرمایه‌گذاران خصوصی هم بر آتش معرکه می‌‌افزودند. آنها به مردم اطمینان می‌‌دادند که وضع بانک هیچ وقت تا این اندازه مساعد نبوده و قیمت کلبه هرگز کاهش پیدا نخواهد کرد.

در قسمت بعد خواهیم دید که چه بر سر اقتصاد یوسونیا و بازار کلبه می‌‌آید.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن