ثبات پولی - ۱۶ مرداد ۹۰
نویسنده: یورگ گوئیدو هولسمن<br> سید امیرحسین میرابوطالبی *<br> بخش دوم<br>هفته گذشته به مصداق اول از ثبات پولی اشاره کردیم. حال به مصداق دوم از ثبات پولی میپردازیم. این مصداق بهصورت ضمنی بر ثبات قدرت خرید واحد پول (PPM) دلالت دارد. اولین اندیشمندی که موضوع ثبات PPM را به صورت قاعدهمند ارائه کرد «سنت توماس آکویناس» در قرن سیزدهم بود. او در این باره چنین میگوید:
نویسنده: یورگ گوئیدو هولسمن
سید امیرحسین میرابوطالبی *
بخش دوم
هفته گذشته به مصداق اول از ثبات پولی اشاره کردیم. حال به مصداق دوم از ثبات پولی میپردازیم. این مصداق بهصورت ضمنی بر ثبات قدرت خرید واحد پول (PPM) دلالت دارد. اولین اندیشمندی که موضوع ثبات PPM را به صورت قاعدهمند ارائه کرد «سنت توماس آکویناس» در قرن سیزدهم بود. او در این باره چنین میگوید: «مزیت بخصوصی که پول باید دارا باشد این است که زمانی که فردی آن را ارائه میکند فورا آنچه را میخواهد بهدست میآورد. با این حال این را باید در نظر داشت که پول هم مانند چیزهای دیگرضرر میدهد، یعنی همیشه آنچه را که فرد میخواهد بهدست نمیدهد؛ چرا که نمیتواند همواره ارزش یکسان و ثابتی داشته باشد. با این وجود پول را باید طوری تنظیم کرد که در نظر همگان ارزشش را در طولانیمدت نسبت به چیزهای دیگر بیشتر حفظ کند.»
توجه کنید که سنت توماس به طور کامل متوجه بوده که PPM باثبات، پیامد طبیعی روند بازار نیست. از نظر او این موضوع یک شرط اخلاقی بوده است. این در حالی است که هیچ نویسنده شاخصی قبل از او بر این باور نبوده که PPM پایدار یا با ثبات یک هدف سیاستی مهم و قابل توجه است. ارسطو بر این باور بود که قیمت همه چیز از جمله پول در یک جریان (گذار) پیوسته است و به واقع همین هم بود. حتی بعد از آکویناس هم اغلب متفکران قرون وسطی در این باره بیشتر به سمت فیلسوف یونانی متمایل بودند تا سنت توماس. تا حدی که متفکرانی همچون توماس مرکادو و بسیاری دیگر اصلا به ثبات پولی به این معنا نپرداختهاند، بلکه بیشتر تاکیدشان بر روی ثبات ترکیب فیزیکی سکهها بوده است. از شروع قرن هفدهم بود که نویسندگان و متفکران سکولار از جان لاک گرفته تا دیوید ریکاردو و اروین فیشربر فرض PPM پایا صحه گذاشتند. امروزه این فرض در کالبد بیشتر نوشتههای معاصری که در رابطه با مسائل ثبات پولی نگاشته میشود قرار گرفته است. این تعریف از ثبات پولی همچنین تعریفی مورد قبول در میان نویسندگان معاصر کاتولیکی است که به مسائل پولی میپردازند. با این حال بهرغم محبوبیتش این نوع نگاه پر است از ابهامات مختلف و قابلیت این را دارد که منجر به نتیجهگیریهای سیاستی غلط شود.
این یک موضوع بدیهی است که PPM باثبات و پایدار «عاملی مهم در توسعه منظم کل یک نظام اقتصادی است.» سوال این است که چطور این عامل را با عوامل دیگر اقتصادی و اخلاقی تراز کرده و به حالت توازن دربیاوریم. در یک بازار آزاد همانطور که دیدیم گرایش به انتخاب بهترین پولها وجود دارد که این موضوع خود بهخود ثبات PPM را هم در بر خواهد داشت. تا زمانی که شهروندان در انتخاب پولشان آزاد باشند میتوانند به سادگی با برگزیدن پولهای دیگر از بروز نوسانات شدید PPM جلوگیری کنند. به این ترتیب سوالی که مطرح میشود این است که آیا ثابت سازی قدرت خرید پول آنقدر هدف مهمی است که کنترل دولت بر عرضه پول به منظور تنظیم قدرت خرید پول و رساندن آن به مقداری که در روند بازار به طور خودکار به آن نمی رسید را تصدیق کند؟ آرمان رسیدن به چنین تنظیم دقیقی بود که الهام بخش جنبشی روشنفکرانه در اوایل قرن بیستم شد. در سایه رهبری اقتصاددان آمریکایی یعنی اروین فیشر، این جنبش راه را برای غلبه کامل پول کاغذی باز کرد.
اما در عمل جنبش تثبیت فیشری با شکستی مفتضحانه روبهرو شد. در کل طول قرن بیستم در تمام کشورهایی که قدرت خرید پول توسط مراجع عمومی مدیریت میشد این شاخص به اندازهای که مانندش در تاریخ نهادهای پولی مشاهده نشده بود دچار کاهش و نوسان شد. با این حال بهرغم تجربههای عملی ویرانگر، ممکن است یک نفر ادعا کند که این نوع نگاه در تثبیت پولی حداقل در مقیاس نظری همچنان صحیح است و فقط لازم است بهتر از آنی که در قبل به کار گرفته شده به کار گرفته شود. برای ارزیابی چنین ادعایی باید بررسی کرد که آیا حداقل در تئوری امکان تنظیم دقیق PPM وجود دارد و اینکه چنین تنظیم دقیقی را میتوان از ابتدا تضمین کرد یا خیر. در قسمت بعد به این سوالات پاسخ خواهیم داد.
* Amirhosein.ec@gmail.com