دکه - ۱۴۰۳/۰۷/۲۵
روزنامه کیهان دیروز در یادداشتی با عنوان «هارت و هورت قبل از محاسبه اسرائیل را به مخمصه انداخت» به رسانههای فارسی زبان خارج از ایران تاخت: «در حالی که مقامات صهیونیست چند روز اول پس از حمله ایران هارت و هورت زیادی میکردند مبنی بر اینکه فورا پاسخ ایران را میدهند، دو هفته بعد رادیو فردا در توجیه درماندگی اسرائیل میافزاید: گزارشهای رسانهها در مورد «پاسخ قریبالوقوع» اسرائیل به ایران، ظاهرا تقویم عبری را در نظر نگرفته بود.[یعنی گالانت و نتانیاهو و هالوی هم تقویم جلوشان نبود که غلط بیخودی نکنند؟!] اسرائیل عید روش هشانا، سال نو یهودی را از شامگاه ۱۱ مهر آغاز کرد که در ادامه آن به مهمترین روز مقدس مذهبی خود در سال، یوم کیپور و روزه بزرگ رسید.»
روزنامه فرهیختگان هم در یادداشت اصلی صفحه یک خود به نقد رسانه بیبیسی پرداخت و نوشت: «بیبیسی فارسی با یک طراحی روشن، مدتی است لایه ایدئولوژیک و هسته سخت نظام را هم مخاطب خود قرار داده است. انتخاب موضوعهای خاصگرایانه با موضوعاتی مثل تاریخ جنگ، آینده قدرت در ایران و... نشانههای روشنی از این هدفگذاری است. طبعا لازمه پیشبرد چنین ایدهای ایجاد سمپاتی خبری نسبی با این طیف است. بخشهای گرایه! شده از گزارشهای این دو خبرنگار در شبکههای اجتماعی عموما مذهبی را باید نشانهای از کارکرد این سیاست دانست. بیبیسی خوب میداند با ایجاد این همسخنی میتواند در بزنگاههای سیاسی هر چقدر که ممکن شد، نظام ادراکی این طیف را تحتتاثیر قرار دهد، در واقع کوهنورد و ناجی در تلآویو هستند؛ اما برای آینده تهران میکروفن در دست گرفتهاند.»
روزنامه اعتماد اما تیتر یک خود را به روششناسی وفاق ملی اختصاص داد. این روزنامه گفتوگویی با علی ربیعی داشته و از قول او آورده است: «این رویکردها(خالصسازی، یکدستسازی و...) همگی با شکست روبهرو شدهاند. کشور در سطوح سیاسی، حکمرانی، اجتماعی و نهادهای مدنی و... به اندازهای دچار تعارضات و پراکندگی شده بود که وفاق به عنوان راهحلهای برونرفت از بنبستهای تلنبار شده در برابر ما قرار گرفت. اما چرا وفاق یک امر بیبدیل است؟ با توجه به تجربه زیستهام و بنا به تعبیری خاص، مبتنی بر پیچی که طی سالهای اخیر در سیاست خوردهام به این نتیجه رسیدهام که ما در فهم مسائل دچار اختلافنظر هستیم. این تعارضات فقط در میان سیاستگذاران و در سطح نخبگی سیاسی نبود.»