اقتصاد ورزشی ؛ امکانی دشوار
پیام نیک نشان<br>ورزش و به طور خاص ورزش قهرمانی همیشه جزو جذاب ترین علایق مردم در سراسر جهان بوده و پیگیری نتایج حاصل از مسابقات در سطح باشگاهی ، ملی و بین المللی از دل مشغولی های آنان محسوب میگردد.
پیام نیک نشان
ورزش و به طور خاص ورزش قهرمانی همیشه جزو جذاب ترین علایق مردم در سراسر جهان بوده و پیگیری نتایج حاصل از مسابقات در سطح باشگاهی ، ملی و بین المللی از دل مشغولی های آنان محسوب میگردد. نگاه دولت ها نیز به این امر تابع یک کنش اجتماعی و پاسخگویی به خواست ملت هاست که علاقمند به تبلور غرور منطقه ای و ملی در پی کسب افتخارات ورزش قهرمانی می باشند و به این واسطه است که در کشورهایی که بخش خصوصی در آنها حضور پر رنگی ندارد ، دولت ها و نهادهای دولتی در قامت مدیریت باشگاه داری ظهور و بروز پیدا میکنند تا با حمایت های دولتی بتوانند خلاء حضور نهادهای مردمی را پر نمایند و به خواسته های شهروندان پاسخ دهند. در چنین فضایی ، بخش خصوصی که به دنبال کسب منافع و دستیابی به سود حداکثری میباشد چندان تمایلی به حضور در عرصه ای ندارد که دولت حضور حداکثری دارد و بسیاری از تصمیمات تابع احساسات و به منظور جلوگیری از بروز تنش های محلی و منطقه ای است و عملاَ به واسطه غیر حرفه ای بودن فضای ورزشی و نبود نگرش اقتصادی ، اقتصاد باشگاه داری چندان جذابیتی برای سرمایه گذاران ندارد. این امر در ورزش ایران به طور چشمگیری ملموس و قابل رویت است و از میان رشتههای ورزشی که پتانسیل بالایی نیز برای کسب درآمد دارد ، فوتبال در معرض دید و قضاوت اکثریت قرار می گیرد. در مجموع می توان اذعان نمود که اکثریت مطلق تیم های حاضر در لیگ برتر فوتبال ایران ، توسط بخش دولتی و یا سازمان ها و شرکت های وابسته به دولت اداره و حمایت مالی می شوند و موارد استثنایی وجود دارد که بخش خصوصی سرمایهگذاری نموده و عملاَ نیز با مشکلات جدی روبرو شده و عطای باشگاهداری را به لقایش بخشیده است. متاسفانه نگرش دولتی در سطح مدیریت فدراسیون ها که باعث تنش با نهادهای بین المللی ورزش نیز گردید و تا حذف ایران از بازی های بین المللی نیز پیش رفت تا مدیریت باشگاهها که با تصمیمات دولت ، تیمی بدون نگرش کارشناسی به خواست و اراده سلیقه ها از شهری به شهر دیگر منتقل می گردد بدون اینکه زیر بناها تامین شود ؛ همه و همه معضلاتی است که ورزش ایران را با مشکل جدی روبرو می کند و در نتیجه بخش خصوصی را بی رغبت به حضور در این شرایط می نماید. از سوی دیگر هنوز در ایران ، ورزش به عنوان تنها یک سرگرمی تصور می شود و ابعاد اقتصادی آن همچنان مغفول مانده است. در زمانی که مدیریت ورزش از سطح کلان تا خرد آن حرفهای نباشد نمی توان به دنبال هوادار حرفه ای به عنوان منبع کسب درآمد رفت. تا زمانی که صدا و سیما از پرداخت حق پخش بازی ها به باشگاه ها استنکاف می نماید و به منظور پر نمودن استادیوم ها ، بلیطهای رایگان توزیع می گردد نمی توان انتظار درآمدزایی از ورزش را داشت زیرا باوری به این مساله وجود ندارد. اقتصاد ورزش نیازمند فراهم کردن زیر ساخت هایی است که کاملاَ بایستی بر اساس اقتصاد رقابتی پایه ریزی گردد و کسب سود اخلاقی را ملاک عمل قرار دهد. راه اندازی مدارس حرفه ای از سنین خردسالی تا بزرگسالی ، حرکت به سمت تبلیغات تخصصی ، اخلاقی نمودن فضای استادیوم ها تا رغبت به حضور را برای علاقمندان بیشتر نماید ، تعامل مناسب با جامعه بین المللی و امکان برگزاری ورزش بانوان در سطح وسیع به عنوان نیمی از جمعیت جامعه که حق برخورداری از امکانات ورزشی در سطح ورزش قهرمانی در سطوح ملی وبین المللی را دارا می باشند و احداث سالن های مجهز ورزشی توسط بخش خصوصی با امکان کسب درآمد برای آنها از جمله مواردی است که در رونق اقتصاد ورزش می تواند مثمر ثمر باشد. با وجود تمام این موارد بسیار واضح است که استناد به بندی از برنامه پنجم توسعه در خصوص عدم دخالت دولت در ورزش قهرمانی به تنهایی نمی تواند راهگشای حضور بخش خصوصی باشد اگر چه گام موثری است اما انجام آن نیازمند عزم جدی و باز کردن را هها برای حضور بخش خصوصی و حمایت های جدی دولت در قالب مشوق های اقتصادی مانند معافیت های مالیاتی ، تسهیلات بانکی و در اختیار قراردادن تجربیات موفق کشورهای دیگر می باشد. بخش خصوصی در شرایطی وارد بازار جدیدی می گردد که بداند علی رغم ریسک های رایج در هر فعالیتی می تواند منافع قابل قبولی نیز کسب نماید و دولت نیز بایستی به این مساله توجه ویژه داشته باشد وگرنه ایجاد بخش های شبه خصوصی که در ظاهر عنوان خصوصی را یدک می کشند و در پنهان با پول و تفکر دولتی اداره می شوند دردی از دردهای ورزش این مملکت حل نمی کند.