یادداشت

سکه با ضرب آرامش

شماره روزنامه: ۲۳۶۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۰۳۸۰۵ بیشتر

مهدی فولادگر - طبیعت هرجامعه و تاریخ بدین گونه است که هر دوره و نظام و سیستم، معلول دوران ماقبل خود و سیستم های پیشین است.

سکه با ضرب  آرامش

مهدی فولادگر - طبیعت هرجامعه و تاریخ بدین گونه است که هر دوره و نظام و سیستم، معلول دوران ماقبل خود و سیستم های پیشین است. هیچ خرده سیستم و هیچ بخشی از کشور یا مرز سیاسی، خلق‌الساعه و زاده تصادف و شانس نیست. در سالهای گذشته و به ویژه پس از انقلاب اسلامی ، تلاش تمامی دولتها، تقویت و گسترش طبقه متوسط و نزدیک کردن فاصله دهک های بالا و پایین اجتماعی به یکدیگر بوده است و بدون شک، هر آنچه امروز بر جامعه ایران حاکم است، معلول این تلاش در تمامی دورانهای قبل از خود است. روندی که البته به نظر می رسد از آغاز دولت نهم و به خصوص با هدفمند کردن یارانه ها در دولت دهم، سیر تازه ای را آغاز کرده است.

نشانه های این مسیر تازه را در متغیرهای متعدد اقتصادی می توان ملاحظه کرد که همه به یکدیگر همبسته اند و چندان نمی توان بدون مشاهده تمامی این متغیرها، به صورتی کامل و دقیق مساله اقتصاد امروز ایران را حلاجی کرد. ولی هدف این نوشته دیدن بخشی کوچک از این متغیرها آن هم با زاویه دید خاص و بیشتر از منظری اجتماعی است.در هفته های گذشته، پیرو برخی سیاست های اقتصادی دولت دهم و حوادث بین المللی، بازار سکه و طلا، التهاب و روال خاصی را از سرگذراند.

نگرانی ای که هم دغدغه مصرف کنندگان را نشان می داد و هم تلاش دولت را برای گریز از بحران. عده ای از این بحران و آب گل آلود آن، ماهی مقصود صید کردند و عده ای بازنده این بازی شدند؛ برخی کارشناسان آن را ساخته دولتمردان برای کنترل نقدینگی دانستند و عده ای از متخصصان این اتفاق را ناشی از عملکرد مافیای ثروت و سرمایه اعلام کردند.

صحبت در اینجا البته نگاه به اتفاقات رخ داده از نظرگاه دولتمردان و یا منتقدان ایشان نیست. چرا که دیدن حوادث در سلسله ای از علل ماقبل و نتایج مابعد آن، بهتر می تواند رفتار مصرف کنندگان و التهابات گذرای بازار در هفته های گذشته را توجیه کند تا نشستن بر صندلی قضاوت و نگاه با عینک توهم به گزینه هایی که اساسا در صحت آنها سند و مدرکی نمی توان ارایه کرد.

بازار کار در ایران امروز و در مقیاسی کوچکتر، شهر ما اصفهان، همواره دستخوش تغییر و تحولاتی شگرف بوده است و در این سیر، تحولات ثروت طبیعی و بازار جهانی نفت و طلا و دیگر منابع ، نقشی کلیدی بازی کرده اند. سیر تحولات اما همواره تحت تاثیر تولید نه چندان پررونق و صنعت نه چندان پیشرفته، به نفع نیروی کار نبوده و اقتصاد خدماتی و سوداگرانه را به تولید، به ویژه تولید صنعتی، تبدیل نکرده است.

تغییر در سطح کاربری تکنولوژی و حرکت ناهمزمان با مسیری که جهان پیرامون ما در جهت تولید می پیماید، سبب شده بازار کارچندان نتواند اعتماد طبقه متوسط را با خود همراه کند. در عوض داوطلبان مشارکت در بخش خدمات و واسطه گری همواره رو به تزاید اند. روشهای نوین کار و تولید که ثروت را ارزشی مضاعف می بخشد و اتکای تولید را به نیروی کار، کاهش می دهد، نمی تواند راه گریزی برای بازارکار ما باشد.

در چنین اوضاع آشفته ای است که خرید و فروش و ابتکار، در این بخش به جای اندیشیدن به تولید و خلاقیت اوج می‌گیرد و تعداد افرادی که شتابان در واسطه گری پا می گذارند، افزایش می‌یابد. روزی افرادی که سرمایه ای چند میلیونی دارند، ترجیح می دهند آن را به عنوان پشتوانه در موسسات مالی و به امید دریافت وام و خرید زمینی و افزودن بر دارایی شان، سرمایه گذاری کنند.

روزی اولویت ایشان در خرید سکه های طلا تعریف می شود و زمانی ترجیح می دهند آن را در حسابهای بلندمدت و کوتاه مدت موسسات خصوصی تجاری، سرمایه گذاری کنند. این، در بازار آشفته ای که می‌بینند و آینده ای که هنوز غبار از چهره اش فرو ننشسته، تنها کاری است که می توانند و باید بکنند. پول و سرمایه ای که می تواند و باید با مدیریت و برنامه ریزی در سطح کلان، از دریچه امید و روشنایی تولید، نوید آینده ای درخشان را برای ما به ارمغان آورد.

بازار کاری که دشواری های فراوان داشته باشد و احساس نا امنی در سرمایه گذاری تولیدی اش فراگیر شود، سکه رایجش خرید و فروش و دلالی می ‌شود که قطعا به صلاح تولید و رشد اقتصادی نیست.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن