دفتر عقد و اجرای موسیقی
محمدحسین رحمتی* <br>این ستون مثالهایی ساده از کاربرد آموزههای اقتصاد در زندگی روزمره است و نشان میدهد که در هر رویدادی استفاده از مفاهیم اقتصادی به فهم بهتر مساله کمک میکند.
محمدحسین رحمتی*
این ستون مثالهایی ساده از کاربرد آموزههای اقتصاد در زندگی روزمره است و نشان میدهد که در هر رویدادی استفاده از مفاهیم اقتصادی به فهم بهتر مساله کمک میکند. دفتر عقد و طلاق یک بازار رقابت انحصاری است. معمولا هر فردی به دفتر عقد نزدیک محل مراسم یا منزلشان مراجعه میکند و کالای خود را که جاری کردن خطبه عقد است، تقاضا میکند. لذا این دفاتر در محدوده جغرافیایی خود قدرت انحصاری دارند. این دفاتر نیز مانند هر بنگاه دیگری از قیمتگذاری تبعیضآمیز برای بیشینهسازی سود خود استفاده میکنند. برای مثال این دفاتر معمولا دو اتاق دارند که یکی میز و نیمکت معمولی و دیگری اتاقی تزئین شده است. خواندن خطبه عقد در اتاق ساده مثلا ۱۰۰ هزار تومان و خواندن خطبه عقد در اتاق تزئین شده ۱۵۰ هزار تومان است. این درحالی است که کل تزئینات اتاق مذکور روی هم ۵۰ هزار تومان ارزش ندارد ولی عاقد میداند که کشش قیمتی خانواده عروس و داماد در زمان عقد ناچیز است و لذا با ۵۰ هزار تومان بیشتر مشتری خود را از دست نمیدهد. تبعیض قیمتی در این صنعت تنها منحصر به مورد فوق نیست. اگر شما بخواهید عاقد را به مراسم عقد دعوت کنید هزینه خطبه عقد مثلا تا ۶۰۰ هزار تومان افزایش مییابد. عاقد میداند که این نوع که عاقد را به مراسم خود دعوت میکنند کشش قیمتی واقعا نزدیک به صفر دارند و لذا بالاترین قیمتی که ممکن است برای این کالا تقاضا میکنند، در حالی که مراجعه عاقد به محل مراسم، معمولا برای عاقد هیچ هزینهای ندارد.
برخلاف مورد فوق زمانی است که یک انحصارگر کالای خود را برای افرادی که کشش قیمتی بالایی دارند قیمتگذاری میکند. برای مثال عرضه هنر موسیقی با کیفیت یک کالای انحصاری است که به صورت محدود و تنها توسط اساتید موسیقی عرضه میگردد. این هنرمندان میدانند که تقاضای دانشجویان برای شنیدن موسیقی به قیمت بسیار حساس است. به عبارت دیگر تقاضای دانشجویان دارای کشش قیمتی بالایی است. لذا ایشان هزینه بلیت ناچیزی به ازای هر صندلی از مجریان برنامه طلب میکند. به صورت مشابه وقتی اساتید موسیقی در خارج از کشور برنامه اجرا میکنند همواره به دانشجویان تا ۵۰ درصد تخفیف اختصاص میدهند که تنها با ارائه کارت دانشجویی مقدور است. این رفتار هنرمندان ناشی از دلسوزی نسبت به دانشجویان نیست. هنرمندان میدانند که گران کردن بلیت برای دانشجویان تقاضای ایشان را بسیار زیاد کاهش میدهد (کشش قیمتی بالا) و لذا در نهایت، سود تولید کالای هنری که برابر میزان درآمد فروش بلیت است، کاهش پیدا میکند. هم قیمتگذاری عاقد و هم هنرمند فوق رفتاری کاملا اقتصادی است که بر اساس کشش قیمتی مشتری سود خود را بیشینه میکنند.
* محقق در دانشگاه ایلینوی
Mh.rahmati@gmail.com