وقتی اقتصاددانان از ابزارهای سنجش پیچیده‌تر استفاده می‌کنند

تحرک اجتماعی و نابرابری

شماره روزنامه: ۲۸۰۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۹۸۸۲۹ اندیشه-اقتصاد

این روزها اقتصاددانان از ابزارهای سنجش پیچیده‌تر استفاده می‌کنند. آنها تحرک اجتماعی را در طول عمر یک انسان (شرایطی که فقیری ثروتمند می‌شود یا برعکس)، میان نسل‌ها (نحوه عملکرد بچه‌ها نسبت به والدینشان)، به طور مطلق یا در قیاس با دیگران اندازه می‌گیرند.

این روزها اقتصاددانان از ابزارهای سنجش پیچیده‌تر استفاده می‌کنند. آنها تحرک اجتماعی را در طول عمر یک انسان (شرایطی که فقیری ثروتمند می‌شود یا برعکس)، میان نسل‌ها (نحوه عملکرد بچه‌ها نسبت به والدینشان)، به طور مطلق یا در قیاس با دیگران اندازه می‌گیرند.

وقتی کشورها به سرعت رشد می‌کنند، موارد تحرک اقتصادی صعودی نیز زیاد می‌شود. در بسیاری از اقتصادهای نوظهور، فرزندان به طور ثابت بیش از والدین خود درآمد دارند.
حتی در آمریکا برخلاف رشد آهسته و شکاف درآمدی فزاینده، اغلب مردم در قیاس با نسل قبل از خود عملکرد بهتری دارند: پژوهش اخیر موسسه «پیو چاریتیبل تراستس» نشان می‌دهد که ۸۴ درصد از جوانان آمریکایی درآمد بیشتری از والدین خود داشتند.
در جامعه‌ای با برابری گسترده فرصت‌ها، جایگاه والدین رویِ پلکان درآمدی اثر کمتری روی درآمد فرزندان آنها دارد. تاریخ‌دانان اقتصادی برای اندازه‌گیری این موضوع از تکنیک‌های هوشمند استفاده می‌کنند.
به طور مثال، گرگوری کلارک در دانشگاه کالیفرنیا، داویس و نیل کامینز از دانشگاه نیویورک، وضعیت اقتصادی خانواده‌هایی را که نام فامیلی کمیابی دارند، دنبال کردند.
آنها با بررسی رکوردهای سرشماری از ۱۸۰۰ به بعد، نام‌هایی مانند «بازال گته» و «لس چالاس» را انتخاب کرده و آنها را با رکوردهای دانشجویان در موسسه‌های پیشرو مانند دانشگاه‌های آکسفورد و کمبریج مقایسه کردند.
نتایج تحقیقات آنها نشان می‌دهد که حتی طی ۲۰۰ سال تحرک اجتماعی به نسبت محدود بوده است. ثروت و موقعیت اجتماعی افراد دارای نام خانوادگی کمیاب در ۱۸۰۰ به طور معناداری با ثروت و موقعیت اجتماعی نوادگان امروزین آنها همبستگی دارد.


اینک می‌توان دارایی خانواده‌های منحصر به فرد در طول زمان را با پیمایش‌های آماری ردیابی و محاسبه کرد. این امکان به اقتصاددانان اجازه می‌دهد تا مقدار اثر موقعیت والدین بر درآمد نسبی یا میزان تحصیلات فرزندان نوجوان آنها را محاسبه کنند.
این ضریب به دست آمده که با بی ذوقی «کشش بین نسلی ِ درآمد» نامیده شده، ابزار عمده اندازه‌گیری ِ تحرک اجتماعی است. هرچه مقدار این ضریب بیشتر باشد، تحرک اجتماعی کمتر خواهد بود.
این روش نشان می‌دهد که جوامع اسکاندیناوی دارای تحرک اجتماعی بسیار بالایی هستند. تنها حدود ۲۰ درصد از ثروت (یا فقر) منسوب به والدین به فرزندان آنان منتقل می‌شود.
در عوض، چین کشوری فاقد تحرک اجتماعی است: ۶۰ درصد از تفاوت‌های درآمدی در میان نسل‌ها باقی می‌ماند.
ایالات متحده اما بزرگ‌ترین شگفتی است؛ به طوری که در این کشور درآمد والدین، علت حدود نیمی از تفاوت‌های درآمدی فرزندان جوان است؛ نسبتی بسیار بیشتر از کانادا و بیشتر از همه کشورهای اروپایی به غیر از ایتالیا و بریتانیا. بر اساس این شاخص، در حال حاضر، تحرک اجتماعی در آمریکا از اغلب کشورهای اروپایی کمتر است.
روش دیگر برای محاسبه فرصت اقتصادی، دستیابی به آن بخشی از نابرابری است که با عواملی خارج از کنترل افراد ایجاد می‌شوند: نژاد، جنسیت، محل تولد، اشتغال و تحصیلات والدین. هرچه سهم این بخش کوچک‌تر باشد، برابری فرصت در یک کشور بزرگ‌تر خواهد بود.
«شاخص نابرابری فرصت» اولین شاخص در این زمینه بود که «فرانسیسکو فرره را» از بانک جهانی آن را ارائه کرد و در حال حاضر برای ۴۰ کشور محاسبه می‌شود. در یک سر طیف، نروژ قرار دارد؛ کشوری که رویدادهای مرتبط با تولد و خارج از کنترل تنها ۲ درصد نابرابری را توضیح دهند.
در سر دیگر طیف اما برزیل قرار دارد. کشوری که یک سوم نابرابری درآمدی شدید به دلیل پیشینه افراد است. در همین حال، آمریکا به برزیل نزدیک‌تر است تا به نروژ. (نمودار را ببینید)

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن