تاریخ شفاهی (۲۴۱)

وضعیت وحشتناک مهرآباد

شماره روزنامه: ۵۷۸۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۹۸۶۱۲۵ خبر

رضا نيازمند : آن شب برای من شبی فراموش نشدنی شد. چون ساعت ۱۱ شب مادر عزیزم از مکه برمی‌گشت. من ساعت ۱۰ شب جلسه مناقصه کارخانه آلومینیم را ترک کردم و به فرودگاه مهرآباد رفتم. فرودگاه به قدری شلوغ و بی‌نظم بود که حد نداشت. مستقبلین از سر هم بالا می‌رفتند و پیرها زیر دست و پا می‌ماندند. چمدان‌های مسافرین با یک کامیون کمپرسی آورده می‌شد و مانند ماسه در وسط ساختمان خالی می‌شد. مردم هجوم می‌آوردند. یک نفر از مسافرین که بیمار و روی چرخ بود و سیلندر اکسیژن کوچکی به او وصل بود، کنار من بود. من دیدم که این مسافر از نفس افتاده و اکسیژن در اثر انتظار زیاد تمام شد. رفتم دنبال پزشک فرودگاه سرکارش نبود. رفتم دفتر رئیس فرودگاه او هم نبود. برگشتم مردک مرده بود، آمبولانس آوردند او را بردند.

وضعیت وحشتناک مهرآباد
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن