لطمه ناخواسته برخی مسوولان، به نیکنامی ایران

عدد غم‌‌انگیز ۷۷ ...

شماره روزنامه: ۲۷۴۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۹۷۱۰۸ بیشتر

دکتر علی‌دادپی*<br>حضور گسترده دختران در دانشگاه‌ها، یکی از اتفاقاتی بوده که در عرصه بین‌المللی، تبلیغات منفی زیادی را درباره نظام سیاسی ایران خنثی کرده است

دکتر علی‌دادپی*
حضور گسترده دختران در دانشگاه‌ها، یکی از اتفاقاتی بوده که در عرصه بین‌المللی، تبلیغات منفی زیادی را درباره نظام سیاسی ایران خنثی کرده است

در این نوشته مایلم درباره یکی از نتایج تمرکز‌گرایی در تصمیم‌گیری‌ها صحبت کنم. مهم‌ترین ویژگی و هزینه سیستم‌های تمرکزگرا علاقه آنها به تصمیم‌گیری به جای فرد است. ‌کارمند یا مدیر میانی که در یک اتاق پر از پرونده میزی دارد و در‌حال صدور نامه‌ها و بخش‌نامه‌ها است، به ندرت به‌یاد می‌آورد که انسان‌ها با توجه به مجموعه‌ای از ارزش‌ها، منافع و هزینه‌ها بهترین تصمیم ممکن را می‌گیرند.
از این دیدگاه می‌توان دلایل تفکیک جنسیتی اخیر را در دانشگاه‌های کشور درک کرد، ولی نمی‌توان آنها را پذیرفت. به یک ضرب قلم، مقرر شد که دختران حق انتخاب ۷۷ رشته دانشگاهی را در ۳۶ دانشگاه کشور ندارند. جالب است برخی مدیران معمولا هم چندان مایل نیستند مسوول این تصمیمات فاقد توجیه به شمار بیایند.


وزارتخانه می‌گوید دانشگاه، و دانشگاه می‌گوید وزارتخانه. جالب است که تصمیم‌گیری‌ها در سیستم آموزش عالی ما همیشه مرکزی بوده‌اند و وزارتخانه مربوطه بر جزء‌جزء فعالیت‌های دانشگاه‌ها نظارت دارد و در آنها دخالت می‌کند. پس اگر این رویداد در سطح دانشگاه‌ها وجود دارد، وزارت آموزش عالی توان جلوگیری از آن را داشته است.
این یادداشت را نه از منظر یک اقتصاددان و نه از منظر یک طرفدار برابری حقوق زنان و مردان می‌نویسم. بلکه آن را در درجه اول به عنوان یک شهروند ایرانی می‌نویسم که معتقد است همه اتباع کشور باید در برخورداری از امکانات و خدمات عمومی دارای حق برابر باشند.
در درجه دوم این یادداشت را به عنوان یک شهروند ایرانی می‌نویسم که خواهان نیکنامی کشورش است:


درباره نکته اول، این ابتدایی‌ترین حقوق شهروندان است که در صورت کسب امتیاز علمی لازم بتوانند در موسسه دانشگاهی و در رشته دانشگاهی مورد نظرشان ادامه تحصیل بدهند. اینکه یک مدیر میانی خود را صاحب این حق بداند که می‌تواند این حق ابتدایی و اولیه و طبیعی آحاد جامعه را زیرپا بگذارد، غیراخلاقی است. نکته دوم را از منظر یک خواهان نیکنامی کشورم می‌نویسم:
در دو دهه گذشته ایران اگر نه تنها مورد موفق، حداقل موفق‌ترین کشور منطقه در ارتقای نقش زنان در آموزش عالی بوده است. هیچ کشوری، چه دوست و چه دشمن، نتوانسته موفقیت الگوی ایرانی در آموزش عالی را در منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی زیر سوال ببرد.
در همه کنفرانس‌ها و گردهمایی‌ها نام ایران و این واقعیت که زنان ایرانی ۶۰ درصد جمعیت دانشجویی این کشور را تشکیل می‌دهند از اولین نکاتی بوده است که درباره ما بیان شده است. هیچ کشوری در این زمینه به گرد پای ایران هم نرسیده و این واقعیت به خودی خود تبلیغات منفی زیادی را درباره نظام سیاسی و کشور ایران خنثی کرده است.
این موفقیتی است که برای آن مدال طلایی نداده‌اند ولی رشکی در منطقه‌ای برانگیخته است که برخی از کشورهای آن میلیاردها دلار صرف تاسیس دانشگاه و جذب دانشگاه‌های معتبر بین‌المللی کرده‌اند. خلاصه که جالب است در زمانی‌که ملت‌های منطقه در مصر، تونس، لیبی و سایر کشورها به ‌دنبال الگوهای موفق توسعه و مشارکت زنان در آموزش عالی هستند، برخی مسوولان به تفکیک جنسیتی می‌اندیشند.
* استاد اقتصاد دانشگاه ایالتی کلایتون

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن