اقتصاد جهان به نفع فلزات پایه
گروه بورس جهانی- حمزه بهادیوند چگینی- طبق آخرین گزارشهای منتشر شده، جایگاه سرمایهگذاری در زمینه شمش طلا رو به تضعیف است. به گزارش سایت نفت و طلا (oil&gold)،خبرها، پیشبینیها و انتظارات، چشماندازی نه چندان مثبت را برای شمش طلا رقم میزنند و در این شرایط برای سرمایه گذار بسیار سخت است که بتواند تصمیم درستی بگیرد، مخصوصا زمانی که نفس بازار در سینه حبس شده و قیمت ها در کف قرار دارند. حتی تغییرات قیمتی به حدی جزئی و با نوسانات غیرقابل پیشبینی مواجه است که نمیتوان از بازدهی آتی سرمایهگذاریها مطمئن بود. شرایط کنونی شرایطی است که سرمایهگذاران بال پرواز دارند، اما قدرت پرواز ندارند و نمیتوانند اوج بگیرند.
گروه بورس جهانی- حمزه بهادیوند چگینی- طبق آخرین گزارشهای منتشر شده، جایگاه سرمایهگذاری در زمینه شمش طلا رو به تضعیف است. به گزارش سایت نفت و طلا (oil&gold)،خبرها، پیشبینیها و انتظارات، چشماندازی نه چندان مثبت را برای شمش طلا رقم میزنند و در این شرایط برای سرمایه گذار بسیار سخت است که بتواند تصمیم درستی بگیرد، مخصوصا زمانی که نفس بازار در سینه حبس شده و قیمت ها در کف قرار دارند. حتی تغییرات قیمتی به حدی جزئی و با نوسانات غیرقابل پیشبینی مواجه است که نمیتوان از بازدهی آتی سرمایهگذاریها مطمئن بود. شرایط کنونی شرایطی است که سرمایهگذاران بال پرواز دارند، اما قدرت پرواز ندارند و نمیتوانند اوج بگیرند.
در این شرایط همه چشم به انتشار آمار امیدوارکننده دارند. بر این اساس هر وقت آماری در رابطه با بزرگترین اقتصاد جهان (آمریکا) منتشر میشود، بازارهای این کشور و به تبع آن سایر کشورها از رکود خارج میشود یا برعکس به خواب میروند. در شرایط کنونی، بازارهای فلزات اعم از گرانبها و پایه تحت تاثیر اخبار آمریکا از خود عکسالعمل نشان میدهند، تا جایی که بهبود اوضاع این کشور تقاضا را برای فلزات پایه بالا میبرد و این امر به افزایش قیمت این فلزات منجر میشود یا رکود آن به همراه ضعف دلار منجر به افزایش تمایلات سفتهبازانه و سرمایهگذاری در بازارهای طلا و افزایش قیمت طلا میشود. اما به راستی کدام معادله پیروز خواهد شد؟ شمش طلا یا مثلا فلز مس؟
وقتی به چند خبر اخیر که در زمینه اقتصاد آمریکا منتشر شده و بر تقاضای فلزات موثر است دقت میکنیم این تاثیر به وضوح قابل بررسی است. بر اساس آمار اخیر، نرخ رشد ماهانه خردهفروشی ایالات متحده آمریکا برای ماه ژوئن ۴/۰ درصد تخمین زده شده است. در ماه مه این شاخص به همین میزان کاهش داشته است. اگر این ارقام درست باشد باید گفت قیمت شمش طلا کاهش خواهد یافت؛ چرا که امیدواری به بهبود اقتصاد ایالات متحده افزایش مییابد و بالطبع باید انتظار داشت ارزش دلار بالا برود. در طرف دیگر، شاخص ماهانه قیمت مصرفکننده در ماه گذشته ۳/۰ درصد پیشبینی شده است. این رقم نیز قیمت شمش طلا را رو به نزول خواهد برد. در ماه مه این رقم ۱/۰ درصد رشد کرده است. شاخص قیمت تولید نیز در مقایسه با ماه ژوئن ثابت مانده و همچنان ۲/۰ درصد است که این ثبات بر قیمت شمش اثری ندارد. در طرف مقابل افزایش قیمت فلزات پایه در بازارهای جهان موید این مطلب است که تغییرات جهانی به سمتی در حرکت است که سرمایهگذاری در فلزات گرانبها در مقایسه با فلزات پایه از شانس کمتری برخوردار باشد، به عبارت دیگر، فلزات پایه پیروز میدان اقتصاد جهانند و این را باید خبری خوب دانست.
در معاملات دیروز بازارهای کالایی آمریکا قیمت طلا و نقره روندی کاهشی را طی کرده و برعکس فلزات پایه روندی رو به رشد را تجربه کردهاند. البته هنوز پیشبینیها متفاوتند. به عنوان مثال، کامرزبانک دیروز قیمت ۱۹۰۰ دلار را نیز برای اونس جهانی طلا البته تا پایان امسال پیشبینی کرده است. بر اساس تحلیلهای دومین بانک بزرگ آلمان، پتانسیلهای فراوانی همچنان وجود دارد که آینده درخشانی را برای طلا رقم میزند. قیمتهای اخیر طلا حاکی از این حقیقت است که شاید طلا نتوانسته چندان از قیمت ۱۶۰۰ دلار در هر اونس فاصله بگیرد، اما نباید این را نیز نادیده گرفت که طلا در برابر کاهش از این نرخ نیز به خوبی از خود مقاومت نشان داده است و این یعنی هنوز امیدواریها کم نیستند؛ هر چند بهبود اوضاع اقتصادی آمریکا سرمایهگذاران را جذب خواهد کرد، نه سفته بازها را و این میتواند همچنان سندی بر توسعه بخش واقعی اقتصاد باشد. شاید برنامههای تسهیل مقداری در ایالات متحده آمریکا و تحلیل اثرات آن بر اقتصاد این کشور یکی از همان خبرهایی است که همه منتظر آن هستند. البته کارشناسان معتقدند این سیاست نیز مانند سیاستهای گذشته آن اثری را که انتظار میرود در بر
ندارد، اما میتواند امیدواری سرمایهگذاران را افزایش دهد. از طرف دیگر، اگر قرار باشد تورم روندی صعودی به خود گیرد احتمالا دوباره بازارهای کالایی به خصوص فلزات گرانبها گرم میشود و این یعنی تقویت طلا. حقیقت آن است که واقعا پیشبینی درستی از اقتصاد جهان نمیتوان داشت و این پاشنه آشیل قطعیت در تحلیلهای جهانی برای بازارها است. به این نکته باید بیفزاییم که صرف بهبود اقتصادی کشورهای اروپایی و آمریکا یا اجرای سیاستهای اقتصادی کشورهای مذکور نیست که بازارها را تعیین میکند. در حال حاضر، خاورمیانه نیز بازارهای جهانی را در کنترل خود دارد و اگر بخواهیم وقایع را منهای این عامل مهم بررسی کنیم نتیجه عکس حاصل میشود. حقیقت آن است که خروج جهان از بحرانی که به آن مبتلا است بسیار سختتر از آن است که انتظار میرود، مخصوصا آن که تنیده شدن بیش از پیش سرنوشت کشورها به هم راه را برای خروج آسان، سختتر کرده است.